ریزوم (زمین ساقه)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

در علم گیاه‌شناسی به ساقه‌های زیر زمینی ریشه مانند ریزوم (زمین ساقه)[۱] گفته می‌شودکه برخلاف ریشه‌های اصلی در جهات گوناگون گیاه سیر می‌کنند.

ریزوم (زمین ساقه)

جدا از استفاده‌ای که ژیل دلوز فیلسوف فرانسوی از ترم ریزوم کرد، یعنی از زیست شناسی گرفت و از آن مفهومی فلسفی ساخت.[۲] ریزوم در موارد زیر هم بکار رفته‌است:

۱- ریزوم نام یک جمعیت خیریه در تکزاس آمریکا است که اعضایش گرایش عدالت طلبانه دارند و از جمله به زندانیان کمکهای غذایی و... می‌کنند.[۳][۴]

۲- در عرضه موسیقی یکی از ابزار مدرن ارائه موزیک، ریزوم نام دارد،[۵]

۳-در حوزه اینترنت «قابلیت ریزوم»، «فضای ریزوماتیک»، «اف تی پی» و...

اف تی پی؛ برنامه‌ای است که برای جابجایی و دانلود و یا آپ‌لود کردن فایل‌ها از آن استفاده می‌شود و به قطع شدن/ قطع کردن کار و دوباره از همان‌جا وصل شدن و یا ادامه دادن اشاره دارد.[۶]

۴- ریزوم نام یک سازمان غیرانتفاعی هم هست که هنرمندان کارهای خودشان را با فناوری‌های مدرن (میدیا) ارائه می‌دهند[۷] و برای این منظور وبسایت ویژه‌ای که مدام به روز (آپ دیت) می‌شود و امکانات فراوان در اختیار دارند.[۸]

5- غیر از موارد فوق ریزوم (با دیکته Rizome و نه Rhizome) در رُمان علمی تخیّلی[۹] «جزایر در شبکه» نوشته[۱۰] «بروس استرلینگ» نقش دارد.

ریزوم (فلسفه)[ویرایش]

ژیل دلوز[۱۱] فیلسوف فقید فرانسوی در کتاب[۱۲] هزار فلات (هزار سطح صاف) که با همراهی دوستش فیلیکس گاتاری[۱۳] منتشر نموده، بارها به استعاره ریزوم اشاره نموده‌است.[۱۴]

از دیدگاه ژیل دلوز، ریزوم (زمین ساقه) نمایانگر وضعیت نمادین پسامدرنیسم است و او در نقد فلسفه غرب به این موضوع اشاره کرده‌است.

کتاب «هزار سطح صاف» بخشی دارد با عنوان: Summary of characteristics of rhizome (خلاصه‌ای از ویژگیهای ریزوم) و ژیل دلوز که می‌خواهد از آن مفهوم فلسفی بسازد، آگاهانه خصوصیات ریزوم را برجسته کرده‌است.

o ریزوم ریشه‌های فرعی گیاه‌است و در فاصله‌های میانی ریشه اصلی گیاه می‌روید.

o گیاه ریزوم دار به صورت افقی رشد کرده و ساقه اش در خاک قرار می‌گیرد.

o با قطع بخشی از ساقه ریزوم، گیاه نه می‌خشکد و نه از بین می‌رود، همانجا در زیر خاک گسترش می‌یابد و جوانه‌های تازه ایجاد می‌کند.

o ریزوم، برخلاف درخت حتی اگر تماماً شکسته یا از هم گسسته شود باز هم می‌تواند حیات خود را از سر بگیرد و در جهات دیگری رشد کند.

o برخلاف ریشه اصلی درخت که اساساً رو به زمین در دل خاک در یک جهت خاص سیر می‌کند، (ریزوم) به هر سو سَرک می‌کشد و روی خاک در جهات گوناگون پیش می‌رود…

o در بعضی گیاهان ریزومهای قدیمی خشک شده و می‌پوسند اما گیاهان جوان که از رشد جوانه‌ها در روی ریزوم تشکیل می‌شوند، خود به خود جدا و مستقل به حیات خود ادامه می‌دهند.

o گیاهان ریزوم دار از طریق قطع ریزومها یا قلمه گرفتن از آنها تکثیر می‌شوند.

o ریزومهایی که به سرما مقاوم نیستند. در فصل پاییز از خاک بیرون کشیده می‌شوند تا در فصل بهار از هم جدا شده، مجدداً کشت شوند.

نگاه ریزومی ضد تمرکز است[ویرایش]

ژیل دلوز با اشاره به شکل ظاهری درخت (که تقریباً عمودی و رو به بالا است) و ریزوم (که افقی و دراز کشیده روی خاک به هرسو پیش می‌رود) می‌گفت:[۱۵]

ما دو جور نحوه تفکر داریم. تفکر ریزومی[۱۶] و تفکر درختی[۱۷] و این دو با هم بکلی متفاوتند. تفکر ریزومی، فضاها و ارتباطات افقی و چندگانه و همه جانبه را تداعی می‌کند اما تفکر درختی با ارتباطات خطی و عمودی و گوش به فرمان سر و کار دارد.[۱۸]

...

تفکر درختی نمایانگر فلسفهِ بودن (و درجازدن) است حال آنکه تفکر ریزومی، پویا و متکثر بوده و در آن از مرزبندی‌های تفکر خطی خبری نیست.

نگاه ریزومی ضد تمرکز و نظم معمول است و زندگی ایلیاتی و کوچ دائمی کولیان را که با محدودیت و سکون نمی‌سازند، تداعی می‌کند.[۱۹]

تکیه کلام «ژیل دلوز» این بود که درخت تحمیل کننده فعل «بودن» است، اما بافت ریزوم، سمبل «شدن» و عطف و ربط است، «و... و... و»...

استعاره ریزوم به‌خوبی دیدگاه ژیل دلوز و دوستش را از مفاهیم کثرت، تفاوت و شدن نشان می‌داد.

ریزوم و دنیای نت[ویرایش]

هر تفکر ریزومی پایانش آغاز تفکر دیگری است و نمی‌توان برای آن آغاز یا پایانی قائل شد.

این تفکر، هویتی چند شبکه‌ای برای انسان مدرن به ارمغان آورده‌است. هویتی که خود را بسیار و به تکرار می‌شکند و دوباره پیوند برقرار می‌کند. در واقع ریزوم‌ها مابین تفکرات خطی قرار گرفته و آن‌ها را به هم مرتبط می‌کنند.

ژیل دلوز و فیلیکس گاتاری از ریزوم بهره گرفتند تا ورود و خروج غیر سلسله مراتبی و چندگانه را در دستورالعمل برنامه‌ها نشان دهند.

ریزوم (همانطور که از شکل ظاهری اش هم پیداست)، فاقد مرکز و رده بندی، عاری از دلالت و، بدون راهبر است و برخلاف درخت به طور نامحدود گسترش می‌یابد و قادر است فعل بودن را به چالش گرفته و «شدن» را به نمایش بگذارد.

گفته می‌شود دنیای ریزوم گونه اینترنت، تجسم چنین فضای فکری است.

تئوری ریزوم با مجازی سازی و بی مکانی همراه‌است[۲۰] و عصر جدید که با انقلاب ارتباطات به جهان مجازی و دنیای شبکه‌ای انجامیده، و جهان اینترنت که با فشرده کردن زمان و مکان تاریخی و کنار هم قرار دادن آگاهی‌های گوناگون، شبکه‌ای درهم تنیده از اطلاعات ایجاد کرده‌است. ترسیم کننده فضای پویا و سرزنده ریزومی است.

در دنیای مجازی همه جا، همین جا است و مجازی سازی (نه بعضی جاها، نه با کُندی و نه با واسطه)، بلکه همه‌جا، برقی و بی واسطه کارکرد دارد و اخبار و اطلاعات تازه را در اختیار همگان می‌گذارد. هر نقطه‌ای از ریزوم می‌تواند به هر نقطه دیگر پیوند بخورد.[۲۱]

تئوری ریزوم به چندگانگی بها می‌دهد[ویرایش]

در یک مجموعه ریزومی، اموری که با همدیگر لزوماً همرنگ و همگون نیستند کنار هم قرار می‌گیرند و به زایش دست می‌زنند.

درواقع تئوری ریزوم به چندگانگی بها می‌دهد و ریزوم، فرهنگ‌های گونه‌گون و متعدد را به هم وصل نموده رابطه جدید می‌سازد.

اندیشه و تصورات ما[۲۲] نیز مثل ریزوم (زمین ساقه) آبشخورهای متفاوت و جورواجور دارد و بر چندگانگی[۲۳] و تفاوت (نه یکپایگی و تضاد) همراه‌است.

تا قبل از ژیل دلوز در همه رشته‌های مطالعاتی اعم از گیاه شناسی، زیست شناسی، کالبد شناسی، الهیات، معرفت شناسی... مرکزیت و درخت گونگی، (شاخه‌ای تنومند که ساقه‌ها و برگ‌ها و... همه بدان وابسته‌اند)، مطرح بود. به عبارت دیگر تفکر غرب قرن‌های متمادی در استیلای الگوی درخت وار بوده‌است. ژیل دلوز و فیلیکس گاتاری در کتاب «هزار سطح صاف» (هزار فلات) به تفصیل به این مساله پرداخته و آن وضع را به باد انتقاد گرفتند...

آنان نوشتند مجموعه تاریخ تفکر از جمله تاریخ فلسفه بر اساس الگوی درخت وار شکل گرفته‌است و سلسله مراتب عمودوار، درخت گونه و مرکز مدار، عقلانیت غرب را از تک و تا انداخته، دست و پایش را بسته و مانع رشد و نوآوری شده‌است...

قیامهای ریزوم وار و «ژیل دلوز»ی[ویرایش]

تکثرهای فرهنگی در اتصّال با هم معنایی را بوجود می‌آورند که اگرچه به صورت منفرد توی چشم نمی‌آید اما به صورت جمعی قابل تعریف است.

حوادث بعد از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری در ایران و تحولاتی که در مصر و تونس و لیبی... صورت گرفت حضور یا غیبت تظاهرکنندگان به جای حالت عمودی از بالا به پائین، حالتی افقی (حالتی ریزومی) داشت. و همین عامل ضربه پذیری آنان را به حداقل رساند.

قیامهای ریزوم وار و «ژیل دلوز»ی فاقد رهبر و تشکیلات ویژه‌است و موجودیتش ناشی از رهبری آنها نیست بلکه ناشی از ماهیت شبکه مانند و متصل آنها است.

در واقع ریزوم‌ها مابین تفکرات خطی قرار گرفته و آن‌ها را به هم مرتبط می‌کنند بدین ترتیب هر تفکر ریزومی پایانش آغاز تفکر دیگری است و نمی‌توان برای آن آغاز یا پایانی قائل شد.

؛ ریزوم همواره در میانه‌است، میان چیزهاست، بینا بودن است، میان پرده‌است. درخت، انتساب است؛ اما ریزوم ارتباط است، فقط ارتباط....[۲۴]

پانویس[ویرایش]

  1. «زمین ساقه» برگردان مناسبی برای Rhizome رَیزوم است. «ریشه‌وار» که دائرةالمعارف دکتر مصاحب به کار برده، چندان دقیق نیست. خرده ریشه، ریشه جوش و پاجوش... را هم کشاورزان بکار می‌برند ولی منظورشان دقیقاً ریزوم نیست.
  2. ریزوم (فلسفه)
  3. The Rhizome Collective
  4. ریزوم (انجمن)
  5. ریزوم (هنر)
  6. برای نمونه، از طریق یک برنامهٔ اف‌تی‌پی با شیوهٔ ریزومی در حال دانلود کردن یک فایل ۲۰۰ مگابایتی هستیم. پس از دانلود شدن ۵۰ مگابایت، به دلیلی اینترنت ما قطع می‌شود. پس از وصل شدن، دیگر نیاز نیست برگردیم اول و از نو، فایل را دانلود کنیم، بلکه برنامه را از همانجایی که قطع شده بود، (یا خودمان قطع کرده بودیم) ادامه داده و ۱۵۰ مگابایت باقی‌مانده را دانلود می‌کنیم.. دیگر اینکه، در روش ریزومی، یک فایل را می‌توان همزمان از منابع متفاوت دانلود کرد، و اگر یکی یا چندتا از این منابع از دور خارج شدند، کار (شاید با سرعتی کمتر) همچنان ادامه پیدا خواهد کرد.
  7. مقاله نیویورک تایمز در مورد انجمن ریزوم: ARTS ONLINE; Digital Artworks That Play Against Expectations
  8. *سایت رسمی ریزوم (هنرمندان)
  9. Islands in the Net
  10. Bruce Sterling
  11. Gilles Deleuze
  12. A Thousand Plateaus
  13. Félix Guattari
  14. Carl Jung کارل گوستاو یانگ هم از ترم «ریزوم» برای توصیف ناخودآگاه و... استفاده نموده و برخی از مردم پیش از ژیل دلوز، رشد بی رویه و غیرمعمول افراد و گروهها را به ریزوم تشبیه می‌کردند
  15. کتاب «آنتی ادیپ» Anti-Oedipus (Capitalism and Schizophrenia سرمایه داری و اسکیزوفرنی و Thousand Plateaus هزار سطح صاف)
  16. rhizomatic thinking
  17. arbolic thinking
  18. البته اندیشه افقی را نیچه باب کرد و ژیل دلوز به تشریح آن پرداخت.
  19. البته در زندگی ایلیاتی آداب و رسوم و طرز زندگی، تقریباً تغییر نمی‌کند، (زندگی کولی‌ها هم تا حدودی همین طور است) آنان از فرهنگ‌های دیگر کمتر نقش می‌پذیرند. ضمناً در زندگی ایلیاتی، رئیس ایل، نقش برجسته و تقریباً بی‌چون‌وچرایی دارد... اگر نگاه ریزومی به زندگی ایلیاتی و کوچ دائمی کولیان تشبیه شده، تنها اشاره به «حرکت در مکان» است.
  20. البته مجازی سازی با دنیای مجازی اینترنت متفاوت است و کاربرد ریزوم در نت، لزوماً مجازی سازی نیست
  21. تفکر ریزومی، هویتی چندشبکه برای انسان مدرن به ارمغان آورده‌است. هویتی که خودرا چندباره می‌شکند و دوباره پیوند برقرار می‌کند
  22. image of thought
  23. Multiplicity
  24. بخشی از کتاب هزار سطح صاف (در مورد ریزوم) "A rhizome as a subterranean stem is absolutely different from roots and radicles. Bulbs and tubers are rhizomes. Plants with roots or radicles may be rhizomorphic in other respects altogether. Burrows are too, in all their functions of shelter, supply, movement, evasion, and breakout. The rhizome itself assumes very diverse forms, from ramified surface extension in all directions to concretion into bulbs and tubers... The rhizome includes the best and the worst: potato and couchgrass, or the weed." (Deleuze & Guattari, 1987, p. 6- 7

منابع[ویرایش]

«ژیل دلوز»، محمد ضیمران، فصلنامه ادبی خوانش ـ شمارهٔ ۱ و ۲

ژیل دلوز و جغرافیای فلسفهٔ رویداد- سخنرانی محمد ضیمران در باب فلسفه ژیل دلوز / نویسنده: استرید اس. ویدینگ/ مترجم: سیدحسام فروزان/شرق/۷ مرداد ۸۵

هیستری/ ژیل دلوز/ترجمه: بابک سلیمی زاده

گفتگو با دلوز و گاتاری/ ترجمه: بابک سلیمی زاده

رویکرد ژیل دلوز به فلسفه/ محمد ضیمران

گفتگو در مورد دکتر شایگان و ریزوم، (بخش پنجم)، عطا هودشتیان

روزی، شاید، این قرن «دلوزی» باشد /لیدا فرخی/ روزنامه ایران، دوشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۸۶

مفاهیم دلوزی: فلسفه، استعمار و سیاست، پل پاتون، (بررسی تحول فلسفه سیاسی ژیل دلوز)، انتشارات دانشگاه استنفورد

Folds And Rhizomes For Gilles Deleuze، Sub Rosa، Utopian Diaries

(۱۹۷۲) L'Anti-Oedipe (Paris: Minuit); tr. as Anti-Oedipus، by Robert Hurley، )۱۹۸۰) Mille plateaux (Paris: Minuit); tr. as A Thousand Plateaus، by Brian