آرتمیزیا جنتیلسکی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
جودیث هولوفرنس را سر می‌برد.آرتمیزیا

جنتیلسکی (۸ ژوئیه،۱۵۹۳-۱۶۵۲) نقاش ایتالیایی با سبک باروک بود که امروزه به عنوان یکی از نقاشان به نام مخسوب می‌شود. او در کارهای خود از کاراواجو الهام گرفته‌است. در دوره‌ای که زنان نقاش از سوی جامعه هنری پذیرفته نمی‌شدند او اولین زن نقاش بود که به عضویت آکادمی Accademia di Arte del Disegno درفلورنس درآمد. نقاشی‌های او از زنان در رنج، اسطوره‌ها و کتاب انجیل قربانیان، خودکشی و مبارزه بود. او در نقاشی‌های خود از داستان جودیس الهام می‌گرفت. معروف ترین تصویراو ،Judith Beheading Holofernes بود که سر بریدن هولوفرنز را در صحنه‌ای از خونریزی و کشمکش نشان می‌دهد.

آغاز داستان[ویرایش]

آرتمیزیا جنتیلسکی در ۸ ژوئیه ۱۹۵۳ در رم متولد شد، بزرگترین فرزند نقاش اوراتزیو جنتیلسکی. آرتمیزیا با تقلید از پدرش به نقاشی روی آورد و نسبت به برادرانش استعداد بیشتری از خود نشان داد. برادرانش نیز در کار همراه با او به حرفه نقاشی مشغول بودند. او طراحی را فراگرفت و آموخت که چطور رنگ‌ها را با یکدیگر ترکیب کند و نقاشی کند. از آنجائیکه پدرش با الهام از سبک کاراوجو نقاشی می‌کرد، او نیز متعاقباً از سبک پدرش پیروی می‌کرد. سبک او تا حدودی با پدرش متفاوت بود زیرا نقاشی‌های او بسیار طبیعت گرا بود. اوراتزیو دخترش را مورد تشویق فراوان قرار می‌داد. در طی قرن هفدهم چنین تصور می‌شد که زنان دارای هوش و مهارت کافی برای کار کردن نیستند. در همین زمان بود که آرتمیزیا بر سبک سنتی اصرار ورزید و آثاری را خلق کرد. با انجام اینکار او شناخته شد و مردم او را تحسین کردند و مورد احترام قرار دادند. اولین کار هنری آرتمیزیا که آن زمان ۱۷ سال بیشتر نداشت Susanna e i Vecchioni (Susanna and the Elders) بود. نقاشی او نشان می‌دهد که چطور او توانسته‌است از سبک کاراواجو پبروی کند بدون اینکه به مدرسه رفته باشد و یا توسط هنرمندانی آموزش دیده باشد. این یکی از نقاشی‌های اوست که تجاوز جنسی توسط دو مرد را نشان می‌دهد. در سال ۱۶۱۲ پدر او با آگوستینو تاسی برای کاشت گل در محوطه Pallavicini Rospigliosi Palace رم فعالیت می‌کرد. اوراتزیو از او خواست که به طور خصوصی به دخترش نقاشی را تعلیمم دهد. در طی آموزش تاسی آرتمیزیا را مورد تجاوز قرار داد. مرد دیگر کوسیمو کورلیس نیز تاسی را در انجام اینکار یاری کرد. پس از این ماجرا آرتمیزیا رابطه جنسی خود را با تاسی ادامه داد. آنها تصمیم گرفتند که با یکدیگر ازدواج کنند. پس از مدتی تاسیا قول خود را زیر پا گذاشت و به او گفت که او با مرد دیگری رابطه داشته‌است. اوراتزیو پس از آنکه از تصمیم ازدواج آن دو مطلع شد تاسیا را مورد خشونت قرار داد همچنین او را متهم به دزدیدن نقاشی جودیت از خانه جنتیلسکی نمود. موضوع اصلی درگیری تجاوز به آرتمیزیا بود. این در حالی بود که پیش از تجاوز تاسی به آرتمیزیا ، آرتمیزیا دارای رابطه دیگری نیز بوده‌است. پس از بررسی‌های متعد مشخص شد که تاسیا نقشه قتل همسرش را طراحی کرده‌است. علت طراحی این نقشه مشکل همسرش با خواهر شوهرش بوده‌است. پس از پایان محاکمه تاسی به یکسال حبس محکوم شد. این محاکمه مورد توجه طرفداران حقوق زنان در قرن بیستم قرار گرفت. نقاشی (Judith beheading Holofernes) (۱۶۱۲–۱۶۱۳) خشونت زنان علیه مردان را به تصویر می‌کشید. یک ماه پس از محاکمه، اوراتزیو تصمیم گرفت که دخترش با پییر انتونیو استیاتسی ازدواج کند. او یک نقاش میانه رو از فلورانس بود. مدت کوتاهی پس از ازدواج آنها به فلورانس حرکت کردند. آرتمیزیا در آنجا اثر کایا بوناروتی را از خود به جا گذاشت.

موضوعات مشخصهٔ اوقهرمانان زن هستند؛ بنتشیبا زنی که طعمهٔ هوی و هوس داوود پادشاه قرار گرفته وسرنوشتی غم انگیز پیدا کرد و یهودیه که جان مردم را با گردن زدن هلوفرنس نجات داد. هر دوی این موضوعات در دوره باروک که ازصحنه‌های شهوانیو خشونت بار استقبال می‌شد، بسیار مورد پسند واقع شد. نمایش مکرر این قهرمانان زن کتاب مقدس توسط آرتمیزیا اشاره به احساسات دوگانه او نسبت به مردان داشت که ریشه درزندگی آشفته او داشت. تابلوی یهودیه وکنیز او با سر هلوفرنس اثریست کاملاً پخته، مستقل، نمایشی و سترگ است. موضوع اثر داستان یهودیه که با پیشخدمت خود به چادر سردار آشوری رفته او را مست کرده وسرش را با شمشیر می‌برد. این اثر همزمان با داستان داوود و جالوت است.

دوره فلورانس ۱۶۲۰ - ۱۶۱۴[ویرایش]

در این دوران آرتمیزیا موفقیتهای زیادی را تجربه کرد. او اولین زنی بود که در آکادمی هنر دل دیزاینو مورد پذیرش قرار گرفت. (آکادمی هنرهای ترسیمی). او ارتباط خوبی را با هنر مندان زمان خود نظیر کریستافانو آلوری برقرار کرد. او همچنین محبوبیت‌های فراوانی بدست آورد. ا ارتباط نزدیکی را با گالیله گالیلی برقرار کرد. پس از تولد برادر زاده‌اش بوناروتی تصویر او را طراحی کرد. او از آرتمیزیا خواست تا نقاشی او را در گالری قرار دهد. نقاشی در گالری آلگوریا دل ایکلنازیون قرار داده شد. این نقاشی مورد توجه قرار گرفت و همه روزه تعداد کثیری از آن بازدید می‌کردند. آرتمیزیا در دوران خلق آثار هنری اش شهرت فراوانی یافته بود. اما آنچه که برای او رنج آور بود موضوع تجاوز او بود که او را شرمسار می‌کرد. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که چرا در آثار خود در بیشتر موارد خشونت زنان را به تصویر می‌کشیده‌است. از کارهای جالب توجه او می‌توان به La Conversione della Maddalena و Giuditta che decapita Oloferne اشاره کرد. این دو اثر از بزرگترین و معروف ترین اثرهای او بودند که در گالری فلورنس به نمایش گذاشته شده‌است. با وجود موفقیت‌های او بدلیل هزینه‌های فراوانی که او و همسرش متحمل شدند دوره فلورنتین پر از مشکل برای آن دو بود این مشکلات سبب شد که او در سال ۱۶۲۱ به رم برگردد.

بازگشت به رم، دوره ونیز ۱۶۳۰- ۱۶۲۱[ویرایش]

همان سالی که اوراتزیو ژنو را ترک کرد آرتمیزیا وارد رم شد. برخی‌ها گمان می‌کردند که آرتمیزیا پدرش را در این سفر همراهی کرده‌است. این در حالی است که شواهدی مبنی بر این موضوع در این دوران وجود ندارد. پس از ترک پدرش او به سختی نقاشی‌های خود را انجام می‌داد. این دوران سخت ترین دوران زندگی او بوده‌است. شواهدی نیز وجود دارد که آرتمیزیا رم را برای زندگی انتخاب کرد و دخترش را در آنجا بزرگ کرد. او همچنین از ازدواج با پرودنزیا صاحب فرزندی به نام پییرآنتونیو استیاتسی شد. او در سال ۱۶۲۷ صاحب دختر دیگری شد . او تلاش کرد که هنر را به فرزندانش بیاموزد اما موفق نشد.

ناپل و دوره انگلیس ۱۶۵۳-۱۶۳۰[ویرایش]

در سال ۱۶۳۰ آرتمیزیا به ناپل حرکت کرد ، شهر دوستداران هنر. او در این شهر فرصت‌های جدید شغلی را بدست آورد. بسیاری از هنرمندان دیگر نظیر کاراواجو، آنیباله کاراچی، سیمن ووت از مدت‌ها پیش در ناپل زندگی می‌کردند. همچنین جوزف دی ریبرا، ماسیمو استانزیون و دومچینو در این شهر مشغول به فعالیت بودند. او به این شهر علاقه زیادی داشت و هنرمندان متعددی در این شهر مشغول به فعالیت بودند. او همچنین سفرهایی به مناطق مختلف داشت و آثار خود را نیز در آن مناطق به نمایش گذاشت. او رابطه هنری خود را با دوک آلکالا و تعدادی از هنرمدان مشهور آغاز کرد. دو تن از هنرمندانی که او رابطه نزدکی با آنها داشتن عبارتند از ماسیمو استانزیون و برناردو دو مینیسی. در ناپل برای اولین بار آرتمیزیا کار خود را با نقاشی کلیسای جامع آغاز کرد. او کلیسای جامع San Gennaro nell'anfiteatro di Pozzuoli در پازولی را به تصویر کشید. در طول اولین دوران افلاطونی او اثر Nascita di San Giovanni Battista را خلق کرد. او در این دو اثر سعی کرد که به جای جودیس، سوسانا، بنتشیبا موضوعات جدیدی را به تصویر بکشد. در سال ۱۶۳۸ به پدرش در لندن پیوست. پدر و دختر مجدداً همکاری خود را با یکدیگر آغاز کردند . آنها تابلوی Henrietta Maria of France در گرینویچ طراحی کردند. اما واضح بود که کمک پدرش فقط به دلیل آمدن او به لندن نبوده‌است. شهرت آرتمیزیا تا حدودی پدرش را آزرده خاطر می‌کرد زیرا او تمام درامدش را صرف کار و خلق آثار هنری می‌کرد. اوراتزیو در سال ۱۶۳۹ به طور ناگهانی درگذشت. او پس از مرگ پدرش به تنهایی به انجام کارها پرداخت. بسیار مشخص بود که او تا سال ۱۶۴۲ یک چپ گرا بوده‌است. آرتمیزیا تا حد زیادی تحت تاثیر کارهای مهندس معماری به نام ایل ساریس (که پسرشآرکوییک یک مهندس بود) قرار گرفت

اولین نوسینده‌ای که کتابی را در مورد آرتمیزیا نوشت آنا بانتی همسر روبرتو لونگی بود. او اولین پیش نویس خود را در سال ۱۹۹۴ ارائه داد او همچنین در دفتر خاطرات خود اتفاقات جالب زندگی اش را ثبت می‌کرد. ۵۰ سال بعد در سال ۱۹۹۹ نویسنده فرانسوی الکساندرا راپیله مجذوب آرتمیزیا شد و داستانی در مورد او نوشت و کارهای او را مورد تقدیر قرار داد. او در نوشته‌های خود سعی کر د رابطه بین زن بودن او و حرفه نقاشی اش را بیان کند. او همچنین تلاش کرد تا ارتباط بین لتیموتیو به عنوان عشق او و رابطه او با پدرش را بیابد. در سال ۱۹۹۷ فیلم آرتمیزیا توسط آگنس مرلت کارگردانی شد. والنتیا سروی زندگی هنرمندانه او را در فیلم به تصویر کشید. او همچنین رابطه تاسی و آرتمیزیا و تجاوز را به تصویر کشید. سالی کلارک نیز چندین نمایشنامه در رابطه با تجاوز انجام شده در مورد آرتمیزیا را به تصویر کشید " زندگی بدون تعلیم" در سال ۱۹۸۸ در تئاتر نایت وود به نمایش درامد و در سال ۱۹۸۹ نیز حائز دریافت جایزه از شورای هنر انتازیو شد.

منابع[ویرایش]

  • تاریخ هنرفریدریک هارت
  • تاریخ هنر جنسن