اخشورش

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

اَحَشْوِروش (به عبری: אֲחַשְׁוֵרוֹשׁ) نام شاه ایرانی در سنت یهودی ماقبل مسیحی است که در عهد عتیق آمده‌است و در کتاب استر، دانیل، عزرا و کتاب جعلی توبیت دیده شده است[۱]

باستان پرستان متعصب ایران بدون اینکه به مطالب کتاب استر و منابع قدیم و اصیل ایرانی دقت کنند به خاطر اینکه اشخاص داستان استر و مردوخای در زمان هخامنشیان وجود ندارند به کل داستان استر را منکر می شوند. اما اگر به کمی دقت کتاب استر و دانیال و عزرا را بخوانیم متوجه می شویم دو فرد با نام خشایارشا وجود دارد.

اخشورش (خشایارشا) در کتاب دانیال و استر با خشایار شا در کتاب عزرا یکی نیست. اخشورش در کتاب دانیال پدر داریوش مادی شاه بابل (نبونید شاه بابل قبل از آزادسازی یهودیان توسط کورش پارسی). اما خشایارشا در کتاب عزرا شاه پارسی بعد از آزادسازی یهود است.

ریشه نام اخشورش[ویرایش]

نام اخشورش (به عبری: ʾaḥašwerōš) به نظر می رسد نماینگر نام پارسی باستان خشایارشا، پسر و جانشین داریوش اول باشد که توسط یونانی ها خرخس[یادداشت ۱] نشان داده شده است. در نسخه یونانی کتاب استر، نام پادشاه پارسی ارتخرخس (احتمالاً اردشیر اول (۴۶۵-۴۲۴ پیش از میلاد) است. ولی این محتمل است که نام فارسی باستان اردشیر[یادداشت ۲] را برابر با نام عبری آن (اخشورش) کنیم.[۱]

عهد عتیق[ویرایش]

کتاب استر[ویرایش]

یکی از بخش‌های عهد عتیق است. شخصیت‌های محوری کتاب استر، اخشورش (خشایارشا؟)، ملکه وشتی، مردخای و هامان هستند. در سایت کلیمیان تهران مقدمه کتاب استر اینطور آمده: طومار استر بخشی از کتاب مقدس یهودیان "عهد عتیق" می باشد. استر دختری یهودی بنام هَدَسا است که ناخواسته به دربار خشایارشاه راه می یابد و برخلاف باور همگان بعنوان ملکه انتخاب می گردد. استر در موقعیت و شرایط جدید نیز قوم و دین خود را به فراموشی نمی سپارد و همچون گذشته تابع قیم و مربی خود پسر عمویش "مردخای" می باشد. گویی تقدیر الهی شفایی را پیشاپیش برای وقایع بعدی آماده می سازد. پس از مدتی هامان که بر خلاف ایرانیان، فردی بت پرست، متکبر و جاه طلب است و به مقام رئیس وزرایی خشایارشاه می رسد و تصمیم به نابودی یهودیان می گیرد و برای اجرای توطئه ی خود برنامه ریزی نموده و روز خاصی را در تمام مناطق ایران معین می نماید. در این بین یهودیان رو به خدا آورده و درخواست رهایی و خلاصی دادند، مردخای از استر می خواهد تا به حضور پادشاه رفته و از او نجات قومش را درخواست نماید. استر برای رهایی همکیشان با جانفشانی پا در میدان گذاشته و با برملا ساختن توطئه هامان نزد پادشاه، حکم نابودی هامان صادر می گردد. در مراحل بعدی خشایارشاه به یهودیان اجازه می دهد تا به دفاع از خود بپردازند و بدین گونه توطئه هامان نقش بر آب گشته و در همان روزی که دشمنان قصد نابودی موحدین را داشتند خود نابود می گردند. باید به این نکته اشاره کنیم که واقعه ی پوریم دقیقا در تاریخ ۳۴۰۵ عبری ( حدودا ۳۵۶ قبل از میلاد مسیح) به وقوع پیوسته و همچنین هیچ سند تاریخی دیگری غیر از تومار استر یا مگیلت استر به این واقعه مذهبی اشاره نکرده است. مگیلت استر جزو کتب مقدس یهود بشمار می رود. که حاوی مطالب دقیق فلسفی و مذهبی است. و در تاریخ ۵ آدار ۳۴۰۶ عبری نوشتن آن توسط مردخای و استر به پایان رسیده است.

یهودیان و تاریخ نگاران سعی در این دارند تا داستان استر را به زمان حکومت هخامنشیان و پادشاهی خشایارشا و یا برخی دیگر (ازجمله متن یونانی کتاب) به زمان اردشیر هخامنشی نسبت می دهند.

اما با توجه به اینکه در بخش ۵ و ۶ از فصل دوم کتاب استر این چنین آمده: درشوش یک یهودی به نام مردوخای (پسر یائیر، و نوه شمعی، از نوادگان قیس بنیامینی)زندگی میکرد. وقتی نبوکد نصر پادشاه بابل، عده ای از یهودیان را همراه یکینا(يِخوُنيا) پادشاه یهودا از اورشلیم به اسارت برد، مردوخای نیز جزء اسرا بود. با توجه به اینکه نبوکد نصر از سال ۶۰۵ تا ۵۶۲ قبل از میلاد مسیح زندگی می کرد پس در سال ۳۵۶ قبل از میلاد به احتمال بسیار زیاد نمی توانسته مردوخای زنده بوده باشد و کتاب را نوشته باشد.

در کتاب دانیال[ویرایش]

در کتاب دانیال (۹٫۱) گفته شده که در اولین سال سلطنت داریوش مادی (پسر خشایار شا). در کتاب آثارالباقیه ابوریحان بیرونی در جدولی که مربوط به ملوک کلده (پادشاهان بابل) است داریوش مادی قبل از کورش فاتح بانی بیت المقدس پادشاه بابل بوده. بیرونی مدت فرمانروایی داریوش مادی را ۱۷ سال ثبت کرده است. بر این پایه، ما در ظاهر، دارای دو فرمانروا با نامهای نبونئید و داریوش مادی هستیم که هر دو در یک زمان (پیش از آمدن کورش بزرگ) به مدت ۱۷ سال بر یک سرزمین (کلده) حکومت مینمودند. این معما با نوشته «ابن عربی» است که حل میشود: «داریوش مادی، یونانیان او را نابونیدس گویند… در عصر پادشاهی او، دولت نبطیان کلدانی منقرض شد و پادشاهی آن قوم به پارسیان رسید.» فرجامین فرمانروای کلدانی، با لقب نبونئید (نبونئیتَ) در بابل به حکومت میرسد، اما تبار او مادی و نام وی داریوش بوده است، پدرش خشایارشا نام داشته و در شصت و دو سالگی به قدرت رسیده و در هفتاد و نه سالگی بدست کورش ،از مسند قدرت برکنار شده است.

همچنین ابوریحان بیرونی و تمام تواریخ سنتی ایرانی ملوک کلده از جمله هخامنشیان را بخشی از حکومت شاهان کیانی که مقر حکومتشان در بلخ بوده و کورش عامل اردشیر بهمن شاه کیانی در بابل بوده. و بیرونی نام اکثر پادشاهان بابل را درست ذکر کرده.

در کتاب عزرا[ویرایش]

در کتاب عزرا (۴٫۶) تصور می شود که خشایارشا بین داریوش اول و اردشیر اول حکومت می کند پس بنابراین خشایار در کتاب عزرا همان خشایارشا هخامنشی است اما اخشورش کتاب دانیال اخشورش مادی پدر داریوش مادی پادشاه بابل است.

در کتاب توبیت[ویرایش]

در قسمت توبیت بخت‌النصر و اخشورش نینوا را فتح و ویران کردند. در این مثال اخشورش فقط می‌تواند هووخشتره مادی باشد.در متون توبیت یافت شده در نسخه قدیمی سیناتیکوس، نام پادشاه ماد در آیه ۱۴٫۱۵ اچیاچَرُس [یادداشت ۳] است.[۱]

نتیجه گیری: با توجه به مطالب فوق میتوان نتیجه گرفت: اخشورش (خرخس یا xerxes) همان هوخشتره شاه مادباشد که در کتاب تاریخ ماد دیاکونوف نام وی کیاکسار یا Kueksares است.

یادداشت‌ها[ویرایش]

  1. Xerxes
  2. Artaxšaça
  3. Achiacharos

پانویس[ویرایش]

  1. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام iranica وارد نشده‌است.

منابع[ویرایش]

  • McCullough, W. S. “AHASUREUS”. In Encyclopædia Iranica. vol. 1. New York: Bibliotheca Persica Press, 1985. 634-635. Retrieved ۲۰۱۲-۰۷-۲۱. 
  • Gafni, Isaiah and Harold Louis Ginsberg. “AHASUERUS-XERXES”. In ENCYCLOPAEDIA JUDAICA. vol. 1. 2nd ed. New York: Thomson Gale, 2007. 538. ISBN ‎978-0-02-865929-9. 
  • Gutmann, Joshua. “AHASUERUS”. In ENCYCLOPAEDIA JUDAICA. vol. 1. 2nd ed. New York: Thomson Gale, 2007. 538. ISBN ‎978-0-02-865929-9. 

پیوند به بیرون[ویرایش]