کاتارسیس

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

کاتارسیس یک واژه یونانی به معنای تطهیر، تزکیه و تخلیص است که بعدها به یک واژه علمی برای محققان تبدیل شده است. این واژه از کلمه یونانی کاتارین به معنی"پاک کردن" گرفته شده و در ادامه تطورش از حوزه مذهب، پزشکی و دیگر سنت‌های عالمانه یونانی به مباحث معاصر راه یافته است [۱]

تعریف‌ارسطو[ویرایش]

اودیپوس شهریار
  • کاتارسیس عبارت است از «پایان بخشیدن» به نیروهای عاطفی نمایش‌نامه، مثلاً در نمایش‌نامه‌ای تراژیک، کاتارسیس پایان‌یابی ترس است و بهبود ترحم.[۲] این نیروهای عاطفی قبل از آن‌که در تماشاگر مؤثر افتند، باید در نمایش‌نامه وجود داشته باشند؛ و وقتی این عواطف یا هر آن عاطفه‌ای که نمایش‌نامه خود به منزلهٔ نیرو از آن برخوردار است در نمایش‌نامه به پایان رسید، پس در تماشاگر نیز به پایان رسیده است.[۳]
  • کاتارسیس را ارسطو یکی از نتایج لذت بردن از اثر هنری می داند و عمدتاً آن را در تراژدی مطرح می کند. سراینده تراژدی واقعه ای را از زندگی اقشار نیک جامعه که دستخوش اشتباه شده‌اند به تصویر می کشد که برای اشتباهی که دامنگیرشان شده کفاره ای بیش از آنچه که مستوجب آن بوده‌اند پرداخته‌اند. کاتارسیس در اینجا معنا پیدا می کند؛ مخاطب تراژدی از یک سو دچار ترس از گیر افتادن در موقعیت مشابه قهرمان تراژدی می‌شود و از سوی دیگر با او احساس همدردی می کند. از ترکیب ترس و شفقت، تزکیه یا پالایش اتفاق می افتد. کاتارسیس فرایندی است که طی آن عناصر چهارگانه طبع انسان؛ بلغم، سودا، صفرا و خون که در اثر به هم خوردن آنها انسان خطا می کند، به حالت اول خود بازمی گردند. ارسطو این کاتارسیس را در هنر جستجو می کند.[۴]

تفسیر برشت از کاتارسیس[ویرایش]

آن‌چه در نظر ما اهمیت اجتماعی بسیار دارد هدفی است که ارسطو برای تراژدی معین می‌کند؛ یعنی تزکیه، که عبارت باشد از منزه کردن تماشاگران به وسیلهٔ تقلیداعمالی که ترس و ترحم بر مینگیزد. این تزکیه بر اساس عمل روانی خاصی انجام می‌گیرد: بر اساس استغراق [۵] تماشاگر در اشخاصی که رفتارشان توسط بازیگران تقلید می‌شود.[۶]

نیچه و مفهوم کاتارسیس[ویرایش]

کاتارسیس در نزد نیچه، همان یافتن نسبت حضوری انسان با عالم هستی از طریق موسیقی است که به هنگام غفلت از خود و فراموشی اصل فردیت و در حالت وجد و جذبه و سرور تجلی مییابد. لذت تراژدیک، در خلسهٔ دیونوسوسی آن نهفته است. با تراژدی، جذبه و خلسهٔ باطنی بر عقل و اخلاق چیره میشود.[۷]

منابع[ویرایش]

  1. [۱]("Catharsis" in Attp//: Dictionary of the history)
  2. (او برای ترس واژهٔ یونانی (PHOBOS) و برای همدردی واژهٔ (ELEOS) را به کار می برد.)
  3. ("Catharsis")
  4. [۲] (کاتارسیس بخشى از رسالت هنر )
  5. (اصطلاح رایج امروزه " همذات پندارى" است)
  6. [۳] (مرورى بر بوطیقاى ارسطو و مفاهیم اصلى آن)
  7. [۴] (مرگ تراژدى و تولد عقل‌گرایى)

پیوند به بیرون[ویرایش]

[۵] کاتارسیس در دوره‌های نمایشی(کلاسیک ـ مدرن)