پرش به محتوا

ولاد سوم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
ولاد سوم
شاهزادهٔ والاچیا
ولاد سوم، نقاشی رنگ روغن اتریشی کشیده‌شده در ۱۵۶۰ شاید از روی نسخهٔ اصلی
زاده۱۴۳۱
سیگیشوآرا، ترانسیلوانیا، پادشاهی مجارستان
درگذشتهدسامبر ۱۴۷۶ یا ژانویه ۱۴۷۷ (تاریخ دقیق نامعلوم) (۴۴–۴۵ سال)
بخارست، والاچیا
پدرولاد دوم دراکول
امضاءامضاء ولاد سوم

ولاد سوم (به رومانیایی: Vlad Țepeș؛ زادهٔ حدود ۱۴۳۱ – درگذشتهٔ حدود ۱۴۷۶) که عموماً با نام ولاد به‌میخ‌کِشنده یا ولاد دراکولا شناخته می‌شود، سه بار به‌عنوان وویوود (فرمانروای نظامی) والاخیا حکومت کرد. او یکی از مهم‌ترین فرمانروایان تاریخ والاخیا و از قهرمانان ملی رومانی به‌شمار می‌رود. [۱]

او دومین پسر ولاد دوم دراکول بود که از سال ۱۴۳۶ تا ۱۴۴۲ و دوباره از ۱۴۴۳ تا ۱۴۷۷ بر والاخیا فرمانروایی کرد. در سال ۱۴۴۲، ولاد و برادر کوچکش رادو برای تضمین وفاداری پدرشان به امپراتوری عثمانی، به‌عنوان گروگان به دربار سلطان عثمانی فرستاده شدند. در سال ۱۴۴۷، پدر و برادر بزرگ‌ترش میرچا پس از حملهٔ نیروهای یانوش هونیادی، نایب‌السلطنهٔ پادشاهی مجارستان، به والاخیا کشته شدند. هونیادی، پسرعموی دوم ولاد، یعنی ولادیسلاو دوم را به‌عنوان فرمانروای جدید منصوب کرد. در پاییز ۱۴۴۸، زمانی که هونیادی با ولادیسلاو علیه عثمانی‌ها لشکر کشید، ولاد با حمایت عثمانی‌ها وارد والاخیا شد و برای مدتی کوتاه قدرت را به‌دست گرفت، اما پس از بازگشت ولادیسلاو، ناچار شد کشور را ترک کند. او ابتدا به مولداویا رفت و پس از کشته‌شدن حاکم آنجا، بوگدان دوم، به مجارستان پناه برد.

در سال ۱۴۵۶، پس از تیره‌شدن روابط میان مجارستان و ولادیسلاو، ولاد با حمایت مجارستان به والاخیا حمله کرد و پس از کشتن ولادیسلاو، دومین دورهٔ فرمانروایی خود را آغاز کرد. او برای تثبیت قدرت، پاکسازی گسترده‌ای در میان اشراف والاخیایی انجام داد و با ساکسون‌های ترانسیلوانیا که از رقبایش—از جمله دان، باساراب لایوتا و برادر ناتنی‌اش ولاد کالوگارول—حمایت می‌کردند، وارد درگیری شد. ولاد روستاهای ساکسون‌ها را غارت کرد و اسیران را به والاخیا برد، جایی که آنان را به‌شیوهٔ معروف خود، به‌سیخ کشیدن، مجازات کرد؛ لقبی که از همین روش گرفته شده است. در سال ۱۴۶۰، میان او و ساکسون‌ها صلح برقرار شد.

زمانی که سلطان محمد دوم از ولاد خواست شخصاً به او ادای احترام کند، او دو فرستادهٔ سلطان را دستگیر و به‌سیخ کشید. در فوریهٔ ۱۴۶۲، ولاد به قلمرو عثمانی حمله کرد و هزاران ترک و مسلمان بلغاری را قتل‌عام نمود. سلطان محمد برای جایگزینی او با برادرش رادو، لشکرکشی بزرگی به والاخیا ترتیب داد. در شب ۱۶ تا ۱۷ ژوئن ۱۴۶۲، ولاد در تیرگوویشته تلاشی ناموفق برای اسیر کردن سلطان انجام داد. اگرچه عثمانی‌ها عقب‌نشینی کردند، اما بسیاری از والاخیایی‌ها به رادو پیوستند و ولاد ناچار شد به ترانسیلوانیا برود تا از ماتیاش یکم، پادشاه مجارستان، کمک بخواهد. ماتیاش او را به اتهام خیانت بازداشت و زندانی کرد.

ولاد از حدود ۱۴۶۳ تا ۱۴۷۵ در ویشگراد زندانی بود. در این دوره، داستان‌هایی دربارهٔ خشونت‌های او در آلمان و ایتالیا منتشر شد. در تابستان ۱۴۷۵، به درخواست استفن سوم مولداوی آزاد شد. گفته می‌شود که برای جلب حمایت دربار مجارستان، به کلیسای کاتولیک گروید، هرچند شواهد قطعی دربارهٔ این موضوع در دست نیست. در اوایل ۱۴۷۶، او در ارتش ماتیاش کوروینوس علیه عثمانی‌ها در بوسنی جنگید و سپس با کمک نیروهای مجارستانی و مولداوی، توانست باساراب لایوتا را که برادرش رادو را از سلطنت برکنار کرده بود، از والاخیا بیرون کند. با این حال، باساراب با حمایت عثمانی‌ها بازگشت و ولاد در نبردی در نزدیکی سناگوو، پیش از ۱۰ ژانویهٔ ۱۴۷۷، کشته شد. محل دفن او به‌درستی مشخص نیست؛ برخی منابع آن را در نزدیکی صومعهٔ اسناغوف دانسته‌اند.

کتاب‌ها و جزواتی که به شرح خشونت‌های ولاد می‌پرداختند، از نخستین کتاب‌های پرفروش در مناطق آلمانی‌زبان بودند. در روسیه و اروپای شرقی، داستان‌های عامیانه، او را فرمانروایی معرفی می‌کردند که تنها با مجازات‌های سخت توانست نظم و اقتدار حکومت مرکزی را برقرار کند—برداشتی که بسیاری از تاریخ‌نگاران رومانیایی قرن نوزدهم نیز پذیرفتند. لقب پدر او، «دراکولا» (به‌معنای فرزند اژدها یا عضو فرقهٔ اژدها‌)، الهام‌بخش شخصیت خون‌آشام کنت دراکولا در رمان برام استوکر شد.

جنگ با عثمانی

[ویرایش]

در بهار ۱۴۶۲ سلطان محمد دوم پس از گشودن کنستانتینوپول به رومانی تاخت. سلطان محمد در ۴ ژوئن پایتخت افلاخونیه تارگوویشته را تصرف کرد و ولاد هم با ۲۰ تا ۳۰ هزار سپاهی نتوانست جلو او را بگیرد، بعد از آن رو به جنگ چریکی آورد. ولاد و نیروهایش دست به جنگ‌های کوچک پراکنده و به ویژه شبانه زدند تا سرانجام در یکی از این تاخت‌های شبانه در ۱۶–۱۷ ژوئن همان سال با پوشش عثمانی به اردوی سلطان محمد رخنه کردند و کوشیدند که وی را بکشند. ترک‌ها به ناچار عقب‌نشینی کردند ولی پیش از آن رادوی خوبرو را به فرمانروایی رومانی رساندند. او با مجارها پیمانی بست و ولاد به بند مجارها افتاد.

ماتیاس کوروینوس، پادشاه مجارستان، ولاد را به‌عنوان فرمانروای قانونی والاخیا به رسمیت شناخت، اما از اعطای کمک نظامی برای بازپس‌گیری قلمرو او خودداری کرد. ولاد در شهر پشت سکونت گزید. طبق روایت‌های اسلاوی، زمانی که گروهی از سربازان در تعقیب یک دزد وارد خانهٔ او شدند، ولاد فرمانده آنان را به‌دلیل ورود بدون اجازه اعدام کرد. در ژوئن ۱۴۷۵، او به ترانسیلوانیا رفت و قصد داشت در شهر سیبیو مستقر شود، اما در اکتبر همان سال به بودا نقل مکان کرد.

ولاد خانه‌ای در شهر پِچ خرید که بعدها به نام خانهٔ دراکولا شناخته شد. در ژانویهٔ ۱۴۷۶، جان پونگراتس، فرمانروای ترانسیلوانیا، از مردم براشوف خواست تا حامیان ولاد را به او تحویل دهند، زیرا کوروینوس با باساراب لایوتا—رقیب ولاد—پیمان بسته بود. با وجود تنش میان ساکسون‌های ترانسیلوانیا و باساراب، آنان به مخالفان باساراب پناه دادند.

در اوایل ۱۴۷۶، کوروینوس ولاد را همراه با فرمانده صرب، ووک گرگورویچ، برای جنگ با عثمانی‌ها به بوسنی اعزام کرد. آنان در فوریه و مارس همان سال، شهرهای سربرنیتسا، کوشلات و زوورنیک را تصرف کردند. ولاد بار دیگر به تاکتیک‌های ترس‌آفرین خود متوسل شد: سربازان ترک را به‌طور دسته‌جمعی به‌سیخ کشید و غیرنظامیان را قتل‌عام کرد.

در ژوئیهٔ ۱۴۷۶، سلطان محمد دوم به مولداوی حمله کرد و در نبرد والئا آلبا، استفان سوم را شکست داد. اما با ورود نیروهای ولاد و استفان باتوری، محاصرهٔ قلعهٔ تیرگو نیام‌تس در اواخر اوت پایان یافت. در سپتامبر، کوروینوس فرمان داد که ساکسون‌های ترانسیلوانیا از حملهٔ باتوری به والاخیا حمایت کنند و اطلاع داد که استفان مولداوی نیز در این حمله شرکت خواهد کرد.

ولاد در براشوف اقامت داشت و در ۷ اکتبر ۱۴۷۶، امتیازات تجاری شهروندان را در والاخیا تأیید کرد. در ۸ نوامبر، نیروهای باتوری شهر تیرگوویشته را تصرف کردند. سپس، ولاد و استفان اتحاد خود را به‌طور رسمی اعلام کردند و بخارست را اشغال نمودند. باساراب لایوتا در ۱۶ نوامبر به امپراتوری عثمانی گریخت. ولاد در نامه‌ای به بازرگانان براشوف، آنان را به والاخیا دعوت کرد. او پیش از ۲۶ نوامبر تاج‌گذاری کرد.

اما باساراب با حمایت عثمانی‌ها بازگشت و ولاد در نبردی در اواخر دسامبر ۱۴۷۶ یا اوایل ژانویهٔ ۱۴۷۷ کشته شد. در نامه‌ای از استفان سوم به تاریخ ۱۰ ژانویه، آمده است که همراهان مولداویایی ولاد نیز قتل‌عام شدند. طبق منابع معتبر، ارتش ۲٬۰۰۰ نفرهٔ ولاد در نزدیکی سناگوو توسط نیروی مشترک ترک–باساراب به تعداد ۴٬۰۰۰ نفر محاصره و نابود شد.

جزئیات دقیق مرگ ولاد نامشخص است. یعقوب اونرست، تاریخ‌نگار اتریشی، نوشت که یک قاتل ترک با لباس مبدل او را در اردوگاهش به قتل رساند. در مقابل، فئودور کوریتسین، دولتمرد روس که با خانوادهٔ ولاد مصاحبه کرده بود، گزارش داد که ولاد در میدان نبرد با لباس ترک اشتباهی توسط نیروهای خودی کشته شد. پژوهشگران فلورسکو و مک‌نالی این روایت را محتمل دانسته‌اند، زیرا ولاد اغلب در عملیات‌های نظامی لباس ترک‌ها را می‌پوشید.

طبق گزارش لئوناردو بوتا، سفیر میلان در بودا، عثمانی‌ها جسد ولاد را تکه‌تکه کردند. بونفینی نوشت که سر او به سلطان محمد دوم فرستاده شد و سپس بر نیزه‌ای بلند در استانبول به نمایش گذاشته شد. گفته می‌شود که جمجمهٔ او در خیابان وویوُد (امروزه بانکالار جادسی در کراکوی) دفن شده است و ساختمان وویوُدا هان در شمارهٔ ۱۹ همان خیابان، آخرین محل نگهداری جمجمهٔ ولاد بوده است.

محل دفن دقیق ولاد مشخص نیست. طبق سنت‌های محلی که نخستین‌بار در اواخر قرن نوزدهم ثبت شد، او در صومعهٔ سناگوو دفن شده است. اما حفاری‌های دینو وی. روستی در سال ۱۹۳۳ هیچ نشانی از قبر در زیر سنگ‌قبر منتسب به ولاد نیافتند—تنها استخوان‌ها و آرواره‌های اسب در آن‌جا کشف شد. تاریخ‌نگار کنستانتین رزاکویچی معتقد است که ولاد به‌احتمال زیاد در کلیسای نخست صومعهٔ کومانا دفن شده است؛ مکانی که خود او تأسیس کرده بود و در نزدیکی محل کشته‌شدنش قرار داشت.

خانواده

[ویرایش]

طبق گفته متخصصان مدرن، ولاد دو همسر داشت.[۲] بر اساس گفته الکساندرو سایمون تاریخ‌شناس، همسر اول او دختر نامشروع جان هونیادی بود.[۲] همسر دوم ولاد یوستینا سیلاگی، عموزاده ماتیاس کوروینوس، بود.[۲] او از زندگی با ولاد دراکولا جان سالم بدر برد و ابتدا با پال شوکی و بعد با یانو اردی ازدواج کرد.[۳]

بزرگ‌ترین پسر ولاد به نام ماینیا در سال ۱۴۶۲ متولد شد.[۴] دومین پسر بی‌نام او قبل از سال ۱۴۸۶ کشته شد.[۵] سومین پسر ولاد به نام ولاد دراکولیا در حدود سال ۱۴۹۵ موفق به تسخیر والاشیا نشد.[۵] او نیای خانواده نجیب‌زاده دراکولا بود.[۵]

میراث

[ویرایش]

خون‌آشام

[ویرایش]

داستان‌های مرتبط با ولاد او را به یکی از شناخته شده‌ترین حاکمان سرزمین‌های رومانیایی اروپا در قرون وسطی تبدیل کرد.[۶] با این وجود، اولین کتابی که دراکولا و خون‌آشامها را بهم ارتباط داد، دراکولا اثر برام استاکر (۱۸۹۷) بود.[۷] استاکر مجذوب مقاله امیلی جرارد در رابطه با خرافات ترانسیلوانیایی و خون‌آشام‌های فولکلورهای رومانیایی شده بود.[۸] اطلاعات محدود او دربارهٔ تاریخ والاشیا در قرون وسطی برگفته از کتاب ویلیام ویلکینسون بود که در سال ۱۸۲۰ چاپ شده بود.[۹]

طبق گفته الیزابت میلر، ظاهراً استاکر چیز زیادی دربارهٔ ولاد نمی‌دانست و قطعاً نمی‌توان گفت که ولاد الهام بخش وی برای کتاب «کنت دراکولا» بوده است.[۱۰] به عنوان مثال، استاکر نوشته که دراکولا اهل منطقه سیکیس بوده است؛ زیرا تنها از لشکرکشی‌های ویرانگر اتیلا و حایه هونیک سیکیس اطلاع داشته است.[۱۱] منبع اصلی استاکر، یعنی ویلکینسون اعتبار داستان‌های آلمانی را قبول داشته و ولاد را مردی شرور توصیف می‌کند.[۱۲] درواقع، اطلاعات استاکر برای کتابش هیچ ارجاعی به این شخصیت تاریخی ندارد. در نتیجه برای نوشتن کتابش دربارهٔ کنت دراکولا تنها به نام و اطلاعاتی متفرقه راجع به تاریخ والاشیا بسنده کرد.[۱۳]

ظاهر

[ویرایش]

پاپ پیوس دوم، نیکولو مدروسا، پس از ملاقات با ولاد در بودا، تنها تصویر کامل از او را کشیده است.[۱۴] یک کپی از نقاشی ولاد در «گالری پرتره هیولا» در قلعه امبرس در اینسبروک قرار دارد.[۱۵] طبق گفته فلورسکو، این عکس «مردی قوی، خشن و زخمی» را با «چشمانی بزرگ، گود، نافذ و به رنگ سبز تیره» نشان می‌دهد.[۱۵] رنگ موهای ولاد کاملاً مشخص نیست، زیرا مدروسا بیان می‌کند که ولاد موهایی مشکی داشت اما در نقاشی رنگ موها بور است.[۱۵] به‌علاوه لب پایین ولاد در این نقاشی، بزرگ است.[۱۵]

شهرت منفی ولاد در سرزمین‌های آلمانی‌زبان را می‌توان در تعدادی از نقاشی‌های دوره رنسانس دید.[۱۶] در تصویری متعلق به قرن ۱۵، او بین گواهان شهادت اشتفان مقدس دیده می‌شود.[۱۶] فردی شبیه ولاد، یکی از شاهدان مسیح در گلگتا در یکی از کلیساهای کوچک سینت اشتفان در وین ترسیم شده است.[۱۶]

[ولاد] خیلی قدبلند نبود اما بسیار چارشانه و قوی بود و ظاهری سرد و وحشتناک داشت. بینی او قوی و عقابی بود، سوراخ‌های بینیش پف کرده بود. چهره اش لاغر و قرمز بود و مژگان بسیار بلندش چشمان گشاد و سبزش را احاطه کرده بودند. ابروان پر و سیاه او، چشمانش را خطرناک جلوه می‌داد. صورت و چانه ولاد تراشیده شده بود اما سبیل داشت. گیجگاه متورم او حجم سرش را زیاد کرده بود. گردنی کلفت به سرش متصل بود. موهایی مشکی و فر روی شانه‌های پهنش ریخته بود.

نیکولو مدروسا توصیف ولاد[۱۷]

منابع

[ویرایش]
  1. "Vlad the Impaler | Biography, Dracula, & Facts". Encyclopedia Britannica. Retrieved 18 May 2020.
  2. 1 2 3 Hasan 2013, p. 151.
  3. Kubinyi 2008, p. 204.
  4. Florescu 1991, p. 252.
  5. 1 2 3 Hasan 2013, p. 159.
  6. Treptow 2000, p. 176.
  7. Florescu & McNally 1989, p. 221.
  8. Florescu & McNally 1989, p. 225.
  9. Florescu & McNally 1989, pp. 229-230.
  10. Miller 2005, p. 112.
  11. Florescu & McNally 1989, p. 231.
  12. Florescu & McNally 1989, p. 230.
  13. Cain 2006, p. 182.
  14. Florescu & McNally 1989, pp. 85, 161.
  15. 1 2 3 4 Florescu & McNally 1989, p. 84.
  16. 1 2 3 Florescu & McNally 1989, p. 204.
  17. Florescu & McNally 1989, p. 85.

Wikipedia contributors, "Vlad III the Impaler," Wikipedia, The Free Encyclopedia, http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Vlad_III_the_Impaler&oldid=219907730 (accessed June 17, 2008).