نیکلای بوخارین

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
نیکلای بوخارین
Bucharin.bra.jpg
دبیر کل کمیته اجرایی کمینترن
مشغول به کار
اکتبر ۱۹۲۶ – آوریل ۱۹۲۹
در زمانِ گریگوری زینوویف
نخست‌وزیر نامعلوم
سردبیر پراودا
مشغول به کار
۱۹۱۷ – ۱۹۲۹
اطلاعات شخص
زاده نیکلای ایوانویچ بوخارین
۹ اکتبر ۱۸۸۸(۱۸۸۸-10-0۹)
مسکو، امپراتوری روسیه
درگذشت ۱۵ مارس ۱۹۳۸ میلادی (۴۹ سال)
مسکو، جمهوری سوسیالیستی فدراتیو روسیه شوروی (اعدام‌شد)
ملیت  اتحاد جماهیر شوروی
حزب سیاسی حزب کمونیست اتحاد شوروی
دیگرعضویت‌های سیاسی بلشویک
همسر(ان) آنا لارینا
فرزندان سوتلانا، یوری
شغل سیاستمدار
مذهب بی‌خدایی

نیکلای ایوانویچ بوخارین (به روسی: Никола́й Ива́нович Буха́рин) (زادهٔ ۹ اکتبر ۱۸۸۸- درگذشتهٔ ۱۵ مارس ۱۹۳۸)، رهبر، انقلابی و تئوریسین کمونیست و بلشویک، و از ۱۹۱۷ تا ۱۹۲۹، سردبیر پراودا بود.

او از جمله کسانی بود که ابتدا علیه تروتسکی با استالین متحد شد و سپس، در اواخر دههٔ ۲۰ به مخالفت با او برخاست و درنتیجه توسط استالین، اعدام شد.

بوخارین، از رهبران تئوریک حزب بلشویک بود و آثار او، آثاری در مورد اقتصاد و سوسیالیسم بازار هستند.

زندگی‌نامه[ویرایش]

نیکلای ایوانویچ بوخارین در مسکو متولد شد، او دومین پسر ایوان گاوریلویچ و لوبوف ایوانوا بوخارین بود و پدر و مادرش معلم بودند. بوخارین در سال ۱۹۰۶ و در حالی که تنها ۱۸ سال داشت، به حزب کارگ سوسیال دموکرات پیوست پیوست و به جناح لنینیستی حزب به نام بلشویک‌ها گرایش پیدا کرد. او به عنوان یک برنامه‌ریز و مبلغ موفق فعالیت می‌کرد و تمام انرژی خود را در این سال‌ها وقف خدمت به حزب کرد. او به سازماندهی اعتصابات متعددی از سوی کارگران کارخانه‌های مسکو و سن‌پترزبورگ کمک کرد و در تمامی جنبش‌های دانشجویی، جلسات جمعی و سایر فعالیت‌های اعتراضی و انقلابی فعالانه حضور داشت. در سال ۱۹۰۷ به عضویت کمیته مسکو حزب انتخاب شد. دو سال بعد توسط پلیس این شهر برای فعالیت‌های انقلابی‌اش تحت تعقیب قرار گرفت و دستگیر شد. پس از یک سال زندان، او را به آرخانگلسک تبعید کردند ولی از آنجا گریخت و به خارج از کشور رفت. او از سال‌های ۱۹۱۱ تا ۱۹۱۷ را در خارج از کشور سپری کرد. در این مدت پلیس همچنان در تعقیب او بود و بنابراین از ترس دستگیری ناچار به تغییر مکان می‌شد. آلمان، اتریش، سوئیس، سوئد، نروژ و آمریکا کشورهایی بودند که او در این سال‌ها زندگی خود را در آنجا گذراند.

بوخارین پس از سقوط تزار نیکلای دوم و اجازه بازگشت زندانیان سیاسی به کشور، بوخارین در سال ۱۹۱۷ به روسیه بازگشت و در مسکو سردبیر روزنامه حزب سوسیال دموکرات و مجله اسپارتاکوس شد. او در دهه ۱۹۲۰ در یک چرخش نسبی مواضع پیشین خود را به عنوان نماینده دیدگاه‌هایی رادیکال چپ در حزب کمونیست تعدیل کرد و نظریات لنین در رابطه با بقاء و تقویت دولت شوروی به عنوان سنگر انقلابات جهانی آینده را پذیرفت. هنگامی که لنین در سال ۱۹۲۴ درگذشت، بوخارین به عنوان رهبر جناح راست در حزب شناخته می‌شد و در نبرد قدرتی که درون حزب میان تروتسکی، زینوویف، کامنف و استالین درگرفت، از استالین حمایت کرد.

عقاید بوخارین تقریباً از ابتدای دهه ۲۰، آغاز به تغییر کرد طوری که در سال ۱۹۲۴ دیگر ایده انقلاب جهانی را به طور کلی رد می‌کرد و مدعی بود اولویت اصلی حزب باید در دفاع و توسعه نظام کمونیستی در اتحاد جماهیر شوروی باشد، در سیاست‌های اقتصادی هم محافظه‌کار شد و از یک سیاست تدریجی حمایت می‌کرد، نهایتاً تغییر عقاید او با استالین و دیگر اعضای حزب، به کنار گذاشته شدن بوخارین از حزب در سال ۱۹۲۹ انجامید. او به علاوه از ریاست کمینترن و سردبیری «پراودا» نیز محروم شد و تنها سردبیر «ایزوستیا» بود و همواره خطرات رژیم‌های فاشیستی در اروپا را یادآور می‌شد. به هرحال، بوخارین در فوریه ۱۹۳۷ به اتهام براندازی شوروی، توطئه، خیانت و اتهاماتی از این دست دستگیر و محکوم می‌شود و در شرایطی که به شدت نگران سرنوشت همسر و فرزند خردسالش بود، به استالین نامه‌ای می‌نویسد و اتهاماتی را که علیه خودش پذیرفته، رد و از اینکه استالین چنین اتهاماتی را باور کرده، ابراز ناراحتی می‌کند و از او می‌خواهد مرگش نه به واسطه تیرباران که با نوشیدن یک فنجان مرفین صورت بگیرد و پیش از مرگ، همسر و فرزندش را ببیند اما هیچ‌کدام از درخواست‌های او به واقعیت نپیوست و نامه او را پس از مرگ استالین در کشوی کاری‌اش پیدا شد و بوخارین در ۱۸ مارس ۱۹۳۸ به ضرب گلوله کشته شد.[۱]

کتاب‌شناسی بوخارین[ویرایش]

بخش زیادی از شهرت بوخارین، وامدار چاپ مقالات، سرمقاله‌ها، بیانیه‌ها و اعلامیه‌های او است.

امپریالیسم و اقتصاد جهانی (۱۹۱۵–۱۹۱۷)

برنامه انقلاب جهانی (۱۹۱۸)

الفبای کمونیسم (۱۹۲۰) نوشته مشترک بوخارین و پرئوبراژنسکی که برای اولین بار در ۱۹۲۲ به انگلیسی منتشر شد.

اقتصاد و سیاست دوره گذار (۱۹۲۰)

ماتریالیسم تاریخی: یک سیستم اجتماعی (۱۹۲۱)

مسیر سوسیالیسم: اتحادیه کارگران و دهقانان (۱۹۲۵)

تئوری انقلاب مداوم (۱۹۲۵)

نظریه غیررسمی اقتصاد سیاسی (۱۹۲۷)

مجموعه مقالات دومین کنگره علم و فناوری (۱۹۳۱)

دست‌نوشته‌های زندان (۱۹۳۷–۱۹۳۸)

نقش‌های فلسفی (۱۹۳۷)

این همه چگونه آغاز شد: رمان زندان (۱۹۳۷) این کتاب به یک اتوبیوگرافی شباهت دارد و در روسیه به نام «رمان زندان» شهرت یافته است.

اشعار زندان (۱۹۳۷)[۱]

نگارخانه[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ نشریه مهرنامه، ماهنامه فرهنگ و اندیشه، سال هفتم، خرداد1395