نیکلای دوم (روسیه)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از نیکلای دوم)
پرش به: ناوبری، جستجو
برای پاپی به این نام به پاپ نیکلاس دوم نگاه کنید.
نیکلای دوم
Nicholas II of Russia painted by Earnest Lipgart.jpg
امپراتور روسیه
آخرین تزار روسیه
و پادشاه لهستان و پادشاه دوک‌نشین بزرگ فنلاند
دوران ۲۰ اکتبر ۱۸۹۴ - ۱۵ مارس ۱۹۱۷
۲۶ مه ۱۷۲۴
پس از الکساندر سوم
پیش از انحلال پادشاهی با انقلاب اکتبر
گئورگی لفوف
ملکه شاهدخت الکساندرا
دودمان اولگا
تاتیانا
ماریا
آناستازیا نیکولائونا رومانوا
الکسی
نام کامل
نیکُلای الکساندروویچ رومانوف
دودمان رومانوف
پدر الکساندر سوم روسیه
مادر ماریا فیودوروونا
زادروز ۱۸ مهٔ ۱۸۶۸(۱۸۶۸-خطای عبارت: نویسه نقطه‌گذاری شناخته نشده «�»-۱۸)
سن‌پترزبورگ، امپراتوری روسیه
مرگ ۱۷ ژوئیه ۱۹۱۸ میلادی (۵۰ سال)
دژ جنگی یکاترینبورگ، امپراتوری روسیه
خاک‌سپاری سن پترزبورگ
دین و مذهب ارتدوکس شرقی
امضاء

نیکُلای الکساندروویچ رومانوف یا نیکلای دوم (به روسی:Никола́й II یا Никола́й Алекса́ндрович Рома́нов)(زاده ۱۸ مه۱۸۶۸ - مرگ ۱۷ ژوئیه ۱۹۱۸) واپسین تزار روسیه، پادشاه لهستان و گرانددوک فنلاند بود. لقب کاملش نیکولای دوم، امپراتور و فرمانروای مطلق سراسر روسیه بود. او از ۱۸۹۴ تا ۱۹۱۷ - که ناچار به کناره‌گیری شد - به فرمانروایی پرداخته بود. او نشان داده‌بود که از اداره کشور آشوب‌زده‌اش و نیز ارتشش که درگیر جنگ جهانی یکم بود ناتوان‌است. فرمانروایی او با انقلاب ۱۹۱۷ روسیه به پایان رسید و چندی پس از آن او و خانواده‌اش به دست بلشویک‌ها کشته شدند. کلیسای ارتدکس روسیه پس از تقدیسش وی را نیکلای قدیس رنج‌کشیده خواند.

خانواده و آغاز زندگی[ویرایش]

نیکلای دوم بزرگ‌ترین پسر امپراتور الکساندر سوم بود و در سن‌پترزبورگ چشم به جهان گشود. مادرش ماریا فیودوروونا به پسرش بسیار نزدیک بود.

او هنگامی که شانزده‌ساله بود شیفته شاهدخت آلکساندرا شد. شاهدخت آلکساندرا دختر لویی چهارم (گرانددوک ایالت هسه) و نوه دختری شهبانو ویکتوریا ملکه نامی انگلستان بود که در آن زمان تنها ۱۲ سال داشت. پدر و مادر نیکلای دوم با این زناشویی همداستان نبودند و دوست داشتند پسرشان در راستای پیمان اتحاد با فرانسه با شاهدختی از فرانسه پیمان زناشویی ببندد.

او در جوانی سفری به ژاپن کرد و چون از نیایشگاهی بازدیدکرد یکی از باورمندان آن‌جا که تاب بودن یک ناباور بدان نیایشگاه را در آن‌جا نداشت با شمشیر بدو تاخت و پیشانی نیکلای را زخمی نمود که با واکنش بهنگام پسرخاله‌اش جان به‌در برد. این رویداد به کینه او از ژاپن انجامید و نتیجه‌اش جنگ مصیبت‌بار دریایی تسوشیما بود.

تزار از همسرش شاهدخت آلکساندرا چهار دختر و یک پسر داشت. پسرش الکسی به بیماری هموفیلی دچار بود. تزار با توجه به موقعیت شکننده‌اش این بیماری را از توده پنهان می‌داشت. همسرش شاهدخت آلکساندرا چون از درمان پسرش ناامید شد رو به عرفان و صوفی‌گری آورد و به مقدسین گرایش پیدا کرد. یکی از این مردان مقدس گریگوری راسپوتین بود که در بهبود پسرش گویا به کامیابی‌هایی رسید.

جنگ جهانی یکم[ویرایش]

به دنبال ترور فرانتس فردیناند آرشیدوک اتریش به دست یک ملی‌گرای صرب در ۲۸ ژوئن۱۹۱۴ نیکلای دوم در آغاز جنگ برای پشتیبانی از صربستان دودل بود چون می‌دانست جنگ با اتریش به معنای جنگ با آلمان می‌باشد؛ از سوی دیگر جو پان‌اسلاوگرایی آن زمان سبب پشتیبانی روس‌ها از صرب‌ها بود. بسیج نیروی روس‌ها و پیشروی‌شان به سوی مرزهای اتریش به مداخله آلمان‌ها که با اتریشیان پیمان دفاعی داشتند انجامید و شعله‌های جنگ زبانه کشید. روس‌ها اگرچه در برابر عثمانی و اتریش-مجار به پیروزی‌هایی دست‌یافتند، ولی یارای برابری مقابل آلمان ها را نداشتند و کار در جبهه شرق به کندی پیش می‌رفت. اینچنین نیکلای دوم به این اندیشه افتاد که خودش شخصاً اداره جنگ را در دست گیرد؛ در نتیجه بر خلاف اندرز رایزنان، پسرخاله‌اش گرانددوک نیکلای که جنگ‌سالاری ورزیده بود را کنار گذاشت و خودش جای او را در فرماندهی جنگ گرفت. پی‌آمدش این بود که به سرعت لهستان از دست رفت. همچنین دوری نیکلای دوم از پایتخت سبب شد که نتواند جلو انقلاب را بگیرد. اداره دولت به دست شاهدخت آلکساندرا افتاد که نزد توده های مردم یک آلمانی نه چندان خوش‌نام بود. همچنین راسپوتین در امر کشورداری دخالت می‌کرد و تزار سفارش کسانش را برای کنار گذاشتن راسپوتین نمی‌پذیرفت. گسترش شایعه‌ها درباره رابطه شاهدخت آلکساندرا با راسپوتین و خشم گروهی از درباریان به کشتن راسپوتین به دست گروهی از ایشان انجامید(۱۶ دسامبر۱۹۱۶).

پایان پادشاهی و مرگ[ویرایش]

در ۱۹۱۵ سن‌پترزبورگ دچار آشوب‌شد و گروهی از سربازان سر به شورش برداشتند. تزار به اندرز کسانی که او را به انجام اصلاحات برای پیشگیری از انقلاب می‌خواندند توجهی نکرد. در ۱۹۱۷ پتروگراد(نام تازه سن‌پترزبورگ) کمبود خوراک مردم را به شورش برای یافتن نیازهایشان انگیزاند. نیکلای دوم مجبور به کناره‌گیری شد. او در آغاز می‌خواست به سود پسرش الکسی کنار برود، ولی چون او و خانواده‌اش ناچار بودند به تبعید بروند، پزشکان به نیکلای دوم هشدار دادند که پسرش دور از پدر و مادر زمان درازی نخواهد زیست، سپس تزار تصمیم داشت برادرش گرانددوک میخائیل را به جانشینی خود بگمارد. ولی میخائیل پذیرش تاج و تخت را به رأی مردم سپرد و پیشنهاد تزار را نپذیرفت. در ادامه این رویدادها انقلاب بلشویکی توانست بنیاد سه سده فرمانروایی دودمان رومانوف بر روسیه را در هم کوبد.

در ماه مارس ۱۹۱۷ دولت موقت، اقدام به بازداشت نیکلای دوم و خانواده‌اش در کاخی در ۱۵ کیلومتری جنوب پطروگراد نمود. جایی که نیکلای دوم و خانواده اش برای مدتی در برابر انقلاب مردم محافظت شده و راحتی نسبتاً مناسبی در آنجا داشتند. در آگوست ۱۹۱۷ دولت الکساندر کرنسکی ، تزار و خانواده‌اش را به توبولسک در کوه‌های اورال فرستاد. در اکتبر ۱۹۱۷ که بلشویک‌ها بر سر کار آمدند به سخت گیری بر خانواده نیکلای دوم پرداختند. در این هنگام جنبش سفید به ستیز با انقلاب پرداخت و جنگ درونی همه سویه‌ای آغازشد. سپس تزار و خانواده‌اش را به دژ جنگی یکاترینبورگ که در دست نیروهای بلشویک بود فرستاند.

در ساعت ۰۲:۳۳ بامداد ۱۷ ژوئیه سال ۱۹۱۸ میلادی نیکلای دوم، همسرش و هر پنج فرزندشان، به همراه پزشک خانوادگی‌شان و سه خدمت‌کار ایشان در زیرزمین آن دژ تیرباران شدند. پیکرهاشان را در اسید گذاشتند و بازمانده لاشه‌شان را به خاک سپردند. هشتاد سال پس از آن در ۱۹۹۸ پیکرهای ایشان شناسایی گردید و در آیینی با حضور بوریس یلتسین با آیین مسیحیان دوباره و این بار در سن‌پترزبورگ به خاک‌سپرده شدند.

تقدس[ویرایش]

در ۱۹۸۱ نیکلای دوم و خانواده نزدیکش از سوی کلیسای ارتدکس در تبعید روسیه جایگاه قدیسی یافتند و شهید شناخته‌شدند. در ۱۴ اوت ۲۰۰۰ نیز کلیسای کاتولیک روسیه آنان را قدیس شناخت.

منابع[ویرایش]

  • مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Nicholas II of Russia»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۳۰ ژوئن ۲۰۱۵).

پیوند به بیرون[ویرایش]