سیده زهرا حسینی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
سیده زهرا حسینی
نام اصلی سیده زهره حسینی
زمینهٔ کاری راوی- از فعالان مقاومت در جنگ شهری خرمشهر
زادروز ۱۳۴۲
بصره،  عراق
پدر و مادر سید حسین حسینی، سیده شاه پسند حسینی
ملیت  ایران
رویدادهای مهم جنگ ایران و عراق
کتاب‌ها دا
همسر(ها) حبیب فرهانی خواه
فرزندان عبدالله، هدی، فاطمه، مینا
دلیل سرشناسی راوی کتاب دا
اثرپذیرفته از حضرت زینب

سیده زهرا حسینی (زاده ۱۳۴۲، بصره)، راوی کتاب دا است که خاطرات او از مقاومت خرمشهر توسط سیده اعظم حسینی نوشته و در قالب این کتاب منتشر شده است.[۱] همچنین در سال ۱۳۹۳ به وی نشان افتخار جهادگر عرصه فرهنگ و هنر اهدا شد.[نیازمند منبع]

زندگی[ویرایش]

نام اصلی او سیده زهراست ولی به گفتهٔ خودش، در شناسنامه به اشتباه سیده زهره عنوان شده است. سیده زهرا در سال ۱۳۴۲ در شهر بندری بصره در جنوب عراق به دنیا آمد. پدر و مادرش از اقوام کرد ایرانی بودند که در سال ۱۳۳۰ از روستای کردنشین زرین آباد دهلران در استان ایلام به شهر بندری بصره در عراق مهاجرت کردند. زهرا فرزند دوم از شش فرزند خانواده بود. پدرش سید حسین حسینی، از طرفداران سید محسن حکیم و سید حسین طباطبایی بروجردی بود. وی به علت فعالیت‌های سیاسی اش بارها در استخبارات عراق بازداشت و شکنجه شد.[۱][۲]

سیده زهرا در سال ۱۳۴۷، هنگامی که ۵ سال داشت به همراه خانواده خود به ایران آمدند و در خرمشهر ساکن شدند. پدرش پس از مدت‌ها سرگردانی به عنوان رفتگر در شهرداری استخدام شد. زهرا پس از گذراندن کلاس پنجم به دلیل مختلط بودن کلاس‌های درس و به خواست پدر ترک تحصیل کرد. به دلیل مذهبی بودن خانواده و بالاخص پدرش، وی با اعتقاداتی مذهبی بزرگ شد.[۱][۲]

هنگامی که جنگ ایران و عراق رسماً آغاز شد او هفده ساله بود. با توجه به وضعیت وخیم بیمارستان‌ها و کشته شده‌ها برای کمک به بیمارستان رفت اما زمانی نگذشت که خود را در غسال خانه جنت آباد یافت. به گفتهٔ خودش کنجکاوی درونی اش به او کمک کرد که در این کار جا نزند و ادامه دهد.[۱] به دلیل قرار گرفتن در متن جنگ به طرق مختلف از جمله همکاری در کفن و دفن شهدا، امدادگری، حمل مجروحان، تعمیر و آماده‌سازی اسلحه، پخت‌وپز و توزیع امکانات فعالیت داشت. خواهر کوچکش، لیلا، در این کارها همراه وی بود.

پدر و برادر بزرگش در نخستین روزهای جنگ به شهادت رسیدند و برادر کوچکترش مجروح شد. خود وی هم در این جریان با اصابت ترکش به دست و نخاعش، در ۲۰ مهر ۱۳۵۹ مجروح شد.[۱]

انتشار خاطرات[ویرایش]

کتاب سرگذشت و خاطرات وی با نام دا تا کنون به چاپ‌های متعدد رسیده است. وی در گفتگو با مجله تایم، دلیل انتشار کتاب «دا» مقابله با تبلیغات منفی و جنگ نرم دشمنان نظام جمهوری اسلامی علیه ایران عنوان کرده است.[۳] سیده زهرا حسینی این اثر را به حضرت زینب تقدیم نموده است.[۴] انتشار کتاب دا با استقبال بسیار زیادی در ایران مواجه شد و مورد توجه قشرها مختلف جامعه و رهبر ایران قرار گرفت. به گونه‌ای که در سال ۱۳۸۸ هشتاد بار تجدید چاپ شد و پرمخاطب‌ترین کتاب سال ۸۸ در ایران گردید. در حال حاضر چاپ این کتاب به حدود صد و پنجاه بار رسیده است.[۵]

هوشنگ صمدی از فرماندهان گردان تکاوران دریایی بوشهر که در عملیات‌های نبرد خرمشهر، حصر آبادان، آزادسازی خرمشهر نقش داشته است بخشهایی از کتاب خاطرات وی را به چالش کشیده است. از جمله می‌گوید این ادعای خانم حسینی که او و خواهرش هر کدام یک تفنگ ۱۰۶ را با خودشان حمل کردند نمی‌تواند درست باشد. چرا که این تفنگ بیشتر از دویست کیلوگرم وزن دارد.[۶][۷]

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]