سلطان علی بن محمد باقر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
امامزاده
علی بن محمدباقر
مشهد اردهال.jpg
نامعلی بن محمدباقر
لقب(ها)سلطان‌علی
زادروزقرن اول
زادگاهمدینه
درگذشت۲۷ جمادی‌الثانی ۱۱۶
مدفنایران، مشهد اردهال
پدرمحمد باقر
مادرام ولد

علی بن محمد باقر، فرزند بلا فصل محمد باقر پنجمین امام شیعیان است. در منابع غالباً از او با عنوان سلطان علی یاد می‌شود. براساس برخی از گزارش‌های تاریخی او بنا به درخواست دوستداران اهل بیت از اهالی چهل حصاران و فین کاشان در سال ۱۱۳ ه‍.ق به این منطقه هجرت نمود. علی بن محمد سرانجام در سال ۱۱۶ ه‍.ق به همراه تعدادی از اهالی منطقه توسط نیروهای حکومتی در دربند ازناوه کشته شد. پیکر او در امامزاده مشهد اردهال (در مشهد اردهال) به خاک سپرده شد. مراسم قالی شویان هر سال در دومین جمعه مهرماه به یاد مرگ علی بن محمد با شور و غوغای وصف ناپذیر، همراه با عزاداری و نوحه خوانی در مشهد اردهال برگزار می‌شود.

تولد[ویرایش]

علی بن محمدباقر فرزند باقر است. شیخ مفید فرزندان باقر را هفت تن می‌داند: «ابوعبدالله جعفر بن محمد و عبدالله که از ام فروه بنت قاسم بن محمد بن ابی‌بکر بودند و ابراهیم و عبیدالله که از ام حکیم بوده و هر دو در ایام حیات پدر شان وفات کردند. علی و زینب از ام ولد بودند؛ و ام سلمه که مادرش را ام ولد دانسته‌است».[۱]

فرزندان[ویرایش]

مصعب زبیری می‌نویسد: «علی بن محمد (باقر) دختری به نام فاطمه داشت که مادرش ام ولد بود و موسی بن جعفر بن محمدباقر با این دختر ازدواج کرد.»[۲]

فرزند دیگری نیز از وی بوده‌است که احمد بن علی بن باقر نام داشت. قبر وی در اصفهان در باغ‌هایی قرار دارد که سر راه محله خواجو است.[۳]

توصیف[ویرایش]

صاحب ریاض العلماء می‌نویسد: «سید آجل سید علی بن مولانا امام باقر از بزرگان و اکابر فرزندان محمد باقر است و بیان عظمت شأنش نیازی به کلام طولانی ندارد. قبرش در حوالی کاشان و معروف به «مشهد بارکرس» است. گنبد رفیع و عظیمی دارد و جماعتی از علمای شیعه نیز در شأن او فضایلی گفته و دربارهٔ کرامات او و مشهدش حکایاتی دارند.»[۴]

کتاب تذکرهٔ سلطلانعلی (علیه السلام)

هجرت به ایران[ویرایش]

درخواست مبلغ و راهنما[ویرایش]

عده‌ای از شیعیان از اهالی چهل حصاران و فین کاشان نامه‌ای به باقر نوشتند، که چون ما از شما دور هستیم یکی از آقازادگان خود را برای راهنمایی و تربیت ما و تعلیم احکام به جانب ما بفرستید.[۵]

باقر فرزند خود، علی بن محمد را با رسولان روانه کاشان کردند؛ و اسباب سفر او را برادرش جعفر صادق فراهم نمود.[۶]

استقبال مردم[ویرایش]

هنگام ورود آن، در فین حدود ۶هزار نفر برای استقبال آمدند. مدتی در جاسب و خاوه ساکن بود، و بیشتر در مسجد جامع کاشان -که فعلاً در کوی میدان کهنه واقع است - مشغول عبادت بود و شیعیان برای ادای نماز جمعه نزد او می‌آمدند.[۷]

نامه نگاری[ویرایش]

او نامه‌هایی برای پدرش به مدینه می‌فرستاد و حالات خود و شیعیان را بیان می‌کرد، تا در سال ۱۱۴ ه‍ خبر کشته شدن پدرش رسید.[۸]

کشته شدن[ویرایش]

بعد از حدود سه سال از کشته شدن باقر، در سال ۱۱۶ ه‍، مخالفین وی را کشتند.

از آنجا که ۲۷ جمادی الاثنی در سال کشته شدن علی بن محمد مصادف با ۱۷ مهر ماه شمسی بوده، هر سال به مناسبت سالگرد او در جمعه دوم مهرماه مراسم قالی شویان همراه با عزاداری با شکوهی کنار قبر وی برگزار می‌شود.[۹]

محل دفن[ویرایش]

در محل دفن وی اختلاف آرائی وجود دارد. عده‌ای محل دفن وی را در مشهد اردهال (باری کرسف) (امامزاده مشهد اردهال) در ۴۰ کیلومتری غرب کاشان و در مسیر کاشان–دلیجان می‌دانند.[۱۰][۱۱] حتی کاربرد مشهد برای مقبره وی سابقه طولانی دارد و در کتاب نقض از آنجا با واژه مشهد یاد شده‌است.[۱۰]

وصایا[ویرایش]

وقتی اودر لحظه‌های آخر عمرش، چشم گشود، خود را در کنار خواجه ملک شاه دید و گفت:

ای دوست موافق! وصیتی چند دارم، باید به وصایای من عمل کنی:
  1. برادرم و نور دیده‌ام (سلطان محمود) از ترس دشمنان در خانه عبدالکریم بارکرسی پنهان شده‌است. کوشش کن او را به مردم چهل حصاران و فین‌رسانی که به وی آسیب نرسد.
  2. نامه‌ای به برادرم جعفر صادق عرضه کن و تمام وقایع و شرح غربت و مظلومی مرا بده و ذکر کن که مردم با من چه‌ها کردند و نگذاشتند، یک دفعه دیگر به خدمتت برسم.
  3. سلام مرا به دوستان فین و چهل حصاران برسان و بگو قبر مرا در همان محلی قرار دهند که به شما نشان داده‌ام و تخلف نورزند.[۱۲]

سرداب[ویرایش]

در حرم سلطان علی، سردابی وجود دارد که تقریباً ۶ متر طول و ۳ متر عرض و ۵/۳ متر ارتفاع دارد. دربارهٔ این سرداب و تابوت‌های داخل آن، سخنان زیادی گفته‌اند. از جمله نقل شده‌است که «در سال ۱۳۱۳ شمسی اعتضاد الدوله، حکمران قم به مشهد اردهال (که از توابع قم بود)، آمد و فرمان داد تا روی سرداب را بشکافند. شخصاً داخل سرداب شده و حدود یکصد تابوت را مشاهده کرد که در هر یک جسدی سالم و از هم متلاشی نشده، در حالی که لباس زندگی به تن داشتند و روی گونه‌های بعضی خون خشکیده نمودار بود، قرار داشت، او وی را از یاران سلطان علی می‌شمارد.»[۱۳]

در سال ۱۳۴۱ شمسی آیت الله مرعشی نجفی از این سرداب دیدن کرده‌است، از وی نقل است که: «در سمت شرقی سراب، متجاوز از یکصد تابوت به اندازه‌های مختلف و رنگهای متفاوت در سه ردیف، روی یکدیگر گذاشته شده‌است که قسمتی از تخته‌های سرِ چند تابوت شکسته‌است و درون هر تابوت جسدی در لباس زندگی، صورت باز و موهای ژولیده نمودار است که با مختصر چیزی که به آن‌ها اصابت کند، مانند پودر بر روی هم فرو می‌ریزد و متلاشی می‌شود، در عقب سرداب زیر دارالحفاظ لوحه‌ای از سنگ نصب و روی آن نام سید رکن الدین مسعود و تاریخ ۹۵۴ حجاری شده‌است».[۱۴]

قالی شویان[ویرایش]

سال‌هاست که مراسم قالی شویان (در نزدیک‌ترین جمعه به روز ۱۷ مهرماه هر سال) به یاد کشته شدن سلطان علی بن محمد با شور و غوغای وصف ناپذیر، همراه عزاداری و نوحه خوانی در مشهد اردهال برگزار می‌شود. ممکن است قالب اصلی این مراسم، اندکی تغییر یافته باشد؛ ولی یکی از رسوم سنتی و مذهبی است که سابقه کهنی دارد.

صبح این روز، مردم زیادی از فین، چوب به دست، بر سر چشمه آبی در کنار حرم (یعنی در محل شستن قالی) گرد هم می‌آیند و با شعار «یا حسین»، «یا حسین» به طرف مرقد سلطان علی بن محمدباقر حرکت می‌کنند. آنان در صحن صفا، همراه سایر مردم و با حضور چندین تن از علما و شخصیت‌های مذهبی، مراسم را با تلاوت آیاتی از قرآن آغاز می‌کنند. سپس مردم به نوحه خوانی و عزاداری می‌پردازند و پس از دقایقی چند، اهالی فین، چوب به دست، یکی از قالی‌های داخل حرم را برای شستن از خادمان امامزاده تحویل می‌گیرند. سپس قالی را لوله می‌کنند و بر دوش می‌کشند و با حمایت چوب‌های خود، آن را از صحن صفا خارج و در حالی که عَلَم و کُتَل‌هایی در جلو حمل می‌کنند، حسین، حسین گویان، قالی را به طرف چشمه آبی می‌برند که در ۸۰۰ متری امامزاده (حرم) روان است. بردن این قالی، سَمبُل جریان حرکت دادن جنازه مطهر امامزاده است و پس از دقایقی عزاداری، مراسم پایان می‌پذیرد. همچنین در این مراسم، هزاران تن از مردم، در حالی که بر سر و روی خود می‌زنند با شعارهای گوناگون، چوب به دستان فینی را همراهی می‌کنند.[۱۵]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع مطالعاتی[ویرایش]

  • شهید اردهال: شرح حال حضرت سلطان علی بن امام محمدباقر، زهرا ارونی
  • نور باقر، سید علی محسنی
  • شرح زندگانی و شهادت حضرت سلطانعلی بن امام محمد باقر، عبدالرسول مدنی کاشانی

پانویس[ویرایش]

  1. شیخ مفید، الارشاد، ص۳۹۴
  2. زبیری، نسب قریش، به نقل از حسینی زرباطی، بغیة الحائر فی احوال اولاد الامام باقر ص۱۴۸/المشاهد العتره الطاهره، ص ۲۷۰.
  3. حسینی زرباطی، بغیة الحائر فی احوال اولاد الامام باقر ص۱۴۶/مجموعه تاریخی مذهبی مشهد اردهال، ص۳۶.
  4. به نقل از حسینی زرباطی، بغیة الحائر فی احوال اولاد الامام باقر ص۱۴۳
  5. مجموعه تاریخی، مذهبی مشهد اردهال، حسین فرّخ یار، ص۳۷.
  6. نور باقر، ص۵۴.
  7. نور باقر، ص۵۷.
  8. توفیق، شهید اردهال، ص۴۰.
  9. توفیق، شهید اردهال، ص۳۷–۴۴.
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ نقض، عبدالجلیل قزوینی، ص199
  11. شیخ عباس قمی، منتهی الامال، ص۱۳۳۰
  12. مجموعه تاریخی، مذهبی مشهد اردهال، ص۵۷.
  13. شهید اردهال، ص۴۶
  14. نور باقر، ص۹۳.
  15. شهید اردهال، ص۴۷ ۴۹.

منابع[ویرایش]

  • توفیق، سید محمد مهدی، شهید اردهال، پیام مهدی۴، قم، چاپ اول، ۱۳۷۶.
  • حسینی زرباطی، حسین، بغیة الحائر فی احوال اولاد الامام باقر، مکتبة آیت‌الله العظمی مرعشی النجفی، قم، الاولی.
  • قزوینی، عبدالجلیل، نقض، سلسله انتشارات آثار ملی، تهران، ۱۳۵۸ش.
  • قمی، شیخ عباس،منتهی الآمال، تحقیق ناصر باقری بیدهندی،انتشارات دلیل، قم، اول، ۱۳۷۹ ش (دو جلد در یک مجلد).
  • فرّخ یار، حسین، مجموعه تاریخی، مذهبی مشهد اردهال، هیئت امناء سلطان علی بن محمدباقر، چاپ اول، ۱۳۶۹ ش.
  • شیخ مفید، الارشاد، قم، الناشر سعید بن حبیر، الاولی، ۱۴۲۸ه.
  • محسنی؛ سید علی، نور باقر، انتشارات مشهور، ۱۳۸۳، چاپ اول.
  • المشاهد العتره الطاهره، مؤسسه البلاغ، بیروت، چاپ اول، ۱۴۰۸ ق.

پیوند به بیرون[ویرایش]