خیرآباد (اراک)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
خیرآباد
اطلاعات کلی
کشور ایران
استانمرکزی
شهرستاناراک
بخشمرکزی
دهستانخیر اباد
مردم
جمعیت۲۲۸۰ نفر (سرشماری ۹۵)
رشد جمعیتمنفی
اطلاعات روستایی
کد آماری۰۰۰۲۹۷
پیش‌شمارهٔ تلفن۰۸۶

خیرآباد، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان اراک در استان مرکزی می‌باشد. این روستا در ۲۴ کیلومتری شرق شهر اراک واقع شده‌است.

جمعیت[ویرایش]

این روستا در دهستان مشک‌آباد قرار داشته و براساس آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال ۱۳۹۵ صورت گرفته، جمعیت آن ۲٬۲۸۰نفر (۷۴۴خانوار) بوده‌است.[۱]

بر طبق این سرشماری جمعیت زنان روستا ۱٬۱۱۵ نفر و جمعیت مردان ۱٬۱۶۵ نفر می‌باشد.[۱]

در مقایسه با داده‌های آماری سال ۱۳۹۰ جمعیت روستا کاهش و تعداد خانوار افزایش یافته‌است. این موضوع نشان دهنده کاهش تراکم جمعیت خانوارهاست.[۲]

موقعیت[ویرایش]

موقعیت روستای خیرآباد در محدودهٔ شهرستان اراک و دهستان مشک آباد که در بخش مرکزی شهرستان اراک قرار دارد و در ۲۳ کیلومتری شهر اراک و در جادهٔ قم قرار گرفته که فاصلهٔ آن از جادهٔ اصلی حدوداً ۲ کیلومتر می‌باشد و در فاصلهٔ ۲۳۷ کیلومتری پایتخت و ۱۱۰ کیلومتری قم قرار دارد موقعیت روستا در قسمت فلات مرکزی ایران در ۳۴ درجه ۸ دقیقه عرض جغرافیایی و ۵۰ درجه طول جغرافیایی واقع شده و ارتفاع آن از سطح دریا ۱۶۷۰ متر می‌باشد

اماکن تاریخی[ویرایش]

قلعه تاریخی مشک آباد

حمام تاریخی محله بالا

قنات شیروان

منابع[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ https://www.amar.org.ir/Portals/0/census/1395/results/abadi/CN95_HouseholdPopulationVillage_00_r.xlsx. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک); پیوند خارجی در |وبگاه= وجود دارد (کمک); پارامتر |پیوند= ناموجود یا خالی (کمک)
  2. https://www.amar.org.ir. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک); پیوند خارجی در |وبگاه= وجود دارد (کمک); پارامتر |پیوند= ناموجود یا خالی (کمک)

روستای خیرآباد=شهرپردیس نگین مشک آباد=روستای خیرآباد

تشکیل خیر اباد[ویرایش]

شکل گرفتن روستای خیرآباد از زمانیست که قلعهٔ بزرگ مشک آباد (مشک آباد خرابهٔ فعلی)در این منطقه به عنوان مرکز ناحیه مشک آباد و فراهان بوده‌است و حاکمش ایمانی خان نام داشت.با توجه به اینکه در این مناطق بزرگ (فراهان و مشک آباد) شهری وجود نداشت و قلعه‌هایی به دوران زندیه ساخته شده بود دولت قاجاریه تصمیم می‌گیرد این قلعه‌ها را خراب کند تا مردم این مناطق را در یک شهر مستقر و قابل کنترل کند تا امنیت را برقرار کند.حدوداً در سال 1221-1218 هجری قمری (مطابق با   1185-1181 هجری شمسی)مردم به سرکردگی ایمانی خان طرفدار دولت ساقط شدهٔ زندیه بودند.در همین زمان کاروانی از دولت قاجار از این مناطق میگذرد که توسط افراد ایمانی خان مورد تهاجم و غارت قرار می‌گیرد و دولت قاجار این عمل را بهانه ای قرار می‌دهد تا قلعه مشک آباد را تخریب نماید و فتحعلی شاه قاجار (پادشاه وقت)دستور خالی کردن قلعه مشک آباد را صادر کرده و بعد از خالی شدن سکنه آنجا را به توپ می‌بندد.مردم در بیابانها و روستاهای اطراف سرگردان شدند. ایمانی خان که در کنار آب شیروان قلعهٔ کوچکی داشت که اکنون به چاله قلعه کهنه معروف است؛ در آنجا امکاناتی داشت برای ییلاق که شیر گوسفندانش را می‌دوخت و به دامداری می پرداخت بعد از خرابی قلعه خانواده اش را به آنجا برد و عده ای از مردم گریزان از     مشک آباد هم به آن‌ها پیوستند که یکی از آن‌ها علی محمد (معروف به حاج علی محمد)و چند خانوار دیگر بودند قبل از خراب شدن قلعه مشک آباد عدّه ای دامدار که از اجداد باقریها (قاسم یا صادق)و ندر محمد که از سهل آباد در کوههای هفتاد قله گله داری می  کردند!جایگاهی به قول مردم محل جاوّیه (آبشخور حیوانات)در کنار آب شیروان داشتند بعد حادثهٔ قلعه و سکونت مردم در کنار آب شیروان آن‌ها هم در کنار جاوّیهٔ خود خانه ساختند و ندر محمد هم از سهل آباد نقل مکان کرده و آنجا سکونت گرفتند گویا از آنجایی که آب آفتابی می‌شده (آب از قنات بیرون می آید)خانه هایشان را شروع به ساختن کردند و کم کم مردم سرگردان مشک آباد به آنجا جذب شدند و از روستاهای دیگر هم به آن‌ها اضافه شدند و شکل یک روستای کوچک را به خود گرفت.بعد از یکی دو سال سیل شدیدی آمد و خانه هایشان را ویران کرد که دوباره بنا نمودند و بچه های  ایمانی خان کمی جلوتر آمده و خانهٔ بزرگی ساختند که به گفته ی  ریش سفیدان (خانهٔ کنونی حاج روح الله خیر آبادی)که در اول آبادی است خانهٔ محمد حسین خان فرزند ایمانی خان بوده،البته قبل از خرابی مشک آباد محمد حسین خان هم کاروانسرایی در جای کنونی قبرستان و خانه محمد علی ربیعی داشته‌است که معروف به (کاروان سرای مد حسین خان)بوده بچه‌های ایمانی خان در آن زمان ارباب زاده بودند و خانه و کاشانه ای داشتند اما چه مدت در اینجا بودند مشخص نیست ولی هیچ نسلی را در خیرآباد باقی نگذاشتند شاید به سلطان آباد (اراک)یا تهران مهاجرت کردند (که مجالی برای باز کردن آن در این نوشته نیست البته در کتابی که در دست چاپ است بطور کامل شرح داده شده‌است) از آنجا که مردم در آنجا مستقر شده و به کشاورزی و دامداری مشغول شدند کم کم عده ای دیگر از مردم مناطق اطراف به آن‌ها اضافه شدند!به گفتهٔ راویان از عزیزآباد،سنگ جوب(سنجو) و سهل آباد به آنجا آمده و سکونت گرفتند و روستا بزرگتر شد و مردم دور هم جمع شدند تا نامی برای روستا تعیین کنند ،به دلیل اینکه مردم خانه هایشان را در بلندی ساخته بودند وسط روستا خِرّی بود نامش را خرّآباد گذاشتند و تا مدتی به همین نام بود تا مردم خیر و برکت زمینهای مناطق را دیدند و نامش را به خیرآباد تغییر دادند .مدتی مردم در سه محل پراکنده بودند باقریها و بچه‌های ایمانی خان در اول خیرآباد سیدهای ابطحی جدشان سید رضی، در وسط و حواشی مسجد جامع و در شمال شرقی فعلی خیرآباد (در محل بالا) نوبختی‌ها که جدشان از شوشتر مهاجرت کرده بود زندگی می‌کردند روستا کوچک و مردم بی آلایش بودند و ساده زندگی می‌کردند و سرعت رشد کند بود تا سال 1320 هجری شمسی سرعت رشد جمعیت بیشتر شد به طوری که جمعیت پراکندهٔ قبل حالا به یک روستای منسجم و یکپارچه در آمده بود مدت زمانی دو محل بود که محل پایین (حوالی مسجد امام زمان فعلی)و محل بالا تازه ساخت  بود ولی مردم یکپارچه درهمهٔ امور مشارکت می‌کردند)