خرم‌آباد (اراک)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

مختصات: ۳۳°۴۷′۲۶″ شمالی ۴۹°۴۲′۵۳″ شرقی / ۳۳.۷۹۰۵۶°شمالی ۴۹.۷۱۴۷۲°شرقی / 33.79056; 49.71472

خرم‌آباد
اطلاعات کلی
کشور  ایران
استان مرکزی
شهرستان اراک
بخش بخش مرکزی
دهستان شمس‌آباد (اراک)
نام محلی خُرماباد
مردم
جمعیت ۷۶۳ نفر
جغرافیای طبیعی
مساحت کل روستا با اراضی وابسته به آن حدود ۵۰ کیلومتر مربع
ارتفاع از سطح دریا ۲۱۰۰ متر از سطح دریا

خرم‌آباد روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان اراک در استان مرکزی ایران است.

جغرافیا[ویرایش]

این روستا در دامنه کوه الوند (الوند دالخانی) و در فاصله ۴۰ کیلومتری اراک قرار دارد. با روستاهای شمس‌آباد علیم آباد رباط پایین و ساکی پایین هم‌مرز است. منابع آب زیرزمینی خرم‌آباد به نسبت سایر روستاهای منطقه غنی است، لیکن استفاده نادرست از منابع تهدیدی برای آینده روستا محسوب می‌شود

جمعیت و تاریخ[ویرایش]

این روستا در دهستان شمس‌آباد (اراک) قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۷۶۳ نفر (۲۱۳خانوار) بوده‌است. خرم‌آباد از سه طایفه اصلی مرادی آخوندی و بختیاری و تعداد طایفه کوچکتر تشکیل شده است. در گذشته (۱۹۲۰–۱۹۶۰) رقابتهای این سه طایفه بر سر حکومت و کدخدایی روستا باعث بروز تنشهایی بین آنها می‌شده لیکن پس از انحلال نظام فئودالی (ارباب رعیتی) و برکنار شدن فئودال شهرستان اراک تنشها پایان پذیرفت. از کدخداهای مطرح روستا در طی دوره فوق می‌توان به کدخدا نورعلی (به تلفظ روستا نیرعلی) از طائفه مرادی-قاسمی و کربلایی احمد(kallamad) از طائفه ابراهیمی-بختیاری اشاره کرد. همچنین از کش و قوسهای آن دوره می‌توان به اخراج طائفه آخوندی از روستا و مهاجرتشان به قورچی باشی و بازگشتشان به روستا و نزاع طائفه مرادی و آخوندی اشاره کرد که با مرگ ناگهانی و معجزه وار کدخدا نورعلی ادامه یافت. پس از مرگ کدخدا نورعلی، برادرش کربلایی حسن به ریاست طائفه به نزاع ادامه داد و با مقاومت آخوندی‌ها روبرو گشت. نهایتاً نزاع به دلیل مرگ یک دختر خاتمه یافت و قدرت به کربلایی احمد رسید. این حوادث در طی دهه ۱۳۲۰ رخ داده است.

) در گذشته زمینهای خرم‌آباد با دو کاریز اصلی آن آبیاری می‌شده اما پس از انقلاب و در دهه ۱۳۶۰ موتورآبهای زیادی (حدود ۲۰) در روستا راه اندازی شدند و کشاورزی رونقی چندبرابری گرفت؛ و روستا به سمت کشت لوبیا پیش رفت در دهه هفتاد باغات انگور روستا خشکاندیده شد و بر ابعاد لوبیاکاری گندمکاری آبی و دیم روستا افزوده شد. با این حال استفاده از روش سنتی آبیاری باعث شده که منابع آبی روستا کم شود و آب زیرزمینی نسبت به زمان انقلاب چند متر افت تراز داشته است تأسیس سد خاکی روستا در اواسط دهه هشتاد از اقداماتی است که امید می‌رود بتواند تا حدی این افت تراز را جبران کند یا لااقل مانع افزایش آن شود.

زبان و گویش[ویرایش]

زبان اهالی روستا گویشی نسبتاً خاص است که نگارنده گویشی که دقیقاً برابر آن باشد را در جایی نیافته. گویش روستا تفاوتهای قابل ملاحظه‌ای با روستاهای اطراف خود (علیم آباد و موچان) دارد. ضمناً برخی از روستاهای اطراف ده از جمله شمس‌آباد، رباطها، ساکی‌ها، تخمار و کجرستان به زبان ترکی تکلم می‌کنند. زبان ده در پیوستار زبانی لری-تهرانی قرار می‌گیرد. به نحوی که به فارسی نزدیک تر است اما زنگ و بوی لری دارد. علاوه بر این می‌توان آنرا گویشی از گویشهای اراکی دانست. با اینحال عناصری از زبان آشتیانی و وفسی را هم در خود دارد. از مشخصه‌های این زبان تلفظ شناسه اول شخص به صورت کسره میم em است. مثلاً به خوردم گفته می‌شود: Khordem برخی واژه‌ها: دویدن: devestan ملخ: chakchaka آخوندک: زیگیل خور خوبم (از نظر سلامتی) teArem ساختار ماضی بعید در این ده متفاوت از فارسی است: کرده بود: kerdeyd رفته بودم: rafteydem برده بودند: bordeydand از نظر دستوری نیز در این گویش ساختار فعلی ماضی مستمر بعید وجود دارد که در فارسی معیار نداریم؛ ولی اگر تحت اللفظی ترجمه اش کنیم مثلاً این گونه می‌شود: داشته بودند می‌رفتند: dashteydan(d) miraftand مردم قدیمی ده اشعار فارسی و بخصوص تعزیه و نوحه را بلد بوده‌اند و می‌خوانده‌اند. اما خودشان هم فولکلوری داشته‌اند که البته بیشتر فولکلور کلیتر اقوام بوده که به گویش ده تطبیق داده شده مثلاً این شعر: یک ملیچ (ملوچ=گنجشک) داشتیم: yey milichchi dAshtim dAshtim آنرا خوب نگهداری نکردیم: khobela negAsh nadAshtim گربه اومد و بردش: Gorba omad o bardesh چتلی (چمپاتمه) نشست و خوردش chotteli neshas o khordesh خونش به چاله چکید: khineah chokid be chAla

کوه الوند از دید خرم‌آباد

امامزاده روستا[ویرایش]

در قبرستان روستا امامزاده‌ای وجود دارد که به اعتقاد سازمان اوقاف قدمت آن به قرن سوم و چهارم هجری می‌رسد. امامزاده از نوادگان حسن بن علی است و به زمان حکومت آل بویه برمیگردد. گفتنی است که در زمان آل بویه شهر کرج ابودلف (آستانه کنونی-نزدیک شازند) در فاصله ۳۰–۴۰کیلومتری روستا شهر مهم و پایتخت سیاسی-نظامی غرب کشور بوده است.

مناطق دیدنی[ویرایش]

علاوه بر کوه الوند که کوهی بسیار مناسب برای کوهنوردی در همه فصول است طبیعت روستا در فصل بهار و تابستان بسیار دل‌انگیز و چشم نواز است. سراب و گیربلاغ از جمله جاذبه‌های دیدنی روستا در فصل بهار و تابستان است


منابع[ویرایش]