بادرنجبویه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
بادرنجبویه
بادرنجبویه معمولی
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو: گیاهان
Division: گیاهان گلدار
رده: دولپه‌ای‌ها
راسته: نعناسانان
تیره: نعناعیان
سرده: بادرنجبویه (سرده)
گونه: M. officinalis
نام علمی
Melissa officinalis
لینئوس

بادَرَنجبویه یا بادَرَنگْبویه یا وارَنگ‌بو یا وارَانْوو (به گیلکی) (Melissa officinalis) گیاهی است معطر و علفی چندساله، خاستگاه اصلی آن شرق مدیترانه‌است و در بعضی از نقاط آذربایجان و جلگه خزر نیز یافت می‌شود. نام علمی این گیاه (Melissa) از واژه‌ای یونانی به معنای زنبور گرفته شده است. وجه تسمیه آن به این دلیل است که زنبور زمانی که مسافت زیادی از کندوی خود دور می‌شود، با عطر این گیاه راه بازگشت خود را پیدا می‌کند. گفته می‌شود کندوی معطر به بوی این گیاه، زنبور‌های جدید را تشویق می‌کند که در آن کندو اقامت کنند.[۱]

این گیاه از راسته نعناسانان (Lamiales) و تیره نعناعیان (Lamiaceaes) است که بین ماه‌های تیر و مرداد گل می‌دهد. ساقه‌های آن راست و چهار گوش بوده و پوشیده از کرک است. از کنار برگ‌هایش، گل‌هایی با کاسبرگ‌های رنگی می‌روید که در وهله اول زرد کم رنگ است، سپس به سفید و در نهایت به بنفش تبدیل می‌شود. می‌توان گفت تمام گیاه، عطر لیموی تندی از خود ساطع می‌کند. موطن اصلی این گیاه قسمت وسیعی از شرق مدیترانه است. امروزه به منظور بهره برداری‌های تزیینی و طبی و تولید عسل، این گیاه را در باغ‌ها و مزارع کشت می‌کنند.[۲]


نگارخانه[ویرایش]

خواص درمانی بادرنجبویه[ویرایش]

بادرنجبویه داروی مورد علاقه پزشک بزرگ ایرانی، ابوعلی‌سینا بود که جهت تقویت قلب و انبساط روح تجویز می کرده است.

استفاده از این گیاه به عنوان یک داروی ضد افسردگی تا قرن هفدهم ادامه داشت. آزمایش‌های جدید بر روی حیوانات آزمایشگاهی نشان می دهد که این گیاه همانند یک داروی مسکن بر روی دستگاه عصبی مرکزی عمل می کند و به همین دلیل آرام بخش است. مطالعات جدید اثر بخشی عصاره بادرنجبویه رادر درمان موضعی ضایعات ویروسی تبخال براساس کاربردهای جدید تائید نموده.[۳]


جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. گیاه بادرنجبویه یا بادرنگبویه،مجله اینترنتی ستاره
  2. خواص بادرنجبویه،سایت پارسه گرد
  3. Schultz V. Hansel R.Tyler U.. Rational phytotherapy. A physician`s guide to herbal medicine،. NY : Springer – verlag، 1998.