الکساندر گلازونف

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
الکساندر گلازونُف

الکساندر کنستانتینوویچ گلازونُف(به روسی: Александр Константинович Глазунов) آهنگساز روس در ۱۰ اوت ۱۸۶۵ در سن پترزبورگ بدنیا آمد و در ۲۱ مارس ۱۹۳۶ در نویی سور سن Neuilly-sur-Seine فرانسه درگذشت.

الکساندر کنستانتینُویچ گلازونُف، آهنگساز، معلم موسیقی و رهبر ارکستر روس در دهم آگوست سال ۱۸۶۵ در شهر سن‌پتربورگ به دنیا آمد. او که یکی از آهنگسازان مهم نسل پس از چایکُفسکی به شمار می رود، در ۹ سالگی نواختن پیانو را آغاز کرد و از ۱۱ سالگی یا به روایتی دیگر ۱۳ سالگی شروع به آهنگسازی کرد. "میلی بالاکیریِف" استعداد او را کشف و به "کُرساکُف" معرفی کرد. گلازونُف در ۱۵ سالگی به نزد ریمسکی کُرساکُف رفت و به صورت خصوصی آموزش دید. او در این مدت پیشرفت شگرفی از خود به نمایش گذاشت تا آنجا که نخستین سمفونی اش را در ۱۶ سالگی به پایان رساند.

در سال ۱۸۸۴ به همراه تاجری ثروتمند به وایمار آلمان رفت و درآنجا با "فرانتز لیست" ملاقات کرد. با اینکه تاثیر فراوانی از "لیست" و "واگنر" پذیرفت به سبکی شخصی دست یافت و آثار بسیاری در غالب سمفونی، باله، و کنسرتو برای سازهای مختلف ساخت. گلازُنُف اولین رهبری‌اش را در ۱۸۸۸ انجام داد. در سال ۱۸۹۶ به سِمت رهبری کنسرت سمفونی‌های روسیه برگزیده شد و موفق‌ترین آثارش را در دهۀ ۱۸۹۰ تصنیف کرد: شامل سمفونی‌های شمارۀ چهار، پنج و شش و بالۀ رِیموندا. با اینکه طرفدار انقلاب روسیه نبود تا ۱۹۲۸ در روسیه ماند و پس از آن به پاریس رفت و تا زمان مرگش در سال ۱۹۳۸ در آن‌جا ماند. به عنوان یک سمفونی‌نویس شهرت جهانی پیدا کرد و از فرانسه و انگلیس دعوتنامه‌هایی برایش رسید.

گلازونُف در بین سالهای ۱۹۰۵ تا ۱۹۲۵ ریاست کنسرواتوار سن‌پتربورگ را برعهده داشت و تا انقلاب بلشویکی در سازماندهیِ دوبارۀ این موسسه به نام‌های کنسرواتوار پتروگراد و پس از آن کنسرواتوار لنینگراد نقش اساسی داشت. در سال ۱۹۲۸ اتحادیه جماهیر شوروی را ترک گفت و دیگر هیچ‌گاه بازنگشت. با این حال تا سال ۱۹۳۰ ریاست کنسرواتوار را بر عهده داشت و یکی از بهترین شاگردان این موسسه در دورۀ ریاست او "دیمیتری شووستاکویچ" بود، کسی که به یکی از غولهای موسیقی سدۀ بیستم بدل شد.

اهمیت گلازونف در آشتی دادنِ ملی‌گراییِ موسیقیِ روسی با شیوۀ جهانی است. با آن‌که از جانشینان بی‌واسطۀ ناسیونالیسمِ "بالاکیریِف" بود اما بیشتر، متمایل به شکوهِ حماسیِ آثار "بورودین" بود و در کنار اینها تاثیراتی از دیگران را هم در خود داشت: قدرت ارکستراسیون کُرساکُف، تغزل چایکُفسکی و مهارت کنترپوانیک سرگئی تانیِف. به خاطر استادی در فرم و بهره‌گیری هنرمندانۀ کنترپوآن او را رمانتیک-کلاسیک می خوانند و از این رو با "یوهانس برامس" قیاسش می کنند. افشره‌ای از موسیقی او را در کنسرتو ویولن لا مینورِ او که ملودی غنی دارد و پتانسیل بیانگریِ ویولن را به خوبی بالفعل کرده می‌توان شنید.

وی با کمک دوست و معلم خود ریمسکی کورساکف برخی از آثار الکساندر بُرُدین را (شامل سمفونی شماره سه و اپرای پرنس ایگور) کامل کرد. گفته می‌شود که او حافظه ی موسیقایی بسیار قوی داشت و اورتوری از بُرُدین را تنها با یک بار شنیدن بازسازی کرد. در واقع داستان‌های بسیاری از قدرت حافظه ی شنیداری او نقل شده است که در کتاب گواهی(Testimony) نوشتۀ موسیقی‌شناس روس "سُلُمُن وُلکُف" آمده است. متنقدان آثارش را فرمال و آکادمیک می‌خوانند به این دلیل که همانند هم‌عصران خودش به تنوع گرایی مدرنیست‌ها روی نیاورد و زبان ویژۀ آهنگسازان سده نوزدهم را پی گرفت.

بسیاری از منتقدان ضعف او را همین گرایش به آکادمی که گاه بر قدرت خلاقیت هنری‌اش چیره می‌شد و نیز تنوع گرایی سبکی که باعث می‌شد نتوان مُهر اصالت به آثارش زد، می‌دانند. نکتۀ جالب اینکه کُرساکُف شاگرد برجستۀ دیگری هم داشت که در مقایسه با محافظه‌کاری گلازُنُف نقطۀ مقابل او بود: "ایگور استراوینسکی". معروف است که وقتی پروکفیِف یکی از آثارش را در سن‌پتربورگ اجرا می‌کرد، در حین اجرا گلازُنف گوش های خود را با دست پوشاند و سریع سالن را ترک کرد تا خود را از یورش آن موسیقی و شاید یورش قرنِ پیشِ رو مصون دارد! مرگ، گلازُنف را در نزدیکی پاریس در ۲۱ مارس ۱۹۳۶ هنگامی که او ۷۰ ساله بود غافلگیر کرد. خیلی‌ها او و آثارش را در ارتباط با گذشته می‌دیدند و نه آینده و به همین دلیل این‌گونه می‌اندیشیند که او سال‌هاست که مرده است.

برخی از آثار[ویرایش]

  • ۸ سمفونی
  • باله رِیموندا
  • کنسرتو پیانو
  • ۲ کنسرتو پیانو
  • کنسرتو برای ساکسفون آلتو
  • ۷ چهارنوازی برای سازهای زهی
  • فهرست آثار

پیوند به بیرون[ویرایش]

شنیدن آثار[ویرایش]


منابع[ویرایش]