چارلز برانسون

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
چارلز برانسون
Charles Bronson - 1966.JPG
چارلز برانسون
نام اصلی چالز دنیس بوچینسکی
زمینه فعالیت سینما
تولد ۳ نوامبر ۱۹۲۱(۱۹۲۱-11-0۳)
ارونفلد، پنسیلوانیا، آمریکا
مرگ ۳۰ اوت ۲۰۰۳ میلادی (۸۱ سال)
لس‌آنجلس، کالیفرنیا
بیماری آلزایمر و سینه‌پهلو
ملیت ایالات متحده آمریکا آمریکایی
پیشه بازیگر
سال‌های فعالیت ۱۹۵۰ - ۱۹۹۹
همسر(ها) هریت تندلر (۱۹۴۹-۱۹۶۷:طلاق)
جیل ایرلند (۱۹۶۸-۱۹۹۰:فوت همسر)
کیم ویکس (۱۹۹۸-۲۰۰۳:فوت)
فرزندان ۷
صفحه در وب‌گاه IMDb

چالز دنیس بوچینسکی معروف به چارلز برانسون (۳ نوامر ۱۹۲۱ - ۳۰ اوت ۲۰۱۳) بازیگر سینما و تلویزیون آمریکایی بوده است.

از فیلم‌هایی که وی در آنها به ایفای نقش پرداخته می‌توان به این موارد اشاره نمود: روزی روزگاری در غرب، هفت دلاور، گروه کثیف، فرار بزرگ، سوار بر باران، مکانیک و رویای مرگ اشاره نمود. عمده نقش‌های وی شامل بازی در نقش‌های پلیسی، وسترن و پارتیزان می‌شود. وی در طول دوران فعالیت، همکاری زیادی با کارگردانانی چون مایکل وینر و جی. لی تامپسون داشته.

کودکی و جوانی[ویرایش]

چالز برانسون با نام واقعی «چالز دنیس بوچینسکی» در شهر اورونفلد (در ایالت پنسیلوانیا) به دنیا آمد. وی یازدهمین فرزند در بین پانزده فرزند خانواده بود بود. پدرش تاتاری مهاجر و مادرش از تبار لیتوانی-آمریکایی‌ها بود. پدرش متولد شهر دروسکینینکای بوده و مادرش با اینکه دارای والدین لیتوانیایی بوده، ولی خودش در همین ایالت، پینسیلوانیا، به دنیا آمده بود. چارلز در دوران نوجوانی بود که با زبان انگلیسی آشنا شد. تا پیش از این وی تنها به لیتوانیایی و روسی صحبت می‌کرد.

چارلز برانسون اولین شخص در خانواده بود که موفق شد از دبیرستان فارغ‌التحصیل شود. وی زمانی که ۱۰ سال داشت× پدرش را از دست داد و بعد از این شروع به کار کردن نمود. ابتدا در دفتر اداری یک معدن و سپس به عنوان کارگر معدن استخدام شد. وی بابت هر تن زغال‌سنگی که استخراج می‌کرد، یک دلار در آن زمان دریافت می‌نمود. وی کار در معدن را ادامه داد تا اینکه نوبت به خدمت سربازی‌اش رسید. دوران سربازی برانسون برابر بود با جنگ جهانی دوم. خانواده برانسون وضعیت مالی بسیار ضعیفی داشتند، تا جایی که چارلز بخاطر نداشتن لباس، مجبور بود لباس‌های خواهرش را به تن کند تا به مدرسه می‌رفت.

در سال ۱۹۴۳ چارلز در نیروی هوایی ارتش آمریکا به عنوان تفنگدار هواپیما مشغول خدمت شد که بعدها کارش تغییر کرده و خدمه یکی از هواپیماهای بوئینگ بی-۲۹ می‌شود. وی بخاطر عملکردش در عملیات نظامی و زخمی شدندش، مفتخر به دریافت مدال پرپل هارت شد.

دوران بازیگری[ویرایش]

۱۹۵۱ تا ۱۹۵۹[ویرایش]

بعد از پایان دوران خدمت سربازی، وی مشغول به انجام کاهای متفاوتی می‌شود تا اینکه در نهایت در موفق به یافتن یک شغل در گروهی نمایشی در فیلادلفیا، پنسیلوانیا می‌شود. در همین دوران بود که خانه‌اش را برای مدتی با جک کلاگمن شریک می‌کند. هردو در آن زمان مشغول کارهای نمایشی بودند. چندی بعد نیز چارلز ازدواج کرده و به قصد شرکت در کلاس‌های بازیگری، همراه همسرش به هالیوود نقل مکان می‌کند. از اولین نقش‌های وی که بسیار جزئی هم بود در فیلمی به نام «الان در نیروی دریایی هستی» رقم خورد که در آن نقش یک ملوان را ایفا می‌کرد. از دیگر نقش‌های مختصری که وی در آنها بازی نمود می‌توان به نقش‌هایش در فیلم‌هایی چون «پت و مایک»، «خانه واکس» و «خانم سادی تامپسون» اشاره نمود.

چارلز برانسون در ۱۹۶۱

در سال ۱۹۵۴ وی نام خود را از «بوچینسکی» به «برانسون» تغییر می‌دهد. این کار به پیشنهاد یکی از همکارانش انجام شد. انها گمان می‌کردند که یک اسم اروپای شرقی ممکن است در فعالیت‌ها و موفقیت بازیگری وی خللی ایجاد کند. برانسون همچنین تصمیم به شرکت در برنامه‌های تلویزیونی گرفته و در برنامه‌های بسیاری در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ ظاهر می‌شود. از جمله این برنامه‌ها می‌توان به برنامه‌های شبکه‌هایی چون سی‌بی‌اس و ای‌بی‌سی و برنامه تلویزیونی آلفرد هیچکاک تقدیم می‌کند اشاره نمود.

۱۹۶۰ تا ۱۹۶۸[ویرایش]

در سال ۱۹۶۰ برانسون در قسمت «زیگ‌زاگ» در مجموعه تلویزیونی «کشتی رودخانه» ظاهر شده و چندی بعد نیز نقشی به وی در سریال «جزیره نشینان» داده می‌شود. در همین دوران، وی موفق به جلب نظر جان استرجز شده و به همین دلیل نقشی به وی در فیلم هفت دلاور داده می‌شود که در آن وی یکی از هفت تفنگدار در فیلم است. طبق گفته‌های ایلای والاک، در طول مدت فیلمبرداری برانسون همیشه تنها بود. وی بابت بازی در این نقش موفق به کسب ۵۰.۰۰۰ دلار می‌شود و درواقع از اولین آثار برانسون نیز محسوب می‌شود که در محبوبیتش نقش مهمی ایفا کرد.

دو سال بعد، مجدداً برانسون توسط استرجز دعوت به همکاری می‌شود، اینبار برای فیلم [[فرار بزرگ (فیلم ۱۹۶۳ میلادی)|فرار بزرگ]. در این فیلم، برانسون نقش یک زندانی آمریکایی را بازی می‌کند که در زندان‌های ارتش آلمان نازی اسیر شده و به همراه دوستانش نقشه فرار در سر می‌پروراند. در زمانی که برانسون در حال ایفای نقش در فیلم‌های سینمایی‌اش بود، حضور در تلویزیون را همچنان ادامه داده و در برنامه‌های مختلف دیگری مثل سریال امپراتور (۱۹۶۳ تا ۱۹۶۴) به ایفای نقش پرداخت. همچنین بخاطر همکاری‌های پیشینش با شبکه سی‌بی‌اس، موفق به نامزدی برای جوایز امی (برای نقش مکمل) می‌شود.

در سال ۱۹۶۷ وی در فیلم «گروه کثیف» بازی می‌کند.

۱۹۶۸ تا ۱۹۷۳[ویرایش]

برانسون موفق می‌شود نام مشهوری برای خود در بین فیلم‌سازان اروپایی بسازد. در سال ۱۹۶۸ وی در فیلم کارگردان ایتالیایی، سرجیو لئونه به نام روزی روزگاری در غرب به ایفای نقش می‌پردازد. نقش‌آفرینی وی به قدری توجه لئونه را جلب کرده که در مورد برانسون میگوید: «بهترین بازیگری بود که من تاکنون با وی همکاری داشتم». لئونه به قدری جذب برانسون شده بود که وی را برای نقش اولی فیلم یک مشت دلار انتخاب کرده بود که در نهایت برانسون با این نقش موافقت نکرد و نقش اول فیلم به کلینت ایستوود رسید. در سال ۱۹۷۰ برانسون در فیلم فرانسوی «سوار بر باران» ظاهر شد. این فیلم موفق به کسب جایزه گلدن گلوب بهترین فیلم زبان خارجی شد. در سال ۱۹۷۲ همکاری وی با کمپانی یونایتد آرتیستز شروع شد. برانسون با این کمپانی در چند فیلم اکشن همکاری داشت که همگی آنها از آثار موفق برانسون محسوب می‌شود. در زمره این فیلم‌ها می‌توان به «سرزمین چاتو» اشاره نمود. البته وی پیش‌تر نیز با این کمپانی همکاری داشته (مثلاً برای فیلم هفت دلاور). یکی دیگر از فیلم‌های اروپایی برانسون که توسط کمپانی یونایتد آرتیستز در داخل خاک آمریکا نیز پخش شد، فیلمی ایتالیایی به نام «سیتا ویولنتا» یا به فارسی «شهر خشونت» بود که در اصل برای اکران سال ۱۹۷۰ در اروپا ساخته شده بود.

برانسون در فیلم «حمله به انتبه»

۱۹۷۴ تا ۱۹۸۰[ویرایش]

مشهورترین نقش برانسون در سال ۱۹۷۴ و با بازی در فیلم «رویای مرگ» رقم خورد. این فیلم موفق‌ترین فیلم برانسون در طول مدت همکاری بلندمدتش با مایکل وینر نیز بود. در این فیلم وی در نقش شخصی به نام پل کرسی بازی می‌کند. پل کرسی معماری موفق بود اما وقتی همسرش را به قتل رساندند و به دخترش تجاوز کردند، وی تبدیل به یک جنگجوی مبارز در نیمه‌شب می‌شود. فیلم «رویای مرگ» به قدری مشهور شد که فیلم‌های مختلف دیری در مورد آن و در مورد ادامه داستان آن ساخته شد که در همه آنها خود شخص برانسون نیز حضور داشت. همچنین بعد از وقوع یک سری حوادث شبیه به حادثه به وقع پیوسته در این فیلم، برانسون عنوان کرد که مردم از شخصیت وی نباید تقلید نمایند.

چارلز برانسون در ادامه، در فیلم «آقای مجستیک» به ایفای نقش پرداخت. این فیلم نوشته المور لئونارد بود که در آن وی نقش یک نظامی بازنشسته و کشاورز را بازی می‌کرد که با گروه‌های گانگستری شروع به جنگ می‌کند. فیلم بعدی وی نیز فیلمی تحت عنوان «اوقات سخت» بود که کارگردانی آن را والتر هیل انجام داد. در این فیلم نیز که در ژانر اکشن بوده، برانسون در نقش یک مبارز به ایفای نقش پرداخته است؛ همچنین بخاطر بازی در این فیلم موفق شد نظر بسیاری از منتقدان را به خود بیش از پیش جلب کند. در همین دوران بود که برانسون توانست خود را به اوج باکس‌آفیس برساند، زمانی که در رده‌بندی‌ها، بعد از رابرت ردفورد، باربارا استرایسند و آل پاچینو، در جایگاه چهارم جای گرفت.

ستاره چارلز برانسون در پیاده‌رو شهرت هالیوود

۱۹۸۱ تا ۱۹۹۴[ویرایش]

قرار بود نقش اول فیلم فرار از نیویورک به برانسون داده شود، اما جان کارپنتر - کارگردان فیلم - فکر کرد که برانسون کمی زیادی خشن و پیر برای این نقش است و این شد که نقش را به کرت راسل داد. در بین سال‌های ۱۹۷۶ تا ۱۹۹۴ برانسون درخواست حقوق بالا از شرکت‌های فیلم سازی کوچک داشت؛ بیشتر این فیلم‌ها محصول گروه کنون بودند و کارگردانی عمده آنان را جی. لی تامپسون بر عهده داشت که برانسون در کار با وی علاقه زیادی از خود نشان می‌داد. فیلم‌های خشن تامپسون، نظیر «کار شیظانی‌ای که مردها انجام می‌دهند» و «10 دقیقه به نیمه شب» (که برانسون در انها نقش اول را داشت) زیاد مورد توجه منتقدین سینما قرار نگرفت، اما نام برانسون را بر سر زبان‌ها انداخت و باعث شد وی نقش‌های پردرآمدی را در طول دهه ۱۹۸۰ برای خود کسب کند. آخرین فیلمی سینمایی که برانسون در آن به ایفای نقش پرداخت، فیلم «رویای مرگ ۵: چهره مرگ» بود که محصول ۱۹۹۴ است.

زندگی شخصی[ویرایش]

اولین ازدواج چارلز برانسون با «هریت تندلر» بود که با وی در فیلادلفیا آشنا شده بود. قبل از طلاقشان در سال ۱۹۶۵، این دو صاحب دو فرزند شده بودند. تندلر در خاطرات خود می‌نویسد: «من دختری ۱۸ ساله بودم که با چالز بوچینسکی در یکی از کلاس‌های بازیگری سال ۱۹۴۷ آشنا شدم. دو سال بعد، با اینکه با مخالفت پدر با ازدواج با برانسون روبه‌رو شد، تصمیم به ازدواج با برانسون می‌گیرد. در اولین قرار ملاقات، برانسون در جیبش فقط چهار سنت داشت و با این وضعیت ادامه داد. اما حالا وی یکی از گران‌ترین بازیگران کشور است»

برانسون برای بار دوم، اینبار با بازیگر بریتانیایی، جیل ایرلند ازدواج می‌کند. این ازدواج تا روز مرگ جیل ایرلند، در تاریخ ۱۹۹۰ ادامه داشت. این دو پیش‌تر در سال ۱۹۶۲ با یکدیگر آشنا شده بودند (جیل ایرلند در آن زمان همسر دیوید مک‌کالم، یک بازیگر اسکاتلندی، بود) برانسون که در فیلم فرار بزرگ با مک‌کالم هم‌بازی بود، گفته می‌شود مکرراً به وی می‌گفت که روزی با همسرت ازدواج می‌کنم. برانسون در خانه‌ای بزرگ در شهر لس آنجلس، به همراه هفت فرزندش ساکن بود (دو فرزند از ازدواج قبلی، سه فرزند که متعلق به جیل ایرلند بودند و دو فرزند که بعد از ازدواج به دنیا آوردند). بعد از ازدواح، این زوج در ۱۴ فیلم مختلف در کنار یکدیگر به ایفای نقش پرداختند.

برانسون در سال ۱۹۸۷ (جشنواره فیلم کن)

برای اینکه اعضای خانواده با یکدیگر روابط نزدیکی داشته باشند، تمامی اعضای خانواده وسایل خود را جمع کرده و به محلی که فیلمبرداری فیلم‌ها در آنجا بود می‌رفتند تا همگی در کنار هم باشند. آنها همچنین دارای یک خانه روستایی بودند که به آنجا نیز با هم می‌رفتند. جیل ایرلند که در کنار بازیگری، مشغول پرورش اسب بود، به دخترشان «زولیکا» آموزش‌های اسب‌سواری نیز می‌داد. همچنین در بین دهه‌های ۸۰ تا ۹۰ میلادی نیز برانسون تمامی تعطیلات زمستانی را در شهرستان اسنومس (واقع در ایالت کلورادو) به همراه خانواده‌اش سپری می‌کرد.

در ۱۸ مه ۱۹۹۰ جیل ایرلند که ۵۴ ساله بود، بعد از مدتها نبرد با سرطان سینه از دنیا می‌رود. هشت سال بعد، در دسامبر ۱۹۹۸، برانسون برای بار سوم ازدواج می‌کند. همسر سومش «کیم ویکس» نام داشت. ویکس پیش‌تر از همکاران جیل ایرلند بود. این زوج به مدت ۵ سال زندگی مشترک داشتند تا اینکه در سال ۲۰۰۳ برانسون از دنیا می‌رود.

مرگ[ویرایش]

در آخرین سال‌های زندگی، وضعیت سلامتی برانسون رو به وخامت می‌گذشت، تا جایی که وی بخاطر یک عمل جراحی مجبور شد به شکل کامل، بازیگری را کنار بگذارد و خود را بازنشته نماید. در آخرین سال‌های زندگی وی همچنین مبتلا به آلزایمر شده بود، اما در نهایت در ۳۰ اوت ۲۰۰۳، در سن ۸۱ سالگی بر اثر سینه‌پهلو از دنیا رفت. برانسون در زمان مرگ در یکی از بیمارستان‌های شهر لس آنجلس بستری بود. وی را در نزدیکی خانه روستاییشان (که با جیل ایرلند به آنجا می‌رفت) دفن کردند.

فیلم‌شناسی[ویرایش]

از فیلم‌های برجسته او عبارت‌اند از:

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ چارلز برانسون موجود است.