نبرد شمال آفریقا
| نبردهای آفریقای شمالی | |||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| بخشی از جنگ جهانی دوم | |||||||
تانک بریتانیا در حال عبور کردن از تانک آلمانی آتش گرفته، ۲۷ نوامبر ۱۹۴۱ |
|||||||
|
|||||||
| تلفات | |||||||
| فرانسه آزاد ۱۶،۰۰۰ کشته، مجروح یا اسیر بریتانیا: ۳۳،۰۰۰ کشته، مجروح یا اسیر[نیازمند منبع] |
آلمان نازی: ۱۲،۸۰۸ کشته، نامعلوم مجروح، ۱۰۱،۷۸۴ اسیر تمام محور: ۹۵۰،۰۰۰ تلفات، ۸،۰۰۰ هواپیما نابود یا تسخیر شده، ۶،۲۰۰ توپ نابود یا تسخیر شده، ۲،۵۰۰ تانک نابود یا تسخیر شده، |
||||||
نبردهای آفریقای شمالی (نام دیگر: نبرد صحرا) شامل نبردهایی در بیابانهای لیبی و مصر و همچنین در مراکش، الجزیره و تونس در جنگ جهانی دوم است.
درگیری های نظامی در آفریقای شمالی در جنگ جهانی دوم از 13 سپتامبر 1940 آغاز شد و تا 13 ماه مه 1943 ادامه پیدا کرد. این نبردها از نظر استراتژیکی برای متفقین غربی و نیروهای محور حائز اهمیت بودند.
هدف نیروهای محور دسترسی به خاورمیانه بود تا به این ترتیب بتوانند میزان دسترسی خود را به نفت افزایش دهند و همچنین دست بریتانیا را از منابع مادی و انسانی امپراطوریاش در آسیا و آفریقا کوتاه کنند.
ضمن آنکه تصرف کانال فوقالعاده استراتژیک سوئز میتوانست خطوط تدارکاتی بریتانیا به آسیا و آفریقا و بالعکس را نابود کند. چرا که هیتلر از تصرف بریتانیا منصرف شده بود و قصد داشت از طریق حملات هوایی و قطع کردن خطوط تدارکاتی بریتانیا این کشور را از پا درآورد.
همچنین، بعد از شکست مصیبت بار در اروپای غربی در بهار 1940 (سقوط فرانسه، هلند، بلژیک و...)، نبرد آفریقای شمالی این فرصت را برای متفقین بوجود آورد تا جبههای جدید در مقابل محور بگشایند و همچنین پس از تهاجم آلمانها به اتحاد جماهیر شوری در ژوئن 1941، فشار آلمانها بر جبهه شرق را کاهش دهند.
نبرد آفریقای شمالی سه مرحله داشت: نبرد صحرای غرب (غرب مصر و شرق لیبی)، عملیات مشعل (الجزایر و مراکش) و نبرد تونس. طی کل نبرد آفریقای شمالی، آلمانیها و ایتالیاییها متحمل 620 هزار تلفات شدند، در حالی که کشورهای مشترکالمنافع بریتانیایی 220 هزار نفر از افراد خود را از دست دادند.
تعداد تلفات آمریکایی ها فقط در تونس بیش از 18500 نفر بود. پیروزی متفقین در آفریقای شمالی موجب نابودی 900 هزار نفر از سربازان آلمان و ایتالیا شد، جبهه دیگری را علیه محور گشود و امکان حمله به سیسیل و خاک اصلی ایتالیا در تابستان 1943 را به وجود آورد و تهدید محور علیه میدانهای نفتی خاورمیانه و خطوط تدارکاتی بریتانیا به آسیا و آفریقا را بر طرف کرد. این سلسله نبردها طی جنگ جهانی دوم از اهمیتی خاص برخوردار بود.
محتویات |
وضعیت مصر، لیبی، تونس الجزایر و مراکش در آستانه جنگ [ویرایش]
در ١٩٤٠، هر یک از پنج کشور در امتداد ساحل آفریقای شمالی- مصر، لیبی، تونس، الجزایر و مراکش- مستعمره یا نیمه مستعمره یک قدرت اروپایی بودند. در ١٩١٤، بریتانیا مصر را رسماً کشور تحتالحمایه خود کرد. بریتانیا به رغم دادن استقلال ظاهری به مصر تحت حکومت سلطان فؤاد اول در ١٩٢٢، کنترل سیاست خارجی و دفاع نظامی مصر را همچنان در اختیار داشت. بریتانیا همچنین سواحل کانال سوئز را به اشغال خود در آورد. تسلط بریتانیا بر مصر تحت پیمان ١٩٣٦ بریتانیا - مصر از نو تثبیت شد.
در ١٩١١، ایتالیا استانهای سیرنایکا، تریپولیتانیا و فزان را از قلمرو ترکها خارج کرد و در سال ١٩٣٤ این مستعمره متحد را لیبی نامید.
در ١٨٨١، فرانسه بطور رسمی کشور تونس را تحتالحمایه خود کرد؛ حکمران تونسی تحت نظارت یک ژنرال فرانسوی ساکن تونس بود. مراکش که تحت حکومت یک سلطان بود، طبق پیمان "فیض" در ١٩١٢ تحت حمایت فرانسه درآمد و مانند تونس، یک ژنرال فرانسوی ساکن تونس، بر سلطان و دستگاه اداری او نظارت داشت. فرانسه فتح الجزایر را در سال ١٨٣٠ آغاز کرد. تا سال ١٩٤٠ (سال سقوط فرانسه)، الجزایر بطور رسمی قسمتی از فرانسه شده بود و یک فرماندار کل مستقیماً بر آن حکومت میکرد. با سقوط فرانسه و ایجاد حکومت ویشی در ١٩٤٠، مستعمرههای فرانسه در آفریقای شمالی تحت کنترل ویشی قرار گرفت.
مرحله اول: نبرد صحرای غربی [ویرایش]
نبرد در آفریقای شمالی هنگامی آغاز شد که در 13 سپتامبر 1940 ارتش دهم ایتالیا به رهبری رودولفو گراتزیانی از پایگاه های خود در لیبی به نیروهای بریتانیایی در غرب مصر ( که تعدادشان کمتر بود) حمله کرد چرا که موسولینی به هیتلر قول داده بود که مصر را تسخیر کند. تشکیلات نامرتب فاشیستها و نبودن روحیه قوی نزد سربازان آنها بریتانیا را قادر ساخت که تا رسیدن قوای کمکی مقاومت نمایند.
ضد حمله موفقیت آمیز بریتانیا در 9 دسامبر 1940 به رهبری ژنرال سر آرچیبالد واول آغاز شد و به شکست نیروهای ایتالیا در 22 ژانویه 1941 در توبروک واقع در شرق لیبی انجامید.
هیتلر به موسولینی پیشنهاد کمک در شمال افریقا را نمود که با استقبال موسولینی مواجه گردید. در 12 فوریه 1941، ژنرال آلمانی، اروین رومل وارد لیبی شد تا فرماندهی سربازانی را که برای تقویت متحدین ایتالیایی آلمان فرستاده شده بودند بر عهده گیرد. واحدهای آلمانی به سرعت گسترش یافته و به شکل یک سپاه در آمدند و به "سپاه آلمان در آفریقا" یا Deutsches Afrikakorps شهرت پیدا کردند.
اروین رومل روباه صحرا [ویرایش]
در 24 مارس 1941، رومل حملهای ترتیب داد و با دور زدن توبروک، در 14 آوریل به مرز مصر رسید. در آنجا نیروهای بریتانیایی متخاصم و متحدان آلمانی- ایتالیایی تا نوامبر 1941 در بن بست قرار گرفتند.
ارتش هشتم بریتانیا (شامل سربازانی از انگلیس، استرالیا، هند، آفریقای جنوبی، نیوزلند و فرانسه آزاد) - که از نو سازمان یافته بود- با بهرهگیری از تغییر مسیر منابع مادی و انسانی از افریقای شمالی به جبهه شرق در اروپا در تابستان و پاییز، طی عملیات معروف به "جنگجوی صلیبی" به مواضع رومل حمله کرد. بریتانیاییها بعد از شکستهای زودهنگام، ارتشهای محور را به لیبی عقب راندند، پادگان واقع در توبروک (طبرق) را آزاد کردند و رومل را مجبور کردند تا در 6 ژانویه 1942 به العقیله (در مرز استانهای لیبیایی سیرنایکا و تریپولیتانیا) عقب نشینی کند.
توانایی آلمانیها در انتقال منابع به آفریقای شمالی بعد از تثبیت کردن جبهه شرقی در ژانویه 1942 و تغییر مسیر منابع بریتانیا برای مقابله با تهدید نیروهای ژاپنی در اقیانوس آرام بعد از 7 دسامبر 1941، به رومل این امکان را داد تا حمله دیگری را در 21 ژانویه آغاز کند. طی دو هفته، سربازان محور به الغزاله در غرب توبروک رسیدند. در 26 ماه مه 1942، سربازان آلمانی و ایتالیایی دست به حمله دیگری به نام "ونیزیا" زدند و توانستند توبروک را محاصره و نیروهای متفقین را به مرز مصر عقب برانند. در 21 ژوئن، توبروک سقوط کرد و نیروهای رومل بریتانیاییها را تا مصر دنبال کردند. هیتلر برای قدردانی از او به وی درجه فیلد مارشالی داد.
فیلد مارشال اروین رومل تنها رهبر نظامی در جنگ جهانی دوم بود که نه تنها ایدهآل افراد زیر امرش بود بلکه شدیداً مورد ستایش دشمنانش نیز بود، وینستون چرچیل از او به عنوان ژنرالی بزرگ چنین یاد کرد: " تحرک و جرات او در شمال آفریقا، فجایع هولناکی را بر ما وارد کرد."
لیدل هارت از او به عنوان یک نابغه نظامی یاد کرد که در شمال آفریقا به عنوان قهرمانی برای سربازان ارتش بریتانیا که با او میجنگیدند در آمده بود. او اضافه میکند در طول قرنها تاریخ جنگ در مقایسه با وی تنها ناپلئون چنین تاثیری بر روی وی داشته است.
لقب روباه صحرا که مبلغینش به وی داده بودند، نه به خاطر تحقیر، بلکه در ستایش زیرکی، سرعت عمل و قدرت تصمیم گیری آنی او بود. گزارشها و شرح شجاعتهای حماسی رومل در جنگیدن، جهانی شده بود.
با وجود عقب نشینیهای تاکتیکی که او گاهی انجام میداد، او ارتش هشتم متفقین را مداوم به سوی شرق عقب میراند. شهرت او چنان به اوج رسید که یک فرمانده بریتانیایی لازم دید به تا به سربازانش گوشزد نماید که: "رومل نه جادوگر است و نه یک سوپر من". در نبوغ نظامی و استثنایی بودن رومل همین بس که ژنرال مونتگومری فرمانده ارتش هشتم متفقین در مورد او گفته بود: "بزرگترین افتخار دوران نظامی بودنم این است که، هم رزم من مارشال رومل بود."
در ژوئیه 1942، بریتانیاییها نیروهای محور را در العلمین متوقف کردند. به رغم موفقیت بریتانیاییها در متوقف کردن رومل، نخست وزیر بریتانیا، وینستون چرچیل فرماندهان نظامی ارشد خود در خاورمیانه را تغییر داد و ژنرال سر هارولد الکساندر را به عنوان فرمانده کل نیروهای بریتانیایی در خاورمیانه و سرتیپ سر برنارد ال. مونتگومری را به عنوان فرمانده ارتش هشتم منصوب کرد.
در 30 اوت 1942، محور آخرین حمله خود در صحرای غرب را انجام دادند. در 3 سپتامبر، بریتانیاییها واحدهای محور را در نبرد علم الهلفا - درست در جنوب العالمین- متوقف کردند. مونتگومری بعد از جمعآوری سربازان و تجهیزات - از جمله تانکهای جدید آمریکایی- در 23 اکتبر 1942 به نیروهای رومل در العالمین حمله کرد. ده روز بعد، نیروهای محور مجبور به عقب نشینی شدند. نبرد العلمین جایی است مسیر جنگ جهانی دوم بر میگردد متفقین از نیرویی مدافع به نیرویی مهاجم تبدیل میشوند. (در اصطلاح نظامی از حالت پدافند به آفند در آمدند)
البته باید گفت رومل فقط به خاطر ضعف تدارکاتی شکست خورد و نه ضعف تاکتیتکی و فرماندهی.
رومل به امید حفظ نیروهای رزمنده خود برای نبرد در یک موقعیت استراتژیک بهتر، به سرعت به لیبی عقب نشینی کرد و در 23 ژانویه 1943 تریپولی پایتخت لیبی را ترک کرد و یک هفته بعد به مرز تونس رسید.
مرحله دوم: عملیات مشعل [ویرایش]
عملیات مشعل، نبرد نظامی الجزایر- مراکش، در 8 نوامبر 1942 شروع شد و در 11 نوامبر 1942 به پایان رسید.
نیروهای آمریکایی و بریتانیایی به فرماندهی ژنرال آمریکایی دوایت دی.آیزنهاور (رییس جمهور آینده ایالات متحده آمریکا) در این نبرد شرکت کردند. سه گروه ضربت در سواحل نزدیک کازابلانکا واقع در کرانه اقیانوس اطلس در مراکش، در حوالی اوران درغرب الجزایر و همچنین نزدیک شهر الجزیره ) بیش از 250 مایل به سمت شرق الجزایر) فرود آمدند.
به رغم مقاومت اولیه نیروهای فرانسوی دولت ویشی، کودتایی که توسط نیروی مقاومت فرانسه در شهر الجزیره در 8 نوامبر صورت گرفت، عملیات سپاه نوزدهم فرانسه را قبل از فرود متفقین خنثی کرد. ژنرال مارک کلارک، معاون آیزنهاور توانست دریاسالار ژان فرانسوا دارلان، نماینده ارشد دولت ویشی در آفریقای شمالی و ژنرال آلفونس ژوین، فرمانده نیروهای مسلح فرانسوی دولت ویشی در آفریقای شمالی را متقاعد کند تا به نیروهای فرانسوی دستور دهند تا در 10- 11 نوامبر مقاومت مسلحانه خود را در اوران و مراکش متوقف کنند. و در ازای این همکاری، دارلان زمانی که نیروهای فرانسوی به متفقین در آفریقای شمالی ملحق شدند، به عنوان حاکم غیر نظامی فرانسوی آفریقای شمالی باقیماند. البته این انتخاب با نارضایتی بریتانیا همراه بود چرا که دارلان فردی ضد بریتانیایی بود و آنها وی را همدست آلمانیها میدانستند.
ورود متفقین موجب اشغال مناطق غیر اشغالی فرانسه توسط آلمان و اعزام سریع سربازان آلمانی به تونس شد.
دریاسالار دارلان اعلام کرد چون مارشال پتن عملاً زندانی آلمانیها است او خود شخصاً مسئولیت دولت فرانسه را به عهده میگیرد.
دولت ویشی فرانسه برای جلوگیری از تصرف ناوگان مدیترانهای خود توسط آلمانیها، در 27 نوامبر 1942 آن را در بندرگاههای تولون غرق کرد. تا پایان نوامبر، متفقین از مرز تونس در شمال غربی گذشته بودند.
مرحله سوم: نبرد تونس [ویرایش]
نبرد تونس با ورود آبی- خاکی متفقین به حوالی اسفاکس در شرق تونس در ژانویه 1943 و همچنین با حمله به مواضع آلمانیها در گافسا در غرب مرکز تونس در 17 مارس 1943 آغاز شد. در 4 فوریه 1943، ارتش هشتم بریتانیا از مرز لیبی گذشت و وارد تونس شد.
ژنرال آلمانی، اروین رومل که از سوی نیروهای مشترکالمنافع بریتانیا و ایالات متحده تحت فشار بود و ارتباطش نیز با پایگاههای تدارکاتی خود قطع شده بود، سعی داشت با عملیات تدافعی مانع پیشرفت متفقین شود.
در 18 فوریه، نیروهای آلمانی و ایتالیایی توانستند سپاه دوم ایالات متحده را در گذرگاه کاسرین شکست دهند، اما نیروهای محور از نظر تعداد و تجهیزات بسیار کمتر بودند. متفقین آهسته اما پیوسته پیشروی کردند و نیروهای محور را در امتداد مرکزی شمال سواحل تونس محاصره کنند.
در 7 ماه مه 1943، لشکر هفتم زرهی بریتانیا، شهرتونس -پایتخت کشور تونس- را محاصره کرد و سپاه دوم ارتش ایالات متحده، شهر بیزرت را که آخرین بندرگاه تحت اشغال محور بود تصرف کرد. شش روز بعد، در 13 ماه مه 1943، نیروهای محور در آفریقای شمالی پس از تحمل 40000 تلفات- آن هم فقط در تونس - تسلیم شدند؛ 267 هزار سرباز آلمانی و ایتالیایی به اسارت درآمدند.
آلمانیها و ایتالیاییها در طول کل نبرد آفریقای شمالی متحمل 620 هزار تلفات شدند، در حالی که کشورهای مشترکالمنافع 220 هزار نفر از افراد خود را از دست دادند. تعداد تلفات آمریکاییها فقط بعد از جنگ در تونس به بیش از 18500 نفر رسید.
نتیجه گیری [ویرایش]
پیروزی نیروهای متفقین در آفریقای شمالی که موجب نابودی و یا خنثی کردن توان نظامی حدود 900 هزار سرباز آلمانی و ایتالیایی شد، جبهه دیگری علیه محور گشود، امکان حمله به سیسیل و خاک اصلی ایتالیا در تابستان سال 1943 را فراهم کرد و همچنین، به تهدید محور علیه میدانهای نفتی خاورمیانه و خطوط تدارکاتی بریتانیا به آسیا و آفریقا پایان داد. این عملیات در طول جنگ جهانی دوم از اهمیت خاصی برخوردار بود .
علت اصلی شکست محور را در دو مورد میتوان یافت: 1. ضعف شدید ارتش ایتالیا از نظر فرماندهی و نیروی انسانی که متحد قابل اتکایی برای آلمان نبود و آلمان باید خرابکاریهای ایتالیا را هم جبران میکرد. 2.عدم توجه هیتلر به جبهه آفریقا و عدم ارسال تجهیزات و سوخت کافی به این جبهه.
منابع [ویرایش]
| در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ نبرد شمال آفریقا موجود است. |
ویکیپدیای انگلیسی
- جدالها و عملیاتهای آفریقای جنوبی در جنگ جهانی دوم
- جدالها و عملیاتهای آلمان در جنگ جهانی دوم
- جدالها و عملیاتهای استرالیا در جنگ جهانی دوم
- جدالها و عملیاتهای ایالات متحده آمریکا در جنگ جهانی دوم
- جدالها و عملیاتهای ایتالیا در جنگ جهانی دوم
- جدالها و عملیاتهای بریتانیا در جنگ جهانی دوم
- جدالها و عملیاتهای فرانسه در جنگ جهانی دوم
- جدالها و عملیاتهای لهستان در جنگ جهانی دوم
- جدالها و عملیاتهای نیوزیلند در جنگ جهانی دوم
- جدالها و عملیاتهای هند در جنگ جهانی دوم
- جدالها و عملیاتهای جنگ جهانی دوم
- درگیریها در ۱۹۴۰ (میلادی)
- درگیریها در ۱۹۴۱ (میلادی)
- درگیریها در ۱۹۴۲ (میلادی)
- درگیریها در ۱۹۴۳ (میلادی)
- مصر در جنگ جهانی دوم
- مصر در دهه ۱۹۴۰ (میلادی)