مصدر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

مصدر یا بن واژه، واژه ای‌ است که همان مفهوم اصلی فعل را میرساند ولی تنها فرق بین فعل و مصدر این است که فعل علاوه بر مفهوم رسانی ، بر زمان ،شخص و شمار آن نیز دلالت می کند ولی در مصدر زمان و شخص و شمار ، معلوم نیست و به همین دلیل مصدر یکی از اقسام اسم به شمار می آید.

بسیاری از فعل ها در زبان فارسی دارای دو مصدر هستند. یکی ماضی و دیگری مضارع مثل : رُستن و روییدن ، جستن و جهیدن و... . بعضی از فعل ها نیز سه یا بیشتر مصدر دارند مانند:

  • خوابیدن - خفتن - خفتیدن - خسبیدن - خفسیدن (که البته به خاطر تحول واجی در زمان های گذشته این اتفاق افتاده است مثلاً کلمه «خواب» از تحول واجی کلمه ی «خفتن» بوجود آمده است).

در زبان های اصلی هندواروپایی ظاهراً مصدر وجود نداشته است.اصولاً همه ی زبانها صیغه ی خاصی را بیان معنی مصدر دارا نیستند و آنجاها که این صیغه وجود دارد صورت و ساختمان کلمه ، حتی در زبان های نزدیک و همسایه با هم مطابقت نمی‌کند.

این صیغه در هریک از زبانهای هندواروپایی بطور مستقل ساخته و پرداخته شده است. به این سبب ساختمان این صیغه حتی در زبانه های قدیم هند و اروپایی یکسان نیست.تنها در زبان یونانی باستان یکی از وجوه پسوند مصدر که «ai-» باشد با صورت مصدر مختوم به«dhyâi-» که درزبانهای ودایی و اوستایی وجود دارد شبیه است ولی با وجود این شباهت نمی توان به یقین گفت که این وجوه در زباههای مذکور با هم ارتباطی دارند.(صیغه ای که در آن از این پسوند استفاده می شده دو مورد استعمال داشته است :یکی در امر و دیگری در مصدر)

مصدر در زبان های ایرانی[ویرایش]

فارسی باستان[ویرایش]

در فارسی باستان که زبان کتیبه های شاهان هخامنشی است صیغه ی مصدری در جمله که بکار رفته تابع فعلی است. یعنی مصدر برای یکی از افعالی که دارای معانی ای مانند فرمودن و یارستن و شایستن باشد در حالت رائی(حالت مفعولی)واقع میشود. در این حال جزءِ اخیر مصدر همیشه «tanaiy-» است.
این جزء خودمرکب از دو قسمت است: یکی ماده ی آن که «tan-» باشد و دیگری «aiy-» که جزء صرفی کلمه در حالت رائی مفردست.

زبان اوستایی[ویرایش]

یکی از نشانه های مصدر در زبان اوستایی پسوند «-θan-» است که از اصل هندوایرانی «tna-» آمده و معادل ماده ی «-tan-» در فارسی باستان است.

پهلوی اشکانی[ویرایش]

در این متون پهلوانیک پسوند مصدر به سه صورت «-تن» ، «-دن» و «-ذن» دیده میشود.این هر سه صورت بازمانده ی همان پسوند «tanaiy-» فارسی باستان است.
صورت «دن» به مصدر هایی اختصاص دارد که در آنها پیش از این پسوند، یکی از دو صامت «ر» یا «ن» باشد. صورت «ذن» نیز درمواردی که پیش از آن مصوتی وجود داشته باشد آمده است.

پهلوی ساسانی[ویرایش]

در متون مانوی که به زبان پارسیک نوشته شده است پسوند مصدر به هر دو صورت «-تن» و «-دن» وجود دارد.مانند این کلمات:
ایاب نبیگ نبیشتن = یا کتاب نوشتن
ایاب نگار نگاردن = یا نقشی نگاشتن

مصدر در فارسی امروزی[ویرایش]

از آنچه در بخش قبل گفته شد این نتیجه حاصل می شود که پسوند مصدر در زبان فارسی «-تن» است.
پس طریقه ی ساخت مصدر در زبان فارسی می شود: بن(ماده) فعل + تَن .

مثلاً:

کُش + تن \Leftarrow کشتن

همچنین اینکه در زبان فارسی مثل بعضی از زبان های شاخه ی هندواروپایی دیگر ،نوعی روش برای ساخت مصدر از اسم یا صفت است که آن را مصدر جعلی یا برساخته می گویند که طرز ساخت اینگونه است:

اسم/صفت + یدن/اندن/انیدن

مثلاً: خواب + یدن \Leftarrow خوابیدن
چرخ + اندن \Leftarrow چرخاندن
رنج + انیدن \Leftarrow رنجانیدن
البته «اندن» و «انیدن» برای ساخت مصدر های متعدی(مصادری که به مفعول نیاز دارند) بکار می رود.

نکته‌ای در مورد پسوند مصدر[ویرایش]

اشتباهی که در اینجا ممکن است پیش آید، این است که بعضی افراد پسوند مصدر را فقط«-َن» می‌پندارند به این دلیل که با حذف نون از مصدر، بن فعل ماضی (یعنی فعل ماضی سوم شخص مفرد) حاصل می‌شود و از این قرار حرف «ت» را در مصدر و ماضی یکی دانسته‌اند.
ولی این نکته درست نیست. یعنی حرف «ت» (یا در بعضی موارد «د») در بن ماضی جز تصریفی دیگری است.
باید گفت که در پارسی باستان طریقه‌ای برای ساختن صفت مفعولی وجود داشته و آن این است که به ریشهٔ ضعیف کلمه (در فعل پسوند«تَ = ta» می‌افزودند. مثلاً:

ریشه صفت مفعولی معادل فارسی
kr
krta
کرده

در پهلوی از صفت مفعولی مختوم به جزء «تَ=ta» مادهٔ خاصی برای صیغه‌های ماضی ساخته شده و به همین صورت به فارسی دری رسیده است.

اما سوال دیگری که اینجا پیش می‌آید این است که اگر «-َن» پسوند مصدری نیست پس چرا ما به جای استفاده از مصدرهای خوانتن، ایستاتن و...، از مصدرهای خواندن، ایستادن و... استفاده می‌کنیم؟
در جواب این سوال باید گفت که پسوند مصدری «-تن» در تحول زبان فارسی باستان به فارسی میانه در بعضی موارد به «-دن» تبدیل شده که دلیل آن به نام قانونی به نام قانون همگونگی[۱] در تحول واج‌ها است. به موجب این قانون دو صورت گفتار که مجاور یا نزدیک به هم باشند بعضی از صفات یکدیگر را کسب می‌کنند یا بکلی یکسان می‌شوند. از جمله انواع همگونگی واکها آنست که هرگاه در کلمه‌ای دو واک مجاور یکدیگر واقع شوند که یکی آوایی و دیگری بی آوا باشد آوای واک نخستین به دومی سرایت می‌کند و آنرا به واک «آوایی» هم مخرج خود مبدل می‌سازد، و این امر را همگونگی در آوا می‌خوانند.[۲]
باید بدانیم مجموع واکهایی که در زبان فارسی قبل از پسوند مصدر واقع می‌شوند یازده عدد است و عبارتند از:
صامت: خ، ر، س، ش، ف، ن
مصوت: آ، اَ، اُ، او، ای
و اگر این صامتها را بر حسب «آوایی» و «بی آوا» به دو دسته تقسیم بکنیم به صورت زیر خواهند بود:
صامت آوایی: ر - ن
صامت بی آوا: خ - س - ش - ف

می دانیم که صامت «ت» که در آغاز پسوند مصدری «تن» است بی آوا است. چون این صامت در مجاورت یکی از مصوتهای پنجگانه یا یکی از دو صامت آوایی قرار گیرد آوای واک ماقبل بدان سرایت می‌کند و به همین دلیل به صامت «د» (که با «ت» در مخرج یکسان است و تنها اختلاف این دو واک در آوایی بودن دال است) بدل می‌شود.
به این ترتیب:

خوانتن\Leftarrow خواندن
ایستاتن\Leftarrow ایستادن

مصدرهایی که در آنها قبل از پسوند یکی از صامت‌های بی آوا بوده است طبعاً در معرض چنین تبدیلی واقع نشده‌اند و پسوند «تن» در آنها به صورت اصلی مانده است. مثل: گفتن، ساختن، بستن

البته باید گفت که این قانون یک قائدهٔ عام است و به این مورد گفته شده اختصاصی ندارد. مثلاً: ماتر \leftarrow مادر

انواع مصدر[ویرایش]

مصدر ها را می توان از جوانب متعددی دسته بندی کرد که در اینجا تعدادی از آن دسته بندی ها آمده است:

از نظر کلی
نام مصدر توضیح مثال نام مصدر متضاد
مصدر اصلی مصدری که از اصل به عنوان مصدر به کار می رود شکستن مصدر جعلی
مصدر جعلی مصدری که از اصل مصدر نیست و با افزودن «یدن» و ... به اسم مصدر می شود نامیدن مصدر اصلی
از نظر ساختاری
نام مصدر توضیح مثال نام مصدر متضاد
مصدر ساده(بسیط) مصدری که بن آن از یک ماده تشکیل شده باشد.(البته از نظر دستوری فارسی دری) آمدن
-
مصدر مرکب مصدری که از فعل مرکب درست شده باشد. رنج بردن
-
مصدر عبارت فعلی مصدری که از یک عبارت فعلی تشکیل شده باشد از سر گرفتن
-
مصدر پیشوندی مصدری که حرف اضافه در ساختار آن فعل باشد(از فعل پیشوندی درست شده باشد) برگشتن
-
از نظر تغییر پسوند
نام مصدر توضیح مثال نام مصدر متضاد
مصدر تام مصدری که در آن حذفی صورت نگرفته باشد شستن مصدر مرخم(بریده)
مصدر مرخم(مخفف) مصدری که نون آخر آن حذف شده باشد نشست(به معنی مصدری) مصدر تام
اسم مصدر اسمی که حاصل معنی مصدر می دهد. روش ،گفتار، دانایی
-

توضیح: در مورد مثال مصدر مرخم باید گفته شود که آن را نباید با بن فعل ماضی اشتباه گرفت در اینجا نشست به معنی مصدری میباشد به مثال ها توجه کنید:
«نشست و برخاست» در اصل «نشستن و برخاستن»
نشست در عبارت «نشست کوه» در اصل به معنی «نشست کردن کوه»

از نظر وجهی
نام مصدر توضیح مثال نام مصدر متضاد
مصدر دوگانه(ذووجهین) مصدری که هم لازم است هم متعدی شکستن
-
مصدر لازم مصدری که به مفعول نیازی ندارد. رفتن مصدر متعدی
مصدر متعدی مصدری که به مفعول نیاز دارد. خوردن مصدر لازم

توضیح : در مورد مصدر متعدی باید گفته شود که که خود آن به سه قسم تقسیم میشود:

  1. مصدر سماعی: مصدرهایی که به طور کلی بن فعل آنها متعدی است.
  2. مصدر قیاسی: مصدرهایی که به طور کلی بن فعل آنها نیازی به مصدر ندارد ولی با افزودن «انیدن» و ... به متعدی تبدیل میشودند.
  3. مصدر دومفعولی: مصدرهایی که بن فعل آنها از اول متعدی است ولی با افزودن «انیدن» و ... به مصدر هایی دومفعولی تبدیل میشوند.

پانویس[ویرایش]

  1. مولف کتاب «تاریخ زبان فارسی» طبق گفتهٔ خود این واژه را در مقابل اصطلاح فرانسوی وانگلیسی assimilation به کار برده است.
  2. برای اطلاعات بیشتر به کتاب «تاریخ زبان فارسی» جلد دوم صفحهٔ ۱۰۵ مراجعه کنید.

منابع[ویرایش]

  • تاریخ زبان فارسی ، پرویز ناتل خانلری ، انتشارات «نشر نو» ، جلد دوم ،چاپ سوم سال 1366
  • لغت نامه دهخدا ، علی اکبر دهخدا ، موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران ، چاپ دوم از دوره ی جدید ، بخش «میم» واژه ی «مصدر».
  • دستور زبان فارسی ۱، دکتر حسن انوری، دکتر حسن احمدی گیوی، انتشارات فاطمی
  • دستور زبان فارسی ۲، دکتر حسن انوری، دکتر حسن احمدی گیوی، انتشارات فاطمی
  • بررسی ساختار فعل‌های جعلی در فارسی میانه و فارسی دری، یدالله منصوری