غلاف میلین
| {{{1}}} |
|---|
غلاف میلین یک لایه لیپوپروتئینی است که بر روی بسیاری از دندریت های بلند و آکسون ها، تشکیل میشود. نقش مهادین پوشش میلین، ایجاد نارسانایی بیشتر بر روی سطح تار عصبیها است که این امر باعث افزایش سرعت هدایت پیامهای الکتریکی در درازای تار میشود. میلین افزون بر افزایش سرعت ترارسانی پیامهای عصبی در طول رشتههای عصبی، وظیفه نگهداری از سلولهای عصبی را نیز به عهده دارد.
همه درازای تار از میلین پوشیده نشدهاست. بخشهایی که پوشش میلین وجود ندارد گره رانویه نامیده میشوند. در رشتههای میلیندار پیام عصبی بسیار تندتر ترارسانی میشود.
از دیدگاه میلینه بودن، نورون ها بر ۲ گونه هستند:
- نورون های بدون میلین: سرعت پایینی در ترارسانی پیامهای عصبی دارند، و بخش خاکستری مغز و نخاع را میسازند.
- نورون های میلین دار: سرعت ترارسانی در نورون های میلیندار بیش از ۱۰۰ برابر نورورن های بی میلین است. این نورون ها بخش سفید مغز و نخاع را میسازند.
سلولهای سازنده میلین [ویرایش]
میلین توسط سلولهای الیگودندروسیت (در سیستم عصبی مرکزی) و سلولهای شوان (در سیستم عصبی محیطی به دور تارهای عصبی ساخته میشود. این سلولها لایههای پیچ درپیچی از میلین را پیرامون تارهای عصبی میسازند.
سلولهای شوان و اولیگودندروسیتها دو تفاوت مهم با هم دارند:
- یک سلول شوان فقط یک بخش از میلین یک رشته عصبی را درست میکند، در حالی که یک اولیگودندروسیت، ممکن است ۴۰، ۵۰ بخش را میلین دار کند.
- رشتههای بدون میلین هم، در سیستم عصبی محیطی به وسیله سلولهای شوان پوشیده شدهاند. ولی در سیستم عصبی مرکزی (مغز و نخاع) رشتههای بدون میلین توسط اولیگودندروسیت احاطه نمیشود.
بیماریهای وابسته به میلین [ویرایش]
از بین رفتن پوشش میلین موجب نارسایی در هدایت پیامهای عصبی و بنابراین بروز بیماریهای عصبی همچون اسکلروز چندگانه یا همان ام. اس میشود. دانشمندان سالها است برای یافتن شیوهای که با آن بتوان بدن را به بازسازی دوباره میلین واداشت، پژوهش میکنند.
منابع [ویرایش]
- آرتور گایتون، جان ادوارد هال. «فیزیولوژی عصبی». در فیزیولوژی پزشکی گایتون. ترجمهٔ احمدرضا نیاورانی. سماط، ۱۳۸۶. شابک ۹۶۴-۵۷۸۹-۹۸-۲.
- تونی اسمیت، سو دیویدسن. مغز و سیستم عصبی. ترجمهٔ عباس تیرگانی، بیژن معصوم. نشر سنبله، ۱۳۸۴. شابک ۹۶۴-۳۹۲-۰۷۱-۲.
- پ. لاژه. بیولوژی و فیزیولوژی عصبی. ترجمهٔ علی حائری روحانی. انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۵.
| این یک نوشتار خُرد زیستشناسی است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |