پرده پاره
| پردهٔ پاره | |
|---|---|
| کارگردان | آلفرد هیچکاک |
| نویسنده | بریان مور ویلیس هال کیت واترهاوس |
| بازیگران | پل نیومن جولی اندروز لیلا کدرووا هانسیورگ فلمی تامارا تومانووا دیوید اپاتوشو لودویگ دونات یان مالمخو |
| موسیقی | جان ادیسون |
| فیلمبردار | جان اف. وارن |
| تدوینگر | باد هافمن |
| توزیعکننده | یونیورسال استودیوز |
تاریخهای انتشار | ۱۴ ژوئیه ۱۹۶۶ |
مدت زمان | ۱۲۸ دقیقه |
| کشور | ایالات متحده |
| زبان | زبان انگلیسی |
| هزینهٔ فیلم | دلار آمریکا۶٬۰۰۰٬۰۰۰ |
پردهٔ پاره (به انگلیسی: Torn Curtain) فیلمی در ژانر تریلر سیاسی و به کار گردانی آلفرد هیچکاک محصول سال ۱۹۶۶ است. نام فیلم برگرفته از اصطلاح پرده آهنین بلوک شرق است.[۱]
خلاصه داستان
[ویرایش]آرمسترانگ (پل نیومن) دانشمند فیزیک اتمی به همراه نامزدش سارا شرمن (جولی اندروز) به کپنهاگ میروند و در آنجا با تظاهر به اینکه میخواهند به بلوک شرق پناهنده شوند به آلمان شرقی میروند در حالی که هدفشان سرقت علمی فرمولی از پروفسور لینت (دونات) است.[۲]
شرح داستان
[ویرایش]در سال ۱۹۶۵، مایکل آرمسترانگ، یک فیزیکدان آمریکایی و دانشمند موشکی، همراه با دستیار و نامزدش، سارا شرمن، عازم کنفرانسی در کپنهاگ است. آرمسترانگ یک تلگرام رادیویی دریافت میکند تا کتابی را در کپنهاگ بردارد؛ این کتاب حاوی پیامی است که میگوید: «در صورت اضطرار با تماس بگیر.» او به شرمن میگوید که به استکهلم میرود، اما شرمن درمییابد که او به برلین شرقی پرواز میکند و او را دنبال میکند. وقتی فرود میآیند، نمایندگان دولت آلمان شرقی از آرمسترانگ استقبال میکنند. شرمن متوجه میشود که آرمسترانگ پناهنده شده و وحشتزده است، زیرا با توجه به شرایط جنگ سرد، اگر با او بماند، احتمالاً دیگر هرگز خانواده و خانهاش را نخواهد دید.
آرمسترانگ به دیدار یک رابط میرود، یک «کشاورز»، جایی که روشن میشود گریز او در واقع یک ترفند است تا اعتماد محافل علمی آلمان شرقی را جلب کند و دریابد که گوستاو لیندت، دانشمند ارشد آنها، و بهطور غیرمستقیم اتحاد جماهیر شوروی، تا چه اندازه از سامانههای ضد موشکی آگاه هستند.
آرمسترانگ برای بازگشت به غرب از طریق یک شبکهٔ فرار با نام برنامهریزی کرده است. اما همراه و مراقب منصوبشدهاش، هرمان گرومک، افسر امنیتی آلمان شرقی، او را تا مزرعه دنبال میکند. گرومک متوجه ماهیت و این که آرمسترانگ یک جاسوس دوجانبه است میشود و هنگام تماس با پلیس، درگیری سختی رخ میدهد که با کشتهشدن گرومک به دست آرمسترانگ و همسر کشاورز پایان مییابد. سپس جسد و موتورسیکلت گرومک در همان زمین دفن میشوند. با این حال، رانندهٔ تاکسی که آرمسترانگ را به مزرعه برده بود، ورود گرومک را دیده است. او وقتی خبر مفقودشدن گرومک را در روزنامه میخواند، پلیس را مطلع میکند.
روز بعد، هنگام بازدید از دانشکدهٔ فیزیک دانشگاه کارل مارکس در لایپزیگ، گفتوگوی آرمسترانگ با دانشمندان ناگهان قطع میشود، زیرا مأموران امنیتی دربارهٔ مفقودشدن گرومک از او بازجویی میکنند. اعضای دانشکده سعی میکنند از شرمن دربارهٔ دانش او از برنامهٔ آمریکایی «گاما فایو» برای سامانههای ضد موشکی بازجویی کنند، اما او همکاری نمیکند و از اتاق میگریزد، هرچند که پیشتر با گریز به آلمان شرقی موافقت کرده بود. آرمسترانگ خود را به او میرساند، نقشهٔ واقعیاش را در میان میگذارد و از او میخواهد با این ترفند همراهی کند.
سرانجام آرمسترانگ استاد لیندت را وادار میکند که در نتیجهٔ خشم از تصور اشتباهات ریاضی آرمسترانگ، معادلات ضد موشکی خود را آشکار کند. اما وقتی لیندت از بلندگوی دانشگاه میشنود که آرمسترانگ و شرمن تحت تعقیب هستند، درمییابد که اسرار خود را فاش کرده بیآنکه چیزی در عوض به دست آورده باشد. آرمسترانگ و شرمن با کمک پزشک درمانگاه دانشگاه، دکتر کوسکا، از دانشگاه میگریزند.
این زوج به برلین شرقی میروند، در حالی که توسط اشتازی تعقیب میشوند، و با اتوبوسی فریبنده که توسط شبکهٔ به رهبری آقای یاکوبی اداره میشود، جابهجا میشوند. ایستهای بازرسی، راهزنی در جاده توسط فراریان ارتش شوروی و ازدحام اتوبوسها با اتوبوس «واقعی» باعث میشود پلیس از فریب باخبر شود و همهٔ سرنشینان ناچار به فرار شوند. در جستوجوی اداره پست فریدریشاشتراسه، آن دو با کنتس تبعیدی لهستانی، کوچینسکا، روبهرو میشوند که آنها را به ادارهٔ پست میبرد به امید اینکه برای روادید آمریکا معرفینامه بگیرد. وقتی شناسایی میشوند، کوچینسکا نگهبان تعقیبکننده را زمین میزند و به آرمسترانگ و شرمن فرصت فرار میدهد.
سپس دو مرد در خیابان به آنها نزدیک میشوند، که یکی همان «کشاورز» است. او بلیتهای باله به آنها میدهد، بهعنوان بخشی از نقشهای برای قاچاقشان به سوئد در همان شب، در میان چمدانهای گروه باله. هنگام تماشای باله و انتظار برای انتقال، آنها توسط بالرینای اصلی، که با همان هواپیمای آرمسترانگ به برلین شرقی آمده بود، شناسایی و به پلیس گزارش داده میشوند.
آرمسترانگ و شرمن با فریاد «آتش» از میان جمعیت میگریزند. یک دستیار آنها را در دو سبد لباس پنهان میکند و با یک کشتی باربری آلمان شرقی از دریای بالتیک به سوئد منتقل میشوند. بالرینا، که او نیز در کشتی حضور دارد، میبیند که دستیار با دو سبد حرف میزند و موضوع را به نگهبانان اطلاع میدهد. سبدها با مسلسل آبکش میشوند. سپس آشکار میشود که آرمسترانگ و شرمن در دو سبد متفاوت بودهاند. دستیار متوجه سوءظن بالرینا شده و عمداً با سبدهای اشتباه حرف زده بود، تا سه نفر در بحبوحهٔ شلوغی به دریا بپرند و به ساحل شنا کنند. آنها سالم به سوئد میرسند.
بازیگران
[ویرایش]منابع
[ویرایش]- ویکیپدیا فرانسه
- آثار برایان مور
- فیلمها به زبان انگلیسی
- فیلمها به کارگردانی آلفرد هیچکاک
- فیلمهای ۱۹۶۶ (میلادی)
- فیلمهای به تهیهکنندگی آلفرد هیچکاک
- فیلمهای جاسوسی جنگ سرد
- فیلمهای جاسوسی دهه ۱۹۶۰ (میلادی)
- فیلمهای جاسوسی مهیج آمریکایی
- فیلمهای جاسوسی دلهرهآور دهه ۱۹۶۰ (میلادی)
- فیلمهای سیاسی دلهرهآور آمریکایی
- فیلمهای سیاسی دلهرهآور
- فیلمهای فیلمبرداریشده در دانمارک
- فیلمهای مهیج دهه ۱۹۶۰ (میلادی)
- فیلمهای واقعشده در ۱۹۶۵ (میلادی)
- فیلمهای واقعشده در برلین
- فیلمهای واقعشده در دریای بالتیک
- فیلمهای واقعشده در کپنهاگ
- فیلمهای واقعشده در نروژ
- فیلمهای یونیورسال پیکچرز
- فیلمهای آمریکایی دهه ۱۹۶۰ (میلادی)
- فیلمهای انگلیسیزبان دهه ۱۹۶۰ (میلادی)
- آثار موسیقی برنارد هرمن