ماکس مولر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
ماکس مولر در جوانی

فریدریش ماکس مولر(به آلمانی: Friedrich Max Müller) (زادهٔ ۶ دسامبر۱۸۲۳-مرگ ۲۸ اکتبر۱۹۰۰) زبان‌شناس و خاورشناس آلمانی بود. او یکی از پایه‌ریزان هندشناسی و پژوهش‌های تطبیقی و سنجشی آیین‌ها در دانشگاه‌های غربی بود. او اثرهای پژوهشی و عمومی‌ای در زمینهٔ هندشناسی دارد و کتاب‌های روحانی خاور که در پنجاه جلد با راهبری او نوشته‌شد از یادبودهای پژوهشی عصر ویکتوریایی انگلستان است.

زندگی و کارنامه[ویرایش]

او در دساو زاده شد و فرزند ویلهلم مولر شاعر بود. مادرش آدلهایده مولر دختر بزرگ یک سیاست‌مدار بومی بود. در ۱۸۴۱ او به دانشگاه لایپزیگ رهسپارشد، در آنجا او که در آغاز شیفتهٔ موسیقی و شعر بود به فلسفه گرایید. در ۱۸۴۳ دکترایش را با رساله‌ای دربارهٔ اصول باروخ اسپینوزا دریافت‌داشت. او که گرایش و استعداد به زبان‌آموزی داشت زبان‌های یونانی، لاتین، عربی، پارسی و سانسکریت را آموخت. در ۱۸۴۴ برای مطالعه به نزد فریدریش شلینگ در برلین رفت. او آغاز به ترجمهٔ اوپانیشادها نمود و پژوهش‌های سانسکریتش را زیر نظر فراتنس بوپ -نخستین پژوهشگر روش‌مند زبان‌های هند و اروپایی - پی‌گرفت. شلینگ مولر را از تاریخ زبان به تاریخ دین گرواند. در این زمان مولر نخستین کتابش را که ترجمهٔ آلمانی هیتوپادشا بود به چاپ‌رساند.

در ۱۸۴۵ او به پاریس رفت تا آموزش سانسکریت را زیر نظر اوژن بورنوف پی‌گیرد. بورنوف او را به ترجمه ریگ‌ودا انگیزاند. در ۱۸۴۶ او برای خوانش متن‌های سانسکریت گردآوری‌شدهٔ کمپانی هند شرقی به انگلستان رفت. او در آغاز درونشدش به انگلستان نولی مبتکرانه به نام عشق آلمانی نوشت که در آن زمان محبوبیتی بسیار یافت و تکیه‌گاهی برای خودش شد. ارتباط او با کمپانی هند شرقی و سانسکریت‌شناسان انگلیسی باشنده در دانشگاه آکسفورد سبب زندیگش در آن کشور شد. در آن زمان هندوستان بخشی از امپراتوری بریتانیا بود و مولر نیز سرانجام در آن کشور تفسیرگر فرهنگ هندی گردید. او ارتباطاتی نیز با براهمو ساماج برقرارساخت. در ۱۸۵۱ او عضو کلیسای مسیح آکسفورد شد؛ در این زمان او یک سری از سخنرانی‌هایش را دربارهٔ زبانشناسی تطبیقی آغازیده‌بود. در ۱۸۵۴ او استاد زبانشناسی تطبیقی در دانشگاه آکسفورد شد. او در آینده استاد خداشناسی تطبیقی در دانشگاه آکسفورد شد.

ماکس مولر در نزدیک به سال ۱۸۹۸او

کوشید تا فلسفهٔ دین را قاعده‌مند کند چرا که در آن زمان پژوهشگران آلمانی از یکسو با آموزه‌های تاریخی انتقادی خود و از سوی دیگر با داروینیسم ایمان دینی با بحران رو در رو بود. او با اندیشه‌های داروینیسم میانهٔ خوبی نداشت.

پژوهش‌های مولر سبب جستجو برای یافتن رابطهٔ میان تکامل زبان با تکامل فرهنگ گردید. یافتن گروه زبان‌های هند و اروپایی سبب‌شد تا همانندی‌های میان فرهنگ‌های یونانی-رومی را بیابند. چند می‌نمود که فرهنگ ودایی هندوستان ریشه و نیای فرهنگ کلاسیک اروپا باشد و پژوهشگران همسانی بنیادی میان زبان‌های اروپایی و آسیایی را بپژوهند تا به زبان ریشه‌ای نخستین دست یابند. چنین می‌نمود که سانسکریت -که زبان وداهاست- نخستین زبان هند و اروپایی باشد. موللر بیشتر زمان خود را صرف آموختن سانسکریت کرد و این کوشش وی را یکی از بزرگترین سانسکریت‌پژوهان تاریخ نمود. مولر بر این باور بود که آموزه‌های ودایی به آیین‌های کفرآمیز اروپایی انجامیده‌است.

ماکس موللر اثرگرفته از راماکریشنا پارامهانسا و فلسفهٔ وداییش بود. در نزد موللر آموختن زبان با آموزش فرهنگ پیوند داشت. او توسعهٔ زبانی را با باورهای مردمان منطبق می‌دانست. در آن زمان با اینکه متن‌های ودایی در غرب کمتر شناخته بودند با این همه گرایش به آشنایی با فلسفهٔ اوپانیشادها گسترش می‌یافت. او خدایان مردمان ودایی را با نیروهای طبیعی همسان می‌دید و فرهنگ ایشان را نیایش طبیعت می‌دانست. این خدایان خویشکاری‌هایی فراطبیعی در فرهنگ ودایی می‌داشتند. مولر بر این باور بود که اسطوره‌ها انتقال آنچه وجود داشته و داستان‌ها هستند. به دید او خدایان برای بیان باورهای انتزاعی پدید آمده‌اند ولی در سیر انتقالی به اسطوره‌های به شخصیت‌هایی خیالی دگرش یافته‌اند. برای نمونه پدرخدای هندواروپایی را به نام‌های گوناگون زئوس، ژوپیتر، دیائوس پیتا پدیدار می‌گردد. از دید موللر همهٔ این نام‌ها به یک نام می‌رسید؛ دیائوس؛ که از آن هم معنای درخشندگی یا درخشان برمی‌آید. از این نام نام‌های دیگر دوا، دئوس، تئوس، زئوس و ژوپیتر برمی‌آید که همگی از ساختار نخستین دئوس‌پاتر جداشده‌اند. در این راه تشبیهات و کنایه‌ها دارای شخصیت و جاندار می‌شوند. این جنبهٔ اندیشه‌های موللر همسانی بسیاری با دیدگاه‌های آیندهٔ نیچه داشت.

ماکس مولر در کهنسالی

هر روی کارهای مولر سهم بسزایی در شکلگیری گرایش به فرهنگ آریایی در ضدیت با آیین‌های سامی داشت. این رویه در آینده به نژادگرایی می‌انجامید که البته این باور پسین از اندیشه‌های مولر دور بود.

در ۱۸۸۱ او نخستین ویرایش ترجمهٔ نقد استدلال خالص کانت را به چاپ رساند. او با شوپنهاور همداستان بود که این بهترین بیان از اندیشه‌های کانت است. او در این برگردان لغزش‌های بسیار ترجمه‌گران پیشین را تصحیح نموده‌بود.

خانواده[ویرایش]

همسر او جورجینا آدلید(مرگ به سال ۱۹۱۶) بود که نوشته‌های او را - که اکنون در کتابخانه بادلین آکسفورد نگهداری می‌شوند- مرتب نمود. پسر او ویلهلم ماکس مولر نیز از پژوهشگران بنام بود.

منابع[ویرایش]

Wikipedia contributors, "Max Müller," Wikipedia, The Free Encyclopedia, http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Max_Müller&oldid=275539327 (accessed April 7, 2009).

پیوند به بیرون[ویرایش]

جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ ماکس مولر موجود است.

دربارهٔ ماکس مولر در آفتاب