فاضل نظری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

فاضل نظری (زادۀ ۱۳۵۸ در خمین) شاعر ایرانی است. آثار او توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده‌است.

زندگی[ویرایش]

فاضل نظری در سال ۱۳۵۸ در شهرستان خمین واقع در جنوب استان مرکزی متولد شد. تحصیلات اولیۀ خود را در شهرهای خمین و خوانسار گذرانده‌است. او در سال ۱۳۷۶ برای ادامه تحصیل در رشته‌های معارف اسلامی و مدیریت در دانشگاه امام صادق(ع) به تهران آمد و تحصیلات خود را در مقطع دکترای رشته مدیریت تولید و عملیات در دانشگاه شهید بهشتی ادامه داد.

دبیری سه دوره جشنواره بین‌المللی فیلم صد، دبیری علمی جشنواره بین‌المللی شعر فجر و عضویت در شورای علمی گروه ادبیات انقلاب اسلامی فرهنگستان زبان و ادب فارسی بعضی از عناوین ادبی و هنری و علمی اوست.

تا کنون از این شاعر، چهار مجموعه شعر گریه‌های امپراتور، اقلیت، آن‌ها و ضد توسط انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است. سه مجموعۀ اول از مجموعه‌های شعری او توسط انتشارات سوره مهر در یک بسته‌بندی مجزا تحت عنوان سه‌گانۀ شعریِ فاضل نظری ارائه شده‌است.

فاضل نظری علاوه بر سابقۀ ۱۰ سال ریاست حوزه هنری استان تهران، رئیس مرکز موسیقی حوزۀ هنری، عضو شورای عالی شعر سازمان صدا و سیما نیز بوده و از سال ۱۳۸۳ در دانشگاه‌های تهران نیز تدریس می‌کند.

از کتاب او به‌عنوان برگزیدۀ کتاب سال جمهوری اسلامی در سال ۱۳۸۷ تقدیر شد. همچنین از او به‌عنوان شاعر جریان‌ساز در دهۀ ۱۳۸۰ و همچنین پرمخاطب‌ترین شاعر به انتخاب مردم در سال ۱۳۹۱ تجلیل به عمل آمده‌است. از دیگر افتخارات او انتخاب وی به‌عنوان یکی از پنج چهرۀ شاخص هنر سال ۱۳۹۳ در ایران است که در روز هنر انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۹۴ اعلام و از او تقدیر شد.

گزیدۀ برخی آثار او در کشورهای فارسی‌زبان منتشر شده‌است. همچنین گزیدۀ اشعار وی در سال ۱۳۹۲ در دو قطعِ رقعی و جیبی به‌همراه مقدمه‌ای دربارۀ غزل به قلم او در انتشارات مروارید منتشر شده‌است که تا کنون ۱۰ نوبت تجدید چاپ شده‌است.

او از تیرماه ۱۳۹۴ در حوزۀ هنری عهده‌دار معاونت هنری است.

آثار[ویرایش]

  • گریه‌های امپراتور (چاپ ۴۰)، ۱۳۸۲، سورۀ مهر
  • اقلیت (چاپ ۳۸)، ۱۳۸۵، سورۀ مهر
  • آن‌ها (چاپ ۳۸)، ۱۳۸۸، سورۀ مهر
  • گزیدۀ شعر (چاپ ۱۰)، ۱۳۹۰، انتشارات مروارید
  • ضد (چاپ ۲۲)، ۱۳۹۲، سورۀ مهر

نمونهٔ غزل[ویرایش]

از باغ می‌برند چراغانی‌ات کنند
تا کاجِ جشن‌های زمستانی‌ات کنند

پوشانده‌اند صبح تو را ابرهای تار
تنها به این بهانه که بارانی‌ات کنند

یوسف! به این رها شدن از چاه دل مبند
این بار می‌برند که زندانی‌ات کنند

ای گل گمان مبر به شب جشن می‌روی
شاید به خاک مرده‌ای ارزانی‌ات کنند

یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست
از نقطه‌ای بترس که شیطانی‌ات کنند

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانه‌ای‌ست که قربانی‌ات کنند



شعری دیگر


پلنگ سنگی دروازه های بسته شهرم

مگو آزاد خواهی شد که من زندانی دهرم


تفاوت های ما بیش از شباهت هاست باور کن

تو تلخی شراب کهنه ای من تلخی زهرم


مرا ای ماهی عاشق رها کن فکر کن من هم

یکی از سنگ های کوچک افتاده در نهرم


کسی را که برنجاند تو را هرگز نمی بخشم

تو با من آشتی کردی ولی من با خودم قهرم


تو آهوی رهای دشت های سبزی اما من

پلنگ سنگی دروازه های بسته شهرم


پیوند به بیرون[ویرایش]

منابع[ویرایش]