روشنگری (معنوی)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

روشنگری «درک کامل یک موقعیت» است.[web ۱] این اصطلاح معمولاً برای نشان دادن عصر روشنگری به کار می‌رود، [note ۱] اما در فرهنگ‌های غربی در یک زمینه مذهبی نیز استفاده می‌شود. این چندین اصطلاح و مفهوم بودایی را ترجمه می‌کند، به ویژه برجسته بودی، [note ۲] کنشو و ساتوری. اصطلاحات مرتبط با مذاهب آسیایی عبارتند از moka (رهایی) در آیین هندو، Kevala Jnana در Jainism و ushta در آیین زرتشت.

در مسیحیت، به جز اشاره به عصر روشنگری و تأثیر آن بر مسیحیت، به ندرت از کلمه «روشنگری» استفاده می‌شود. اصطلاحات تقریباً معادل آن در مسیحیت ممکن است اشراق، کنوز، متانویا، وحی، نجات و تبدیل باشد.

چند ساله‌ها و جهانیان روشنگری و عرفان را عباراتی معادل برای بینش دینی یا معنوی می‌دانند.

لرد ماهاویرا در حال دستیابی به روشنگری.

فرهنگ‌ها و آیین‌های آسیایی[ویرایش]

بودا[ویرایش]

اصطلاح انگلیسی enlightenment ترجمه غربی اسم انتزاعی bodhi، دانش یا خرد، یا عقل بیدار یک بودا است.[web ۲] ریشه کلامی budh- به معنای «بیدار کردن» است و معنای واقعی آن به «بیدار کردن» نزدیکتر است. اگرچه بیشترین کاربرد آن در متن بودیسم است، اما اصطلاح بودی در دیگر فلسفه‌ها و سنت‌های هند نیز به کار رفته‌است. اصطلاح «روشنگری» از طریق ترجمه‌های ماکس مولر در قرن نوزدهم در جهان غربی رواج یافت. این مفهوم غربی یک بینش ناگهانی نسبت به یک حقیقت یا واقعیت استعلایی دارد.

آنچه دقیقاً بیداری بودا را تشکیل داده ناشناخته است. احتمالاً ممکن است این دانش را دربرداشته باشد که آزادی با ترکیبی از ذهن آگاهی و دینی حاصل شده‌است، که برای درک ولع و توقع ولع مصرف به کار می‌رود. رابطه بین ذیانا و بینش یک مشکل اساسی در مطالعه بودیسم است، و یکی از مبانی عمل بودایی است.

هندوئیسم[ویرایش]

در ادیان هند موکشا (سانسکریت: मोक्ष mokṣa؛ رهایی) یا موکتی (سانسکریت: मुक्ति؛ رهاسازی - هر دو از ریشه muc "برای شل کردن، رها کردن") آخرین اخراج روح یا شعور (پوروشا) از سامسارا و پایان دادن به تمام رنجهایی است که در معرض چرخه مرگ مکرر است و تولد دوباره (زندگی‌های متوالی).

آدویتا ودانتا[ویرایش]

Advaita Vedanta (IAST Advaita Vedānta؛ سانسکریت: अद्वैत[ɐdʋaitɐ ʋe:da:ntɐ]) مفهوم فلسفی است که در آن پیروان به دنبال آزادی/رهایی با شناخت هویت خود (آتمن) و مجموع (برهمن) از طریق آماده‌سازی و آموزش طولانی، معمولاً تحت هدایت یک گورو، است که شامل تلاشهایی مانند کسب دانش کتاب مقدس، انصراف از فعالیتهای دنیوی و تحریک تجارب مستقیم هویت است. Advaita Vedanta که پیش از سال ۷۸۸ میلادی در هندوستان سرچشمه می‌گرفت، به‌طور گسترده‌ای تحت تأثیرترین [۲] و غالب‌ترین[web ۳] [۳] زیر مدرسه مدرسه Ved Vnta (به معنای واقعی کلمه، پایان یا هدف وداها، سانسکریت) مکتب هندو است. فلسفه [۴] دیگر عمده زیر مدارس ودانتا هستند Viśishṭādvaita و Dvaita؛ در حالی که موارد جزئی شامل سوددوایتا، دویتادوایتا و آچینتیا بهابابده است.

نظام فلسفی[ویرایش]

شانکارا آثار فیلسوفان پیشین را نظام مند می‌کند. [۵] سیستم ویدانتا روش تفسیر دانشمندان دربارهٔ متافیزیک پذیرفته شده اوپانیشادها را معرفی کرد. این سبک توسط همه مدارس بعدی ودانتا پذیرفته شد.[نیازمند منبع]

[ نیاز به منبع ]

یوگا[ویرایش]

معنی اصلی رسیدن به موکشا از طریق تمرین یوگا است (سانسکریت، پالی योग / ˈjəʊɡə / yoga) که اصطلاح عمومی است که برای رشته‌های جسمی، روحی و معنوی شناخته می‌شود و از هند باستان سرچشمه گرفته‌است. [۶] [۷] به‌طور مشخص، یوگا یکی از شش مکتب استیکا ("ارتدوکس") فلسفه هندو است. سنت‌های مختلف یوگا در آیین هندو، بودیسم، جینیسم و سیک وجود دارد. [۸] [۹] [note ۳]

گمانه زنی‌های پیش از فلسفه و شیوه‌های زاهدانه متنوع هزاره اول قبل از میلاد در یک یوگا سوترا از پاتنجالی در یک فلسفه رسمی در قرن‌های اولیه میلادی منظم شد. [۱۱] با شروع هزاره اول، یوگای هاتا به عنوان یک سنت برجسته یوگا متمایز از یوگای سوترا پاتانجالی ظهور کرد. در حالی که یوگا سوتراها بر نظم و انضباط ذهن تمرکز دارند، یوگای هاتا بر سلامتی و خلوص بدن متمرکز است. [۱۲]

راهبان هندو، با شروع Swami Vivekananda، در اواخر قرن نوزدهم یوگا را به غرب آوردند. در دهه ۱۹۸۰، یوگا به عنوان یک سیستم فیزیکی از تمرینات سلامتی در سراسر دنیای غرب محبوب شد. در بسیاری از مطالعات سعی شده‌است که اثر یوگا به عنوان یک مداخله مکمل برای بیماران سرطانی، اسکیزوفرنی، آسم و قلب تعیین شود. در یک نظرسنجی ملی، تمرین کنندگان طولانی مدت یوگا در ایالات متحده گزارش کردند که از نظر سلامت عضلانی، اسکلتی و روانی بهبود یافته‌اند. [۱۳]

جستارهای وابسته[ویرایش]

یادداشت[ویرایش]

  1. "Mankind's final coming of age, the emancipation of the human consciousness from an immature state of ignorance and error."[۱]
  2. When referring to the Enlightenment of the Buddha (samma-sambodhi) and thus to the goal of the Buddhist path, the word enlightenment is normally translating the Pali and Sanskrit word bodhi
  3. Tattvarthasutra [6.1][۱۰]

منابع[ویرایش]


خطای یادکرد: خطای یادکرد: برچسب <ref> برای گروهی به نام «web» وجود دارد، اما برچسب <references group="web"/> متناظر پیدا نشد. ().