پرش به محتوا

دهستان رزکان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
شهرک رزکان
اطلاعات کلی
کشور ایران
استانتهران
شهرستانشهریار
بخشمرکزی

شهریار یکی از مناطق قدیمی در غرب استان تهران است که سابقهٔ سکونت انسانی در آن به بیش از چهار هزار سال پیش می‌رسد؛ برخی منابع قدمت آن را حتی شش هزار سال نیز دانسته‌اند.[۱] وجود تپه‌های باستانی و آثار مربوط به تمدن‌های پیشاتاریخی همچون تمدن سیلک، نشان می‌دهد که دشت شهریار از هزاره‌های پیش از میلاد محل زندگی کشاورزان بوده است.[۲]

پیشینه تاریخی

[ویرایش]

در دورهٔ قاجاریه و اوایل پهلوی، شهریار به‌عنوان «ولایت» یا «دهستان» شناخته می‌شد. در سال ۱۳۰۱ خورشیدی این ناحیه شامل ۱۴۳ روستا و قصبه بوده و مرکز آن روستای علی‌شاه عوض گزارش شده است.[۳]

مهاجرت‌ها

[ویرایش]

پاسخ دقیق به منشأ مهاجرت به دشت شهریار امکان‌پذیر نیست؛ زیرا جمعیت این منطقه ریشه‌ای چند هزار ساله دارد. با این حال، بر پایهٔ مطالعات اسناد ملکی، وقف‌نامه‌ها، روایت‌های خانوادگی و پژوهش‌های جمعیت‌شناسی، بخش‌هایی از جمعیت کنونی شهریار حاصل مهاجرت‌های داخلی در دوره‌های مختلف است.[۴]

در این منطقه امروزه اقوام گوناگونی همچون ترک، لر، کرد، بختیاری، قشقایی و تاجیک سکونت دارند. برخی روستاها مانند اسماعیل‌آباد و وحیدیه جمعیت مهاجرانی از استان‌های غربی ایران (کرمانشاه و لرستان) را در خود جای داده‌اند که به زبان لری یا کردی سخن می‌گویند.[۵]

نقش بختیاری‌ها در دوره مشروطه

[ویرایش]

نشانه‌های حضور بختیاری‌ها و قشقایی‌ها در شهریار به دورهٔ مشروطه بازمی‌گردد. در جریان فتح تهران (۱۲۸۸)، نیروهای بختیاری به فرماندهی سردار اسعد بختیاری وارد پایتخت شدند و در سقوط حکومت محمدعلی شاه قاجار نقش اساسی داشتند.[۶] شواهد تاریخی نشان می‌دهد بخشی از این نیروها یا خانواده‌هایشان پس از فتح تهران در اطراف آن (از جمله شهریار، ری و ورامین) ساکن شدند.[۷]

قلعه دهشاد

[ویرایش]

یکی از آثار مهم تاریخی شهریار، قلعه دهشاد در روستای دهشاد بالا است که قدمتی بیش از ۲۰۰ سال دارد و در دورهٔ قاجار ساخته شده است. این قلعه در جریان فتح تهران در اختیار نیروهای بختیاری بود و امروزه تنها قلعهٔ روستایی استان تهران به شمار می‌رود که هنوز در آن سکونت ادامه دارد.[۸]

زبان و فرهنگ

[ویرایش]

اهالی بسیاری از روستاهای شهریار به زبان فارسی با لهجهٔ تهرانی سخن می‌گویند. در گذشته در برخی روستاها مانند رزکان و دینارآباد، زبان‌های لری و قشقایی نیز رایج بوده اما به مرور زمان فارسی جایگزین آن‌ها شده است.[۹]

منابع

[ویرایش]
  1. مجموعه مقالات و پایان‌نامه‌های مرتبط با تاریخ شهریار
  2. پژوهش‌های باستان‌شناسی و گزارش‌های تپه‌های باستانی دشت شهریار
  3. آرشیو اسناد ملی ایران؛ وقف‌نامه‌های دوره قاجار مرتبط با قریه علی‌شاه عوض
  4. گفت‌وگو با ساکنان قدیمی روستاهای دینارآباد، رزکان، دهشاد، اسکمان و ...
  5. دفاتر ثبت اسناد و آمار نفوس قدیم شهرستان شهریار
  6. روزنامه‌های دوره مشروطه: مجاهد و وقایع اتفاقیه
  7. کتاب «عین‌الدوله و رژیم مشروطه»
  8. اداره میراث فرهنگی و پژوهشگاه‌های باستان‌شناسی محلی
  9. روایت‌های خانوادگی و شجره‌نامه‌های محلی

روستاها

[ویرایش]

الورد، دهشاد بالا، دهشاد پایین، دینارآباد، اسکمان، قره تپه، رزکان، رضی آباد بالا، رضی آباد پایین

رزکان در مشروطه

[ویرایش]

رزکان به عنوان یکی از شناخته‌ترین آبادیهای قدیمی، تاریخی و سرسبز می‌باشد که در زمان مشروطه ده مخبرالسلطنه بوده است، به طوری که در کتاب «عین الدوله و رژیم مشروطه» آمده است:جواب و سؤال سپهدار و سردار اسعد مجدداً این شد که آنها از رباط کریم بیایند به قاسم‌آباد و ما از راه علیشاه عوض که در تصرف ماست برویم قره تپه ده سپهدار، از آنجا سپهدار، سردار اسعد را ملاقات نموده قرار جدیدی بدهند که کلیه بر آن قرار داد رفتار نماییم. پس بنا شد از کرج حرکت کنیم. مجاهدین دسته دسته سان داده حرکت کردند. من هم با یکصد سوار از ولایتی و ترک به راه افتاده وقتی به قره تپه رسیدم دیدم منزل نیست. یکسره رفتم رزکان ده مخبرالسلطنه که باغ و عمارت ممتاز دارد و آنجا منزل کردم. طولی نکشید که یفرم با دستجات خود وارد شد یکسر آمد پیش من، سوارهای او هم با سوارهای من یک جا منزل کردند.

از قزوین تا این منزل میان من و یپرم خان کدورتی بود که چندان به هم نزدیک نمی‌شدیم؛ ولی چون اینجا موقع کار بود کدورت به کلی زایل گردید. پس از صرف چای گفتند سردار اسعد از قاسم‌آباد به قره تپه آمده که از سپهدار دیدن نماید. یپرم گفت خوب است من و شما هم برویم قره تپه با سردار اسعد ملاقات کنیم. پس فوراً هردو نفر جلودار سوار شده از رزکان به قره تپه رفتیم و وقتی رسیدیم که سپهدار و سردار اسعد مشغول صحبت بودند. سپهدار ما را به سردار اسعد معرفی کرد و گفت این دو نفر در همه جا مقدمه الجیش و فاتحین ما هستند. هردو تعارفی گرم به من و یپرم نمودند. در این حین معزالسلطان وارد شد. مذاکره فقط راجع به حرکت به سمت تهران بود، در همین مجلس قرار بر این شد که صبح زود من و یپرم با دویست نفر دسته خود حرکت و از راهی که سپهدار به ما بلد می‌دهد به فیروز بهرام برویم و آنجا بمانیم تا اردوی بختیاری و بقیه مجاهدین برسند.[۱]

جستارهای وابسته

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  1. مجموعه مقالات و پایان‌نامه‌های مرتبط با تاریخ شهریار

منابع

[ویرایش]