تحقیقات بازاریابی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

تحقیقات بازاریابی، (به انگلیسی: Marketing research) عبارت است از فعالیت‌هایی که ارتباط لازم را بین مصرف‌کنندگان، خریداران و مدیران بازاریابی از طریق تبادل اطلاعات برقرار می‌کند.

در ابتدا هدف بازاریابی، پیدا کردن تکنیک‌هایی برای افزایش فروش بود و فهم و درک مشتریان هیچ جایگاهی در بازاریابی نداشت اما با گذر زمان و پیشرفت تکنولوژی تولید و پیشی گرفتن تولید کالاها و عرضه نسبت به تقاضا، مدیران بازاریابی به طور فزاینده‌ای اهمیت فهم و درک مشتریان پی بردند و امروز شعار بازاریاب‌ها این است: شناخت و درک خریداران به صورت انفرادی همراه با شناخت یک بخش بازاریابی تخصصی. امروزه تمامی شرکت‌های پیشرو در عرصه تولید و تجارت، جهت اثر بخشی بازاریابی از مجموعه‌ای از فنون تحقیقات بازاریابی بهره می‌گیرند و تحقیقات بازاریابی یکی از قوی‌ترین و مؤثرترین ابزارهای تصمیم سازی برای مدیران بازاریابی به شمار می‌رود. در گذشته تحقیقات بازاریابی عبارت بود از روش جمع‌آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات برای کمک به مدیران در اخذ تصمیمات مطلوب بازاریابی اما از دهه ۱۹۹۰ به این‌طرف تحقیقات بازاریابی یکی از اجزای مکمل مراحل تصمیم‌گیری تلقی می‌شود.

در تعریفی ساده، تحقیقات بازاریابی فرایندی است که سازمان را به بازار هدف از طریق جمع‌آوری اطلاعات مرتبط می‌کند. اطلاعات حاصله از تحقیقات بازار در کنار تجربه و دانش مدیران راهبردی، راهنمای آنها در انتخاب تصمیم‌های درست به شمار می‌آید.

تحقیقات بازاریابی نخستین گام در راه شناختن خریداران است و در نتیجه زیربنای مدیریت سازمان‌هایی است که برنامه کار خود را با توجه به نیازها و خواسته‌های مشتریان تنظیم می‌کند.

از تحقیقات بازاریابی در تعیین سیاست‌های بازاریابی استفاده می‌شود و به این ترتیب از عوامل قابل کنترل و خارج از کنترل بازار به بهترین صورت استفاده می‌شود. در واقع تحقیقات بازار کمکی برای کارخانه‌های تولیدی است تا خطر اتخاذ تصمیم‌های اشتباه در آن‌ها کم شود، یا در کمپین‌های تبلیغاتی به این آگاهی برسند که مخاطب چه چیزی را دوست دارد، یا اینکه بعد از کمپین به تأثیر تبلیغ خود پی ببرند.[۱]

تلاش‌های متعددی برای تعریف تحقیقات بازاریابی صورت گرفته و بعضی از آنها سبب شده است تا «تحقیقات بازار» به جای «تحقیقات بازاریابی» استفاده شود و همه جنبه‌های آن را پوشش دهد. با این وجود یک تفاوت اساسی بین دامنه فعالیت‌هایی که این دو واژه را پوشش می‌دهند، وجود دارد. مسوولیت تحقیقات بازار بسیار گسترده است، درحالی که تحقیقات بازاریابی به یافتن اطلاعات در مورد بازار یک محصول خاص محدود می‌شود. امروزه بازاریابی به عنوان یک وظیفه خاص مدیریتی است که کلیه فعالیت‌های مرتبط با توسعه، تولید و توزیع محصولات به بازارهای خاص، یعنی جایی که باید رضایت مصرف‌کنندگان آنها تأمین شود را در بر می‌گیرد؛ بنابراین تحقیقات بازاریابی، توسعه محصول، شناخت بازار، روش‌های مناسب فروش، توزیع، تبلیغ و تسهیلات خدمات/فروش را در بر می‌گیرد و در واقع، همه جنبه‌های فعالیت‌های کسب و کار از «مرحله ایده» تا «رضایت مشتری» را پوشش می‌دهد.[۲]

نمونه گیری در تحقیقات بازاریابی[ویرایش]

انواع نمونه گیری در تحقیقات بازاریابی به تصادفی (احتمالی) و غیر تصادفی (غیر احتمالی) تقسیم می‌شود:

  • در نمونه گیری تصادفی هر واحد جامعه شانس انتخاب شدن به طور مساوی را دارد.
  • در نمونه گیری غیر تصادفی اینگونه نیست، بلکه این قضاوتی و هدفمند است؛ یعنی انتخاب نمونه به قضاوت فرد بستگی دارد، نه مطابق با نظریه احتمال.[۲]

داده‌های ثانویه در تحقیقات بازاریابی[ویرایش]

داده‌ها در تحقیقات بازاریابی به دو دسته اولیه و ثانویه تقسیم می‌شوند:

  • داده‌های اولیه داده‌هایی هستند که جهت کمک به حل مسئله یا سود جستن از یک فرصت جمع‌آوری می‌شوند.
  • داده‌های ثانویه داده‌هایی هستند که به منظور غیر از کمک به حل مسئله‌ای که در دست است گردآوری شده‌اند.

داده‌های ثانویه را می‌توان از لحاظ مزایا، مشکلات پیش رو، منابع داخلی و منابع خارجی بررسی کرد.[۲]

جستارهای وابسته[ویرایش]

اهمیت تحقیقات بازار در شرکت‌های دانش بنیان

منابع[ویرایش]