تاجلو بیگم
| تاجلو بیگم | |||||
|---|---|---|---|---|---|
احتمالاً تصویر تاجلو بیگم. نقاشی شده در حدود سال ۱۵۳۱.[۱] | |||||
| ملکه مادر | |||||
| تصدی | ۱۵۲۴–۱۵۴۰ | ||||
| پیشین | عالمشاه بیگم | ||||
| جانشین | سلطانم بیگم | ||||
| ملکه همسر | |||||
| حکمرانی | ۱۵۰۳–۱۵۲۴ | ||||
| پیشین | خودش مؤسس این مقام بود | ||||
| جانشین | سلطانم بیگم | ||||
| زاده | ۱۴۸۶ میلادی موصل، دولت آققویونلو | ||||
| درگذشته | ۱۵۴۰ (۵۴ سال) شیراز، ایران | ||||
| آرامگاه | |||||
| همسر(ان) | شاه اسماعیل | ||||
| فرزند(ان) | تهماسب یکم بهرام میرزا پریخان خانم مهینبانو خانم | ||||
| |||||
| خاندان | صفویان (هنگام ازدواج) | ||||
| پدر | محمد بیگ | ||||
تاجلو بیگم یا شاهبیگی خانم، (تولد ۱۴۸۸ موصل – درگذشتهٔ ۱۵۴۰ شیراز) ملکه همسر شاه اسماعیل یکم و ملکه مادر شاه تهماسب یکم بود.او همسر موردعلاقه شاه اسماعیل بود تاجلی بیگم یکی از ملکههای قدرتمند و تأثیرگذار در امپراتوری صفویان بود. نقش های سیاسی و اجتماعی مهمی ایفا می کرد.[۲] او به مدت ۱۰ سال در دوران شاه اسماعیل و به مدت حداقل ۸ سال در دوران شاه تهماسب قدرت واقعی پشت تاج و تخت بود.[۳]
ملکهٔ همسر
[ویرایش]تاجلو بیگم دختر محمد بیگ و از ترکمانان موصل بود با اینکه ۱۵ یا ۱۶ سال بیشتر نداشت [۴]در سال ۱۵۰۳ با شاه اسماعیل یکم ازدواج کرد،مراسم عروسی در خلال سالهای ۷ - ۹۰۶ ه. ق در تبریز با شکوه بسیاری برگزار شد[۵] و بهعنوان همسر عقدی شاه اسماعیل (همسر دوم)، ملکه دربار صفویه شد. حاصل این ازدواج چهار فرزند به نامهای تهماسب میرزا، بهرام میرزا، پریخان خانم، مهینبانو خانم بود.
وی زنی بسیار زیبا، باهوش، جنگجو و با درایت بود به همین دلیل شاه اسماعیل او را عاشقانه دوست داشت و برایش شعر میسرود.شاه با او به اسب سواری و تیراندازی می رفت.[۶] و این زن چنان مورد توجه و عنایت شاه اسماعیل قرار گرفت که بر تمامی خاتونهای دیگر برتری یافت. شاه در جلب رضایت و خشنودی او بسیار تلاش میکرد و منزلت و نفوذش به اندازهای بود که هرگاه امرا، وزرا، ارکان دولت یا بزرگان دربار دچار مشکل میشدند یا مورد خشم شاه واقع میگشتند، به او پناه میبردند و از این راه نجات مییافتند.[۷]
در ماجرای سختگیری شاه اسماعیل بر میرزا شاه حسین اصفهانی، که فرمان داده بود قورچیان افزون بر غارت بارخانه او، هزار تومان دیگر نیز از وی بگیرند، با دخالت تاجلو بیگم مقرر شد که میرزا به هر یک از قورچیان صد تومان بپردازد و دیگر او را آزار ندهند. بدین ترتیب، میرزا با دشواری بسیار آن مبلغ را فراهم کرد و به قورچیان پرداخت.[۸]تاجلو تنها همسر شاه بود که در شمشیرزنی مهارت داشت و همواره همسرش را در جنگهایش همراهی میکرد. مهمترین این جنگها نبرد با ازبکان و جنگ چالدران بود. او در جنگ چالدران بهدست یکی از فرماندههای سپاه دشمن اسیر شد، اما با دادن یک جفت گوشوارهٔ لعل گرانبها به اسکندر پاشا سردار سپاه عثمانی توانست فرار کند، او قبل از فرار سر اسکندر پاشا را به سلیم اول هدیه کرد.تاجلو خانم او مشاور مهمی برای شوهرش و بعدها قدرتی در پشت تاج و تخت پسرش شاه طهماسب بود[۹]
در دوران شاه اسماعیل به تاجلو بیگم «بلقیس زمان» میگفتند که لقبش بوده او از مشاوران اصلی شاه اسماعیل بود[۱۰][۱۱]مؤلف جواهرالاخبار درباره او مینویسد: تا پایان عمر شاه دینپرور، در پرده عفت و شکوه زیست و عزل و نصب امرا و وزرا به اراده او انجام میگرفت.[۱۲]پس از جنگ چالدران، شاه اسماعیل اول به گوشهنشینی روی آورد و بیشتر شبها را به نوشیدن میگذراند و این وضعیت موجب شد که تاجلو بیگم در اداره امور دربار و حرمسرا و عزل و نصب امرا و صاحبمنصبان درباری نفوذ کامل پیدا کند و به تدریج شرایط را برای جانشینی پسرش، تهماسب میرزا، فراهم آورد. قمی نیز مینویسد که تاجلو بیگم مانع تربیت و آموزش القاس میرزا توسط خانمی دیگر از زنان شاه اسماعیل به نام خان بیگی شد.[۱۳]
تاجلو بیگم صاحب زمین و کاخ در مرکز ایران و منطقه ورامین بود.[۱۴]تاجلو خانم در سفر بغداد و عتبات عالیات نیز با شاه همراه بود و چون تا آن زمان دارای فرزندی نشده بود در زیارت از حضرت امیرالمؤمنین خواست تا به او فرزندی عطا کند دعای او مستجاب شد و نخستین فرزند او که بعدها به نام شاه تهماسب آوازه یافت در زمان گذر از اصفهان شبی نابه نگام در خانه ی کد خدای ده آتشگاه بر کناره ی زاینده رود به دنیا آمد و تا جلو خانم دوره ی نقاهت خود را نیز در همان جا گذرانید.[۱۵]
روایت عالم آرای صفوی از حضور تاجلو بیگم در نبرد چالدران:
هر رومی که شاه عالم پناه را میدید، از ترس تیغ ذوالفقار کردارش کوچه میدادند (کنار میرفتند) و آن حضرت دریا دل رستم شکوه اسفندیار تن میگذشت که ناگاه چشم آن شهریار بر نقابداری افتاد که نزدیک به آن شده است که او را دستگیر سازند و سی چهل نفر رومی را کشته است و بیست و چهار نفر رومی و ینکچری سر به دنبال او نهادهاند و آن نقابدار جنگی میکند اما به گریز و هر وقت که ایشان نزدیک میآیند تیری میاندازد که از سینه او بیرون میجهد که شهریار با شصت کس نزدیک رسید. چون شاه را دید سجده کرد و گفت: قربانت من شنیدم که شما را بستهاند و بردهاند به خدمت قیصر، آمدم که آنقدر جنگ کنم تا من نیز کشته شوم. شهریار فرمود الحال ما را دیدید به سلامت بروید از میدان و بدر روید. اما دیگر به اردو مروید که اردو را سلطان سلیم بار کرد و برد، و بیگم را به راه انداخت که در آن اثنا پنج هزار رومی را سلطان سلیم از عقب نقابدار فرستاده بود که چون خبر نقابدار را گفته بودند و قیصر گفت که: آن سیرت شیخاوغلی است و او را تاجلو خانم نام است. بروید و او را در میان گرفته شاید زنده بیارید، که شهریار برخورد با آن شصت نفر و جنگ روی داد و هزار کس را کشت اما شهریار ماند و هفت کس دیگر».[۱۶]
ملکهٔ مادر
[ویرایش]در سال ۱۵۲۴ شاه اسماعیل فوت شد. بزرگان کشور و سران قزلباش با کمک تاجلو بیگم تهماسب میرزا را که در آن زمان ۱۰ سال داشت با نام شاه تهماسب یکم به سلطنت رساندند. تاجلی بیگم ملکهٔ مادر شد و لقب نواب علیه را کسب کرد همچنین به رابط میان شاه و درباریان تبدیل شد به همین دلیل تهماسب او را شاه بیگی خانم (به معنای والامقامترین بانوی دربار) نامید.
در آغاز سلطنت شاه تهماسب، تاجلو بیگم نفوذ زیادی در دربار داشت و حتی در امور خارجی نیز دخالت میکرد. به عنوان نمونه، در سال ۹۴۱ هـ.ق، او سید عبدالله لاله را برای مذاکره درباره صلح نزد ابراهیم پاشا، والی بغداد، فرستاد. شاه تهماسب نیز ظاهراً قیمومیت مادرش را پذیرفته بود[۱۷]
در دوران سلطنت شاه طهماسب نیز تاجلو بیگم همچنان پناهگاه بزرگان و محل رجوع صاحبمنصبان بود. برای نمونه، در درگیریهای طوایف در سال ۹۳۱ هجری، هنگامی که منتشا سلطان، قاضی جهان را دستگیر و غارت کرد و قصد کشتن او را داشت، با حمایت تاجلو بیگم، قاضی جهان نجات یافت. همچنین در نزاع میان طوایف تکلو، روملو و استاجلو در آغاز سلطنت شاه طهماسب، تاجلو بیگم مرجع مشورت و تصمیمگیری سران این طوایف بود.پس از آنکه چوهه سلطان در امور حکومتی به استقلال رسید، تصمیم گرفت دیو سلطان روملو را از میان بردارد. او در این تصمیم با تاجلو بیگم همدست شد و سرانجام دیو سلطان را به قتل رساند.[۱۸]
در سال ۹۳۵ هجری، پنجمین سال سلطنت شاه طهماسب، شاه تصمیم گرفت برای تنبیه عبیدخان اوزبک به خراسان لشکر بکشد. پس از گردآوری سپاه، از قزوین به سوی خراسان حرکت کرد و تاجلو بیگم را همراه اهل حرم و اثاث خانه به قم فرستاد. پس از آنکه شاه در این لشکرکشی به پیروزی دست یافت، فرمان داد منشیان فتحنامه بنویسند و قاصدی به قم نزد تاجلو بیگم بفرستند تا او را از اخبار پیروزی آگاه سازد.[۱۹]
در سال ۹۴۱ هجری، هنگامی که سلطان عثمانی از بغداد به سوی آذربایجان لشکر کشید، اوضاع برای شاه طهماسب دشوار شد؛ بهویژه از آنرو که غازی خان تکلو پیشتر گریخته و به عثمانی پناه برده بود و در بغداد ابراهیم پاشا را به حمله به ایران تحریک میکرد. افزون بر این، غازی خان به ابراهیم پاشا القا کرد که سام میرزا، برادر شاه، سر به شورش برداشته و خواست شایعه شود که سلطان عثمانی قلمرو شاه اسماعیل را به سام میرزا واگذار کرده و او را پسرخوانده خود ساخته است.در چنین شرایطی، شاه طهماسب کوشید از راه مذاکره مشکل را حل کند و از نفوذ تاجلو بیگم بهره گیرد. از اینرو سید عبدالله لاله را از سوی تاجلو بیگم و میر شاهسوار کرد را از جانب منتشا سلطان، به عنوان فرستاده نزد ابراهیم پاشا ارسال کردند، به امید آنکه میان دو طرف صلحی برقرار شود.[۲۰][۲۱]
جهان حسنی وزیری که پیش از آن از مقربان شاه تهماسب بود، به فرمان او و به سبب اعتباری که نزد ارکان دولت داشت، تدابیری اندیشیدند. این اقدامات با تصویب و همراهی بانوی بلندمرتبهٔ دربار تاجلو بیگم نیز همراه بود، تا مبادا افراد فاسد که در گوشهوکنار پنهان شده و در انتظار فرصتاند، دست به کار شده و آرامش و بنیاد سلامت جامعه را برهم زنند.[۲۲]در آن دوره، سیدبیک کمانه با گروهی کوچک به ابراهیمخان پیوست. ابراهیمخان که برادرش مرجومک سلطان و خانوادهاش را در بغداد گذاشته بود، بهسبب نافرمانی برخی طوایف، به دعوت تاجلو بیگم که با ترکمانان خویشاوندی داشت با پنج هزار نفر بهسوی ماهیدشت حرکت کرد، اما همانجا کشته شد.[۲۳]
وی قصد داشت قدرت قزلباش را بر امور دولت از بین ببرد اما آنها از تصمیم ملکه آگاه شدند و چون قدرت خود را در خطر دیدند میان شاه و ملکهٔ مادر دشمنی ایجاد کنند، آنها با این شایعه که ملکهٔ مادر قصد برکناری شاه تهماسب و به سلطنت رساندن بهرام میرزا را در سر دارد و میخواهد حکومت را به تنهایی اداره کند، شاه را نسبت به مادرش بدبین کردند و در نهایت تهماسب، مادرش را به شیراز تبعید کرد. تاجلو در طول سفر بیمار شد و سرانجام در سال ۱۵۴۰ تنها چند ماه بعد از ورود به شیراز درگذشت. او را با احترام در قطعهٔ بیبی دختران شاهچراغ شیراز دفن کردند.[۲۴][۲۵][۲۶]هنگامی که تاجلو بیگم در سال ۱۵۴۰ از دربار تبعید شد، املاک شخصی او که گنجینهای عظیم بود، مصادره شد.[۲۷]
اوقاف
[ویرایش]تاجلو بیگم علاوه بر سیاست به فعالیتهای عمرانی علاقه داشت و. از زنان خیر دوران صفوی بود. تاجلو بیگم، همسر شاه اسماعیل، زنی ثروتمند بود که به خاطر کارهای خیریهاش مشهور بود. او روستایی به نام حسن احد در ورامین را به سادات فقیر (از نوادگان خاندان پیامبر) وقف کرد. او همچنین زمینی به ارزش بیش از ۱۰۰۰ تومان به حرم حضرت معصومه بخشید و هزینه ساخت بنایی در کنار آن را پرداخت کرد.همچنین تعمیر پلی به نام دختر در آذربایجان و ساخت گنبد جنت سرا در حرم اردبیل را به او نسبت میدهند. [۲۸]او مالک زمینهای زراعی، باغها و روستاهایی در مرکز ایران بود که آنها را به عنوان موقوفات خیریه به مساجد مختلف میداد او به خاطر تشویق به تأسیس بنیادهای خیریه شناخته میشد. [۲۹]اولین عضو خانواده صفوی که دستور انجام کارهایی در حرم حضرت معصومه را داد، همسر شاه اسماعیل تاجلو بیگم بود.[۳۰]
منابع
[ویرایش]- مشارکت کنندگان ویکیپدیا، Tajlu Khanum، ویکیپدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بارگذاری ۲۲ فروردین ۱۳۹۶)
- ↑ Soudavar, Abolala (1992). Art of the Persian Courts: Selections from the Art and History Trust Collection. New York: Rizzoli. p. 154. ISBN 978-0-8478-1660-6.
(...) the noble woman at the far right, presumably Shah Tahmasb's mother.
- ↑ خلاصه التواريخ جلد ۱ صفحه ۲۹۰.
- ↑ وضعیت سیاسی و اجتماعی زنان در عصر صفوی :ماندانا فرهمند ،صفحه ای ۵۱.
- ↑ سفرنامه های ونیزیان در ایران چاپ دوم ۱۳۸۱ صفحه ای ۳۳۲.
- ↑ کارنامه زنان ایران از دیروز تا امروز :پوران فرخزاد صفحه ای ۲۱۳.
- ↑ کارنامه زنان ایران از دیروز تا امروز صفحه ای ۲۱۳.
- ↑ وضعیت سیاسی و اجتماعی زن در عصر صفوی :ماندانا فرهمند صفحه ای ۵۰.
- ↑ جواهر الاخبار، ص ۱۳۷.
- ↑ Reviewed Work: Women in Iran from the Rise of Islam to 1800 by Guity Nashat, Lois Beck.
- ↑ شاه اسماعیل نامه :قاسمی گنابادی محمد قاسم، صفحه ای ۱۲۷.
- ↑ کارنامه زنان ایران از دیروز تا امروز :پوران فرخزاد صفحه ای ۲۱۳.
- ↑ وضعیت سیاسی و اجتماعی زنان در عصر صفوی :ماندانا فرهمند صفحه ای ۵۰.
- ↑ زن سیاست حرم سرا در عصر صفویه:عبد المجيد شجاع ،صفحه ای ۱۱۶،۱۱۷.
- ↑ Women, Patronage, and Self-Representation in Islamic Societies Ruggles Fairchild (editor), Albany: State University of New York Press, 2000. کاراکتر line feed character در
|عنوان=در موقعیت 63 (کمک) - ↑ کارنامه زنان ایران از دیروز تا امروز:پوران فرخزاد صفحه ای ۲۱۳.
- ↑ عالم آرای صفوی، تصحیح یدالله شکری، ص ۴۹۴
- ↑ زن سیاست محرمسرا در عصر صفویه:عبد المجيد شجاع ،صفحه ای ۱۱۷.
- ↑ جواهر الاخبار، ص ۱۴۹.
- ↑ خلاصة التواريخ، ج ۱ صفحه ای ۲۴۲.
- ↑ خلاصة التواريخ، ج ۱ صفحه ای ۲۴۲.
- ↑ تاریخ ایلچی نظام شاه تصحیح محمدرضا نصیری کوئیچی هانه دا، ص ۱۲۷.
- ↑ خلاصه التورایخ صفحه ای ۲۱۴.
- ↑ خلاصه التورایخ صفحه ای ۲۳۹.
- ↑ Savory, Roger (1998). "ESMĀʿĪL I ṢAFAWĪ"
- ↑ Newman, Andrew J. (2008). Safavid Iran: Rebirth of a Persian Empire
- ↑ فارسنامه ناصری، ج اوّل، ص۳۹۷
- ↑ Women in Iran from the Rise of Islam to 1800:by Guity Nashat, Lois Beck.
- ↑ The Shadow Government: Influence of Elite Safavid Women:Nazari, Jessamine.
- ↑ Reviewed Work: Women in Iran from the Rise of Islam to 1800 by Guity Nashat, Lois Beck.
- ↑ Shah 'Abbas: The Remaking of Iran:Sheila R. Canby صفحه ای ۲۲۲.