مهین‌بانو خانم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مهین‌بانو خانم
دوران ۱۵۴۰ تا ۱۵۶۲ میلادی
لقب(ها) سلطانم
زادروز ۱۵۱۹ میلادی
زادگاه تبریز
درگذشت ۱۵۶۲ میلادی (۴۳ سال)
محل درگذشت قزوین
آرامگاه اردبیل
دودمان خاندان صفوی
پدر شاه اسماعیل یکم
مادر تاجلی بیگم
فرزندان پسران بهرام میرزا را تحت سرپرستی گرفت.
دین اسلام، شیعه[۱]

مهین‌بانو خانم دختر کوچک شاه اسماعیل یکم و تاجلی بیگم بود[۲]او کوچکترین خواهر شاه طهماسب بود.

زندگی نامه[ویرایش]

مهین بانو خانم در سال ۱۵۱۹ در تبریز به دنیا آمد.[۳] وی در سن پنج سالگی پدرش را از دست داد و تحت آموزش عالی در دربار قرار گرفت. وی به سیاست علاقه زیادی داشت و تاجلی بیگم او را به خوبی با آن آشنا کرد. مهین بانو بعد از مرگ مادرش در سال ۱۵۴۰ به عنوان یگانه مشاور برادرش، شاه طهماسب انتخاب شد. مهین‌بانو در طول سلطنت برادر خود به بزرگترین بانوی امپراتوری صفوی مشهور بود. وی هرگز ازدواج نکرد و تمامی زندگی خودش را وقف دولت پدر و برادرش کرد، اما بعد از مرگ بهرام میرزا، سرپرستی سه فرزند او را به نام های، سلطان حسین میرزا، سلطان ابراهیم میرزا و سلطان بدیع‌الزمان میرزا را بر عهده گرفت و آن هارا بزرگ کرد سپس با خواست او دو پسر کوچکتر بهرام میرزا با دو دختر بزرگ شاه طهماسب ازدواج کردند و مهین بانو پس از آن لقب سلطانم گرفت. مهین بانو سلطانم سرانجام در سال ۱۵۶۲ درسن ۴۳ سالگی در قزوین از دنیا رفت و به وصیت خودش در اردبیل در آرامگاه پدرش دفن شد.

سیاست[ویرایش]

مهین بانو سلطانم از زمان مرگ مادرش تا زمان مرگ خود، به مدت ۲۲ سال در سیاست حضور داشت. وی همواره با خرم سلطان نامه نگاری می‌کرد و دلیل آن‌ها حملات زیاد عثمانی‌ها به آذربایجان و پناهنده شدن شاهزاده بایزید در قزوین بود و پس از مرگ خرم این نامه نگاری‌ها با مهرماه سلطان دختر خرم سلطان ادامه پیدا کرد البته همواره در میان این نامه نگاری‌ها هدیه‌هایی دوجانبه نیز رد و بدل میشد که مشهورترین آن‌ها فرش ایرانی است که به خرم سلطان هدیه شد. وی همچنین با حمیده بانو بیگم ملکه دربار گورکانیان نیز نامه نگاری داشته‌است.

اعتقادات[ویرایش]

وی همچون دیگر اعضای خانواده به باورهای شیعی معتقد بود و اهل توبه و دیانت و عمل به امور شرعی بود. در سفر زیارتی خود به مشهد، پنجره طلا را سامان داده و بار دیگر، اسباب و قنادیل همراه برد و جمیع سادات و علما و فضای آنجا را تفقّد نمود.[۴] همچنین هر ساله مبلغی کلی را وقف بر چهارده معصوم می‌کرد و تولیت آن را هم با پادشاه وقت قرار می‌داد. علی‌رغم آنکه بین‌النهرین از ایران و حاکمیت صفویه خارج شده بود، وی هر ساله مبلغ قابل توجهی را برای اهالی کربلا، نجف، جبل عامل، سادات مدینه و هزینهٔ اسباب و یراق آستان‌های مقدس ارسال می‌کرد.[۳]

وی جواهرات خود را وقف امام زمان و امام رضا کرده بود.[۳]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. «شاهان صفوی و زیارت». شیعه شناسی. shiitestudies. بازبینی‌شده در 24 مارس 2017. 
  2. پارسا دوست، منوچهر. شاه اسماعیل اول پادشاهی با اثرهای دیرپای در ایران و ایرانی. ۱۳۷۵. ۶۶۹. 
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ «شاه اسماعیل صفوی». ویکی فقه. ویکی فقه. بازبینی‌شده در 24 مارس 2017. 
  4. احمد بن شرف‌الدین. احسان اشراقی. خلاصة التواریخ. تهران: دانشگاه تهران، 1383. 4299-4300.