اقتصاد سبز

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

اقتصاد سبز، اقتصادی است که در سایهٔ زندگی انسان‌های پیشرفته و عدالت اجتماعی پدید می‌آید در حالی که در آن خطرها و آسیب‌های زیست‌محیطی در کمترین میزان ممکن است. اقتصاد سبز یک اقتصاد یا توسعهٔ اقتصادی است که بر پایهٔ توسعهٔ پایا و آگاهی از اقتصاد بومی (سازگار با بوم) بنا نهاده شده است.[۱] اقتصاد سبز نوعی اقتصاد با هدف کاهش خطرات محیطی، کمبودهای اکولوژیکی و توسعه پایدار بدون تجزیه محیطی است. اگرچه، اقتصاد سبز ارتباط تنگاتنگ و نزدیکی با اقتصاد اکولوژیکی دارد، اما دارای کانون توجه کاربرد سیاسی تری است[۲][۳] گزارش ۲۰۱۱ اقتصاد سبز United Nations Environment Programme|UNEP بیان می‌کند که شرط و لازمه اقتصاد سبز نه تنها وجود اقتصاد کارآمد بلکه نیز اقتصاد منصفانه است. انصاف و عدالت حاکی از شناسایی و تشخیص ابعاد انصاف جهان و کشور، به ویژه تضمین گذر به اقتصاد کم کربن، منابع بر و جامعه فراگیر است "[۴] ارزشیابی مستقیم سرمایه طبیعی و خدمات اکولوژیکی به عنوان وجود ارزشهای اقتصادی به اقتصاد اکوسیستم‌ها، تنوع زیستی و بانک سرمایه طبیعی مراجعه شود و نظام حسابداری هزینه کامل که در آن هزینه‌ها ی برون یابی شده در جامعه به وسیله اکوسیستم‌ها به طرز معتبری ردیابی می‌شوند و به عنوان مسئولیت‌های واحدی مورد توجه قرار می‌گیرند و تصور می‌شوند که به هیچ دارایی زیان وارد نمی‌کنند یا آن را کم‌اهمیت نمی‌پندارند یکی از ویژگی‌های متمایز کننده این نوع اقتصاد از نظام‌های پیشین اقتصادی است.[۵] روشهای دشته زن های (استیکر) سبز و اکو برچسب‌های سبز با رویارویی مشتریان با اندازه‌های هواداری و دوستداری محیط و توسعه پایدار پدید آمده‌اند. بسیاری از صنایع شروع به اتخاذ این روش‌ها به عنوان روش مهم و حیاتی ترویج روشهای سبز خود در جهانی سازی اقتصاد کرده‌اند.

تعریف[ویرایش]

کارل بورکارت تعریف می‌کند که اقتصاد سبز باید از شش ویژگی برخوردار باشد:[۶]

اقتصاددان‌ها و اقتصادهای "سبز"[ویرایش]

اقتصاد سبز به صورت هر نظریه اقتصادی تعریف می‌شود که به موجب آن اقتصاد مولفه اکوسیستمی تصور می‌شود که در آن قرار دارد (بیاد بود لین مارگولیس ). دیدگاه کلی نسبت به این موضوع یک نمونه بارز است، به طوری که ایده‌ها و نظریه‌های اقتصادی بسته به عقیده نظریه پرداز خاص با سایر موضوع‌ها ترکیب می‌شود. طرفداران برابر طلبی زنان، پست مدرنیسم، نهضت بتو یا تورا شناسی، جنبش صلح، سیاست‌ها ی سبز، ساما ن ستیزی وآشوب طلبی سبزوجنبش جهانی سازی از این اصطلاح جهت توضیح نظریه‌های مختلف استفاده می‌کنند که همگی در تمامی اقتصادهای بد تعریف شده " اصلی " سطحی و ظاهری هستند. سپس، استفاده از این عبارت با تمیز سیاسی طرفین سبز مبهم می‌شود که رسماً سازمان دهی شده است و حرف بزرگ G عبارت " سبز Green" وجود علامت و نشانه متمایز و منحصر بفردی را نشان می‌دهد؛ بنابراین، اشاره به به مکتب‌های بی‌پایه " اقتصاددان‌های سبز " طرفدار تغییر مسیر و جهت به اقثتصاد سبز، تقلید زیستی و حسابداری کاملتنوع زیستی ترجیح داده می‌شود. (به تحقیق موثق بین‌المللی اقتصاد اکوسیستم‌ها و تنوع زیستی و معرفی این موارد و نمونه‌ها توسط فرد غیر متخصص در بانک سرمایه طبیعی مراجعه کنید). برخی از اقتصاددان‌ها، اقتصاد سبزر را یک شاخه و یا رشته فرعی مکاتب معتبر تر می‌دانند. مثلاً، زمانی اقتصاد سبز نوعی اقتصاد کلاسیکی تصور می‌شود که زمین‌های مرسوم و سنتی به سرمایه طبیعی تعمیم داده شوند و دارای ویژگی‌های مشترکی با سرمایه فیزیکی و کار باشند (زیرا سرمایه‌های طبیعی چون رودخانه‌ها مستقیماً جایگزین سرمایه‌های ساخت انسان چون کانال‌ها می‌شوند). یا این نوعی اقتصاد مارکسیستی تصور می‌شود که در آن طبیعت به صورت نوعی Lumpenproletariat، پایه و مبنا بهره‌کشی از کارگران غیرانسانی معرفی می‌شود که ارزش افزوده یا اضافی به اقتصاد انسانی می‌دهد، یا به عنوان یکی از شاخه‌های اقتصاد نئوکلاسیکی تصور می‌شود که قیمت زندگی ملت‌های در حال توسعه در برابر توسعه یافته با نسبت بسیار پایین تعادل قدرت انسان و زندگی غیرانسانی ثابت نگه داشته می‌شود. افزایش تعهد UNEP(و کشورهای ملی مثل انگلستان) نسبت به نظریه‌های سرمایه طبیعی و حسابداری هزینه کامل تحت شعار و عنوان سازی " اقتصاد سبز " تمایز بین مکاتب و تعریف های آنها را به عنوان تغییرات " اقتصاد سبز" نامشخص و تیره می‌کند. مؤسسه چوب بریتون در سال ۲۰۱۰ به ویژه بانک جهانی[۷] و صندوق بین‌المللی پول (به واسطه ابتکار عمل تنخواده کردانی سبز ") با عهده گیری مسئولیت های مشخص سیاست بین المللی پولی و مالی حرکت به سوی ارزشگذری گوناگونی زیستی تامین مالی رسمی و کلی تر تنوع زیستی شروع کرده است. با توجه به این مسائل، آماچ یابی انتشارات نه حداقل بلکه اساسی و ریشه ای صفر زایدات تحقیق و عملیات انتشار صفر را ترویح می‌کند. گزارش ۲۰۱۱ اقتصادهای UNEP اعلام کرد که " مبتنی بر تحقیقات موجود، تقاضا سالانه تنخواه گردانی و تأمین مالی تعدیل اقتصادهای جهانی بین ۱٫۰۵ تا ۲٫۵۹ بیلیون دلار آمریکا برآورد می‌شود. این تقاضا طبق اندازه‌گیری صورت بندی سرمایه ناخالص جهانی حدود یک دهم سرمایه‌گذاری سالیانه جهانی است. ".[۴]

تعریف[ویرایش]

کوکارل بورگرات اقتصاد سبز را براساس و پایه شش بخش و عامل زیر تعریف می‌کند[۸]

  • انرژی تجدید پذیر سبز
  • تشکیل حمل و نقل پایدار
  • مدیریت آب
  • مدیریت زایدات
  • مدیریت زمین
Environment Equitable Sustainable Bearable (Social ecology) Viable (Environmental economics) Economic Social
The three pillars of sustainability.

اتاق بین‌المللی بازرگانی (ICC) با معرفی تجارت جهانی، به تعریف اقتصاد سبز به صورت زیر می‌پردازد: «اقتصاد سبز اقتصادی است که در ان رشد اقتصادی و مسئولیت‌های محیطی ضمن تایید پیشرفت و توسعه اجتماعی با یکدیگر، و با روش متقابل تقویت کننده همکاری دارند»[۹][۱۰] ICC در سال ۲۰۱۲، نقشه جاده اقتصاد سبز متشکل از جمع‌آوری مجموعه ای از مقاله‌های کارشناسان سراسر جهان را در یک پروژه ۲ ساله مشورتی منشترکرد. این نقشه جاده ای تحقیق جامع و چند رشته ای را جهت توضیح و شرح " اقتصاد سبز " ارایه می‌دهد. این نقشه جاده یا نقش اصلی تجارت را در یافت جواب چالش‌های معمول جهانی توضیح می‌دهد. این نقشه جاده ای ۱۰ شرط گذر تجارت / بین صنایع و تشریک مساعی را به اقتصاد سبز بیان می‌کند و ارایه می‌دهد:

  • بازارهای آزاد و رفابتی
  • متریک، حسابداری و گزارش دهی
  • تنخواه گردانی و سرمایه‌گذاری
  • آگاهی
  • رویکرد از چرخه عمر
  • کارائی و اثر بخشی منابع
  • اشتغال
  • آموزش‌های شغلی و نظارت بر مهارت‌ها
  • سیاست یکپارچه شراکتی و تصمیم‌گیری

اندازه‌های اکولوژیکی[ویرایش]

اندازه‌گیری برون داده، برآیند و پیشرفت اقتصادی با استفاده از شاخص‌های اقتصادی انجام می شود. شاخص و شناساگرهای سبز از نیاز به اندازه‌گیری اثرها و پیامدهای اکولوژیکی انسان، بخش‌های کارآمد مثل حمل و نقل، انرژی، ساخت و ساز و توریسم و نیز جریان‌های سرمایه‌گذاری پدید می‌آید که حیطه‌های چون انرژی تجدید شدنی و نوآوری تکنیک‌های پاک را مورد آماج قرار می‌دهد. شاخص‌های ۲۰۱۶–۲۰۱۰ جهانی سبز (GGEI) ,[۱۱] توسط تبعه‌های دوگانه مشورتی LLC در چاپ پنجم آن منتشر شد. این شاخص عملکرد اقتصاد سبز و ادراکات و برداشت‌های آن را در ۸۰ کشور و ۵۰ شهر همراه با چهار بعد اصلی رهبری و تغییرات اقلیمی، بخش‌های کارآمد، بازارها، سرمایه‌گذاری و محیط اندازه‌گیری می‌کند. تحقیق جهانی و کلی ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۰ شهر سبز[۱۲] انجام شده توسط حوزه‌های پروژه‌های پایدار پذیری زیمنس، ۵ شهر ۵۰ کشور متقاوت را نمره گذاری کرد. اندازه‌گیری رد پا و جا پا اکولوژیکی یکی از روشهای سنجش اثرهای انسان زاد هستند و یکی دیگر از روشهای مورد استفاده توسط دولت‌ها و حکومت‌های شهری است.[۱۳]

مسائل انرژی سبز[ویرایش]

اقتصادهای سبز به منظور جایگزینی انرژی تجدید شدنی به جای انرژی فسیلی و نیز حفظ و بقا انرژی و استفاده مؤثر ار انرژی نیازمند تولید انرژی مبتنی بر انرژی تجدید شدنی هستند. این توجیه منطقی وجود دارد که ضعف و شکست بازار باید به محافظت محیطی و محافظت اقلیمی با این پوزش پاسخ دهد که هزینه‌های بالا خارجی و بالا اولیه و اصلی توسعه، تحقیق، و بازاریابی منابع انرژی سبز و محصولات سبز مانع شرکت‌ها از کاهش اختیاری و ارادی رد پای اکولوژیکی خود می‌شوند.[۱۴] اقتصاد سبز به سوبسید و یارانه دولتی به عنوان مشوق‌های بازار به منظور تشویق و ترغیب شرکت‌ها به سرمایه‌گذاری و تولید محصولات و خدمات سبز نیاز دارد. قانون انرژی تجدید شدنی آلمان، قوانین بسیاری از کشورهای عضو اتحادیه اروپا و قانون بازسازی و بهبود اقتصادی و سرمایه‌گذاری مجدد ۲۰۰۹ آمریکا نوعی مشوق‌ها ی بازار را ارایه می‌دهد. البته، سایر کارشناسان و متخصصان معتقد هستند[۱۵] که اقتصاد سبز می‌تواند برای کشورهای بسیار سود آور باشد که قادر به درک پایدار پذیری تجاری هستنتد و می‌توانند محصولات و خدما ت سبز خود را بیش از مشتریان مرسوم و سنتی بازاریابی کنند.

انتقادها[ویرایش]

برخی از سازمان‌ها و انسانها ویژگی‌ها و ابعاد " اقتصاد سبز"، به ویژه مفاهیم اصلی آن را بر پایه استفاده از مکانیسم قیمت‌ها به منظور محافظت از طبیعت مورد انتقاد قرار داده‌اند و بیان می‌کنند که این کنترل شرکت را به حیطه‌های جدید از جنگلداری تا آب بسط خواهد داد. سازمان تحقیقاتی گروه ETC بیان می‌کند که تأکید شرکت بر بیو اقتصادی " همگرایی بیشتر شرکت را مهمیزمی سازد و تصرف و اخذ منابع عظیم را در بیش از ۵۰ سال رها می‌سازد ". ".[۱۶] اوگاردو لاندر، پروفسور ونزوئلایی بیان یمکند که گزارش UNEP در مورد اقتصاد سبز[۱۷] بسیار هدفمند است، اما " این حقیقت را نادیده می‌گیرد که ظرفیت نظام‌های مموجود سیاسی در تایید مقررات و قوانین علمیات آزاد بازارها – حتی زمانی که اکثر اعظم جمعیت خواستار آنها هستند - توسط قدرت سیاسی و مالی شرکت‌ها محدود می‌شود. "[۱۸] اولریچ هوفمن در مقاله UNCTAD تیز بیان می‌کند که توجه به اقتصاد سبز و به طور اخص " رشد سبز " مبتنی بر رویکرد تحول و تکاملی (و اغلب تجزیه گرا) برای سازش و سارگاری با مشکلات و پیچیدگی‌های اقلیمی " کافی نیست و " امید کاذبی را ایجاد می‌کند و عذر خواهی بابت عدم انجام کار اساسی و بنیادی منجر به برگشت –U انشتار گازهای گلخانه ای جهان می‌شود.[۱۹] کلیو اسپاش یکی از اقتصاددان‌های اکولوژیکی استفاده از رشد اقتصادی را در بررسی زیان‌های محیطی مورد انتقاد قرار داده است،[۲۰] و بیان می‌کند که اقتصاد سبز همان‌طور که مورد تأیید UN واقع شده است، یک دیدگاه جدید نیست و در حقیقت انحراف از محرک‌های حقیقی بحران‌های محیطی است.[۲۱] او نیز پروژه اقتصاد اکوسیستم‌ها و تنوع زیستی [TEEB][۲۲] و اساس و پایه خدمات اکوسیستم‌ها را در عبارت‌های پولی مورد نقد قرار داده است.[۲۳]

رویدادهای وابسته[ویرایش]

اقتصاد سبز، انرژی سبز که پایهٔ آن انرژی تجدیدپذیر است را هم دربر می‌گیرد و تلاش می‌کند تا جایگزین سوخت سنگواره‌ای شود و به نگهداری انرژی برای هنگامهٔ ضرورت و ناچاری بپردازد.

هزینهٔ زیاد انرژی سبز و البته در مواردی شکست بازار مرتبط با بحث حفاظت محیط زیست و گرم‌شدن زمین به دلیل اثرات جانبی و هزینه‌های بالای بخش پژوهش، توسعه و بازاریابی برای انرژی سبز و محصولات بدست آمده از آن باعث می‌شود تا کارخانه‌ها و شرکت‌ها تمایل کمتری به فعالیت و سرمایه‌گذاری در این زمینه نشان دهند.[۲۴] به همین دلیل انرژی سبز و محصولات سبز برای گسترش نیاز به کمک دولت‌ها دارند. قانون انرژی تجدیدپذیر در میان کشورهای اتحادیهٔ اروپا و قانون بهبود و سرمایه‌گذاری مجدد ۲۰۰۹ آمریکا برای کمک به این بازار تصویب شده‌اند.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. United Nations Environment Programme
  2. "-- United Nations Environment Programme (UNEP) - Error page --". Retrieved 11 May 2016. 
  3. Lynn R. Kahle, Eda Gurel-Atay, Eds (2014). Communicating Sustainability for the Green Economy. New York: M.E. Sharpe. ISBN 978-0-7656-3680-5. 
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ UNEP, 2011, Towards a Green Economy: Pathways to Sustainable Development and Poverty Eradication, www.unep.org/greeneconomy
  5. Runnals, D. (2011) “Environment and economy: joined at the hip or just strange bedfellows?”. S.A.P.I.EN.S. 4 (1)
  6. http://www.mnn.com/green-tech/research-innovations/blogs/how-do-you-define-the-green-economy
  7. "World Bank to lead economic push on nature protection". BBC News. Retrieved 11 May 2016. 
  8. "How do you define the 'green' economy?". MNN - Mother Nature Network. 2009-01-09. Retrieved 2013-11-09. 
  9. "Green Economy Roadmap". Retrieved 11 May 2016. 
  10. UNDESA, (2012). A guidebook to the Green Economy.
  11. "2016 Global Green Economy Index". Dual Citizen LLC. 19 September 2016. Retrieved 19 September 2016. 
  12. "Home - English - Siemens Global Website". Retrieved 11 May 2016. 
  13. http://www.fcm.ca/Documents/reports/Ecological_Footprints_of_Canadian_Municipalities_and_Regions_EN.pdf
  14. (Reinhardt, 1999; King and Lenox, 2002; Wagner, 203; Wagner, et al. , 2005)
  15. Amory Lovins, Hunter Lovins, and Paul Hawken, authors of Natural Capitalism: Creating the Next Industrial Revolution, and Jay Conrad Levinson and Shel Horowitz, authors of Guerrilla Marketing Goes Green
  16. Etcgroup (2011) “Who will control the Green Economy"
  17. "Green Economy - Green Economy Report". UNEP. 2011-11-16. Retrieved 2013-11-09. 
  18. "The Green Economy: the Wolf in Sheep’s clothing". Transnational Institute. Retrieved 11 May 2016. 
  19. U.Hoffmann (2011), "Some reflections on climate change, green growth illusions and development space"
  20. Spash, C.L. 2007. Fallacies of economic growth in addressing environmental losses: Human induced climatic change. Newsletter of the Australia New Zealand Society for Ecological Economics (ANZSEE), no. May, 2-4
  21. "EconPapers: Green Economy, Red Herring". Retrieved 11 May 2016. 
  22. Spash, C.L. 2011. Terrible economics, ecosystems and banking. Environmental Values, vol. 20, no. 2, 141-145[پیوند مرده]
  23. Spash, C.L. 2008. How much is that ecosystem in the window? The one with the bio-diverse trail. Environmental Values, vol. 17, no. 2, 259-284
  24. Reinhardt, 1999; King and Lenox, 2002; Wagner, 203; Wagner, et al. , 2005

پیوند به بیرون[ویرایش]