ابن ابی جمهور احسائی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
ابن ابی جمهور احسائی
شناسنامه
نام کامل محمد بن زین‌الدّین علی بن ابراهیم
بن حسن ابن ابراهیم بن ابی جمهور احسائی
تاریخ تولد در نیمه اول قرن ۹
زادگاه لحصا یا احساء بحرین
محل تحصیل احساء
محل زندگی احساء
محل مرگ ۹۴۰ احساء
اطلاعات علمی
شاگردان
سید محسن رضوی مشهدی
ربیعه جزائری
سید محمود طالقانی
محمد بن صالح غروی
تالیفات
عوالی اللئالی العزیزیة فی احادیث الدینیة
رساله البرمکیة فقه الصلوة الیومیة
التحفة الحسینیة فی شرح الرّسالة الالفیة
المسالک الجامعیة فی شرح الالفیة الشهیدیة
تحفة القاصدین فی معرفة اصطلاح المحدّثین
و …

محمد بن زین‌الدّین علی بن ابراهیم بن حسن ابن ابراهیم بن ابی جمهور احسائی یا لحضاوی، فقیه، محدث، متکلم و عارف شیعی امامی است.

ولادت[ویرایش]

تاریخ ولادتش به درستی معلوم نیست.[۱] آنچه از منابع معتبر برمی‌آید، این است که وی در نیمه اول قرن ۹ هجری در ز بحرین، در خانواده‌ای از اهل علم و تقوا به دنیا آمد.[۲] پدرش زین‌الدّین علی و جدّش شیخ ابراهیم، از دانشمندان مشهور در شهر به شمار می‌رفتند.[۳]

تحصیل[ویرایش]

در سال ۸۷۷ از طریق شام عازم زیارت کعبه شد در جریان سفر مدتی را نیز در کرک از نواحی شیعه نشین جبل عامل ساکن بود و از علی بن هلال جزایری، از شاگردان ابوالعباس احمد بن فهد حلّی درس گرفت و اجازه روایت دریافت کرد. سپس به احسا بازگشت و اندکی بعد عازم زیارت عتبات عالیات در عراق و طوس گردید و مابقی عمر را عمدتاً در آنجا ساکن بود. وی در مدت اقامت در طوس کتاب «زاد المسافرین فی اصول الدین» را تألیف کرد و چندی بعد به درخواست سید محسن بن محمد رضوی قمی شرحی بنام «کشف البراهین» بر آن نوشت.

وی با علمای اهل سنت مناظراتی داشته است از جمله در سال ۸۷۸ در خانه سید محسن رضوی با فاضل هروی مناظره ای داشته و وی را مجاب کرده است.[۴]

دیدگاه‌ها و نظرات[ویرایش]

وی، مانند میر حیدر آملی قائل بوده که «شریعت و طریقت و حقیقت، سه کلمه مترادفند به یک معنا و آن حقیقت شرع محمدی» است.[۵] در فلسفه از شیخ اشراق بسیار متأثر بوده است؛ او را «شیخ الهی»[۶] می‌نامد و از کتاب حکمة الاشراق[۷] و المقاومات[۸] و التلویحات[۹] وی قسمت‌هایی را نقل می‌کند. همچنین مطالبی از کتاب «هدایة الحکمة» اثیرالدین ابهری، شاگرد خواجه نصیرالدین طوسی ذکر کرده و مطالب او را بررسی نموده است. وی از حکماء و عرفاء بسیار اقتباس نموده و خودش نیز به این مطلب مقرّ است و می‌گوید:

«پس از جستجو در احوال علمای راسخین و اهل سلوک از حکیمان و متصوفان سابق، دریافتیم که راه و روش و مقصدشان یکی بوده است؛ ایشان را راهنمای خود قرار دادم و با دلالت آنان، در این لغزشگاه‌ها گام برداشتم و در گشودن درهای بسته قدم برجا پای ایشان گذاشتم؛ اکنون که بخت، مرا از همنشینی آنان بازداشته و روزگار مرا از دیدارشان محروم کرده، به خوشه‌چینی خرمن آنان برخاسته و از ریزش احوال و کلمات آنان دانه برمی‌چینم.»

[۱۰]

البته ابن ابی جمهور، تصریح می‌کند که پیروی از حکماء و عرفاء به خاطر آن است که آنان متابعت از امامان شیعه می‌کرده‌اند و عقیده آنان، همان عقیده امامان است و می‌گوید:

«این همان عقیده‌ای است که کبار و ائمه اطهار دارا بودند».

[۱۰]

در کلام دیگران[ویرایش]

کامل مصطفی الشیبی معتقد است که:

«ابن ابی جمهور شکل تکامل‌یافته‌ای از میثم بحرانی و سید حیدر آملی می‌باشد.»

[۱۱] هانری کربن می‌گوید:

«عرفان ابن عربی با الهیات تصوف و تعلیمات امامان شیعه که از راه روایات رسیده بود، به وسیله سید حیدر آملی و ابن ابی جمهور در قرن هشتم و نهم در هم آویخت. مجموعه این تفکرات، در مکتب اصفهان از آغاز تجدد فرهنگی دوره صفویه، در آثار عظیم میرداماد، ملاصدرا، قاضی سعید قمی و نیز شاگردان شاگردانشان شکفته گردید.»

[۱۲]

شاگردان[ویرایش]

آثار[ویرایش]

  • عوالی اللئالی العزیزیة فی احادیث الدینیة یا عوالی اللئالی الحدیثیة علی مذهب الامامیة[۱۷]
  • مجلی لمرآةُ المنجی[۱۸]
  • الاقطاب الفقهیه و الوظائف الدینیة علی مذهب الامامیة[۱۹]
  • الانوار المشهدیة فی شرح الرّسالة البرمکیة فی فقه الصلوة اللومیة
  • رسالة البرمکیة فقه الصلوة الیومیة
  • التحفة الحسینیة فی شرح الرّسالة الالفیة
  • المسالک الجامعیة فی شرح الالفیة الشهیدیة
  • تحفة القاصدین فی معرفة اصطلاح المحدّثین
  • بدایة النهایة فی الحکمة الاشراقیة
  • رسالة معین الفکر فی شرح کتاب الباب الحادی عشر
  • شرح علی رسالة معین الفکر به نام «معین المعین»
  • رسالة کاشف الحال عن احوال الاستدلال[۲۰]
  • رسالة فی العمل باخبار اصحابنا
  • رسالة المناظرة مع الفاضل الهروی[۲۱]
  • رسالة زاد المسافرین فی اصول الدین[۲۲]
  • کشف البراهین[۲۳]
  • درر اللئالی العمادیة فی الاحادیث الفقهیة[۲۴]
  • نثر اللئالی فی الاحادیث و الاخبار
  • رسالة التحفة الکلامیة[۲۵]
  • اسرار الحج

وفات[ویرایش]

تاریخ دقیق وفاتش روشن نیست؛ شرح‌حال‌نویسان سال‌های ۹۰۱، ۸۷۷ و ۸۷۸ را سال وفات وی دانسته‌اند.[۲۶] آیت‌الله مرعشی نجفی سال وفات او را ۹۴۰ معرفی می‌کند که نزدیک به واقع است.[۲۷] از قراین چنین برمی‌آید که شیخ تا ذیقعده سال ۹۰۴ زنده بوده‌است؛ زیرا در این تاریخ، به درخواست دوستان و شاگردان خود، شرحی به نام «معین الفکر» بر کتاب «باب حادی عشر» نوشته است. محل دفن وی به طور مطلق مجهول است و چیزی در این باره در کتاب‌ها ذکر نشده و بعید نیست که او بعد از سفر به مشهد به زادگاهش «احساء» بازگشته و در آنجا وفات یافته‌است. برخی نوشته‌اند، آخرین سفر او به مشهد در سال ۸۹۶ اتفاق افتاد و پس از درگذشت در کنار قبر علی بن موسی الرضا دفن شد.[۲۸]

پانویس[ویرایش]

  1. الشیبی با استناد به صورت مجلس مناظره احسائی با متکلم سنّی، تولد او را به طور قطع ۸۳۸ هجری قمری دانسته است. «کامل مصطفی الشیبی، تشیع و تصوف، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، انتشارات امیرکبیر، ص۳۳۱.»
  2. تنقیح المقال، ج ۳، ص ۱۵۱؛ انوار البدرین، ج ۳۸۲.
  3. بحارالانوار، ج ۱۰۵، ص ۷.
  4. رشیدیان, غلامرضا. «زندگی نامه ابن ابی جمهور احسایی». 
  5. همان، ص ۳۱۳.
  6. همان، ص ۱۳۷، ۱۵۸ و ۵۶۸.
  7. همان، ص ۵۶۶.
  8. همان، ص ۱۲۷ و ۱۵۸.
  9. همان، ص ۵۶۷.
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ همان، ص ۵۸۱.
  11. تشیع و تصوف، ص ۳۴۰.
  12. هانری کوربن، تاریخ فلسفه اسلامی، ترجمه اسدالله مبشری، انتشارات امیرکبیر، ص ۲۰۹.
  13. شیخ اجازه قرائت و املای کتاب «عوالی اللئالی» را به وی داده است. «بحارالانوار، ج ۱۰۵، ص ۴.»
  14. فوائد الرضویة، ج ۳۷۶.
  15. بحارالانوار، ج ۱۰۵، ص ۱۸.
  16. همان، ص ۲۰.
  17. کتابی است جامع اخبار و روایات شیعه. «بحارالانوار، ج ۱، ص ۳۱.»
  18. کتابی است در علم کلام، آمیخته با مباحث فلسفی و عرفانی و قواعد سیر و سلوک متصوّفه و خلاصه‌ای از تهذیب اخلاق.
  19. در آن قواعد فقهی را مرتب و مدون کرده است.
  20. کتابی است در مبحث اجتهاد.
  21. شرح سه مجلس گفتگو و مناظره مؤلف است با فاضل هروی در مسئله امامت و اثبات حقانیت علی (ع).
  22. در علم کلام.
  23. در شرح کتاب زاد المسافرین.
  24. در روایات و اخبار که در ۸۹۹ هجری به نام امیر عمادالدین، تألیف و در ۹۰۱ هجری پاکنویس شده است.
  25. در دو مقاله؛ یکی در تقریر قوانین منطق و دیگری مباحث کلامی.
  26. ریحانة الادب، ج ۷، ص ۳۳۲؛ الذریعة، ج ۱۳، ص ۱۳۳.
  27. عوالی اللئالی، ج ۱، ص ۲، مقدمه.
  28. مشاهیر مدفون در حرم رضوی، ص ۳۷۲.

منابع[ویرایش]