کرست
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
| در متن این مقاله از هیچ منبع و مأخذی نام برده نشدهاست. شما میتوانید با افزودن منابع بر طبق اصول اثباتپذیری و شیوهنامهٔ ارجاع به منابع، به ویکیپدیا کمک کنید. مطالب بیمنبع احتمالاً در آینده حذف خواهند شد. |
| این مقاله نیازمند ویکیسازی است. لطفاً با توجه به راهنمای ویرایش و شیوهنامه آن را تغییر دهید. در پایان، پس از ویکیسازی این الگوی پیامی را بردارید. |
برای سینه بند به مقاله سینه بند مراجعه کنید.
کـُرسـِت نوعی زیرپوش است که انواع زنانه و مردانه دارد و معمولا بسیار سِفت و محکم است. پوشیدن آن جنبههای زیبایی یا درمانی دارد و برای دردهای ستون مهرهها و سایر مفصلهای بالاتنه به کار میرود.
امروزه استفاده از کرست يا "سوتين" چنان عادي است که شايد هيچ وقت از خود نپرسيده باشيد چه زماني اولين کرست به وجود آمد؟ يا در طي زمان چه تغييراتي کرده است. تاريخچه پيدايش و تحول کرست، داستاني جالب است.
شايد باور نکنيد اما دو هزار و پانصد سال پيش از ميلاد مسيح زنان جنگجوي مينوا، ساکن جزيره کرت در يونان، جامه کرستمانندي بر تن ميکردند که پستانها را بالا ميبرد و آنها را در معرض ديد قرار ميداد. اولين سينهبند، پانصد سال بعد به وجود آمد. اين جامه، در جلو و تا کمر باز بود و سينهها را نميپوشاند. نوارهاي باريک چرمي دور کمر بسته ميشد تا پستانها را گرد نشان دهد.
از 450 پيش از ميلاد مسيح تا 285 پس از ميلاد مسيح، يونانيان سينهبندي ميپوشيدند که بالاي پستانهايشان گره ميخورد، اما آنها را نميپوشاند. از آن جايي که در آن زمان پوشيدن سينهبند ممنوع بود، زنان از نوارهاي پارچهاي باريکي استفاده ميکردند که دور پستانها پيچيده ميشد تا هنگام راه رفتن، تکان نخورند. زنان رومي همين سينهبند را از يونانيان گرفتند اما اسم آن را تغيير دادند. آنان دو نوع کرست داشتند، يک نوع که براي جلوگيري از رشد پستانها بود و توسط دختران جوان استفاده ميشد و نوعي ديگري که براي پوشاندن پستانهاي بزرگ به کار ميرفت.
در قرن سيزدهم زنان لباسزيرهاي کوتاهي ميپوشيدند که پستانها را صاف ميکرد. کمر دامنها هم تا بالاي خط کمر بالا رفته بود تا معده برآمده به نظر آيد و پستانها، نگاهها را به خود جلب نکنند. در قرن سيزدهم براي اولين بار در ويترين کرستفروشيها نوشته ميشد: "بزرگترها را ميپوشاند، کوچکها را نگاه ميدارد و شلها را سفت ميکند."
در قرن چهاردهم، زيرپيراهنهايي پوشيده ميشد که سينهها باز هم صافتر به نظر آيند. علاوه بر آن، دامنها، پهن شده و يقهها، بلند و چيندار شده بودند. در اين قرن براي بالا نگاه داشتن سينهها از کمربند استفاده ميشد اما همه اين کار را نميکردند، چون استفاده از آن در برخي از نواحي فرانسه ممنوع بود. در زمان چارلز هفتم بالاتنه با يک شال سه گوش و تورهاي آهارزده پوشانده ميشد. در آن زمان، کرستها خيلي تنگ بودند و براي سلامت زنان ضرر داشتند.
در دهه 1550 ميلادي زنان با انوع کرستهاي ساخته شده از استخوان نهنگ و ميلههاي فولادي شکنجه ميشدند. مروج اين کرستها، کاترين دو مديسي، زن هانري دوم، پادشاه فرانسه بود که داشتن "کمر پهن" را در دربار ممنوع کرد. اين کرستها سفت بودند و براي بستن آنها بايد تلاش زيادي ميشد. اين کرستها چنان سفت بسته ميشدند که گاهي دور کمر کمتر از خود را در معرض شکنجه کرستهاي ساخته شده از استخوان نهنگ و ميلههاي فلزي قرار دادند. کرستهاي فولادي به زن هانري دوم شاه فرانسه نسبت داده ميشود، کاترين دو مديسي که "کمرهاي پهن" را در ميان نديمههاي دربار ممنوع کرده بود. کرستها سفت بودند و بستن آنها به تلاش زيادي نياز داشت و گاهي دور کمر را به کمتر از 25 سانتيمتر ميرساند. اين نوع کرست تا 350 سال بعد به حيات خود ادامه داد.
در قرن پانزدهم، پستانها دوباره به مرکز توجه تبديل شدند. زيرجامهها، قسمت زيرين و نوک پستانها را ميپوشاندند، اما بالاي پستان برهنه و برآمده بود. در دوره رنسانس زنان قفسه سينه خود را با پارچه و دستمالهاي ابريشمي پر ميکردند و آنها را به هم گره ميزدند تا يک خط سينه زيبا درست کنند. اما، از آن جايي که دستمالها به جايي بند نبودند، گاهي منظره خندهداري درست ميکردند.
در دهه 1820 ابزار "کرستپوشي" اختراع شد که زنان را قادر ميساخت با کمک يک قرقره و بدون نياز به خدمتکاران خود را در کرستهايشان بچپانند. کرستها در آن زمان از استخوان نهنگ، آهن يا کرباس آهاردار ساخته ميشدند.
از سال 1850 تا 1860 کرست از مد افتاد. اما در دهه 1860 کرست، انتقامجويانه بازگشت. کرستهاي آن زمان چنان سفت بودند که کمر را باريک ميکرد و قفسه سينه و ارگانهاي دروني بدن را از شکل ميانداخت. به دنبال آن بحث درباره خطر کرست براي سلامتي آغاز شد.
در سال 1889، کرست ديگري اختراع شد به نام "آسايش". تفاوت مهم اين لباس شبيه "بيکيني عهد ويکتوريايي" با کرستهاي آن زمان در آن بود که پستانها به جاي آن که مثل کرستهاي سنتي از پايين به بالا هل داده شوند به وسيله شانهها نگاه داشته ميشدند. اگر چه اين کرست در "دپارتمان پاريس" در سال 1889 به عنوان وسيلهاي سالم شناخته شد، اما گسترش زيادي نيافت.
در سال 1893 ماري توکک "پستانبند" را به ثبت رساند. اين لباس شامل دو کيسه مجزا براي هر پستان بود و بندهايي که از روي شانههاي ميگذشتند و با قلاب بسته ميشدند. اين اولين طراحي مشابه با کرستهاي دوران مدرن بود. در سال 1912 براي نخستين بار کلمه "پستانبند" در فرهنگ لغت آکسفورد آورده شد. در سال 1913 مري پلپ جاکوب از چهرههاي معروف نيويورک که از پوشيدن کرستهاي سنگين زير لباس شب کاملاً نويش خسته شده بود، به کمک خدمتکارش، با استفاده از دستمال و روبان و سيم، کرستي اختراع کرد که پشت نداشت و با کمال تعجب، همان شب چندين سفارش دريافت کرد.
مري پلپ جاکوب پس از توجه فوقالعاده دوستانش اين کرست را به ثبت رساند. اين نوع پستانبند بسيار سبک بود و سينهها وضعيت طبيعي خود را حفظ ميکردند. اما اين کرست هم سينهها را صاف نشان ميداد. جاکوب پس از مدتي از کار در شرکت "پستانبندهاي بدون پشت" خسته شد و آن را به کمپاني کرست وارنر برادرز به مبلغ 1500 دلار فروخت. مپاني وارنر در سي سال بعد بيش از 15 ميليون دلار سود از اين کرستها درآورد.
جنگ جهاني اول زنان را واداشت به بازار کار بروند. بسياري از آنان به کار در کارخانهها پرداختند و استفاده از کرست دشوار بود. "هيئت صنايع جنگي آمريکا" در سال 1917 از زنان خواست تا از خريدن کرست خودداري کنند تا مصرف فلز کاهش يابد. به گفته منابع تا 28000 تن آهن از اين طريق جمع شد، يعني مقداري "کافي براي ساختن دو ناو جنگي".
در دهه 1920 کرست دوباره رواج يافت و طي دهه 1920 استفاده از آن آغاز شد. اين عصر "فلاترها" (زنان جواني که دامن کوتاه ميپوشيدند، موهايشان را کوتاه ميکردند، موزيک جاز گوش ميکردند، سيگار ميکشيدند و مشروب سنگين مينوشيدند و آرايش غليظ ميکردند و رابطه جنسي غير جدي برقرار ميکردند) بود و قيافه پسرانه بدون پستان مد بود. وارنر يک پستانبند سفت صاف عرضه کرد که به جاي نگاه داشتن پستانها، آنها را صاف جلوه ميداد.
در اواخر دهه 1920 شرکتهاي کرست دوزي شروع به دوخت کرستهايي کردند که به هم وصل بودنند و داراي کاسههايي در ابعاد مختلف بودند. در دهه 1930 بود که اين شکل پذيرفته شد و کرستها از "پستانصافکنها" به "پستانبندها" تغيير شکل دادند.
در دهه 1930 مد بعدي کرستهاي نوکدار سفتي بودند که شکل پستانها را حفظ ميکردند. به دنبال آن کرستهايي آمد که داراي بالشتکهايي بودند تا پستانها پرتر به نظر آيند. زير اين پستانبندها، فنر بود تا سينهها را بالا نگاه دارند. در سال 1935 وارنر سيستم سايزبندي کاسه کرست (از آ تا د) را به وجود آورد که هنوز هم در سراسر دنيا توسط کرستسازان رعايت ميشود.
در فاصله سالهاي 1945 – 1941 مواد مورد استفاده براي کرست (پنبه، لاستيک، ابريشم و فولاد) کمياب شد و کرستسازان به پارچههاي مصنوعي روي آوردند. اولين بيکيني در سال 1946 در پاريس عرضه شد. دهه 1960، دهه رشد جنبش رهايي زنان بود که کرست را نماد همرنگي با جماعت و بندگي ميدانست و تظاهرات کرستسوزان به راه ميانداخت. جنبش هيپيها و عشق آزاد کرست را کنار گذاشت. پس از دهه 1960 نياز به کرست دوباره پديدار گشت.
با پيشرفت در توليد و تکنولوژي از دهه 1960 به بعد مواد مورد استفاده براي ساخت کرستها سبک، مقاوم و الاستيک شد. اکنون زنان براي هر فعاليت و هر محيط و در هر سني و مرحلهاي از زندگي از کرست خاصي استفاده مي کنند، يا اصولاً استفاده نمي نکنند. ميبينيد که کرست راه درازي را پيموده است تا به شکل کنوني خود درآمده است.

