مترادف

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
فهرست کلمات مترادف نوشته‌شده به خط میخی بر روی لوحی ساخته‌شده با خاک رس در دوره امپراتوری نئو آشوری. ارجاع:K.۴۳۷۵ .

مترادف یا هم‌چم صفت کلمات متفاوتی است که دارای معنایی مشترک و یکسان یا شبیه به هم باشند. به کلمات مترادف، هم‌معنی و هم‌ردیف نیز گفته می‌شود و توضیحی درباره وجود یک کلمه مترادف یا فراخوانی فهرستی از کلمه‌های هم‌معنی است.

از نظر زبان‌شناسی کلمات مترادف بیشتر در جمله برای پرهیز از تکرار کلمات به‌کار می‌روند و از نظر ادبی بر زیبایی جمله و غنای آن می‌افزایند.

کلمات وام گرفته شده از زبان‌های دیگر، اگر با کلمهٔ پیشین هم معنی بود می‌تواند مترادف کلمات قبلی باشد. مانند تغییر:دگرگونی. در این صورت به علت ورود کلمات عربی در زبان فارسی می‌توان کلمات داخل شده را مترادف دانست. در برخی موارد نیز هردو کلمه مترادف وام گرفته شده هستند مانند صولت:هیبت. در زبان انگلیسی کلمه‌های car و automobile مترادف یکدیگر هستند.

تاریخچه لغات مترادف در زبان فارسی[ویرایش]

یکی از اولین کتبی که در زمینهٔ مترادفات زبان فارسی تألیف شده « فرهنگ مترادفات و اصطلاحات» محمدپادشاه صاحب فرهنگ آنندراج است[۱].

نخستین گنج‌واژه (تزاروس(به انگلیسی: Thesaurus)) علمی فارسی به فارسی «فرهنگ بیان اندیشه‌ها» تألیف دکتر محسن صبا است که درسال ۱۳۶۶ منتشر شد [۲]. کتاب فرهنگ طیفی منتشر شده درسال ۱۳۷۸ به‌صورتی روشمندتر تهیه شد. (از همان منبع).

استفاده از کلمه تزاروس نخست در سال ۱۸۵۲ با انتشار کتاب «اصطلاحنامه لغات و عبارات انگلیسی» اثر پیترمارک روژه (۱۷۷۹-۱۸۶۹) آغاز شد. هدف این کتاب کمک به افرادی است که قصد یافتن اصطلاحات دقیق برای بیان اندیشه‌های خود دارند. تزاروس روژه در واقع نوعی رده‌بندی اصطلاحات است و ارزش آن در شیوه ارتباط دادن مفاهیم به یکدیگر است. از اوایل قرن بیستم با پیشرفت علم اطلاع‌رسانی اصطلاحنامه به‌عنوان ابزاری که می‌تواند اطلاعات مورد نیاز را در هر زمینه بازیابی کند، مورد توجه خاص قرار گرفت. در سال ۱۹۵۱، هانس پیتر لون تحت تأثیر روش تزاروس روژه تصمیم گرفت کلماتی را که از نظر مفهومی با یکدیگر مرتبط بودند، دسته‌بندی کند [۳].

پانویس[ویرایش]

  1. آذرنگ عبدالحسین و دهباشی علی - به‌کوشش، ۱۳۷۸، سلسلهٔ گفتگوها پیرامون نشر و فرهنگ: گفتگوی سوم با بیژن ترقی، مجله بخارا، شماره ۶، خرداد و تیر ۱۳۷۸، صفحات ۶۹ تا ۷۱.
  2. نقد و بررسی کتاب: فرهنگ طیفی، ماهنامهٔ لوح، شماره ۶، مهر ۱۳۷۸.
  3. دائرةالمعارف کتابداری و اطلاع‌رسانی، اصطلاحنامه، برگرفته از وب‌گاه آن در شهریور ۱۳۸۷.

منابع[ویرایش]

  • مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Synonym»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در یک‌شنبه ۳۰ ژانویه ۲۰۱۱ برابر با ۱۰ بهمن ۱۳۸۹).
  • تاریخ ادبیات در ایران، ذبیح‌الله صفا.

پیوند به بیرون[ویرایش]