شولوم علیخم
| شولوم علیخم | |
|---|---|
| نام اصلی | شولوم ناهوموویچ رابینوویچ |
| زمینه کاری | نمایشنامه، رمان و داستان کوتاه |
| زادروز | ۲ مارس ۱۸۵۹ پریاسلاف, (اوکرائین کنونی) |
| مرگ | ۱۳ مه ۱۹۱۶ (۵۷ سال) نیویورک سیتی, نیویورک |
| ملیت | روسی یهودی تبار |
| پیشه | طنزپرداز |
| سالهای نویسندگی | (میلادی)-(میلادی) |
| صفحه در دادگان فیلمها | |
شولوم علیخم (به عبری: שלום־עליכם) ، (به روسی: Шолом-Алейхем) (۲ مارس ۱۸۵۹ - ۱۳ مه ۱۹۱۶) نام مستعار شولوم ناهوموویچ رابینوویچ[۱]، یک طنزپرداز یهودی اهل روسیه، بود که نمایشنامه، رمان و داستان کوتاه به زبان ییدیش مینوشت. فیلم ویولونزن بر بام (۱۹۶۴). بر اساس اقتباسی آزاد از داستانهای او و شخصیت تویه شیرفروش ساخته شد.
محتویات |
زندگینامه[ویرایش]
شاید تنها آنان که با ادبیات اروپا سروکار دارند نام «شولم علیخم» Sholom Aleichem نویسندهی بزرگ یهودی را شنیده باشند و گمان میکنم برای اولین بار در دورهی گذشتهی مجلهی سخن، نامی از این نویسنده در ایران به میان آمده است. [۲]
«شولم علیخم» که نام حقیقیاش «سولومن رابینویچ»[۳] است، در کشورهای جهان، خاصه مملکتهای انگلیسی زبان، سخت معروف است و روسیان نیز ارج بسیار بر او مینهند و چون جنبهی طنز آثارش بسیار است، مردم با اشتیاق بدانها راغبند و از سوی دیگر، یهودیان جهان نیز در رواج کتابهایش کوشیدهاند.
«شولم علیخم» نامی مستعار و به معنی «سلام علیکم» است یا بهتر بگویم تلفظ عبری همین عبارت سامی است که نویسنده بر خود نهاده است. او در سال ۱۸۵۹ در «پولتاوا» که شهر کوچکی در نزدیکی Yehupetz یا «کیف» است، به دنیا آمد و در حقیقت نویسندهای اکراینی است. اما چون در تمام آثارش کوشیده که مردم یهودی را آنچنان که هستند نشان دهد، به نویسندهای یهودی شهرت یافته است.
در نویسندگی شیوهای بس ساده دارد و یا بهتر بگویم، درست به زبان مردم عادی مینویسد و از پیرایهها و آرایشهای بیان، سخت گریزان است. رئالیستی واقعی و دقیق است که همیشه بیآنکه از جنبهی واقعبینی کارش کاسته شود، روح طنزآمیز نوشتههایش از لابهلای کلمات ساده و بیپیرایهای که به کار میبندد، به چشم میخورد.
نویسندهای موشکاف و حساس است که خیالی بس قوی دارد. اما به هیچ روی اجازه نمیدهد رویاهایش خواننده را از زندگی عادی دور سازد و شیوهی نگارشش را تغییر دهد. به سبب همین خیال قوی بعضی آثارش را میتوان شعر خواند مانند:
«مناخم مندل»[۴] «هفتاد و پنج هزار» «خیاط جادو شده» «توبهی شیرفروش»[۵] «داستانهایی برای کودکان» «غزل غزلها» و «بازگشت از بازار».
«شولم علیخم» داستانهای «استمپنیو»[۶] و «یوسلهی بلبل»[۷] را در دورهای که بس جوان بود نوشت. خودش در اینباره گفته است: قهرمانان این دو کتاب من نیز مانند دیگر آثارم از میان مردم ساده برخاستهاند که مانند آنها را میان قوم یهود بسیار میتوان یافت. خود «شولم علیخم» نیز از میان همین مردم عادی برخاسته است. او به مدرسه نرفته و دبیرستان و دانشکده ندیده است. آنچه آموخته است، خود آموخته و فرشتهی الهام بخشش جز بینوایان قوم یهود که در ناحیهی یهودینشین روسیه یا بهتر بگویم اکراین، با تیرهروزی زندگی را به سر میبردند، کسی دیگر نبوده است. این انسانهای بینوا، تنها به سبب پیروی کردن از کیش یهود مورد بغض مسیحیان و دولت تزاری روسیه بودند و بدین دلیل به گوشهی دورافتادهی روسیه رانده شده بودند. حکومت مرکزی و حکام مسیحی نواحی اکراین به جد در آزار اینان میکوشیدند و همین سبب شد که این مردم خود را جدا از دیگران بدانند و با صمیمیت بیشتر به گرد هم آیند. این یهودیان زبانی خاص خود را دارند که کمکم، زبان تمام یهودیان اروپای شرقی شده است. این زبان مجموعهای از لغات و اصطلاحات چند زبان، یعنی اکراینی، عبری، آلمانی، لهستانی، روسی و ... است که «ییدیش» نامیده میشود. اینان خود را ملتی میدانند که ملیت آنها جدای از مسیحیان است و آداب و رسومی خاص دارند که بیشتر از تورات گرفته شده است. عیدهای رسمی اینان، عیدهای یهودی است.
«شولم علیخم» بیش از دیگر نویسندگان یهودی دربارهی این مردم سخن گفته و آداب و رسوم آنان را در نوشتههای خود منعکس ساخته است. در این مورد بیشباهت به «مارک تواین» که سخت به مردم آمریکای غربی توجه داشت نیست.
اولین اثر «شولم علیخم»، «فرهنگ فحشهای نامادریم» است. این کتاب شرح واقعی قسمتی از دوران کودکی خود اوست. در خردسالی فحشهای نامادریش از صبح تا شام چون تگرگ بر سرش فرو میبارید. بعده این دوران کودکی و ورشکست شدن پدرش را مفصلتر و دقیقتر، با جملههایی طنزآمیز در کتاب «بازگشت از بازار» تصویر کرد. این کتاب که در آن زندگی یهودیان اکراین در سالهای ۱۸۶۰ تا ۱۸۸۰ میلادی ترسیم شده است، در بررسی کارهای شولم علیخم اهمیت بسیار دارد، چون اندیشهها و برداشتهای بسیاری از آثار دیگر این نویسنده، مربوط به همین دوره است.
در ۱۸۸۳، «سولومن رابینویچ» یا شولم علیخم با «اولگا لویوفا»[۸] دختر مالک ثروتمندی ازدواج کرد.
دو سال بعد یعنی در ۱۸۸۵ زندگی شولم علیخم یکباره صورتی تازه به خود گرفت. بدین معنی که این نویسندهی فقیر، ناگهان ثروتمند شد. چون پدرزنش در این سال مرد.
وی چندی بعد بازرگان شد. اما گروهی بازاری دغل گردش را گرفتند و کارش را به ورشکستگی کشاندند. البته این جریان بسیار طبیعی بود، چون او بیشتر به کارهای ادبی خود میاندیشید و توجهی به کسب وتجارت نداشت.
در سال ۱۸۸۸، یعنی دو سال پیش از ورشکستگیاش دست به انتشار دورهای کتاب از نوشتههای ملی یهودیان زد و نام این دوره را «کتابخانهی ملی قوم یهود» نهاد. در این زمان بهترین نویسندگان یهودی گردش جمع شدند و آثار ارزندهی آنان در این دورهی کتاب منتشر گردید. «مندله مویخر اسفوریم»[۹] نیز که از نویسندگان برجستی یهودی است، با او همکاری داشت و داستان معروفش، «انگشتر نافروختنی» را در این دوره کتاب منتشر ساخت.
در این زمان، یعنی دورهای که امکان نداشت نویسندهای در روسیه بتواند از حقالتالیف امرار معاش کند، شولم علیخم هر جا نویسندهای یهودی و باارزش سراغ میکرد، به نزدش میشتافت یا نامه بدو مینوشت و آثارش را در این دوره کتاب منتشر میساخت و پولی بسیار بیش از آن چه دیگر ناشران به نویسندگان میدادند بدو میپرداخت. از سوی دیگر، هرگونه یاری که از دستش برمیآمد، در حق آنان روا میداشت. اما دیری نپایید که شولم علیخم سرمایهاش را به تمامی از کف داد و طلبکاران گردش را گرفتند و از بیم آن که به زندانش بیاندازند، به اروپا گریخت.
در دورهی «کتابخانهی ملی قوم یهود»، دو کتاب که از کارهای جوانی شولم علیخم است یعنی «یوسلهی بلبل» و «استم پنیو» به چاپ رسید.
کتابهای «کتابخانهی ملی قوم یهود» در پیشرفت ادبیات ملی یهودیان اروپای شرقی، نقش موثری داشته است. انتشار این کتابها تا زمان ورشکستگی شولم علیخم ادامه داشت و پس از آن تعطیل شد.
شولم علیخم در دورهی کوتاه ثروتمندیش توانست با عدهای از مال و منالداران یهودی آشنا شود و شخصیت و ضمیر آنان را بشناسد.
پس از ورشکستگی در ۱۸۹۴، کتاب «یاکنه هوس»[۱۰] را که قهرمانان آن ثروتمندان یهودی بودند، منتنشر ساخت. در این کتاب، چنان آنان را به باد طنز و مسخره گرفته بود که تاب بیاورند و از او شکایت به حکومت بردند. کتاب، توقیف و فروشش ممنوع شد. در همین زمان شاهکار شولم علیخم یعنی «مناخم مندل» که دو سال پیش از این شروع به نوشتن آن کرده بود، انتشار یافت. چندی برنیامد که اثر درخشان دیگرش یعنی «توبهی شیرفروش» از چاپ خارج شد و او را به اوج شهرت رساند.
در سال ۱۹۰۴، شولم علیخم شخصاً با گورکی آشنا شد و به توصیهی او تصمیم گرفت مجموعهای از آثار ادبی نویسندگان یهودی را به زبان روسی منتشر سازد. آماده ساختن این کتاب مدتی وقت او را گرفت، اما «کشتار یهودیان» که در همین زمان در شهر «کیشینیف» روی داد که صدها قربانی بیگناه داشت، مانع انتشار کتاب گردید. بد نیست یادآور شوم که در این زمان، علیخم نامههایی به تالستوی، گورکی و کارالنکو نوشت و از آنان خواست که بر این جنایت اعتراض کنند، و آنان کتابی در این باب منتشر ساختند.
در اکتبر ۱۹۰۵، شولم علیخم به امریکا رفت ولی در ۱۹۰۶ احساس غربت و دوری از وطن او را وادار ساخت که به میهنش باز گردد. اما هنگام جنگ جهانی اول، به ناچار دوباره به امریکا بازگشت و در سیزدهم مه ۱۹۱۶ در نیویورک، زندگی را بهدرود گفت. در وصیتنامهاش چنین نوشته بود:
به هر کجا که مردم، در میان ثروتمندانم به خاک نسپارید. مرا در آغوش زحمتکشان یهودی دفن کنید. اینان آن ملت واقعی هستند که عمری پاسشان داشتهام. آرزومندم مجسمهای که برفراز گور من جای میگیرد، همان زیبائی را که ملت یهود به آثار من بخشیده است، به گور من ببخشد!
مردم سادهی داستانهای «شولم علیخم» که اغلب از روستاها یا شهرهای کوچک برخاستهاند، در شهرهای بزرگ که تمدن جدید در آنها نفوذ کرده است، خود را بیگانه احساس میکنند. در هر قدم که پیش میگذارند بیم آن دارند، که نکند کاری به غلط انجام دهند و دچار ناراحتی شوند. آلودگی شهرها را میبینند، ولی با چشمپوشی از آنها درمیگذرند و ظاهر اشخاص برای آنان معرف شخصیت آنهاست.
همچنین در داستانهای کوتاه «شولم علیخم» قصههایی که مردم آفریدهاند، بسیار دیده میشود. در این قصهها که بیاندازه بیپیرایه است، آرزوی مردم فقیر و سادهی یهودی که ثروتمند شدن است، به خوبی به چشم میخورد. این داستانهای ساختگی که بدانها جنبهی حقیقی داده شده است، اغلب سرگذشت قهرمانان یهودیست که به گنجی دست مییابند و یا به نزد ثروتمندی میروند و ... پول یعنی آنچه پایهی خوشبختی به نظر آنان است به چنگشان میافتد.
بعضی از این داستانها عبارتند از: «آه، اگر روچیلد بودم»[۱۱]ملامد «کاسریلووکا»، (Kasrilovka)
پانویس[ویرایش]
- ↑ نام مستعارش (شولوم علیخم) به معنای سلام علیکم (یا سلام بر شما) است.
- ↑ شمارهی دهم دورهی دهم – در بخش جهان دانش و هنر
- ↑ Solomon Rabinovite
- ↑ Menachem Mendel
- ↑ Tevye der Milechiker
- ↑ Stem Peniu
- ↑ Yosseles o lovoy
- ↑ Olga (Golde) Loev
- ↑ Mendele Moieher Sforim (۱۸۳۵-۱۹۱۷) نویسنده{ی بزرگ یهودی که پایهگذار ادبیات «ییدیش» است. نیمی از آثاراین نویسنده به زبان عبری است
- ↑ Yaknehoos
- ↑ Rothschild بانکدار یهودی که شهرت جهانی دارد
منابع[ویرایش]
- شالم علیخم - نویسنده بزرگ یهودی
- سعیدیان، عبدالحسین. مشاهیر جهان. ۱۳۷۱.
0017833* Liptzin، Sol، A History of Yiddish Literature، Jonathan David Publishers، Middle Village، NY، 1972، ISBN 0-8246-0124-6. 66 et. seq.
پیوند به بیرون[ویرایش]
| در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ شولوم علیخم موجود است. |
|