تاریخ پرو

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
ماچو پیچو، شهر گمشده اینکاها

تاریخ پرو مسیر طولانی را پیموده و دارای فراز و نشیبهای فراوانی بوده‌است.

باشندگان نخستین[ویرایش]

شواهد باستان‌شناسی در مکانهایی همچون در غارهای پیکوئیماچای، آیاکوچو، شیواتروس، فرهنگ لاوریکوچا، پایجان، و توگوئپلا قرار دارد که نشان می‌دهد شکارچیان (جانوران وحشی) در ۲۰ هزارسال قبل در این نقاط سکنی داشته‌اند. برخی از قدیمی‌ترین تمدنهای چشمگیر در ۶ هزارسال پیش از میلاد در ایالتهای ساحلی شیلکا و پاراکاس و استانهای مرتفع کالجون دو هوآیلاس پدید آمده‌اند.

در حدود ۳۰۰۰ سال بر اساس شواهدی که در مکانهایی همچون کوتوش و هوآکا پرییتا نشان می‌دهد، ساکنان این منطقه شروع به کشت و بهره برداری از زمین نموده‌اند. کاشت گیاهانی چون ذرت و کتان «(گاسیپیوم باربادنس)» و نیز اهلی کردن جانوران آغاز گردید. ساکنان این نقاط به صنایع خانگی نظیر ریسندگی و بافندگی پنبه و پشم، سبد بافی و سفالگری پرداختند.

برخی از تمدنهای پیشرفته تر منطقه آند که ۹۰۰سال پیش از میلاد آشکار شدند عبارت بودند از:

این فرهنگ‌ها مهارتهای نسبتاً پیشرفته داشتند: آنها کشت، طلا و نقره کاری، سفالگری، متالوژی، و بافندگی را توسعه دادند. در حدود سال ۷۰۰قبل از میلاد، آنها ظاهراً نظامهای توسعه یافته‌ای را از سازمان اجتماعی توسعه دادند که منادیان تمودن اینکا بود.

تمدنهای کوچک تر در حاشیه کوه‌های آند شرقی که بطور گسترده با امپراطوری اینکا هماهنگ شدند عبارت ند از:

  • مالبکس
  • هو- تیوس
  • پونوس
  • ماری- تیو- تای
  • اولبراکوس

همگی فرهنگهای آندی تمایلی به اظهار وفاداری نسبت به اینکاها نداشتند زیرا که آنها امپراطوری خود را توسعه داده بودند، و بسیاری از آنها علناً از خود خشونت نشان می‌دادند. به عنوان مثال، مردم فرهنگ چاچاپویاس از این دست بودند اما نهایتاً توسط امپراطوری اینکا تسخیر و یکپارچه شدند.

اینکاها[ویرایش]

Angamos, a decisive battle during the War of the Pacific.
نوشتار اصلی: امپراطوری اینکا


اینکاها، پهناورترین و قدرتمندترین امپراطوری پیش از کریستف کلمب را ایجاد نمود. تاهوآنتیسویو – که از کلمه زبان کوئچوا گرفته شده به مفهوم «چهار ناحیه متحد»- در آغاز قرن شانزدهم به بزرگترین وسعت خود رسید. این قلمرو ناحیه‌ای را پوشش می‌دهد که شامل از جنوب به اکوادور، بخشی از کلمبیا، از نیمه شمالی تا شیلی، و از بخش شمال شرقی به آرژانتین؛ و از جنوب تا غرب، از بولیوی تا جنگلهای آمازون می‌شد.

این قلمرو از قبیله‌ای سرچشمه می‌گرفت که در بخش کوزکو قرار داشتند که پایتخت (آنها) شد. پاچاکوتی اولین حاکم مرزهای بسیار وسیع سرزمین کوزکو بود. اولاد وی بعدها با فتح جابرانه و صلح آمیز خود بر این قلمرو حکومت نمودند.

کوزکو، شهری سلطنتی نظیر پوما ایجاد گردید که به عنوان ساختار ریاست و اصلی سلطنت شکل گرفت، یعنی آنچه که هم اکنون به عنوان ساکسایهوآمان شناخته می‌شود. مرکز اداری، سیاسی و نظامی این امپراطوری در کوزکو قرار داشت. این امپراطوری به چهار بخش تقسیم می‌شد: چینچاسویو، آنتیسویو، کنتیسویو، کولاسویو.

کوئچوآ زبان رسمی بود که در میان شهروندان آن تکلم می‌شد. این زبان در همسایگی قبیله اصلی امپراطوری تکلم می‌شد. جمعیتهایی که تسخیر می‌شدند – قبایل، قلمروها، سرزمینها، و شهرها- مجاز بودند به مذاهب و سبکهای زندگی خود عمل کنند، اما مجبور بودند رسوم فرهنگی اینکاها را نسبت به آدادب خود مقدم و برتر بشمارند. اینتی، خدایگان خورشید، باید به عنوان یکی از مهمترین خدایان امپراطوری پرستش می‌شد. جانشین وی بر روی زمین «اینکا»، امپراطور بود.

تاهوآنتینسویو در قلمروهایی با یک جامعه طبقه بندی شده، تشکیل شد که در آن اینکاها فرمانروایی می‌کردند. تمدن اینکا توسط اقتصادی پشتیبانی می‌شد که براساس مالکیت اشتراکی زمین بود. در واقع، امپراطوری اینکا، همچون یک طرح متمدن گستاخانه و جاه طلب مبتنی بر اندیشه خیال پردازانه تصور می‌شود که در آن هماهنگی روابط بین بشر، طبیعت، و اسطوره‌شناسی اینکا امری ضروری بود.

بسیاری از رسوم عجیب و جالب در آن مشاهده می‌شدند، مثلاً جشن مجلل (مسرفانه) اینتی رایمی که از خدای خورشید سپاسگزاری می‌نمود، و زنان جوانی که شامل زنان باکره خورشید بودند، و این باکره‌های مخصوص قربانی برای انتی وقف (نذر) می‌شدند. این امپراطوری کاملاً پهناور، نیز یک سیستم حمل و نقل جالب توجه جاده‌ای برای تمام نقاط قلمرو اش به نام سیستم جاده اینکا داشت، چاسکوئیس، حاملان پیغام بودند که اطلاعات را از هرجا در این قلمرو به (مرکز) کوزکو می‌رساندند.

ماچو پیکچو (در زبان کوئچوا: قله پیر؛ برخی اوقات «شهر گمشده اینکاس» نامیده می‌شود)، ویرانه‌ای بازمانده از اینکای قبل از کلمب است که بر روی حاشیه یک کوه بلند بر فراز دره اروبامبا، حدود ۷۰ کیلومتری (۴۴مایلی) شمال غرب کوزکو واقع شده‌است. اندازه ارتفاع نواحی آن بسته به این که داده‌های مربوط به ویرانه اشاره نماید یا حدود و ثغور کوهستان تفاوت می‌کند؛ اطلاعات جهانگردی راجع به ماچو پیکچو، میزان ارتفاع آن را ۲۳۵۰ متر گزارش می‌کند. با وجود آن که قرنها از سوی جهان خارج به بوته فراموشی سپرده شده، اما مردم این نواحی آن را از یاد نبرده‌اند، و در سال ۱۹۱۱ توسط باستان شناس دانشگاه ییل، هیرام بینگهام، به اذهان جهانیان بازگردانده شد که وی آن را کشف نموده و کتاب پرفروشی راجع به آن نوشت. پرو به دنبال تلاشهای قانونی بوده‌است تا هزاران شیئ مصنوع (باستانی) را که بینگهام از این منطقه خارج کرده، به کشور بازگرداند.

از چشم انداز منطقگرایی اروپائی، امپراطوری اینکا همچون مدینه فاضله به نظر می‌آید. با این وجود، این تعبیر عملگرایانه سبب فراموشی این مسئله می‌شود که برخورد بین دو جهان بینی ضدالهی، اثر مخربی بر توازن برتری جهانبینی اینکا داشته که در آن دو مدعی تاج و تخت از جنگ داخلی قلمرو اینکا برای رسیدن به اهدافشان بهره (امتیاز) گرفتند.

مستعمره پرو (حکومت اسپانیایی)[ویرایش]

نوشتار اصلی: نیابت سلطنت پرو


فرانسیسکو پیزارو، و برادرانش مجذوب اخبار پادشاهی ثروتمند و افسانه‌ای شدند. در سال ۱۵۳۱، آنها وارد کشوری شدند که هم اینک پرو نامیده می‌شود. (اشکال دیگر کلمه پرو همچون «Biru»، «pirú»، و «Berú» نیز در آثار گذشته مشاهده می‌شوند.) بر طبق نظر رائول پوراس بارنچیا، زبان پرو نه یک زبان کوئچوا| کوئچوا و نه یک زبان اسپانیولی کارئیب| کارائیبی بودهف بلکه آن از زبانهای هیسپانیک| هندو- هیسپانیک بوده‌است.

در آن زمان، امپراطوری اینکا در ورطه یک جنگ داخلی پنجساله بین دو شاهزاده، هواسکار و آتاهواپلا فرورفته بود. پیزارو با استفاده از این امتیاز در آن کشور یک کودتا انجام داد. در ۱۶ نوامبر۱۵۳۲، در حالی مردم در (شهر) کاجاماکرا| کاجاماکرا جشن می‌گرفتند، اسپانیایی‌ها طی نبرد کاجاماکرا، در یک اقدام شگفت انگیز آتاهواپلا| اینکا آتاهواپلا را تسخیر نمودند، موجب بهت فراوان در میان مردم و آماده شدن آنها برای دوره آتی مبارزه گردید. زمانی که هواسکار به قتل رسید، اسپانیایی‌ها آتاهوالپا را محاکمه کرده و به مرگ محکوم نمودند، و وی را خفه کردند.

برای مدت زمانی پیزارو، حاکم ظاهری اینکا باقی‌ماندو پس از مرگ آتاهوالپا، توپاک هوالپا را به عنوان اینکا معرفی نمود. اما بدرفتاریهای این سردار فاتح، ماهیت این ظاهرسازی را بسیار علنی ساخت. سیطره اسپانیایی‌ها با سرکوب خونین شورشهای بومی آتی به حکومت خود انسجام بخشید. این وضعیت در اثر مبارزه قدرت بین خانواده پیزارو و دیگو دی آلماگرو پیچیده شد. جنگ داخلی بلند مدتی گسترش یافت، که در نتیجه آن افراد پیزارو در نبرد لاس سالیناس پیروز شدند.

با این وجود، اسپانیایی‌ها از فرایند استعماری خود غفلت نورزیدند. مهمترین رویداد، بنیانگذاری شهر لیما در ژانویه، ۱۵۳۵ بود که در نتیجه آن موسسات اداری در آن ایجاد شدند. لزوم انسجام اقتدار سلطنتی اسپانیا بر این مناطق، موجب تشکیل دربار| بارعام واقعی (دربار سلطنتی) شد. در سال۱۵۴۲، اسپانیایی‌ها قلمرو نائب سلطنت پرو| قصرهای جدید نایب سلطنت را پدید آوردند، که کمی بعد نایب سلطنت پرو خوانده شد. با این وصف، نایب سلطنت پرو تا زمان ورود فرنچسکو دی تولدو نائب سلطان در سال ۱۵۷۲، به رسمیت شناخته نشد.

فرانچسکو دتولدو به حکومت بومی در ویلکابامبا، پرو| ویلکابامبا با اعدام توپاک آمارو| اینکا توپاک آمارو پایان داد. او همچنین خواستار توسعه اقتصادی از طریق انحصار بازرگانی و استخراج معدنی، و عمدتاً از معادن نقره پوتوسی شد. او موسسه اینکا را تحت عنوان ’’میتا (اینکا)| میتا ‘‘ به راه انداخت که یک سرویس اجباری عمومی بود تا جوامع بومی را تحت بردگی ظالمانه اقتصادی قرار دهد.

نایب سلطنت پرو ثروتمندترین و قدرتمندترین نائب السلطنه در کشورهای آمریکایی در قرن هجدهم شد. ایجاد نایب السلطنه‌هایی از فرمانداری گرانادای جدید| گرانادای جدید، فرمانداری ریودو دل پلاتا| ریودو دل پلاتا (در گستره محدوده‌شان)، معافیتهای مالیاتی را از مرکز بازرگانی لیما به کاراکاس و بوینس آیرس منتقل ساخته، و کاهش تولید معادن و منسوجات، تخریب فزاینده نایب السلطنه پرو را تثبیت نمود. این وقایع جو مناسبی ایجاد کرد که ایده‌های آزادیجویانه را بین کریولو| مردم کریولو اسپانیایی، یا مردم دو رگه توسعه داد.

جنگهای استقلال طلبی[ویرایش]

خوزه دسانمارتین، استقلال پرو را در 28ژولای، 1821 اعلام نمود.
نوشتار اصلی: استقلال پرو

بحران اقتصادی به نفع شورش محلی از سال ۱۷۸۰ تا ۱۷۸۱ بود. این شورش به ریاست توپاک آمارو دوم بود.در این زمان، حمله ناپلئون به روسیه| حمله ناپلئونی از شبه جزیره ایبری و تزلزل قدرت ساطنتی رخ داد. شورش کریولهل هوانوکو (بخش پرو)| هوانوکو در سال ۱۸۱۲ روی داد و شورش کوسکو (بخش پرو)| کوزکو بین سالهای ۱۸۱۴ تا ۱۸۱۶ اتفاق افتاد. این شورشها از اصول آزادیخواهی دفاع می‌نمودند که به وسیله قانون اساسی ۱۸۱۲| قانون اساسی کادیز در سال ۱۸۱۲ تحریم شده بود.

نایب السلطنه پرو با حمایت قدرت گروه اقلیت حاکم کریول‌ها، به آخرین دژ قلمرو در آمریکای جنوبی تبدیل شد. این فرمانداری پس از مبارزات جدی قاره‌ای سیمون بولیوار| سایمون بولیوار و خوزه دسن مارتین| خوزه د سان مارتین، از پا درآمد، که جانشین حکام سلطنتی شیلی پس از یک نبرد مهم در کوه‌های آند شدند، و در سال ۱۸۱۹، درشبه جزیره پاراکاس| پاراکاس برکنار شده بودند، و در ۲۸ژولای ۱۸۲۱ استقلال پرو را در لیما (بخش پرو)| لیما اعلام کردند. سه سال بعد، سیطره اسپانیایی‌ها بطور کامل پس از نبردهای جونین| جونین و نبرد آیاکوچو| آیاکوچو از بین رفت. اما، اولین رئیس جمهور آن تا سال ۱۸۲۷، به قدرت نرسید.

دوران جنگ و بازسازی[ویرایش]

در سال ۱۸۷۹، پرو وارد جنگ پاسیفیک شد که تا سال ۱۸۸۴ بطول انجامید. بولیوی خواستار اتحاد خود با پرو علیه کشور شیلی شد. دولت پرو با اعزام یک گروه دیپلماتیک برای مذاکره با دولت شیلی کوشید تا برای مذاکره با آن میانجیگری نماید، اما این کمیته نتیجه گرفت که وقوع جنگ ناگزیر است. شیلی در۵ آوریل۱۸۷۹ اعلام جنگ نمود. یک جنگ تقریباًپنجساله به وارد شدن خسارات به بخش تاراپاکا و ایالات تاکنا و آریکا در ناحیه آتاکاما خاتمه یافت.

پس از جنگ، تلاش فوق العاده‌ای برای آغاز بازسازی انجام گرفت. ثبات سیاسی تنها در اوایل سالهای ۱۹۰۰ به دست آمد. حزب سیویلستا| جنبش سیویلیست به رهبری نیکولاس دی پیورلا| نیکولاس دی پیورلا با رهبری| رهبری نظامی مخالف بود که ناشی از شکست نظامی و و فروپاشی اقتصادی بود. او با انقلابی در سال ۱۸۹۵ به قدرت رسید. شخصیت اصلاح طلب دیکتاتوری نیکولاس دی پیورلا| پیورلا در مجمع آگوستو بی| مجمع آگوستو بی تداوم یافت.

طی حکومت مجمع آگوستو بی| مجمع در دوره‌های سالهای ۱۹۰۸- ۱۹۱۲ و ۱۹۱۹-۱۹۳۰، که این مورد اخیر تحت عنوان «اونسنیو» – یازدهم شناخته شده‌است) ورود به پایتختهای کشورهای آمریکایی عمومیت یافت و طبقه متوسط از آن برخوردار شدند. این سیاستها در راستای افزایش وابستگی خارجی پایتخت، به ایجاد مخالفتی انجامید که بین طبقه اقلیت ملاکان و نیز پیشروترین بخشهای جامعه پرو تمرکز یافت.

در سال۱۹۲۹، پرو و شیلی معاهده صلح نهایی را امضا نمودند، پیمان آنکن که طی آن تاکنا به پرو مسترد می‌شد و پرو برای همیشه زمام امور ایالات ثروتمند آریکا و تارپاکا را بر عهده می‌گفت، اما حقوق خاصی برای فعالیتهای بندری در آریکا حفظ می‌شد و نیز تصمیماتی که به وسیله آن شیلی می‌توانست کارهایی را در آن مناطق انجام دهد.

پس از بحران جهان گستر سال ۱۹۲۹، شماری از حکومتهای کوچک از یکدیگر پیروی کردند. اتحاد انقلاب خلق آمریکا| حزب APRA فرصت یافت تا از طریق فعالیتهای سیاسی اصلاحاتی را در نظام به وجود آورد، اما این امر موفقیت آمیز نبود. سرکوب ظالمانه‌ای در اویل دهه ۱۹۳۰ انجام گرفت و ده‌ها هزار طرفدار «آپریستا» اعدام یا زندانی شدند. ازاین زمان، یک رشد جمعیتی و افزایش شهرنشینی آغاز شد. طی جنگ جهانی دوم، پرو اولین کشور آمریکای جنوبی بود که با آمریکا متحد شد و اتحاد آنها علیه آلمان و ژاپن بود.

بین این دو دوره زمانی، باید قانون اساسی اتحاد انقلاب خلق آمریکایی (APRA) را مورد تاکید قرار داد. این یک جنبش ناسیونالیستی، خلق گرا و ضد امپریالیستی به رهبری ویکتور رائول هایا دلاتوره| ویکتور رائول هایا دلاتوره در سال ۱۹۲۴ بود. حزب کمونیست چهار سال بعد تشکیل شد و آن به رهبری خوزه کارلوس ماریاتگو| خوزه سی. ماریاتگو بود.

سیاستهای نوین[ویرایش]

کاخ دولت پرو در لیما

ژنرال مانوئل. ای. اودریا دولت نظامی استبدادی را هدایت می‌کرد که از سال ۱۹۵۶-۱۹۴۸ به مدت ۸سال طول کشید. تملک نابرابر زمین («لاتیفوندا»)، حاشیه بندی گسترده (طبقات) اجتماعی و نمونه کوبا در اوایل دهه ۱۹۶۰ محرکی را برای پیدایش جناح چپ نظامی پرو فراهم ساخت. اما این قیام کوتاه بود و برای نیروهای نظامی بهانه‌ای شد تا کنترل خود را بر کشور افزایش دهند و توان و ایدئولوژی دیگری را که برای «کودتا» لازم بوده، گردآوری نمایند.

در همین حال، تلاش اصلاح طلبانه اولین دولت فرناندو بلونده تری| فرناندو بلونده تری در توجه به ماهیت ساختاری آسیب‌شناسی اجتماعی با ناکامی همراه بود که فاجعه را در پرو تداوم بخشید. دولت بلنده پروژه‌های متعددی را برعهده کرفت از جمله «بزرگراه‌های حاشیه‌ای دلاسلوا»، یا بزرگراهی که چیکلایو را در ساحل اقیانوس آرام با نواحی شمالی قبلاً «متروک» منطقه آمازون| آمازوناس، منطقه سن مارتین| سن مارتین، و لورتو متصل می‌نمود. اما، بلونده که بار اذهان عمومی را به دلیل آن که آن بسیار به پایتخت کشور بیگانه نزدیک بود، به دوش می‌کشید، نیز تصمیمات اقتصادی اش موجب کاهش ارزش واحد پول سول (ارز)| سول، و نا آرامی عمومی- در اطراف و اکناف کشور و لیما شد. در سال ۱۹۶۸، ژنرال خوآن ولاسکو آلوارادو| خوآن ولاسکو آلوارادو کودتایی را هدایت نمود که به عوض شدن دولت بلونده منتهی شد. تحت عنوان «رئیس جمهور دولت انقلابی» لحن ناسیونالیستی و متمایل به چپ خوآن ولاسکو آلواردو| ولاسکو، از طریق اعلان اولین اصلاحات عمده کشاورزی (ارضی) از سوی دولت وی آشکار گردید که با هدف جلوگیری از بالارفتن ناآرامی اجتماعی به ویژه در مناطق آند صورت گرفت که در آن الگوهای مالکیت زمین عمیقاً نابرابر بود. دولت ولاسکو با ارتقاء حقوق رعیت اعتبار یافت از جمله به رسمیت شناختن زبان کوئچوا به عنوان زبان ملی، مالکیت اشتراکی زمین، و بسیج اجتماعی خلقگرا (سیناموس).

همواره، این امر موجب افزایش درگیری با گروه‌های برجسته کوچک (اجتماعی) می‌شد، که دارای منافع سرمایه‌ای خارجی و از اعضای اقلیت حاکم محلی بودند. فقدان سلامتی در ولاسکو، شرایط جهانی را تغییر داد و برنامه ریزی ضعیف آن به یک واکنش ضد نسبت به برنامه ناسیونالیستی ولاسکو منجر شد. در سال ۱۹۷۵، ژنرال فرانچسکو مورالس برمودز| فرانچسکو مورالس برمودز کودتایی را ترتیب داد که در آن خود با برکناری ولاسکو رئیس جمهور شد. رژیم ممورالس برمودز بر اساس بازگشت به سیاستهای سرشناس محوری وی شناخته می‌شود، که اندکی ناآرامی اجتماعی را در جامعه فرونشاند که عمدتاً ازمقوله منافع اجتماعی شهروندی «ملی» جدا است.

نیروهای مسلح پرو که در اثر ناتوانی خود جهت «اداره کردن» پرو درمانده شده بودند، مجبور شدند تا درخواست انتخابات نمایند. ضمناً، به عنوان یک پیشینه برای بازگشت به دولت منتخب وقوع دوحادثه بود که عمیقاً بر دو دهه تاریخ آتی پرو تاثیر گذاشت. اولی که یک همایش قانونی بود که به تدوین قانون اساسی جدید ملی در سال ۱۹۷۹ منجر شد. دومین حادثه که در سال ۱۹۸۰آغاز گردید مبارزه مسلحانه علیه دولت به وسیله یک جناح منشعب از حزب کمونیست پرو به نام راه درخشان بود. این یک مسئله تصادفی نبود که این مبارزه در یکی از فقیرترین نواحی کشور آغاز شد در حالی که قانون اساسی جدید در پایتخت وبه دور از تمرکز بر مسئله محرومیت شرکت در انتخابات پس از بحث طولانی، تصویب شد.

بنابراین، فرناندو بلونده تری در سال ۱۹۸۰ مجدداً و با امید فراوان رئیس جمهور شد. اما، تا پایان دوره کاری اش در سال ۱۹۸۵، پرو مجدداً دچار بحرانی گردید که طی دودهه گذشته گریبانگیر آن بوده‌است: بدهی خارجی فزاینده مانع از فعالیتهای دولتهای آتی در پرو گردیده‌است. علاوه بر این، بلونده در پایان دادن به فقر رو به رشد اکثریت عمده‌ای از جمعیت، عاجز بوده، و قادر نبوده به افزایش هنگفت عملیات تجارت مواد مخدر غیر قانونی| قاچاق مواد مخدر، و یا شورشهای یاغیان جناح راه درخشان («Sendero Lumino») و جنبش انقلابی توپاک آمارو| نهضت انقلابی توپاک آمارو (MRTA) پایان دهد.

رهبر حزب ARPA پرو، آلن گارسیا| آلن گارسیا با خوش بینی فراوان در سال ۱۹۸۵ رئیس جمهور شد. پس از یک آغاز امیدبخش، اقتصاد پرو دراثر تورم شدید، زمینگیر شد، که از جامعه اقتصاد بین‌المللی جدا بوده و در سکرات چاه یک جنگ خونین داخلی که راه درخشان و جنبش انقلابی توپاک آمارو| نهضت انقلابی توپاک آمارو آن را علیه کشور و متحدینش به راه انداخته بودند، دست و پا می‌زد. در فضائی از هرج و مرج، هراس عمومی و آشفتگی سیاسی، پیروزی انتخاباتی آلبرتو فوجی موری در سال ۱۹۹۰واقع شد، زمانی که رئیس ساختگی یک دانشگاه مجهول با تفاوتی اندک یک داستان نویس پروئی و شخصیت فرهنگی همچون ماریو واگراس لیوزا را شکست می‌داد. گارسیا همچون اسلاف خود، بر طبق نظر بسیاری از مردم پرو، قدرت را در حالی تسلیم می‌کرد که وضعیت کشور از زمانی که وی وارد این پست شد، بدتر شده بود.

او دو سال پس از انتخابش؛ و در وضعیت بن بستهای مداوم با پارلمان، رئیس جمهور آلبرتو فوجی موری به سادگی کنگره را تعطیل کرد و به منظور دامن زدن به یک بحران جدید قانونی پرو در سال ۱۹۹۲| قانون (۱۹۹۲) همه پرسی بر‌گزار نمود. بنا به اعتقاد برخی بخشهای اجتماعی پرو و جامعه اقتصاد بین‌الملل با توسل به «ثبات» در اقتصاد کلان برای پرو پس ار سالهای توفانی زمان گارسیا، فوجی موری از سوی رقبای خود به عنوان یک رژیم مستبد به یاری ولادیمیرو مونته سینو، رهبر سابق سرویس اطلاعاتی پرو(SIN)، که هم اکنون در زندان به سرمی برد، مورد انتقاد قرار گرفت.

در پی «انتخابات مجدد» بحث برانگیز سوم، که همراه با اشاعه فساد، و آشفتگی گسترده سیاسی و تجاوزات عمده به حقوق بشر بود، فوجی موری مجبور شد تا انتخابات زود هنگام را درخواست نماید. پس از آن که حرب وی کنترل پارلمان پرو را از دست دادند، او مجبور شد از مقام ریاست جمهوری پرو استعفاء بدهد. در هنگام بازگشت از اجلاس اپک در برنئی، فوجی موری بر مبنای تابعیت ژاپن| ژاپنی خود از کشور ژاپن درخواست پناهندگس سیاسی نمود.

در کشاکش کناره گیری ناگهانی فوجی موری از قدرت، والنتین پانیاگوا به عنوان رئیس جمهور «موقتی» برای این مقام انتخاب شد. در پی انتخابات داغ و جنجالی، الساندرو تولدو با شکست دادن آلن گارسیا (۲۰۰۶) با اکثریت نزدیک، برای دوره (۲۰۰۶-۲۰۰۱) رئیس جمهور شد.

در سال ۲۰۰۶، آلن گارسیا یکبار دیگر با شکست دادن اولانتا هومالا، نامزد ناسیونالیست، به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد. اولانتا هومالا به خاطر شرکت داشتن در مبارزه علیه حزب راه درخشان و نقش وی به عنوان رهبر جناح مخالفی که کنار رفته، برای دفعات متعددی با دادگاه مواجه شد. رئیس جمهور سابق آلبرتو فوجی موری (فعلاً در شیلی است) در انتظار صدور احکامی علیه وی از سوی دولت پرو به سر می‌برد، بی بی سی نیوز[۱]، در حالی که بطور همزمان حزب سیاسی وی، اتحاد برای آینده پرو| اتحاد برای آینده، تعداد زیادی از اعضای پارلمان را در انتخابات اخیر گرد آورده‌است. رئیس جمهور سابق الساندرو تولدو و والنتین پانیاگوا در اتحاد حزب معقول پرو – جناح مرکز در کنگره حضور دارند.

منابع[ویرایش]