امارت غرناطه
مختصات: غربی′۳۶°۳ شمالی′۱۱°۳۷ / خطای عبارت: عملگر < دور از انتظار ۳۷٫۱۸۳جنوب
| إمارة غرﻧﺎﻃﺔ پادشاهی گرانادا |
|||||
| تابع تاج کاستیل | |||||
|
|||||
|
|||||
| شعار Wa lā gāliba illā-llāh (هیچ فاتحی بهجز الله نیست) |
|||||
| امارت غرناطه در دوران سلسلهٔ بنونصر | |||||
| پایتخت | گرانادا | ||||
| زبان(ها) | زبان رسمی: عربی زبان اقلیت: کاستیایی, لادینو |
||||
| دین | دین اکثریت: اسلام دین اقلیت: کاتولیسیزم, یهودیت |
||||
| دولت | سلطنت مطلقه | ||||
| سلطان | |||||
| - ۱۲۷۳–۱۲۳۸ | محمد اول ابن نصر | ||||
| - ۱۳۰۲–۱۲۷۳ | محمد دوم الفقیه | ||||
| دوره تاریخی | Early modern period | ||||
| - تأسیس | ۱۲۳۸ | ||||
| - انقراض | ۱۴۹۲ | ||||
| امروزه بخشی از | |||||
امارت غرناطه یا امیرنشین گرانادا (به عربی: إمارة غرﻧﺎﻃﺔ)، نام پادشاهی مسلماننشینی در شبهجزیره ایبری دراسپانیا بود که در اوایل سدهٔ سیزدهم میلادی در ۱۲۳۸[۱] توسط ابو عبدالله ابن یوسف ابن نصر الاحمر بنیاد نهاده شد و تا ۱۴۹۲ به حیات خود ادامه داد.[۲]
[ویرایش] تاریخچه
غرناطه در اصل دژی بود که توسط مورها در سدهٔ هشتم میلادی بنیاد گذاشته شده[۳] و در دوران مرابطان و موحدون به اوج خود رسیده بود.[۱] بهدنبال تلاشهای مسیحیان برای بازپسگیری سرزمینهای خود، مسلمانان به بخشهای جنوبی رانده شده بودند[۱] و ابو عبدالله ابن یوسف ابن نصر الاحمر که پیشتر دودمان بنو نصر را در ۱۲۳۲ پایهگذاری کرده بود[۲] امارت غرناطه را در ۱۲۳۸ بهعنوان آخرین پناهگاه مورها بنیان نهاد.[۱] استانهای امروزی گرانادا، مالاگا و آلمریا درگذشته امارت غرناطه را تشکیل میدادند.[۲]
با این حال مسلمانان غرناطه آنقدر قدرتمند نبودند که برای مسیحیانی که هر از گاه با انجام حملاتی یکی دو شهر آنان را میگرفتند خطری ایجاد کنند[۴] و در نتیجه محمد یکم در ۱۲۴۶ بهمنظور حفظ امیرنشین خود، سرسپردگی فردیناند سوم، پادشاه کاستیا را که سرزمینش در مجاورت غرناطه قرار داشت و در تمامی مرزهای زمینی با آنان هممرز بود را پذیرفت و خراجگزار آنان شد.[۲] محمد یکم در ۱۲۷۳ درگذشت و امیران پس از او از مغرب درخواست کمکهای سیاسی و نظامی نمودند.[۲]
در ۱۳۱۴ اسماعیل یکم به امیری غرناطه رسید و تا ۱۳۲۵ حکومت کرد.[۴] او در طول دوران زمامداریش توانست در برابر جاهطلبیهای آلفونسوی یازدهم در بازپسگیری سرزمینهای مسیحی از مسلمان ایستادگی نماید. در ۱۳۴۰ آلفونسو موفق شد تا با کمک پرتغالیها در نبرد سالادو به پیروزی قاطعانهای علیه سپاهیان مغربی دست بابد. پس از شکست مغرب و عدم تمایل جانشنیان آلفونسوی یازدهم برای ادامهٔ فتوحات او، فرصتی برای غرناطه پیش آمد تا از فشارهای سیاسی مغربیان و کاستیاییها رهایی یابد.[۴]
امیرنشین غرناطه در دوران حکومت محمد پنجم (ح. ۱۳۵۴-۵۹ و ۱۳۶۲-۱۳۹۱) به بالاترین حد از شکوفایی خود رسید و وزرایش همچون بحرالعلوم ابوعبدالله ابن الخطیب، طبیب ابوجعفر ابن ختیمه و شاعر ابوعبدالله ابن زمرک از فهمیدهترین دانشمندان و اندیشمندان عصر خود بودند.[۴] همچنین در این دوران قاضیانی مرزی تربیت شدند که این قضات مسلمانانی بودند که به شکایات مسیحیان از اهالی غرناطه رسیدگی میکردند. همین کار سبب شد تا حد زیادی از مناقشات مرزی بین مسلمانان و مسیحیان کاسته شود.[۴]
منابع اقتصادی حکومت مرکزی غرناطه عمدتاً به صنعت ابریشم و تجارت خارجی وابسته بود که این داد و ستد با خارجیان به دلیل موقعیت مناسب بندر مالاگا در مسیر دریای مدیترانه به اقیانوس اطلس از رونق خوبی برخوردار بود.[۲] غرناطه همچنین توجه ویژهای به تنگه جبلالطارق داشت و امیران آن به مدت یک سده تلاش داشتند تا ادارهٔ آن را در دستان خود حفظ نمایند. در ۱۳۰۶ چنین به نظر آمد که محمد سوم (ح. ۱۳۰۲-۱۳۰۹) در انجام این کار موفق شده است اما وجود ائتلافی قدرتمند سبب شد تا او در حد سرسپردهٔ پادشاه کاستیا نزول یابد.[۲] پس از پیروزی آلفونسوی یازدهم در نبرد سالادو در ۱۳۴۰، ادارهٔ جبلالطارق به کاستیا رسید. غرناطه نیز در مقابل سیاست انزواطلبی را در پیش گرفت و تلاش خود را معطوف تقویت مرزهای زمینی خود نمود.[۲] همچنین در دوران حکومت یوسف یکم (ح. ۱۳۳۳-۱۳۵۴) و محمد پنجم بود که کار ساخت کاخ الحمرا به پایان رسید.[۲]
در نیمهٔ دوم سدهٔ ۱۴ میلادی کاستیا درگیر مناقشات داخلی شد و محمد پنجم و محمد هفتم (ح. ۱۳۹۲-۱۴۰۸) توانستند با استفاده از موقعیت پیش آمده علیه آلگسیرا و شهرهای گوادالکیویر دست به حملهٔ متقابل بزنند.[۲] با این حال در ۱۴۰۷ کاستیا به فکر فتح امیرنشین غرناطه بهعنوان آخرین گام از فتح آندلس افتاد و به آنجا حمله کرد.[۲] این لشکرکشی که بسیار گسترده و پرهزینه بود در سراسر سدهٔ پانزدهم ادامه یافت. در این مدت خود غرناطه نیز به دلیل درگیریهای داخلی از هم پاشیده بود و فردیناند دوم آراگون و ایزابلای یکم کاستیا، ملقب به فرمانروایان کاتولیک از تفرقهٔ بهوجود آمده کاملاً استفاده کرده و غرناطه را زیر فشار گذاشتند.[۲]
سرانجام محمد دوازدهم، آخرین امیر غرناطه که در ۱۴۸۲ به پادشاهی رسیده بود در ۲ ژانویهٔ ۱۴۹۲، شهر گرانادا را که آخرین سنگر نظامی او محسوب میشد را تسلیم فرمانروایان کاتولیک کرد.[۲] بدین ترتیب مورها آخرین پایگاه خود در اسپانیا را از دست دادند و غرناطه به کاستیا پیوست.[۱]
[ویرایش] منابع
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ Granada. Answers.com. The Columbia Electronic Encyclopedia, Sixth Edition, Columbia University Press., 2011. http://www.answers.com/topic/granada, accessed March 10, 2011.
- ↑ ۲٫۰۰ ۲٫۰۱ ۲٫۰۲ ۲٫۰۳ ۲٫۰۴ ۲٫۰۵ ۲٫۰۶ ۲٫۰۷ ۲٫۰۸ ۲٫۰۹ ۲٫۱۰ ۲٫۱۱ ۲٫۱۲ «Granada». Universitat de València / Encyclopedia Britannica، ۱۹۹۵. بازبینیشده در ۱۰ مارس ۲۰۱۱.
- ↑ Granada. Answers.com. The American Heritage® Dictionary of the English Language, Fourth Edition, Houghton Mifflin Company, 2004. http://www.answers.com/topic/granada, accessed March 10, 2011.
- ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ ۴٫۳ ۴٫۴ «Spain - Granada.». Universitat de València / Encyclopedia Britannica، ۱۹۹۵. بازبینیشده در ۱۰ مارس ۲۰۱۱.