ابرغان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو

مختصات: ‏۱۲″ ۲۰′ ۴۷°شرقی ‏۵۲″ ۵۱′ ۳۷°شمالی / ۴۷٫۳۳۶۶۷غرب ۳۷٫۸۶۴۴۴جنوب / -۴۷٫۳۳۶۶۷;-۳۷٫۸۶۴۴۴[۱]ابرغان یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان ابرغان بخش مرکزی شهرستان سراب واقع شده‌است.

ابرغان واقع در استان اذربایجانشرقی در۲۲کیلومتری شهرستان سراب و۸کیلومتری کوه بزقوش قرار دارد. ابرغان مرکز دهستان ابرغان می‌باشد. دهستان ابرغان یکی از دهستان‌های شهرستان سراب در استان آذربایجان شرقی ایران است. بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵، جمعیت این دهستان ۱۳٬۵۲۹ نفر (۲٬۹۱۰ خانوار) بوده است[۱]. دهستان ابرغان در بخش مرکزی شهرستان سراب جای دارد.

مرکز این دهستان، روستای ابرغان است و دیگر روستاهای مسکونی آن از این قرارند:

دامنجان داراب دامباران بهرمان بافتان قزل‌گچی اناقیز جهیزدان قوشچی محسن‌آباد قارقا چیچکلو احمدآباد سفلی احمدآباد علیا دولت‌آباد قوشه‌گنبد قارخون چرلو خاتون‌آباد گل‌آباد (منکرآباد) بالستان مردآباد (قریق) قزلجه اکراد آغچه‌کند ابرغان دارای یک تبه باستانی می‌باشد که ساخت قلعه {به زبان محلی قالا می‌گویند}به زمان حکومت گورکانیان یعی قرن هشتم هجری می‌رسد تبه به ارتفاع متر باثبت تاریخی ?? می‌باشد در قلعه وسایل لوله کشی ساختمان نیز دیده شده‌است قلعه دارای غارهای دراز بوده معروف به {ابرغار} {شاید اسم ابرغان هم از همین ابرغارگرفته شده است}که محل نگه داری اذوقه لشکر وسباهیان بوده که در ورودی ان در داخل روستا بوده وهم اکنون نیز در داخل روستا چهار راهی موسوم به{قالاقابسی} یعنی درب قلعه وجود دارد. نام ابرغان در کتاب‌های معروفی همچون {لغت نامه دهخدا}دایره المعارف مصاحب و{دایره المعارف تشیع}ذکر گردیده‌است این قلعه درشمال غربی روستا مشرف بر روستا ست وبعضی از اهالی روستا براین نظر است که در جای فعلی روستای امروزی قبلا شهری بنام{اورگان}بوده که بر اثر حوادث روزگار تبدیل به تبه گر دیده‌است روستای ابرغان درزمان حکومت دیلمیان محل اقامت رجال دولتی وافسران بوده‌است. ابرغان معرب {ابرگان} که به معنی محل بزرگان است

övürgan adlı olan kənd GüneyAzərbaycanın sarab mahalındadı ki şuvunizm fars hukuməti siyasi coğrafiyasın dəyişməsinə gora onun adını əbərğana çöndərib.bu kəndin övürgan olduğu adına gora deməli ki bu kəddə bir qala vardı ki oranın adı göuürganıdı yer titirəmə səbəbilə govuşub sonradan övürgan onun yerində düzəlib. buları qarı qocalardan eşidib yazmışam.

[ویرایش] منابع

ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
چاپ/برون‌بری
جعبه‌ابزار