یکان کهریز

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

یکان کهریز یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان یکانات بخش یامچی شهرستان مرند واقع شده‌است.

منابع[ویرایش]

تاریخچه یکاناتhttp://yeken1.blogfa.com/[ویرایش]

استاد حاج میراسمعلی صفری بطوریکه از پیرمردان شنیده شده و از مدارک و قباله های قدیمی مستفاد می شود، اهالی یکانات از عشایر یکانلو که در اوایل سلطنت صفویه در محل فعلی اسکان یافته بودند می باشند و از اول سکونت خرده مالک بوده اند (گویا شاه اسماعیل صفوی به میرقلیج که مقبره اش حالا در یکانکهریز واقع و جد یکانکهریز محسوب و رئیس ایل یکانلو بوده است بخشیده و بقول آن روز طرخان نموده است) و در دوره سلطنت قاجاریه چندین بار فشار آورده اند که به تیول مالکیت مالیکن و یا شاهزادگان درآورده اند ولی مردم مقاومت کرده و زیر بار ذلت اربابیت نرفته اند که این جریان ها شرح مفصلی درباره یکانکهریز و یکانعلیا و یکان سعدی دارد ( که فعلا مجال آن نیست و انشاء اله بموقع و با مدارک و اسناد حوادث آن شرح داده خواهد شد.) یکانات مردم هوشیار و غیوری داشته و همیشه از زمان متاثر و در جریانات مملکت شرکت کرده و شهدای بیشماری در راه دین و وطن داده است متاسفانه چندین بار محکوم قهر و غضب حکام جائر و جابر زمان واقع شده است. بزرگترین ضربه را در زمان فتحعلی شاه که باعث از دست رفتن قسمت بزرگی از وطن ما شد، خورده است و جریان باین شرح است که مرحوم نظرعلی خان مرندی رئیس فوج مرند که اصلا از یکانکهریز و از اولاد میر قلیج بوده و در جنگهای قفقاز بفرماندهی عباس میرزا شرکت داشته و در ضمن جنگ، عباس میرزا عقب نشینی مینماید و نظر علی خان با فوج مرند در قلعه شوشا به محاصره سپاه روس می افتد و نظر علی خان شهامت به خرج داده شبانه خود و قشون تحت فرماندهی خودش را نجات داده و خود را به نیروی اصلی می رساند ولی عباس میرزا در اثر سعایت رقیبان، شکست خود را بگردن نظر علی خان می اندازد و او را می کشد. ناسخ التواریخ قاجار که با نظارت حکام آن زمان نوشته شده است نظر علی خان را محکوم به رشوه گیری از روسها می نماید در صورتیکه تاریخ مزبور مانند تاریخ پهلوی (ماموریت برای وطنم و غیره … ) تنها به قاضی رفته است و مدارک حقیقی برخلاف ناسخ التواریخ قاجار در نزد خانواده مافی ساکن قزوین که در آن زمان حاکم ایروان بوده اند موجود است و صراحتا در یادداشت ها امده است که نظر علی خان مرندی بی تقصیر کشته شد. نظر علی خان با علی مردان خان هرزندی صیغه اخوت خوانده بودند که از آن زمان ورد زبان مردم هرزندان و یکانات است که (یکانات و هرزندات فارداش) یعنی دهستان یکانات و دهستان هرزندات برادرند و این برادری همیشه در میان افراد این دو منطقه مخصوصا در غربت و مسافرت محسوس است و با کمی دقت معلوم می شود که چه اندازه به یکدیگر مهربان وصمیمی هستند لذا در نتیجه این برادری مردم هرزندات و یکانات تمام اهالی شهرستان مرند بخونخواهی نظر علی خان قیام کرده و راه عبور لشکریان دولت را از مرند قطع می کنند و در موقع عقب نشینی حرمخانه عباس میرزا تا زنجان عشایر یکانلو با همراهی شقاقی ها حرمخانه را تعقیب و چندین بار از اثاثیه آنها تالان می کنند در نتیجه پس از معاهده و صلحنامه شوم ترکمانچای و دادن هیجده شهرستان از سمت شمال رود ارس به روسها و گذاشتن مرز مشترک از رود ارس و فراغت از دشمن قوی عباس میرزا به سرکوبی اهالی مرند اقدام می نماید و تمامی شهر و روستاهای مرند را تاراج و هر که را یافتند یا کشته و یا اسر می کنند مخصوصا مردم یکانات و هرزندات کاملا تاراج می شوند. در اثر این چپاول و بتاراج رفتن اغنام و احشام مراتع یکانات بدون چرا مانده و قسمت بیشتری از ییلاق یکانات در آن زمان بوسیله دهات مجاور تجاوز و تصاحب شده و از دست مردم یکانات بیرون رفت.

 میرزا نورالله خان یکانی 

بعد از تهیه احشام که در حدود سی سال فاصله پیدا کرد، نتوانسته اند دوباره املاک تجاوز شده را بدست آورند. بطوریکه قبلا گفته شد منطقه یکانات مردم هوشیار و غیوری داشته و همیشه از حوادث زمان متاثر و در دفاع از دین و مملکت شرکت داشته شهیدان زیادی داده اند در انقلاب مشروطه سهم بزرگی داشته و قهرمانان ارزنده از یکانات اظهار وجود کرده اند شاعر می گوید: {چنان چونکه تاریخ باشد گواه یکانی جوانـــــــــــــــــــان مشروطه خواه چسان عرصه بر روس کردند تنگ

بسی بود  چون بخــشعلي پيش جنگ 

چو بر سوی دشمن زدی تک سوار

هزيـــــــــــــمت گرفتـــــــــي سپاه تزار 

دریغا که یک مرد مهمان فروش که اغــــــــــــــوای ابلیــــس را کرد گوش سر سفره بگرفت بی ننگ و عار به روسان سپـــــــــــرد و زدنــــــدش بدار } شعر از : حاج میر اســــمعلی صفری البته جریان قهرمانیهای یکانیها و نام قهرمانان یکانات را تاریخ مشروطه مفصل نوشته (تا حدی) و برای روشن شدن مطلب بهتر است به آن تاریخ مراجعه شود( فقط از هادیخان نامی برده نشده است) فعلا مجال شرح آن نیست شنیده ام جناب سرهنگ میر هدایت حصاری فرزند برومند و نابغه یکانکهریز مشغول تحریر و تدوین تاریخ مفصل یکانات است ای کاش این حوادث که من عرض کردم بدست او رسیده باشد و در آن قید فرمایند. خوشبختانه در انقلاب اسلامی نیز اهالی یکانات سهم بزرگی داشته در تظاهرات قبل از پیروزی شرکت داشتند و در موقع حکومت نظامی رژیم طاغوتی در سال 1357 چندین ماشین محموله نان به تبریز رسانده و تحویل آیت الله شهید قاضی طباطبائی داده اند و هیچ یک از روستاها و شهرک های شهرستان مرند با اندازه یکانکهریز ( نسبت به جمعیت ) شهید و جانباز ندارند. بخش فرهنگ یکانات اهالی یکانات همراه با سایر صفات ممتازه در میان دهات منطقه از قدیم الایام دارای سطح فرهنگی بالائی بوده بطوریکه در اوئل سلطنت منحوس پهلوی در حدود بیست نفر روحانی داشته داشته و با شروع دوران ضد دین و روحانی پهلوی مجبور به مهاجرت شده و با شروع دوران تجدد فرهنگ اخیر و تبدیل حکومت استدادی به مشروطه با کمک میرزا نوراله خان از سران مشروطه که یکانی الاصل بود پنج باب دبستان با اصول جدید در تاریخ 1296 شمسی در دهات یکانکهریز و یکانعلیا و یکانسعدی و چایکسن و یئنگجه کرد افتتاح گردید که نصف حقوق معلمان را شخصیت نامبرده و نصف آنرا اولیای اطفال پرداخت می کردند حتی در نظر بود که جبار باغچه بان، فرهنگی مشهور و نابغه و موجد مدرسه کر و لال ها که در آن وقت ساکن مرند بود به یکانات اعزام گردد و پس از دستگیری و زندانی شدن میرزانوراله خان یکانی با تمام همکاری با مخالفان دولت وقت، مدارس مزبور بدون پشتیبان مانده پس از دو سال فعالیت منحل می گردند. در بالا بودن سطح فرهنگ مردم یکانکهریز یک دلیل اینکه حتی مدرسه دخترانه ای وسیله یک نفر زن بنام ملاشیدا دائر بوده است و از شاگردان آن مدرسه یک نفر پیر زن بنام مرحومه مشهدی خورشید خانم قاری قرآن بوده است. در سال 1311 شمسی یک باب دبستان غیر رسمی یعنی خصوصی بوسیله ریش سفیدان یکانکهریز ایجاد و یک نفر معلم با دستمزد (حق التدریس) هر یک نفر دانش آموز پنج ریال در ماه استخدام گردید بعد از دبستان مزبور یک باب مدرسه دیگر بوسیله شخصی دایر ولی دیری نپایید و دبستان اول تا سال 1319 دایر بود و در آن سال شاگردان خود را به دبستان دولتی جاماسب که در یکانکهریز افتتاح شده بود تحویل داد و توسط یک نفر مدیر و آموزگار دولتی که حکم شان از تبریز بود اداره می شد ( اداره آموزش و پرورش مرند حالت نمایندگی داشت و مرند بخشی از شهرستان تبریز بود و به شهرستان تبدیل نشده بود) پس از فاجعه سوم شهریور 1320 که کشور ایران بوسیله متفقین یعنی دولت های شوروی و انگلیس اشغال گردید تمام امور فرهنگی همراه سایر شئون مملکت مختل و تا سال 1324 دو سه نفر مدیر عوض گردید بالاخره در آذرماه 1324 در اثر تیراندازی هوائی فدائیان فرقه دمکرات آذربایجان مدیر مدرسه فراری گردید.

سرانجام مدیر مدرسه ملی سابق با تقاضای عمومی مردم یکانهریز بوسیله حکومت ملی ان روز استخدام و مامور اداره دبستان گردید و با برنامه فرهنگ آن روز یعنی با کتابهای ترکی محلی شروع به تدریس گردید. پس از سقوط حکومت پیشه وری دوباره برنامه ها به فارسی تبدیل و بوسیلهء همان مدیر اداره گردید تا سال 1332 کادر آموزش دبستان مزبور از سه نفر تجا.وز نمی کرد و تعداد دانش آموزان ما بین پنجاه تا صد نفر در نوسان بود و دبستان نیز چهار کلاسه بود و در یک خانه دو اطاقه اداره می گردید که آن اطاقها هم یکی رو بشمال و دیگری اطاق تاریکی بود که حتی در روز ها هم محتاج روشن کردن چراغ بودند. از سال 1332 مردم یکان کهریز با فروخته شدن محل دبستان بوسیلهء مالک خانه بفکر احداث دبستان جدید افتادند زیرا که دولت وقت هیچگونه حاضر نبود اقدام به ایجاد ساختمان مدرسه در دهات نماید. تا سال 1334 محل دبستان مورد اختلاف اهالی بود و سرانجام در همان سال دبستان چهار کلاسه بوسیله خود یاری مردم آماده و دبستان دولتی جاماسب به محل جدید (عمار فعلی )نقل مکان و تحول و ترقی فرهنگی از آن سال شروع گردید.در سال 1335 در اثر تقاضای مکرر اهلی یکانکهریز دایر به استقرار کلاس پنجم ابتدائی از اداره آموزش و پرورش مرند بخشنامه ای صادر گردید که اگر کادر موجود دبستان اداره کلاس پنجم را تقبل نماید با افتتاح کلا س پنجم ابتدائی موافقت می شود کادر دبستان بدون چشم داشتی قبول و کلاس پنجم افتتاح و در سال تحصیلی 1336-37 نیز کلاس ششم ابتدائی دایر و در خرداد 1337 حوزه امتحانات نهائی در یکانکهریز برای کلاس ششم ابتدائی تشکیل گردید و در سال تحصیلی 1336-37 دبستان دولتی خاقانی در یکان سعدی و در سال تحصیلی 1337-38 نیز دبستان دولتی ایرانشهر یکانعلیا تأسیس شد و در سال 1339-40 در روستای چایکسن دبستانی تأسیس شد و تا سال 1348 در رو ستاهای شامقللو، مغللو، اصل کند و نورآباددبستان های سپاه دانش تشکیل ودبستان جاماسب یکانکهریز به مرکز فرهنگی مانند تبدیل گردید. و تا سال 1350 مردم یکانات بارها تقاضای تشکیل دبیرستان کرده و جواب یأس شنیده بودند و یا شرایط گوناگونی پیش می انداخته اند بالاخره مدارس متوسط بدو قسمت (راهنمایی تحصیلی و نظری) تبدیل شد اولیای اطفال با همکاری فرهنگیان صمیمی تصمیم به تاسیس مدرسه راهنمایی تحصیلی گرفتند چون اداره آموزش و پرورش تاسیس مدرسه راهنمایی را مو کول بوجود ساختمان و تامین کادر آموزشی کرده بود- علیهذا مدیر دبستان وقت با همکاری اولیای دانش آموزان اقدام به استخدام معلم روز مزد از معلمان با تجربه مدارس راهنمایی تحصیلی شهرستان مرند نمودند و دستمزد معلمان، ایاب و ذهاب و مخارج منزل به طور کلی هزینه مهمان سالیانه را تقبل نمودند، دو سال بدین منوال تمام هزینه دستمزد معلمان راهنمایی را متحمل و در سال سوم فوق العاده تدریس کلاس سوم را تقبل نمودند و در سال های بعد یعنی تا سال 1353 یکانکهریز دارای سه مدرسه یعنی راهنمایی تحصیلی و دبستان پسرانه و یک دبستان دخترانه گردید از سال 1354 به بعد اداره آموزش و پرورش تصمیم به توسعه ساختمان های مدارس یکانکهریز و یکانعلیا گرفت.

نوشته استاد حاج میراسمعلی صفری