فری کثیف

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
ساندویچی فریدون
نوع شرکت اغذیه‌فروشی
بنیانگذار(ها) فریدون مهربانی
دفتر مرکزی ایران، تهران، خیابان عشقیار
قائم مقام بهزاد مهربانی
شعار ساندویچی فریدون در هیچ جای جهان شعبه ندارد.

ساندویچی فریدون یا همان فری کثیف محبوب‌ترین مغازهٔ خیابان نیلوفر (یا عشقیار) تهران است.[۱] صاحب این مغازه و ساندویچی‌اش علاوه‌بر این‌که برای خیلی از تهران‌نشینان آشناست، بسیاری از شهرستانی‌ها هم وقتی گذرشان به تهران می‌افتد سری به آن‌جا می‌زنند.[۲] در دههٔ ۱۳۵۰ شخصی به نام فریدون در تهران منطقهٔ نیلوفر و در جایی کوچک و کثیف اقدام به افتتاح ساندویچی نمود. ساندویچ‌های این مغازه به‌قدری خوشمزه بود که هر کس فقط یک بار آن را امتحان می‌کرد مشتری دائم او می‌شد به گونه‌ای که پس از معروف‌شدن ساندویچ‌های وی، مردم برای تهیهٔ این ساندویچ ساعت‌ها در صف‌های طولانی انتظار می‌کشیدند. این مغازه به مرور زمان به «ساندویچی فری کثیف» معروف شد.[۳]

وجه تسمیه[ویرایش]

صاحب این مغازه فریدون مهربانی نام دارد که سال‌هاست در مغازه‌ای کوچک مشغول پیچیدن ساندویچ است.[۴]

در مورد وجه تسمیهٔ «فری کثیف» روایت واحدی وجود ندارد. قدیمی‌ترها می‌گویند قدیم‌ها فری کثیف مغازه‌ای بود قدیمی و کوچک و خود «فری» که عکس جوانی‌اش هم بالای سرش آویخته‌است به شغل پول‌شماری مشغول بود. کارگرهایش هم با لباس کثیف مشغول به کار بودند و به خاطر همین مغازه‌اش به فری کثیف معروف شد.[۵] از دیگر روایت‌ها در مورد این نام یکی این است که چون قبل از انقلاب ۱۳۵۷ ایران گوشت غیرمجاز سرو می‌کرده به فری کثیفه معروف شده.[۶] همچنین روایت دیگری می‌گوید «فریدون در جوانی لات بوده و به خاطر اخلاق تند و بدش به فری کثیف معروف شده.»[۷]

با این وجود فریدون مهربانی به این نام بسیار حساس است و اگر این اسم را از کسی بشنود با او حتی دست‌به‌یقه می‌شود.[۸] بهزاد مهربانی، پسر مؤسس این ساندویچی دربارهٔ این نام معتقد است «نزدیک به ۴۰ سال است که این مغازه تأسیس شده و پابرجاست و حتی یک روز هم در مغازه بسته نشده‌است. پدر در تمام عمرش رنگ کلانتری را هم ندیده و این اسم‌هایی را که دربارهٔ مغازه‌اش گفته می‌شود به خاطر رقبایی بود که همیشه داشته و چشم دیدن پیشرفت او را نداشته‌اند.[۹]

خود فریدون مهربانی نیز معتقد است «تعدادی از کسانی که با من دشمنی داشتند نتوانستند رقابت با او را تحمل کنند و با همکاری یک سایت اینترنتی مطلبی علیه من منتشر کردند که در آن مغازه من را با عنوان فری کثیفه معرفی کرده بودند؛ خب من مشتری‌های زیادی داشتم، همیشه «فر» مغازه‌ام روغنی بود و کارگران دائم درحال طبخ ساندویچ بودند. این‌ها از این موضوع سوءاستفاده کردند و فری کثیفه را روی زبان‌ها انداختند. به نظر من این کارها نامردی است من خودم کشتی‌گیر هستم و به این مسائل بسیار حساسم.»[۱۰]

تاریخچه[ویرایش]

این اغذیه‌فروشی کوچک در سال ۱۳۴۶ تأسیس شد.[۱۱] صاحب ساندویچی فریدون در خیابان عشقیار می‌گوید: «سال ۱۳۷۱ که حدود نظارت صنفی را برداشتند کار ما رونق گرفت. قبل از آن باید ظهرها بعد از ساعت ۲ می‌بستیم و می‌رفتیم خانه و بعدازظهر از ۶:۳۰ به بعد بازمی‌کردیم تا ۹ شب. وقتی این قانون را برداشتند[۱۲] و پس از مدتی تعدادی مغازه در خیابان نیلوفر ساندویچی شدند من تصمیم به رقابت سالم گرفتم؛ حتی پسرانم را هم وارد کار کردم[۱۳] و به خاطر این‌که رقابت سالم داشتیم آمدیم بالا. رمزش فقط همین است، صداقت داشتن در کار، دروغ نگفتن به مشتری، طمع نداشتن و جنس خوب دست مردم دادن.»[۱۴]

شعب[ویرایش]

ساندویچی فریدون که حالا سال‌هاست محبوب‌ترین مغازهٔ خیابان نیلوفر یا عشقیار است[۱۵] شامل دو مغازهٔ بسیار کوچک و سادهٔ ۱۲ متری و نه‌چندان غریب و بسیار نامرتب است؛ با نوری سفیدرنگ و معمولی و تجهیزاتی ساده و رنگِ رو رفته بدون آن‌که لزوماً کثیف باشد و بی‌آن‌که آشپزخانهٔ جدایی داشته باشد.[۱۶] در این ساندویچی هر آن‌چه روی می‌دهد در مقابل چشم مشتری است. فضای ایستادن راهروی تنگی است که در آن بیش از دو نفر نمی‌توانند بایستند[۱۷] و ته مغازه جایی که در دیدرس همه باشد این جمله را بزرگ روی حصیری نوشته‌اند: «ساندویچی فریدون در هیچ جای جهان شعبه ندارد.»[۱۸]

با این وجود محبوبیت این مغازه، فریدون مهربانی، مؤسس این فروشگاه علاقه‌ای به توسعهٔ آن ندارد. او می‌گوید «کفتر آن‌جایی تیر می‌خورد که همان‌جا دون خورده. ما هم همین‌جا بزرگ شدیم و پا گرفتیم. با این مشتری‌ها بالا آمدیم و حاضر نیستیم این‌جا را عوض کنیم.»[۱۹] او همچنین علاقه‌ای به تأسیس شعب دیگری نیز ندارد. با این وجود می‌گوید «به ما گفتند در آلمان و دوبی به اسم شما شعبه زده‌اند اما مال ما نیست. ما این اسم را ثبت هم کرده‌ایم. یک بار هم گفتند در اصفهان و کرمان شعبه زده‌اند که ما پیگیری کردیم جمع کردند.»[۲۰]

دربارهٔ مؤسس[ویرایش]

فریدون مهربانی در سال ۱۳۱۹ در محلهٔ شاپور متولد شده‌است. او دوست ندارد دربارهٔ جزئیات زندگی‌اش حرف بزند و آن تک و توک جمله‌هایی را که از دهانش پریده دوست ندارد چاپ شوند.[۲۱] فریدون صاحب دو پسر است[۲۲] و در حال حاضر به خاطر بیماری قلبی کمتر به مغازهٔ خود رفت و آمد می‌کند اما همان چند شبی هم که می‌آید کافی است تا همه حساب کار دستشان بیاید. کارکنان مغازه‌اش می‌گویند معلوم نیست چگونه آدمی است؛ به‌ندرت پیش می‌آید که بخندد، معمولاً اخم می‌کند اما قلبی مهربان دارد. کارکنانش را از نظر مالی تا حد توانش و گاهی بیش از انتظار آن‌ها تأمین می‌کند. تنها وقتی روبه‌روی مغازه‌اش یک صف طویل به چشم نمی‌خورد که او پشت میزش مشغول حساب و کتاب است؛ همه کارشان را به‌سرعت انجام می‌دهند و هیچ‌کس معطل نمی‌شود. تنها چیزی که سکوت سنگین او را می‌شکند و او را به یک‌باره از جا بلند می‌کند شنیدن نام فری کثیف از مشتریانش است؛ همین یک کلمه برای به‌جوش‌آمدن او کافی است. او تعصب خاصی به مغازه و حرفه‌اش دارد.[۲۳]

شب‌ها همیشه خودش پای دخل می‌ایستد و می‌گوید «تا الآن که ۴۰ ساله خودم پای کار ایستاده‌ام. اگر خدا عمری بدهد تا زنده باشم باز هم خودم می‌ایستم.[۲۴] همهٔ حساب و کتاب‌ها را خودش در دفتر صدبرگی می‌نویسد، از ماشین‌حساب خبری نیست[۲۵] و روی حساب‌ها برای قاطی نکردن آن با حساب مشتری بعدی خطی پررنگ می‌کشد، پول را می‌گیرد و همان لحظه بدون صدور فیش، آن‌چه خواسته‌اید به دستتان می‌دهد.[۲۶] هیچ‌وقت سفر نمی‌رود و می‌گوید همهٔ زندگی و عشق من این ساندویچی است و همیشه پای کارم هستم.[۲۷] به گفتهٔ پسرش، بهزاد «در واقع با کارش عشق می‌کند. خیلی لذت می‌برد از این‌که دست‌پخت‌اش را مردم دوست دارند.»[۲۸]

مصاحبه با نشریات[ویرایش]

صاحب این مغازه مصاحبه نمی‌کند. فقط وقتی شایعهٔ درگذشتش منتشر شده بود با روزنامهٔ ایران و روزنامهٔ همشهری مصاحبه کرده و قضیه را تکذیب کرد.[۲۹] همچنین گفته‌است که فقط با روزنامهٔ کیهان و روزنامهٔ اطلاعات مصاحبه می‌کند.[۳۰] و می‌گوید «ما کاسبیم، با هیچ‌جا هم حرف نمی‌زنیم.»[۳۱]

دلایل موفقیت[ویرایش]

فریدون رمز موفقیت خود را فقط صداقت، رقابت سالم در کار و دروغ نگفتن به مشتری می‌داند[۳۲] و می‌گوید کیفیت کار برایش مهم‌تر است.[۳۳] بیشتر مشتریان این ساندویچی همراه غذایشان یک ظرف سیب‌زمینی سرخ‌کرده هم سفارش می‌دهند. در واقع سس مخصوص فریدون باعث شهرت این سیب‌زمینی سرخ‌کرده‌است؛[۳۴] سسی که خودش آن را درست می‌کند.[۳۵] غذاهای فری کثیف به طور وحشتناکی پرسُس‌اند.[۳۶] پسرش معتقد است رویال استیک و فیلهٔ مرغ، غذاهای ابداعی پدرش هستند که قبل از او هیچ‌کس آن‌ها را در ایران نمی‌شناخت. فریدون مهربانی در این باره می‌گوید: «اول که فیلهٔ مرغ زدم بقیهٔ ساندویچی‌ها فکر می‌کردند ماهی است. باورشان نمی‌شد فیلهٔ مرغ سرخ شده‌است. رویال استیک را هم خودم درست کردم. ژامبون و پنیر را می‌گذارم روی استیک که هر جوانی حتی ورزشکارها را هم سیر می‌کند.»[۳۷]

به هر حال، این مغازه پاتوق کسانی است که به هر دلیلی اعم از خوشرنگی، کیفیت غذا و حتی برای زنده‌کردن خاطرات گذشته و نه فقط کیفیت غذا به آن‌جا می‌روند.[۳۸] بسیاری از مشتریان این مغازه افراد سرشناسی را دیده‌اند که در صف طولانی مقابل این ساندویچی مدت‌ها منتظر ساندویچ بوده‌اند.[۳۹]

اگر بخواهیم بر اساس نظر مشتریان دربارهٔ بهترین ساندویچ‌های فریدون نتیجه‌ای بگیریم به این لیست می‌رسیم: ساندویچ‌های ویژهٔ مخصوص، رویال استیک، همبرگر، رویال هات‌داگ و قارچ سوخاری.[۴۰]

انتقادها[ویرایش]

مغازهٔ فریدون جایی برای غذاخوردن ندارد و همه مجبورند یا کنار ماشین یا داخل ماشین (که اکثر مشتری‌ها ماشین‌های مدل‌بالا دارند) غذای خود را بخورند. البته این نبود جا برای غذاخوردن باعث نارضایتی همه نیست.[۴۱] همچنین همهٔ کسانی که برای خرید غذا به مغازهٔ فریدون آمده‌اند از یک چیز به‌شدت گله‌مندند و آن این‌که سیب‌زمینی را بدون غذا نمی‌دهد، در صورتی که اکثر مشتریانش سیب‌زمینی را به‌تنهایی یک وعده غذا می‌دانند.[۴۲]

پی‌نوشت[ویرایش]

  1. «فری کثیف چگونه برند شد؟», مشرق نیوز.
  2. رحمتی، «با آبگوشت بزرگ شده‌ایم»، روزنامهٔ شرق، ۱۳.
  3. «رستوران فری کثیف تهرون در...», فیشور.
  4. «فری کثیف چگونه برند شد؟», مشرق نیوز.
  5. «فری کثیف چگونه برند شد؟», مشرق نیوز.
  6. «فری کثیف چگونه برند شد؟», مشرق نیوز.
  7. «فری کثیف چگونه برند شد؟», مشرق نیوز.
  8. «فری کثیف چگونه برند شد؟», مشرق نیوز.
  9. «فری کثیف چگونه برند شد؟», مشرق نیوز.
  10. احمدی، «خیابان نیلوفر چیزی کم دارد»، رادیو زمانه.
  11. احمدی، «خیابان نیلوفر چیزی کم دارد»، رادیو زمانه.
  12. رحمتی، «با آبگوشت بزرگ شده‌ایم»، روزنامهٔ شرق، ۱۳.
  13. احمدی، «خیابان نیلوفر چیزی کم دارد»، رادیو زمانه.
  14. رحمتی، «با آبگوشت بزرگ شده‌ایم»، روزنامهٔ شرق، ۱۳.
  15. «فری کثیف چگونه برند شد؟», مشرق نیوز.
  16. «فری کثیف چگونه برند شد؟», مشرق نیوز.
  17. «فری کثیف چگونه برند شد؟», مشرق نیوز.
  18. «فری کثیف چگونه برند شد؟», مشرق نیوز.
  19. رحمتی، «با آبگوشت بزرگ شده‌ایم»، روزنامهٔ شرق، ۱۳.
  20. رحمتی، «با آبگوشت بزرگ شده‌ایم»، روزنامهٔ شرق، ۱۳.
  21. رحمتی، «با آبگوشت بزرگ شده‌ایم»، روزنامهٔ شرق، ۱۳.
  22. «فری کثیف چگونه برند شد؟», مشرق نیوز.
  23. «فری کثیف چگونه برند شد؟», مشرق نیوز.
  24. رحمتی، «با آبگوشت بزرگ شده‌ایم»، روزنامهٔ شرق، ۱۳.
  25. رحمتی، «با آبگوشت بزرگ شده‌ایم»، روزنامهٔ شرق، ۱۳.
  26. «فری کثیف چگونه برند شد؟», مشرق نیوز.
  27. رحمتی، «با آبگوشت بزرگ شده‌ایم»، روزنامهٔ شرق، ۱۳.
  28. رحمتی، «با آبگوشت بزرگ شده‌ایم»، روزنامهٔ شرق، ۱۳.
  29. رحمتی، «با آبگوشت بزرگ شده‌ایم»، روزنامهٔ شرق، ۱۳.
  30. «فری کثیف چگونه برند شد؟», مشرق نیوز.
  31. رحمتی، «با آبگوشت بزرگ شده‌ایم»، روزنامهٔ شرق، ۱۳.
  32. رحمتی، «با آبگوشت بزرگ شده‌ایم»، روزنامهٔ شرق، ۱۳.
  33. رحمتی، «با آبگوشت بزرگ شده‌ایم»، روزنامهٔ شرق، ۱۳.
  34. رحمتی، «با آبگوشت بزرگ شده‌ایم»، روزنامهٔ شرق، ۱۳.
  35. «فری کثیف چگونه برند شد؟», مشرق نیوز.
  36. «فری کثیف چگونه برند شد؟», مشرق نیوز.
  37. رحمتی، «با آبگوشت بزرگ شده‌ایم»، روزنامهٔ شرق، ۱۳.
  38. «فری کثیف چگونه برند شد؟», مشرق نیوز.
  39. «فری کثیف چگونه برند شد؟», مشرق نیوز.
  40. «فری کثیف چگونه برند شد؟», مشرق نیوز.
  41. «فری کثیف چگونه برند شد؟», مشرق نیوز.
  42. «فری کثیف چگونه برند شد؟», مشرق نیوز.

منابع[ویرایش]