شیخ شامل داغستانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
شیخ شامل داغستانی
Shamil by Denier.jpg
Imam of the Dagestan
سلطنت۱۸۳۴–۱۸۵۹
پیشینGamzat-bek
جانشینOverthrown by the امپراتوری روسیه
زاده۲۶ ژوئن ۱۷۹۷
Gimry، داغستان، خانات آوار
درگذشته۴ فوریهٔ ۱۸۷۱ (۷۳ سال)
مدینه، حجاز، امپراتوری عثمانی
آرامگاه
پدرDengau
دین و مذهباسلام سنی (تصوف نقشبندی)
Imam Shamil.jpg
خانواده شامل

شیخ شامل داغستانی (۱۷۹۷–۱۸۷۱) رهبر سیاسی و نظامی و مذهبی جنبش آزادیخواهی داغستان بود. قیام او دنباله قیام‌ قاضی ملا محمد بود شیخ شمیل از خلفای دراویش نقشبندی شهرزوری بود. وی برای آزادی مناطق از دست رفته ایران در عهدنامه گلستان تلاش زیادی کرد.

زندگی[ویرایش]

شیخ شمیل در سال ۱۷۹۷ میلادی در خانواده ای مسلمان از تبار قموق [۱] متولد شد. [۲][۳][۴][۵][۶] در ابتدا او را علی نام نهادند، اما طبق سنت محلی، هنگام بیمار شدن نام او تغییر یافت. در منابع موجود، وی خود را "تاتار" خوانده است. [۷] تاتار (تاتارهای داغستانی) یکی از نامهای دولت روسیه برای قموق ها بود.[۸]

قیام شیخ شامل[ویرایش]

Horschelt. Surrender of Shamil. 1863.jpg

در سال 1832، قاضی ملا محمد در نبرد گیمری درگذشت و شمیل یکی از دو مریدی بود که توانست فرار کند، اما جراحات شدیدی متحمل شد. در این درگیری او با سرنیزه مورد جرح قرار گرفته بود. پس از پریدن از یک خمیدگی مرتفع "روی سر همان گروهی از سربازان که می خواستند به او شلیک کنند، پرید. پس از فرود آمدن پشت سر آنها، شمشیر خود را در دست چپ خود می چرخاند، او سه نفر از آنها را کشت تا اینکه چهارمی، سرنیزه ای در سینه شیخ فرو کرد ...شیخ بی درنگ سرنیزه را بیرون کشیده مرد را کشت و با یک جهش فوق بشری دیگر از دیوار پریده در تاریکی ناپدید شد.[۹]

او مخفی شد و روسها و مریدان او را مرده فرض کردند. پس از بهبودی، از مخفیگاه بیرون آمد و دوباره به مریدان به رهبری امام دوم، حمزه بیک، پیوست. حمزه بیک برای ربع قرن جنگی بی وقفه علیه روس ها به راه انداخت و به یکی از فرماندهان چریکی افسانه ای قرن تبدیل شد. هنگامی که حمزه بیک در سال ۱۸۳۴ به قتل رسید، شمیل به عنوان رهبر اصلی مقاومت قفقاز و امام سوم قفقاز جای او را گرفت.[۱۰]

در سال ۱۸۳۹ (ژوئن تا آگوست)، شمیل و پیروانش، که حدود ۴۰۰۰ مرد، زن و کودک می‌شدند، خود را در قلعه کوهستانی آخولگو، واقع در خم اندی کویسو، در حدود ده مایلی شرق گیمری، تحت محاصره یافتند. تحت فرماندهی ژنرال پاول گرابه، ارتش روسیه به دلیل استراتژی زمین سوخته شمیل، از میان سرزمین‌هایی که فاقد آذوقه بود، عبور کرد.

جغرافیای دژ از سه طرف آن را محافظت می کرد و بر دشواری انجام محاصره می افزود. در نهایت دو طرف برای مذاکره به توافق رسیدند. شمیل با اطاعت از خواسته های گرابه، پسرش جمال الدین را به نشانه حسن نیت، گروگان داد. شمیل پیشنهاد گرابه مبنی بر تسلیم شدن و پذیرش تبعید از منطقه رد کرد. ارتش روسیه به دژ حمله کرد، پس از دو روز درگیری، نیروهای روس محاصره را کامل کردند. شمیل در شب اول حمله از محاصره گریخت. نیروهای شمیل خسته شده بودند و بسیاری از سران داغستانی و چچنی به تزار اعلام وفاداری کردند. شمیل از داغستان به چچن گریخت و به گسترش نفوذ خود بر قبایل دست زد.[۱۱]

شمیل با شعار تقوا و انصاف در اجرای قوانین شریعت در متحد کردن قبایل قفقاز برای مبارزه با روسها مؤثر بود. یکی از منابع روسی از او به عنوان "مردی با درایت و سیاستمداری ظریف" یاد کرد. او معتقد بود که روسیه با الکل ارزش های سنتی را فاسد کرده است. شمیل در برابر ارتش منظم روس از تاکتیک های نامنظم و چریکی استفاده میکرد. در سال ۱۸۴۵ یک ستون ۸ تا ده هزار نفری به فرماندهی کنت ورونتسوف به دنبال نیروهای او وارد جنگل های چچن شدند. نیروهای او ستون روس را محاصره کرده و آن را منهدم کردند.[۱۲] این امر تلاش ورونتسوف را برای جدا کردن چچن از امامت که نقشه او بود، نابود کرد.

کنت میخائیل سمیونوویچ ورونتسوف به تفصیل طرح جدا کردن چچن از امامت را شرح می دهد:

   شمیل امسال فعالیت زیادی از خود نشان می دهد و او مجبور است این کار را انجام دهد، زیرا ما ... اقداماتی را انجام می دهیم که دیر یا زود باید ... نفوذ او را از بین ببریم و چچنی ها را از او جدا کنیم، بدون آن او هیچ چیز نخواهد بود.[۱۳]

اهمیت او به عنوان یک رهبر نظامی پس از پیوستن حاجی مراد به او افزایش یافت که در سال 1841 از روس ها جدا شد.

حاجی مراد ده سال بعد در رقابت بر سر جانشینی شمیل برعلیه او یاغی شد . نامزدی به پسر بزرگ شمیل داده شد، و در یک شورای مخفی، شمیل مراد را به خیانت و به اعدام محکوم کرد، و حاجی مراد، پس از اطلاع از قضاوت، مجدداً به روس ها پناهنده شد.

اگرچه شمیل امیدوار بود که بریتانیا، فرانسه یا امپراتوری عثمانی برای بیرون راندن روسیه از قفقاز به کمک او بیایند، اما این نقشه ها هرگز به نتیجه نرسیدند. پس از جنگ کریمه، روسیه تلاش خود را علیه امامت مضاعف کرد. نیروهای روسی که اکنون موفق شده بودند، قلمرو امامت را به شدت کاهش دادند و در سپتامبر 1859 شمیل تسلیم شد. اگرچه سناریوی اصلی بسته شد درگیری در شرق قفقاز ادامه داشت.[۱۴]

سرانجام مقاومت شیخ شمیل به دلیل خستگی مردم شمال قفقاز، برتری کمی نیروی روس‌ها و برتری کیفی تسلیحات روس‌ها و حمایت نکردن قدرت‌های همسایه (ایران و عثمانی) درهم شکست.[۱۵]

سالهای پایانی عمر[ویرایش]

شمیل پس از دستگیری به سن پترزبورگ فرستاده شد تا با تزار الکساندر دوم ملاقات کند. پس از آن، او را به کالوگا، شهر کوچکی نزدیک مسکو تبعید کردند. پس از چندین سال اقامت در کالوگا، و ناسازگاری آب و هوا در دسامبر ۱۸۶۸ اجازه نقل مکان به کیف را دریافت کرد و به او عمارتی در خیابان الکساندروسکایا داده شد. مقامات امپراتوری به سرپرست کیف دستور دادند که شمیل را تحت "نظارت شدید اما نه بیش از حد سنگین" نگه دارد و مبلغ قابل توجهی را برای نیازهای او اختصاص داند. از نامه های او به نظر می رسد از بازداشت مجلل خود راضی بوده است.[۱۶]

در ۱۸۵۹ شمیل به یکی از پسرانش نوشت: "مشیت الهی بود که به دست کافران افتادم ... امپراتور بزرگ من را در اینجا ساکن کرد ... در یک فضای بلند و بزرگ خانه با فرش و همه مایحتاج».[۱۷]

در سال ۱۸۶۹ به او اجازه ادای فریضه حج داده شد.از کیف به اودسا و سپس با کشتی به استانبول رفت و در آنجا سلطان عبدالعزیز عثمانی از او استقبال کرد. مدت کوتاهی مهمان کاخ توپکاپی شد و با کشتی استانبول را ترک کرد. در مکه با عبدالقادر الجزایری ملاقات کرد.

پس از پایان سفر حج در سال ۱۸۷۱ میلادی در مدینه درگذشت و در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.

فرزندان[ویرایش]

دو پسر بزرگتر به نام های جمال الدین و محمد شفیع که برای گرفتن اجازه زیارت مکه مجبور به ترک شد در ارتش روسیه افسر شدند و دو پسر کوچکتر محمد قاضی و محمد کمیل، در ارتش ترکیه خدمت کردند. دخترش پیتمت شمیل با شیخ منصور فدوروف، امامی که بعداً از ترس جان خود و فرزندانش از امپراتوری روسیه فرار کرد، ازدواج کرد. شیخ منصور فدوروف یازده فرزند داشت، یکی از آنها جان فدوروف بود که پس از مهاجرت به چیلدرز در کوئینزلند استرالیا [26]، جایی که یک امپراتوری کشاورزی نیشکر را تأسیس کرد.

سعید شمیل، نوه شیخ شمیل، یکی از بنیانگذاران جمهوری کوهستانی قفقاز شمالی شد که بین سال های ۱۹۱۷-۱۹۲۰ پابرجا ماند و پس از آن، در سال ۱۹۲۴، «کمیته استقلال قفقاز» را در آلمان تأسیس کرد.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. "Caucasian peoples | History & Facts". Encyclopedia Britannica. Retrieved 2020-08-07.
  2. Блиев М. М. Россия и горцы Большого Кавказа: на пути к цивилизации. — М.: Мысль, 2004. — С. 279. — ISBN 5-244-01004-2.
  3. «-». www.vostlit.info. دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۰۸-۰۷.
  4. Халилов А. М., Идрисов М. М. Шамиль в истории Северного Кавказа и народной памяти. — Махачкала, 1998. — 119 с.
  5. Халилов А. М. Национально-освободительное движение горцев Северного Кавказа под предводительством Шамиля. — Махачкала: Дагучпедгиз, 1991. — 181 с.
  6. Блиев М. М. (2004). Россия и горцы Большого Кавказа: на пути к цивилизации. М.: Мысль. p. 279. ISBN 5-244-01004-2.
  7. Quote: I do not dare to compare myself to the mighty sovereigns: I'm a simple Tatar, Shamil; but my mud, my forests and my ravines make me stronger than many sovereigns". "Я не смею равняться с могущественными государями: я простой татарин, Шамиль; но моя грязь, мои леса и ущелья делают меня сильнее многих государей". Source: "Плен у Шамиля. Правдивая повесть о восьмимесячном и шестидневном в (1854-1855 г.) пребывании в плену у Шамиля семейств: покойного генерал-маиора князя Орбелиани и подполковника князя Чавчавадзе, основанная на показаниях лиц, участвовавших в событии // Журнал для чтения воспитанникам военно-учебных заведений, Том 121. № 483. 1856".
  8. Т.Н. Макаров, Татарская грамматика кавказского наречия, 1848, Тифлис.
  9. Invisible armies: Blanch, sabres("bare":70; "wild beast"; al-Qarakhi, shining (pulled out sword: 22);.
  10. Gary Hamburg, Thomas Sanders, Ernest Tucker (eds,),Russian-Muslim Confrontation in the Caucasus: Alternative Visions of the conflict between Imam Shamil and the Russians, 1830-1859, RoutledgeCurzon 2004 pèassim.
  11. King, Charles (2008). The Ghost of Freedom. New York, NY: Oxford University Press. pp. 79–80.
  12. Gammer, Moshe (September 2013). "Empire and Mountains: The Case of Russia and the Caucasus". Social Evolution & History: 124–125.
  13. "Полтора века назад Чечню удалось победить «системой просек"". April 2009.
  14. Gammer, Moshe (September 2013). "Empire and Mountains: The Case of Russia and the Caucasus". Social Evolution & History: 126.
  15. فرهمند، جلال: درخواست کمک ملاحسین شامل از احمدشاه[پیوند مرده]. در ماهنامه بهارستان. شماره ۲۶. ص۵.
  16. Андрей Манчук, Шамиль на печерских холмах Archived 2007-11-15 at the Wayback Machine, "Газета по-киевски", 06.09.2007.
  17. Pismo Shamilia Mukhammadanu, November 24, 1859, in Omarov, ed. 100 pisem Shamilia.