سه احمق

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
۳ احمق
33idiots.jpg
کارگردان راجکومار هیرانی
تهیه‌کننده ویدو وینود چوپرا
نویسنده راجکومار هیرانی
آبیجات جوشی
بازیگران عامر خان
کرینا کاپور
آر مدهاوان
شرمان جوشی
بومان ایرانی
موسیقی شانتانو مویترا
تاریخ‌های انتشار
۲۰۰۹ (میلادی)
مدت زمان
۱۷۱ دقیقه
کشور  هند
زبان هندی
هزینهٔ فیلم ۳۵ کرور
فروش گیشه ۳۹۲ کرور

سه احمق فیلمی هندی ساخته شده در سال ۲۰۰۹ است.

این فیلم محبوب‌ترین کمدی بالیوودی در خارج از هند محسوب می‌شود.امتیاز این فیلم در وبگاه معتبر IMDb ۸٫۲ از ۱۰ می‌باشد که در رتبه ۱۰۲ قرار دارد. ۳ احمق به فارسی نیز دوبله شده و در ایران هم نمایش یافته است.

بازیگران[ویرایش]

عامر خان رانچو
کرینا کاپور پیا
آر مدهاوان فرهان
شرمان جوشی راجو
بومان ایرانی ویروس
امی وایدیا چاتور

داستان[ویرایش]

فرهان، راجو، رانچو و چاتور در یک دانشگاه مهندسی درس می‌خوانده‌اند. چاتور ده سال قبل در زمان دانشجویی به آنها گفته بود که پس از ده سال در دانشگاه همدیگر را ببینند و بفهمند چه کسی موفق تر است. اما فرهان و راجو که دوستان صمیمی رانچو بوده‌اند نمی‌دانند او کجاست و سالهاست او را ندیده‌اند؛ بنابراین به دنبال آدرسی که چاتور داده هر سه به دنبال رانچو می‌روند و فیلم به عقب بازمی‌گردد:

رانچو دانشجویی بوده که از صمیم قلب به مهندسی علاقه داشته اما با حفظ کردن مخالف بوده. راجو فقط برای نجات خانواده اش از فقر تصمیم به مهندس شدن گرفته بوده و فرهان علاقه داشته عکاس حیات وحش شود اما پدرش اجازه نداده بود.

مدیر دانشگاه دکتر ویرو ساراسها بوده (ویروس) با رانچو شدیداً مخالف است. چاتور شاگرد موردعلاقه اوست و فقط درس هارا حفظ می‌کند.

راجو که در ابتدا از روش‌های رانچو راضی نیست به اتاق چاتور نقل مکان می‌کند در حالیکه او وضع بدتری دارد. در روز معلم چاتور برای تحت تأثیر قراردادن ویروس تصمیم می‌گیرد به کمک کتابدار مدرسه سخنرانی به زبان هندی خالص که چیزی ازآن نمی‌فهمد حفظ کند و روی صحنه بخواند. رانچو بعضی از کلمات برگه را تغییر می‌دهد و به چاتور می‌دهد تا حفظ کند. چاتور در برابر ویروس و وزیر آموزش و پرورش سخنرانی می‌کند و همه را به خنده می‌اندازد. چاتور که بسیار به او توهین شده است ازروی انتقام به رانچو می‌گوید که با روش خودش از او موفق تر می‌شود. درهمین حال پدر رانچو دچار ایست قلبی می‌شود اما به کمک رانچو و پیا (دختر ویروس و دانشجوی پزشکی، رزیدنت بیمارستان شهر) نجات پیدا می‌کند و باعث می‌شود راجو به سوی رانچو بازگردد. رانچو و پیا به هم علاقه‌مند می‌شوند. ویروس تلاش می‌کند دوستی فرهان و راجو بارانچو رااز بین ببرد اما آنها همیشه با رانچو هستند. بااین حال رانچو همواره در امتحانات اول می‌شود و فرهان و راجو آخر. چون فرهان به عکاسی علاقه دارد و راجو می‌ترسد.

مدتی بعد سه دوست به خانه ویروس می‌روند و رانچو به پیا ابراز عشق می‌کند (در حالی که او یک نامزد خسیس و پول دوست دارد). ویروس آنها را بیرون خانه اش می‌بیند.

فردای آن روز ویروس راجو را به دفتر می‌آورد و می‌گوید یا باید خودش اخراج شود و یا رانچو. راجو هم که بلاتکلیف است خودش را از پنجره به بیرون پرت می‌کند. راجو به کما می‌رود و پس از دوماه حالش خوب می‌شود و تصمیم می‌گیرد ترس را کنار بگذارد.

فرهان هم درمورد علاقه اش با پدر حرف می‌زند و پدرش اجازه می‌دهد تا او عکاس شود. ویروس که از موفقیت فرهان وکار پیداکردن راجو خشمگین است، تصمیم می‌گیرد از راجو برای پایان ترم امتحان سختی بگیرد تا او رد شود و کار رااز دست بدهد. پیا از نقشه ویروس با خبر می‌شود و کلید دفتر ویروس را به رانچو می‌دهد تا برگه‌های سؤال را پیدا کنند. اما ویروس می‌فهمد و هر سهٔ آنها را اخراج می‌کند. پیا با عصبانیت به پدرش می‌گوید که او مقصر خودکشی برادرش است. چون هرگز به او اجازه نداده طبق علاقه اش عمل کند و او هم خودش را از قطار پرت کرده است.

پیا از خانه می‌رود و حال مونا، خواهر بزرگ پیا که حامله است بد می‌شود. پیا به رانچو خبر می‌دهد و رانچو به کمک دوستانش بچه را به دنیا می‌آورد.

ویروس از اخراج آن سه منصرف می‌شود. او خودکاری به رانچو می‌دهد که درفضا هم می‌نویسد وسی سال منتظر بوده تا خودکار به دانشجوی استثنایی برسد. روز فارغ‌التحصیلی رانچو ناپدید می‌شود.

فیلم به زمان حال بازمی‌گردد. چاتور برای یک شرکت آمریکایی کار می‌کند و سعی دارد فردی به نام فانسوخ ونگدو را راضی به بستن قرارداد کند.

آنها به خانه رانچو می‌رسند اما می‌بینند که رانچو کس دیگری است. آن مرد به آنها می‌گوید که نام آن پسر در اصل چوتو است که یتیم و عاشق یادگیری بوده است. پس پدر رانچوی واقعی او را به جای رانچو به دانشگاه می‌فرستد تا برای پسرش مدرک بگیرد.

آنها آدرس چوتو را می‌گیرند اما در راه به سراغ پیا می‌روند و او را از مراسم عروسی اش با مرد خسیس فراری می‌دهند. پس از پیداکردن رانچو، در یک مدرسه ساحلی که توسط خودش تأسیس شده، چاتور، پس از زخم زبان زدن‌های بسیار از رانچو امضای اعتراف به شکست می‌گرفته و خودکار ویروس را هم از او می‌گیرد. هنگامی که چاتور، هنگام قدم زدن در حال دور شدن است، فرهان، راجو و پیا متوجه می‌شوند که اسم واقعی رانچو فانسوخ ونگدو است. چاتور حقیقت را می‌فهمد و در حالی که آن چهار نفر دور می‌شوند التماس می‌کند تا شغل او را نجات دهند.[۱]

منابع[ویرایش]