سعادتلو

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

مختصات: ۳۷°۲۸′۲۷″ شمالی ۴۶°۴۸′۲۸″ شرقی / ۳۷٫۴۷۴۱۷°شمالی ۴۶٫۸۰۷۷۸°شرقی / 37.47417; 46.80778[۱]

نوشته شده توسط حامد قبلوی[ویرایش]

سعادتلو (نوشته شده توسط حامد قبلوی) یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان قرانقو بخش مرکزی شهرستان هشترود واقع شده‌است.

تنها وبلاگ خبری فعال و کامل در مورد این روستا توسط آقای حامد قبلوی مدیریت می‌شود و یکی از وبلاگ‌های کامل در مورد روستا بوده و در بخش معرفی این وبلاگ روستاهای دیگر نیز معرفی می‌شود

منابع[ویرایش]

  • «سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵، جمعیت تا سطح آبادی‌ها بر حسب سواد». مرکز آمار ایران. ۱۳۸۵. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۵ نوامبر ۲۰۱۲.



موقعیت

روستای سعادتلو در ۳۰ کیلومتری شهرستان هشترود قرار دارد. این روستا از سمت شمال با روستاهای آغچه کندی، از جنوب با روستای قزللو، از شرق با روستای ذوالبین و در نهایت از غرب با روستای دربند همسایه می‌باشد.

شغل

اکثر مردم این روستا به کار کشاورزی و دامپروری مشغول می‌باشند. البته نا گفته نماند که جوانان این روستا به دلیل نبود کار در این منطقه مجبور هستند روزی خود را در شهرهای جنوبی کشور جستجو کنند.

جاذبه‌های گردشگری

از جاذبه‌های گردشگری می‌توان به آبشارهای آیازدره سی، کوه قره اوغول داغی و رودخانهٔ آلمالو و باغ‌های اطراف آن و برکه آلمانّار دره سی اشاره کرد.

لازم است ذکر شود که این روستا دارای معدن تراورتن می‌باشد که از معادن مشهور شهرستان به‌شمار می‌آید

این روستا نزدیک به ۳۰۰ خانه و جمعیتی حدود ۱۰۰۰ نفر دارد همچنین دارای افراد تحصیلکرده که در شهرهای قم تهران تبریز و در شهرستان هشترود زندگی می‌کنند

 بازی‌های بومی محلی
                          • آشق اویناماق

آشق به استخوانی گفته می‌شود که در پای گوسفندان یا بز قرار داشته و آشق بزرگتر به نام تانکا از پای گاو یا گوساله پس از خوردن گوشت آ نها برجای می‌ماند.

آشق متوسط و خوش دست را نیز ذققه می‌گو یند. این بازی به روش‌ها و صورتهای مختلف و دو یا چند نفره انجام می‌گیرد. جزیق یا یک دایره بزرگ تقر یباَ به قطر دو متر ویا کمتر می‌کشند وهر نفر با دام یا یک آشق وسط دایره می‌گذارد. بازی با قرعه شروع شده و هر کس با پر تاب کردن ذققه خود به طرف بادامها ویا آشق‌ها، هر چند از آ نها را بتواند از این دایره بیرون ببرد آن بادام یا آشق مال او می‌شود و این بازی به ترتیب نوبت بین نفرات شرکت‌کننده انجام می‌گیرد.

لازم است ذکر شود کسانی که موفق به بردن آشق‌ها می‌شوند پس از جمع آ وری و رنگ آمیزی آشق‌ها را از وسط سوراخ کرده و به وسیلهٔ نخ به هم وصل و در جاهای مختلف منزل آویزان می‌نمودند.

                        • بازی دوز اویناماق یا جوز اویناماق

بازی دوز از قدیم در بین روستائیان رواج فراوان داشته، بطوریکه جوانان، افراد میانسال و گاهی کهنسالان نیز این بازی را دوست داشته وآنرا انجام می‌دهند. تعداد نفرات در این بازی از دو شروع شده و ممکن است سه یا چهار و بیشتر هم به عنوان کمکی دو بازیکن اصلی را همراهی و همفکری کنند. ابزار لازم جهت انجام این بازی یک برگ مقوا و تعدادی مهره یا سنگ ویا تکه چوب به رنگهای مختلف می‌باشد. البته در صورت نبودن مقوا به وسیلهٔ گچ یا ابزار دیگر در روی زمین یا روی اشیاء صاف رسم شده و انجام می‌شود.

بازی دوز با مهره‌های سه، شش، نه ویا دوازده تائی یعنی اون ایکی داش انجام می‌شود که بازی با ۱۲مهره قدری پیچیده بوده و اکثراً توسط بازیکنان کار کشته و پا به سن انجام می‌شود. این بازی به قدری زیبا و جذابیت دارد که در میان بازی با خنده و شوخهای زیادی همراه است.

بازیکنان هر کدام ۱۲مهره با رنگها و اشکا ل متفاوت انتخاب و سپس به قید قرعه یا تفاهمی یکی از آ نها با قرار دادن مهره‌ها یش بر نقطه ای که به تمام خطوط تسلط دارد بازی را شروع می‌کند. نفر دوم مهره ای را در نقطه مرکزی یا در یکی از گوشه‌ها که از لحاظ موقعیت مکانی در درجه دوم است می‌گذارد و نفر اول دوباره مهره دوم را گذاشته و بازی به همین نحو ادامه می‌یابد تا اینکه هر دوی آن‌ها مهره‌های خود را در محل‌های تلاقی خطوط کاشته باشند.

در هنگام چیدن یا کاشتن مهره‌ها بازیکن اولی ضمن کاشتن مهره‌های خود می‌گوید: قوندوم و نفر مقابل هم جواب می‌دهد منده قوندوم.

پس از اتمام کاشتن مهره‌ها، هر کدام از بازیکنان به نوبت با جا بجا کردن مهره‌های خود سعی می‌کنند هر سه مهره خود را در یک خط مستقیم ردیف کنند یا بچینند و همچنین با قرار دادن مهره خود به عنوان مانع بر روی نقطه ای که حریف را از تکمیل ردیف رو به اتمام نا توان کند.

در این بازی هر کدام از بازیکنان با تکمیل نمودن هر ردیف یعنی قرار دادن سه مهره در خطوط مستقیم امتیاز گرفته و یکی از مهره‌های طرف مقابل را از صفحه بازی برداشته یا خارج می‌کند. در طول بازی افراد دیگری که کنار هر کدام از بازی کننده‌های اصلی قرار دارند به آ نها کمک فکری در جهت درست چیدن مهره‌ها یا جابجائی آن‌ها انجام می‌دهند و در نهایت بازیکنی که تعداد مهره‌هایش از سه مهره کمتر شود بازنده و نفر مقابل برنده و پیروز مسابقه می‌باشد.

لازم به توضیح است بازیکنی که بتواند در حین کا شتن یا چیدن مهره‌ها، سه مهره خود را در یک ردیف بچیند یکی از مهره‌های طرف مقابل کم خواهد شد.

++++++++++++++++++++

 ازدواج در آذربایجان شرقی:(روستای سعادتلو)

سنت ازدواج در میان ایرانیان محترم شمرده می‌شود و هر کدام از آداب و رسومی که برای با شکوه‌تر برگزار کردن آن اجرا می‌کنند فلسفه‌ای دارد که توجه به آن، فرهنگ ازدواج ساده همراه با پایبندی به عقاید و مذهب را در میان جوانان گسترش می‌دهد. این رسوم، در فرهنگ بسیاری از ملل جهان مشترک است. تبادل حلقه ازدواج، تبادل مهریه و شیربها، هدیه دادن گل، شام دادن در شب عروسی، موسیقی، شعرخوانی، دعا و خواندن کتاب مقدس مانند قرآن در فرهنگ ملل گوناگون به شکل‌های مختلف و با جزئیاتی متفاوت وجود دارد.

آیین ازدواج، آیینی است مسرت‌بخش و شادی‌افزا که بر محور خانواده استوار است. در فرهنگ مردم ایران در مراحل مختلف اجرای این آیین از خواستگاری، بله‌برون، تعیین شیربها و مهریه تا عروسی و تشکیل خانواده جدید، بر حضور ریش‌سفیدان و بزرگان فامیل اعم از پیرمردان دنیا دیده و پیرزنان با تجربه تأکید فراوان شده‌است. احترام به این اشخاص و ضرورت حضورشان در همه این مجالس به سبب راهگشایی ایشان در امور مهم و تصمیم‌گیری‌هاست. بزرگان و ریش‌سفیدان در واقع قانونگذارانی هستند که محدوده قانون‌گذاریشان عرف و خانواده است و البته خود، ناظر بر اجرای قوانینشان نیز هستند. تعیین میزان مهریه، مبلغ شیربها، سیاهه جهیزیه و زمان و چگونگی برگزاری مراسم خواستگاری، عقد و عروسی از وظایف نانوشته و قوانین عرفی بزرگان و ریش‌سفیدان خانواده است. همه این مسائل که گواه دانش تجربی و شأن اجتماعی و خانوادگی بزرگان و ریش‌سفیدان است، سبب احترام و اکرام ایشان می‌شود. شناساندن آداب و رسوم ایرانیان در بحث ازدواج می‌تواند به آسان‌سازی ازدواج کمک کند چرا که در بسیاری از اقوام مراسم عروسی با کمترین هزینه و در عین حال با شکوه‌ترین مراسم برگزار می‌شود؛ بنابراین می‌توان گفت که ایرانیان از دیرباز همه اقوام و فامیل را در برگزاری مراسم عروسی شرکت می‌دادند و هر رسمی‌که بلد بودند مانند رقص‌های سنتی، خواندن آواز و بازی‌های مختلف را به کمک یکدیگر اجرا می‌کردند که این موضوع به با شکوه شدن مراسم ازدواج کمک شایانی می‌کرد. بررسی برخی از آیین‌های ازدواج در میان اقوام ایرانی در گذشته نشان می‌دهد که در برگزاری مراسم ازدواج از جمله خواستگاری، مراسم عقد، تهیه جهیزیه، حنابندان، روز عروسی و … اکثراً خانواده‌های عروس و داماد نه یک یا دو روز بلکه هفت تا ده شبانه روز مراسم جشن و پایکوبی را ادامه می‌دادند. این مراسم باشکوه در تمام استان‌های ایران در شکل کلی و مراحل آن مشابه است فقط در جزئیات مراسم و همچنین تلفظ واژه‌های محلی است که تفاوت‌هایی مشاهده می‌شود.

آذربایجان شرقی با سابقه کهن فرهنگی و اجتماعی خود دارای آداب و رسوم جالب و خاصی است که از جذابیت و ویژگی منحصری برخوردار است. ازدواج پیوند مقدسی است که در میان مردم آذربایجان از ارزش و احترام والایی برخوردار است و این امر باعث شده‌است که مراسم مربوط به آن را هر چه باشکوه‌تر و زیباتر برگزار نمایند و یکی از دیدنی‌ترین مراسم در آذربایجان شرقی باشد. مراسم ازدواج در سراسر آذربایجان به‌طور کلی به یک شکل ولی با تفاوت اندکی برگزار می‌گردد.

آذری زبان‌ها برای فرستادن جوانانشان به خانه بخت رسم و رسوم بامزه‌ای دارند که البته بی‌شباهت به شهرهای دیگر نیست. رسم و رسومی که هرچند نسبت به سال‌های قبل کمرنگ‌تر شده، اما هنوز هم می‌شود رگه‌هایی از آن را دید. هنوز هم در مراسم ازدواج ترک‌ها، عاشیق‌ها می‌نوازند و رقص و پایکوبی به شیوه سنتی‌اش برگزار می‌شود. عروسی معمولاً با خواندن سرودها و تصنیف‌ها همراه است. این تصنیف‌های زیبا و تغزلی و حتی طنزآلود در واقع زینت‌بخش مجالس عروسی هستند و همیشه به همراه موسیقی و رقص اجرا می‌شوند. موسیقی و ادبیات عاشیقی، از قدیمی‌ترین هنرهای آذربایجان هستند. عاشیق، هنرهای خوانندگی، نوازندگی، شعر، داستان‌سرائی، حرکات موزون و نمایش را همزمان دارا است و با نغمات موسیقی که «هاوا» گفته می‌شود، در مراسم گوناگون از جمله عروسیها و اعیاد و همچنین در محل‌های مختلف - از سالن‌های کنسرت تا قهوه‌خانه‌ها - به ایفای این هنرها می‌پردازد. آلت موسیقی اصلی عاشیق‌ها «قوپوز» یا «ساز» نامیده می‌شود، که معمولاً با همراهی نوازندگان ساز بادی «بالابان» و ساز ضربی «قاوال» یک گروه، تشکیل می‌دهند.

مراسم عروسی در چند مرحله انجام می‌شود از جمله خواستگاری، عقد، نامزد کردن و نشان بردن، شب حنابندان، بردن جهیزیه و «پاینده تخت». هر مرحله سرود و آوازی خاص دارد که خصوصیات همان مرحله را نشان می‌دهد.

به عنوان مثال رسم جالبی که در گذشته‌های دور در آذربایجان مرسوم بوده اینکه روی سر عروس نشسته بر صندلی، کاسه‌ای می‌گذاشتند و مهمانان به رسم هدیه داخل آن پول می‌انداختند. یکی از همراهان عروس در زمانی مناسب این کاسه را برمی‌داشت و فرار می‌کرد، در این صورت بقیه بایستی او را می‌گرفتند و به او مژدگانی می‌دادند تا راضی شود و کاسه پر پول را پس بدهد. در زمان‌های گذشته (بیش از پنجاه سال پیش) داماد تا زمانی که مراسم عروسی انجام نمی‌گرفت، حق دیدن عروس را نداشت و گاهی اوقات در مراسم عقد نیز دختر و پسر چهره همدیگر را به‌طور کامل نمی‌دیدند. اگر هم ملاقاتی بین دختر و پسر صورت می‌گرفت با ترس و لرز بود. امروزه نحوه آشنایی‌ها به علت گسترش روابط بسیار تغییر کرده‌است. اغلب جوانان همسر آینده خود را انتخاب می‌کنند و بعد مراسم خواستگاری انجام می‌پذیرد. https://commons.wikimedia.org/wiki/

جستارهای وابسته[ویرایش]