سادکو

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
سادکو در قلمرو پادشاهی جهان زیردریا، تزار دریا یکی از سی دختر خود را برای ازدواج به سادکو پیشنهاد می‌کند. نیکلاس قدیس به او هشدار می‌دهد زشت‌ترین دختر را برگزیند. اثر ایلیا رپین، موزهٔ دولتی روسیه.

سادکو (به روسی: Садко) یکی از شخصیت‌های اصلی در حماسهٔ قرون وسطی روسی بایلینا است. سادکو فردی فقیر، ماجراجو، تاجر و نوازندهٔ ساز گوسلی (سازی از جنس چوب و شبیه به بال) اهل نووگورود است که در سواحل دریاچهٔ ایلمن زندگی می‌کند.[۱] داستان سادکو یکی از کهن‌ترین حماسه‌های فرهنگ روسی است. سه سرود دربارهٔ سادکو بسیار قابل توجه است، چرا که آن‌ها تنها حماسه روسی به شمار می‌روند که در آن قهرمان اصلی عازم سفری به جهان دیگر می‌شود. حماسه سادکو از سه بخش متناوب بین دنیای واقعی و فانتزی روایت می‌شود؛ در بخش اول نوازندهٔ فقیر گوسلی تبدیل به یک تاجر تروتمند می‌شود، سادکوی ثروتمند شرط می‌بندد که قادر به خرید تمام کالاها و محصولات در نووگورود است و بخش سوم سادکو به سفرهای تجاری می‌پردازد و به قلمروی تزار دریاها رفته و در نهایت به خانه باز می‌گردد.[۲]

خلاصه افسانه[ویرایش]

سادکو در یکی از روزها توسط ساز گوسلی در حال نواختن موسیقی بسیار زیبایی برای گیاهان، گل‌ها، پرنده‌ها و ماهی‌ها بود به طوری که طبیعت نیز نسبت به او واکنش نشان می‌داد. زمانی که اجرای او به پایان رسید، تزار دریاچه که مجذوب صدای ساز او شده بود، سر از امواج آب بیرون آورد و به عنوان پاداش با گفتن رازی تشویقش می‌کند که با تجار نووگورود شرط ببندد در آب دریاچه یک گونه ماهی طلایی صید خواهد کرد.

سادکو شرط را می‌برد، با استفاده از پول‌های برده یک ناوگان تشکیل می‌دهد، و خود به یک تاجر تبدیل می‌شود. او به مدت ۱۲ سال با ناوگان تجاری خود متشکل از ۳۰ کشتی دریاها را درنوردید، اما از یاد می‌برد که به تزار دریاچه تشکری بدهکار است. سپس یک روز که از یک مأموریت تجاری موفق با کشتی‌های پر از طلا، نقره و مروارید باز می‌گردد، ناگهان کشتی‌هایش از حرکت باز می‌مانند. سادکو متوجه می‌شود که این بد اقبالی نتیجهٔ عدم احترام و تشکر به تزار دریا است. او در ابتدا بشکه‌ای نقره را به دریا انداخت، اما نتیجه‌ای در بر نداشت، حتی یک بشکه طلا و مروارید نیز دیگر نمی‌تواند دل پادشاه دریا را بدست آورد. سپس این تاجر ثروتمند پیشنهاد می‌کند که به قید قرعه مشخص کنند کدام یک از ملوانان باید قربانی شوند و با مهارت طوری ترتیب کار را می‌دهد که قرعه به نام او نیفتد. تمام خدمه کشتی از جمله خودش، باید نام خود را بر روی قطعه چوبی حکاکی می‌کرد و آن را به دریا می‌انداخت. قطعه چوب شخصی که به زیر آب رود گناهکار محسوب می‌شود و به منظور نجات کشتی باید خود را پیشکش تزار دریا کند.

سادکو که قصد غرق شدن نداشت، پری را جایگزین قطعه چوب خود کرد، اما پر به زیر آب فرو رفت و حقهٔ او نمی‌گیرد و سادکو در می‌یابد که سرنوشتش رقم خورده است. «من ۱۲ سال بر دریا راندم و در این مدت هیچ باج یا عوارضی به تزار دریا ندادم. من در دریای آبی خوالینسک نان و نمک نینداختم. اکنون مرگ برای بردن سادکو آمده است.» او بر ترس از مرگ غلبه کرده، گوسلی خود را بر می‌دارد و خود را پیشکش دریا می‌کند. هنگامی که سرانجام به اعماق دریا و قصر پادشاه و ملکهٔ آب‌ها می‌رسد ناگزیر می‌شود به عنوان مجازات گوسلی بنوازد تا ایزد دریا برقصد؛ رقصی که توفان‌های مهیب در پی دارد و در آن بسیاری از کشتی‌ها و ملوانان روسی غرق می‌شوند. نیکلاس قدیس که از این کشتار بی‌معنای ارواح راست آیین خشمگین است، با مداخلهٔ معجزه‌آسای خود به سادکو اندرز می‌دهد که زه‌های گوسلی را پاره کند تا اوضاع به حالت عادی برگردد. بار دگر تزار دریا به عنوان پاداش نواختن موسیقی زیبا، به سادکو زیباترین پری دریایی قلمرو دریاها را پیشنهاد کرد. سادکو نیز بر طبق مشاوره با نیکلاس قدیس که به او هشدار می‌دهد زشت‌ترین دختر را برگزیند، آخرین دوشیزه در خط را انتخاب کرد و در کنارش به خواب فرو رفت. وقتی بیدار شد خود را در ساحل و در کنار همسرش یافت.[۳][۴]

منابع[ویرایش]

  1. “Sadko”. surlalunefairytales.com. Retrieved October 3, 2016. 
  2. “Sadko in the Underwater Kingdom (1876)”. myweb.rollins.edu. Retrieved October 5, 2016. 
  3. “Russian bylina Sadko”. artrusse. Retrieved October 3, 2016. 
  4. “Russian Fairy Tales”. russfolkart. Retrieved October 3, 2016.