دوزخرفات

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
دوزخرفات
Doozakhrafat.png
با مقدمه سیدابراهیم نبوی
نویسنده سروش پاکزاد
ناشر اچ اند اس مدیا
تاریخ نشر ۱۳۹۰ خورشیدی
شابک ۹۷۸۱۷۸۰۸۳۱۲۱۳
تعداد صفحات ۲۶۸
سبک طنز
زبان فارسی

دوزخرفات کتابی‌ست طنز به قلم سروش پاکزاد که در سال ۱۳۹۰ خورشیدی در ۲۶۸ صفحه منتشر شده‌است. ناشر کتاب انتشارات اچ اند اس مدیا می‌باشد که دوزخرفات را به عنوان یکی از پرفروش ترین کتاب های سال ۱۳۹۴ خویش معرفی کرد[۱] . این کتاب شامل ۱۰۷ نوشته است که پیش از این توسط نویسنده در وبلاگی به نام هشت سنگ منتشر شده بود. بیشنر نوشته های دوزخرفات به ارائه و نقد تصویری بشری از عالم خدایان و فرشتگان و شیاطین می پردازد؛ به همین دلیل امور جاری و روزمره در برزخ، بهشت، دوزخ، و ملکوت مرکز کانونی داستان های کتاب است.

از نگاه دیگران[ویرایش]

نشریه ایتالیایی ایل لیبرایو (Il Libraio) در مقاله ای به نام «وضعیت طنز دینی در ایران چگونه است؟» به کتاب دوزخرفات پرداخته و موفقیت آن را در ارایه طنز خلاقی اما به دور از خشونت کلامی و توهین ستوده است.[۲]

ابراهیم نبوی در مقدمه‌ای که بر این کتاب نوشته‌است طنز دوزخرفات را از بهترین طنزهایی می‌داند که در طول زندگی‌اش خوانده و این کتاب را چنین توصیف می‌کند: «نویسنده هم با پیامبران شوخی می‌کند و هم با فرشتگان الهی، گاهی به نیچه سر می‌زند و گاهی به حلاج و گاهی به مولانا و شبلی و معلوم است که هم مرض عرفان داشته و هم مرض فلسفه و هم دین را خوانده (...) از همین رو خواندن کتاب دوزخرفات سروش پاکزاد را به خوانندگان طنزدوست و طنزفهم توصیه می‌کنم. نمیرید و بعداً بگوئید کاش دوزخرفات را خوانده بودم. قضیه شوخی نیست». [۳] [۴]

او در جایی دیگر ضمن نام بردن از کتاب دوزخرفات هم ردیف با کتابهای مطرح طنز ایرانی، گفته‌است: «تحلیل آثار طنز نشان می‌دهد که بسیاری از آثار مهم طنز پارسی در دوران معاصر (...) در شرایطی تولید شدند که آزادی وجود نداشت چرا که طنزنویس در این شرایط همواره مجبور بود برای نهان کردن مقصودش به صنایع ادبی، ابهام، ایهام، شخصیت پردازی، فضاسازی و تمثیل و مثل پناه ببرد. نوشته‌هایی مثل توپ مرواری - صادق هدایت، دائی جان ناپلئون - ایرج پزشکزاد، اسرار گنج دره جنی - ابراهیم گلستان، مغولان و سلطان، و خاطرات السلطنه - فرخ سرآمد، آقای ذوزنقه - جواد مجابی، اعتراف، و قصه کوتوله‌ها و درازها - ابراهیم نبوی، دوزخرفات - سروش پاکزاد همه و همه در شرایطی خلق شدند که آزادی به معنای مشخص کلمه وجود نداشت».[۵]

نبوی، سروش پاکزاد را «یک استعداد کم نظیر در طنزنویسی» می داند و دوزخرفات راکتابی معرفی می کند «که پر است از شوخی های بکر با هستی و آفرینش و دوزخ و بهشت و انسان و خدا، حوزه ای که ما از شوخی های ملیح و ظریف در آن بی بهره اگر نگویم کم بهره ایم». [۶].

محمود فرجامی، طنزپرداز و پژوهشگر طنز و کمدی ایرانی، در وبلاگ «باران در دهان نیمه باز» معتقد است که «امروزی دیدن اساطیر دینی» نخی نامرئی است که تمام متن‌های پراکنده دوزخرفات را به هم وصل می‌کند:

«به نظرم دوزخرفات یکی از شاهکارهای مسلم نقیضه‌نویسی در زبان فارسی است. نویسنده نه فقط با متون دینی اسلامی و سامی و افسانه‌ها و نمادهای ادیان ابراهیمی به خوبی آشناست، و به روش‌های مختلف با آنها بازی می‌کند و نقیضه می‌سازد، بلکه معمولاً سبک دومی را به طور همزمان نظیره نویسی می‌کند… به زحمت بتوان برای کتابی شامل اینهمه سوژه‌های اکثراً بکر و پرداخت‌های عالی (و خوشبختانه کوتاه) خط و ربطی خاص پیدا کرد. بعضی سوژه‌ها و نحوه‌ی پرداخت چند لایه‌شان چنان خوب‌اند که می‌توان با آنها (با کمی روده‌درازی البته) قصه‌ای بلند یا حتی کتابی نوشت. کاری که خوشبختانه سروش نکرده و به یک شبیخون گیج‌کننده، به جای حمله‌ای فرساینده، بسنده کرده. هدف: دوزخ خرافاتی ذهن ما.»[۷] [۸]

فرجامی در جایی دیگر اذعان می کند که «این کتاب من را -که بالاخره کارم خواندن طنز است- شگفت زده کرد» و دست آخر خواندن دوزخرفات را به عنوان نمونه ای از «طنز خیلی خوب مدرن فارسی» توصیه می نماید: «در چند سال اخیر هر کس که از من پرسیده بود چند طنز برجسته در زبان فارسی معرفی کنم، “دوزخرفات” همیشه یکی از پیشنهادهای من بود».[۹]

یاسر میردامادی، پژوهشگر دین و فلسفه در مصاحبه با بامداد خبر به دوزخرفات اشاره کرده و آن را نمونه ای از طنز نقادانه‌ی الاهیاتی می داند که مصداقی از سخره‌گری به حساب نمی‌آید. در بخشی از مصاحبه که با عنوان «حق به سخره گرفتن» منتشر شده، چنین آمده است:

«سروش پاکزاد (این اسم به احتمال خیلی زیاد مستعار است) در وبلاگ‌اش (هشت‌سنگ) نمونه‌ای موفق از طنز نقادانه‌ی الاهیاتی را ارائه کرده است که گرچه رادیکال و ساختارشکنانه است اما سخره‌گرانه و توهین‌آمیز نیست، بلکه آدمی را به درنگ وا می‌دارد (وجه نقادانه‌ی آن) و گاهی لبخندی هم بر گوشه‌ی لب می‌نشاند (وجه طنزآمیز آن). رنگ‌مایه‌ی مشترک تمام طنزهای نقادانه‌ی الهیاتی او تأکید خلاقانه بر این نکته است که: جهان خدایان، چنان‌چه در ادیان تصویر شده‌اند، چقدر بشری اند و چه مایه مناسبات بشری بر آن‌ها حاکم است… ممکن است کسی بگوید حتی اگر چنین نوع طنزهایی از نظر اخلاقی اشکال نداشته باشد، از نظر دینی اشکال دارد. اما به نظر می‌رسد طنزهای نقادانه‌ی الاهیاتیِ سروش پاکزاد و امثال وی، نه تنها اخلاقاً سخره‌گرانه (و در نتیجه توهین‌آمیز) نیست، بلکه حتی از منظر الاهیاتی نیز در خور درنگ است.» [۱۰]

میردامادی در نوشته ای دیگر، دوزخرفات را در کنار آثاری نظیر ترس و لرز نوشته سورن کی‌یرکگور و فیه ما فیه مولوی و نامه های عین القضات همدانی به «خاطر حال و هوای باطنی و در عین حال سنجشگرانه»اش تحسین کرده. [۱۱]

رویا صدر، طنز نویس، منتقد، و پژوهشگر ادبیات فکاهی ایران، برای بررسی رابطه طنز و دین به سراغ مطالعه موردی کتاب دوزخرفات می رود. دوزخرفات به عقیده رویا صدر، «قصد دارد به نقد درک نازل از امر قدسی توسط توده ها بپردازد تا مسیری اصلاحی در باورهای دینی را دنبال کند و نشان دهد که تصاویر برساخته از خداوند و امور قدسی در ادیان، تا چه حد بشری و یا آنتروپومورفیک است... البته مضمون نوشته‌های دوزخرفات متفاوت است: بعضی وقتها رنگ نقد دارد، گاه در حد یک درنگ شوخ طبعانه یا یک شوخی ساده با اعتقاد یا گفته ای است و گاه بیان نظرگاه و دغدغه های متنافیزیکی است.»

رویا صدر با اشاره به قلم و نگاه قوی و نافذ و عمیق این اثر «یکه و بی مانند»، برخی ویژگی های مهم نگارشی کتاب را چنین بر می شمارد: «قالب ها،متنوع است. در حد سرگیجه آوری متنوع است... در کتاب قالب نظیره نویسی زیاد به کار رفته‌است. نظیره‌نویسی ها ماهرانه است و با نوآوری‌های صورت گرفته، خواندنی‌تر شده است... نوشته ها، موجز است. اطاله کلام ندارد. نویسنده، ضربتی زده و رفته. هر واژه یا عبارتی جای خودش را دارد. کار، شسته و رفته است. مخاطب را خسته نمی‌کند... استفاده از واژه‌ها و عبارات بسیار حرفه‌ای و هنرمندانه است. در جا انداختن لحن بسیار ماهرانه عمل کرده و با کمک آن، توانسته زبان محاوراتی را در کائنات جاری کند و در سایه آشنایی زدایی، طنز عبارتی بیافریند. دیالوگ‌های دقیق، فضای نمایشی، لحن عالی و واقعی و پذیرفتنی، همراه با پایان‌بندی خوب با ضربهٔ آخر،و یژگی بخش مهمی از آثار است... در مجموع فرم و زبان آثار نشان می‌دهد که نویسنده،سوار بر کار است و با طرح و نگاهی مشخص سراغ سوژه آمده‌است. تکلیفش با موضوع مشخص است.» رویا صدر در انتهای نقدش به دوزخرفات آن را سرشار از ظرایف نوشتاری می خواند و امتزاج این ویژگی با وسعت اطلاعات نویسنده و احاطه او بر موضوعاتی که به طنزشان کشیده است را عامل عمق و غنای طنز "دوزخرفات" می داند. [۱۲] [۱۳]"

مهدی خلجی، پژوهشگر مطالعات اسلام در مرکز تحقیقات خاورنزدیک واشنگتن، «طنز قوی» دوزخرفات را می ستاید. خلجی در صفحه فیسبوکش چنین می نویسد: «کتاب دوزخرفات را می‌خواندم عصر امروز. طنزی قوی است با دست‌مایه قرار دادن مذهب. شوخی با خدا و ملکوت او. در ازای شوخی‌هایی که خدا با ما زمینیان می‌کند. هرچه عوض دارد گله ندارد! امیدوارم روزی در ایران منتشر شود».[۱۴]

پانویس[ویرایش]

  1. "پشت ویترین چهار: پرفروش ترین کتاب در اچ اند اس مدیا", ۲۸ اسفند ۱۳۹۳
  2. "Com’è cambiata la satira religiosa in Iran?", Redazione Il Libraio, Il Libraio, April 23, 2015
  3. نگاه دیگر، کتاب "دوزخرفات" به نوشته سروش پاکزاد. ابراهیم نبوی، روز آنلاین، چهارشنبه ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۱
  4. "Why so serious? on ‘Doozakhrafat’", Ebrahim Nabavi, openDemocracy, November 7, 2015
  5. طنز و نویسندگی احساس برانگیز، فواید نگارش یک نوشته طنز، ابراهیم نبوی، آموزشکده توانا، زمستان ۱۳۹۰
  6. "مقدمه ای به مصاحبه طنز و اخلاق," ابراهیم نبوی, صفحه فیسبوک, 26 مهر ۱۳۹۳
  7. دال خ الف تا. دوزخرفات. معرفی یک کتاب | باران در دهان نیمه باز
  8. "A book review: On Doozakhrafat, on a Fine Parody!", Mahmud Farjami, TehranReview, April 19, 2015
  9. کتابهای رایگان: دوزخرفات؛ طنز الهیاتی | راهنمای کتاب
  10. حق به سخره گرفتن، بامدادخبر، پاییز ۱۳۹۱
  11. هین بفرما لقمه های باطنی، صدانت، خرداد ۱۳۹6
  12. تاملی بر کتاب دوزخرفات، بی بی گل، رویا صدر، آبان ۱۳۹۲
  13. "Doozakhrafat: a unique satirical voice in Persian literature" , Roya Sadr, Your Middle East, April 1, 2015
  14. نوشته فیسبوک، مهدی خلجی، دی ۱۳۹۲

پیوند به بیرون[ویرایش]