بومی‌سازی علوم انسانی در ایران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

بومی‌سازی علوم انسانی در ایران به معنای منطبق کردن آنچه از سوی حامیان این طرح، علوم انسانی وارداتی از غرب خوانده می‌شود با بوم، زبان، فرهنگ، تمدن و آیین جامعهٔ ایران است.[۱] این فرایند پس از انقلاب اسلامی در ایران آغاز شد و با تشکیل شورای انقلاب فرهنگی سعی شد تا گامهایی در این رابطه برداشته شود که تاکنون به نتایج ملموسی نرسیده است.[۲]

تلقی‌ها از بومی‌سازی علوم انسانی[ویرایش]

هنوز دربارهٔ نحوهٔ بومی‌سازی یا اسلامی‌سازی علوم انسانی در ایران اتفاق‌نظری وجود ندارد و برداشتهای متنوعی از این موضوع وجود دارد.

  • غلامرضا اعوانی در اینباره گفته است: «می‌توان به برداشت‌های متفاوتی که از بومی‌سازی می‌شود اشاره کرد؛ این مسایل، گاه این شبهه را به ذهن متبادر می‌سازد که منظور از آن، تعطیل کردن علوم انسانی در مراکز علمی است و دیگر اینکه معنای بومی کردن کنار گذاشتن کامل علوم انسانی غربی نیست و باید از افراط و تفریط دوری کرد.
  • حمید رجایی در این باره می گوید: « تولید علوم انسانی به معنای گذر از فرآیند تولید علم است، بشرط آنکه جهان بینی، منابع، غایات و اهداف دینی در فرآیند فراوری آن دانش ، بطور بنیادین ایفای نقش کند، مسئلۀ مهم این است که علوم انسانی، برزمینه خاصی از ارزش‌ها و داوری‌های زیربنایی‌تر می‌رویند. مثلاً علم جامعه‌شناسی و روان‌شناسی، بخودی خود، مسؤول تعریف جهان، خالق، انسان و هستی شناسیِ جامعه و روح انسان نیست. این علوم به جهت موضوع و هدفی که دارند، در کار تحلیل و بررسی علمیِ موضوع خود هستند و همواره باید در اشکوبه خود بمانند» [۳] [۴]

در واقع در اینجا، دو بحث مهم وجود دارد که باید از هم تفکیک شود؛ یکی بحث بومی‌سازی علوم انسانی است که به معنای مطالعه و بررسی مقتضیات جامعه، هنجارها، ناهنجاری‌ها، رفتارها و تطبیق علوم انسانی بر اساس نیاز فرهنگ جامعه می‌باشد که برای رسیدن به این هدف ابتدا باید الگوی مشخصی از تحول داشته باشیم و بر اساس آن الگو پیش برویم و معنای اسلامی علوم انسانی؛ بازتعریف تئوری‌های علوم انسانی با استفاده از مبانی و جهان‌بینی اسلامی است و از آنجا که علوم انسانی فعلی بر اساس مبانی و تفکرات اومانیستی، سکولار و نسبی‌گرایی ناشی از جهان‌بینی غرب و در راستای نیازهای انسان غربی طراحی شده لزوم بومی‌سازی علوم انسانی و کاربردی شدن آن بیش از پیش بر همگان اثبات می‌شود.»[۵]
با وجود اینکه ضرورت بومی سازی علوم انسانی تقریباً مورد توافق اکثریت مسولان و اندیشمندان است اما روش و راهکار مناسبی که مورد وفاق همگان باشد اتخاذ نشده است تا جایی که برخی روشنفکران و نظریه پردازان، شعارهای کلیدی و برنامه‌های محوری را که در دستور کار قرار گرفته را ناکارآمد و غیر علمی می‌دانند و معتقدند که مسیر و روش تعریف شده برای تحول در علوم انسانی و نیز لفظ تحول در موضوع پیش رو دارای تناقض می‌باشد.[۶]

بازنگری در محتوای علوم انسانی[ویرایش]

بازنگری در محتوای علوم انسانی یکی از کارها در راستای بومی‌سازی علوم انسانی است که سیاست تغییر متون دانشگاهی در پاره‌ای از رشته‌های علوم انسانی توسط دولت ایران است. دولت ایران هدف از این کار را تلاش برای «انطباق علوم انسانی با مبانی اسلام» عنوان کرده‌است. حقوق، مطالعات زنان، حقوق بشر، مدیریت، مدیریت فرهنگی، مدیریت هنری، جامعه‌شناسی، علوم اجتماعی، فلسفه، روان‌شناسی، علوم تربیتی و علوم سیاسی از جمله رشته‌هایی هستند که از بازنگری در محتوای آن‌ها خبر داده شده‌است.[۷] به‌گفتهٔ ابوالفضل حسنی، مدیر کل دفتر گسترش وزارت علوم دولت محمود احمدی‌نژاد، قرار است در عنوان و محتوای درس‌ها، منابع و مآخذ برنامه‌های آموزشی این رشته‌ها ۷۰ درصد بازنگری شود. علی خامنه‌ای، در یکی از سخنرانی‌هایش پس از انتخابات خرداد ۱۳۸۸ محدودیت در رشته‌های علوم انسانی را خواهان شده بود. وی همچنین گفته بود که شمار استادان معتقد به جهان‌بینی اسلامی کم است.[۸][۹]

موافقان و ناقدان[ویرایش]

  • بیژن عبدالکریمی در بسیاری از سخنرانی‌ها، مناظره‌ها و نوشته‌هایش، اسلامی‌سازی علوم انسانی را مورد نقد قرار داده‌است.[۱۰][۱۱]
  • حمید رجایی در کتابها و مقالاتش معتقد به تعامل علم ساختی خود بخود است و می گوید همین که عالمان مسلمان در سپهر معرفت، علوم خود را به گفتگو بکشند، علوم انسانی اسلامی تولید می شود «علوم انسانی همواره در منبتی از جهان­بینی و نظریات وسیع­‌تر از خود می‌­رویند. این منابت‌‌ همان بومسازگان و اکوسیستمی است که علم انسانی را در خود می‌­پرورد. همه مفاهیم موجود در این علوم مانند اتم‌ها و مولکول‌های بار داری هستند که بناچار از یک مغناطیس جهان‌شناختی و ارزشی، باردار و سوگیر می‌شوند و همچنین از زیرساخت‌های فلسفی و رویکرد‌های پیشینیِ فراختر تغذیه می‌کنند. شاید بسیاری از متخصصان علوم انسانی بطور ناخودآگاه، متوجه این تغذیه تلائم نباشند. غافل از اینکه در جای جای مباحث خود، از این زیرساخت‌ها بهره می‌جویند و اگر چه در مقام گردآوری کمتر به آن وقوف داشته باشند، اما در مقام داوری، شدیداً تحت تاثیر آن هستند.» [۱۲] [۱۳]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. اسلامی‌سازی علوم انسانی (مصاحبه با هادوی تهرانی)
  2. اسلامی‌سازی انجمن حکمت و فلسفه
  3. حمید رجایی. آفرینندگی، تفکر جانبی و باور دینی(درآمدی به تولید علوم انسانی اسلامی). چاپ اول م. اصفهان: انتشارات شهر من، ۱۳۸۹. شابک ‎۹۷۸-۶۰۰-۹۶۰۴۵-۸-۶. 
  4. http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13950419001386
  5. منظور از بومی‌سازی علوم انسانی، تعطیل کردن آن نیست (مصاحبه با غلامرضا اعوانی)
  6. «بومی سازی علوم انسانی ضرورتی بر بستر انحراف». استاد عبدولی. آفتاب. 
  7. BBC فارسی - ایران - احمدی‌نژاد: ملاک عمل ما اسلام ایرانی است
  8. BBC فارسی - ایران - ایران: توسعه ۱۲رشته علوم انسانی متوقف می‌شود
  9. «بومی سازی علوم انسانی را چه کسی پیشنهاد کرد؟». آفتاب. بازبینی‌شده در ۰۶ آوریل ۲۰۱۲. 
  10. مناظره بیژن عبدالکریمی و محمود نبویان
  11. مناظره اسلامی سازی علوم انسانی برگزار شد
  12. فارس نیوز،استاد حمید رجایی، فلسفه علم و تولید علم اسلامی 1395
  13. حمید رجایی. آفرینندگی، تفکر جانبی و باور دینی (درآمدی به تولید علم). ویرایش راضیه ابولحسنی. چاپ اول. اصفهان: انتشارات شهر من، ۱۳۸۹. شابک ‎۶-۸-۹۶۰۴۵-۶۰۰-۹۷۸.