باشگاه مبارزه (فیلم)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از باشگاه مشت‌زنی (فیلم))
پرش به: ناوبری، جستجو
باشگاه مشت زنی
"FIGHT CLUB" is embossed on a pink bar of soap in the upper right. Below are head-and-shoulders portraits of Brad Pitt facing the viewer with a broad smile and wearing a red leather jacket over a decorative blue t-shirt, and Edward Norton in a white button-up shirt with a tie and the top button loosened. Norton's body faces right and his head faces the viewer with little expression. Below the portraits are the two actors' names, followed by "HELENA BONHAM CARTER" in smaller print. Above the portraits is "MISCHIEF. MAYHEM. SOAP."
کارگردان دیوید فینچر
تهیه‌کننده آرت لینسون
سن شافین
راس گیسون بل
فیلم‌نامه‌نویس جیم اوهلز
بر پایه باشگاه مبارزه اثر
چاک پالنیک
بازیگران برد پیت
ادوارد نورتون
هلنا بونهام کارتر
راوی ادوارد نورتون
موسیقی برادران داست
فیلم‌برداری جف کرونوث
تدوین جیمز هیگود
شرکت
تولید
توزیع‌کننده فاکس قرن بیستم
تاریخ (های) انتشار
  • ۱۵ اکتبر ۱۹۹۹ (۱۹۹۹-10-۱۵)
مدت
۱۳۹ دقیقه
کشور ایالات متحده
زبان انگلیسی
بودجه ۶۳ میلیون دلار
گیشه ۱۰۰٫۹ میلیون دلار

باشگاه مبارزه یا باشگاه مشت زنی (به انگلیسی: Fight Club) فیلمی آمریکایی، اقتباس شده از داستانی با همین نام به قلم چاک پالنیک است. این فیلم توسط دیوید فینچر کارگردانی شده و بازیگرانی همچون ادوارد نورتون، برد پیت و هلنا بونهام کارتر در آن نقش آفرینی کرده‌اند. نورتون در نقش یک انسان معمولی که از شغل دفتری معمولی خود ناراضی است ظاهر می‌شود. او به همراه تایلر داردن صابون سازی که نقشش را برد پیت ایفا می‌کند یک «باشگاه مبارزه» را تشکیل می‌دهد و درگیر رابطه با او و زنی به نام مارلا سینگر که بونم کارتر نفشش را ایفا می‌کند می‌شود.

لارا زیسکین یکی از تهیه‌کنندگان فاکس قرن بیستم به رمان پائولانیک علاقه‌مند شد. او جیمز اولز را برای نوشتن اقتباس سینمایی از رمان استخدام کرد. کارگردان و عوامل تولید این فیلم را با فیلم‌های شورش بی‌دلیل (۱۹۵۵) و فارغ‌التحصیل (۱۹۶۷) مقایسه می‌کنند. فینچر در نظر داشت خشونت باشگاه مبارزه را به عنوان کنایه‌ای به درگیری بین نسل جوان و نظام ارزش‌گذاری تبلیغی به کار برد. کارگردان لایه‌های همجنسگرایانه رمان را به فیلم اضافه کرد تا با معذب کردن تماشاگران مانع پیش‌بینی کردن انتهای فیلم بشود.

مدیران استودیو از فیلم راضی نبودند آنها سعی کردند با عوض کردن روش تبلیغی فینچر مخاطبان بیشتری جذب کنند. باشگاه مبارزه انتظارات استودیو در گیشه را بر آورده نکرد و نقدهای دوگانه‌ای از منتقدان دریافت کرد. فیلم به عنوان یکی از پربحث‌ترین فیلم‌های سال ۱۹۹۹ ذکر شده است. با فروش دی‌وی‌دی‌ها فیلم به موفقیت تجاری دست پیدا کرد و بعد از آن نقدهای مثبت تری را از منتقدان دریافت کرد.باشگاه مشت اکنون سالهاست که در لیست 250 فیلم برتر IMDB در رتبه دهم قرار دارد.

در سال ۲۰۰۸ فیلم توسط مجله «امپیار» در مقاله ۵۰۰ فیلم برتر تاریخ سینما به عنوان دهمین فیلم برتر معرفی شد.[۱]

انتخاب بازیگران[ویرایش]

یکی از تهیه کنندگان راس بل نقش تایلر داردن را به راسل کرو پیشنهاد داد؛ ولی آرت لینسون تهیه کننده‌ای که دیرتر به فیلم اضافه شد نقش را به برد پیت پیشنهاد داد، به علت ارشد بودن لینسون استودیو پیشنهاد او را پذیرفت و نقش به پیت رسید. برد پیت هم در آن زمان به دنبال فیلم تازه‌ای می‌گشت تا شکست فیلم با جو بلک آشنا شوید را جبران کند. استودیو که هم باور داشت که وجود یک ستاره بزرگ در فیلم باعث پرفروش تر شدن فیلم خواهد شد به پیت قرار داد ۱۷٫۵ میلیون دلاری را پیشنهاد داد.

برای نقش راوی بی نام استودیو برای افزایش شانس فروش بیشتر قصد استفاده از چهره‌های جذاب تری مثل مت دیمون و مسن تر شان پن را داشت. در عوض کارگردان فینچر ادوارد نورتون را به خاطر نقش‌آفرینی قبلش در فیلم مردم علیه لری فلینت به عنوان کاندید این بخش در نظر داشت. در همان زمان استودیوهای دیگری به دنبال متقاعد کردن نورتون برای بازی در فیلم‌های آقای ریپلی با استعداد و انسان روی ماه بودند. نورتون به پروژه هیئت منصفه فراری پیوست ولی فیلم به مرحله تولید نرسید. کمپانی فاکس قرن بیستم برای جذب نورتون به او پیشنهاد دستمزد ۲٫۵ میلیون دلاری را ارائه کرد ولی نورتون به دلیل قرار داد داشتن با پارامونت پیکچرز نمی تواست پیشنهاد را بلافاصله بپذیرد. او بعدها قرار دادش را با پارامونت با بازی در فیلم کسب و کار ایتالیایی کامل کرد.

در ژانویه ۱۹۹۸ استودیو رسماً ملحق شدن برد پیت و ادوارد نورتون به فیلم را اعلام کرد. بازیگرها با شرکت کردن در کلاس‌های بوکس، تکواندو و کلاس‌های دیگر برای ایفای نقش خود در فیلم آماده شدند. پیت داوطلبانه حاضر شد تا دندانپزشک مقداری از دندان جلوی او را ببرد تا در فیلم دندان‌های کاملاً سالمی نداشته باشد. بعد از فیلم دندان‌هایش به حالت قبلی بر گردانده شد. جانین گاروفالو انتخاب اول فینچر برای نفش مارلا سینگر بود؛ ولی او به خاطر محتوای جنسی فیلم نقش را رد کرد. کورتنی لاو و وینونا رایدر دیگر گزینه‌ها برای این نقش بودند. استودیو قصد داشت ریس ویترسپون را برای این نقش انتخاب کند ولی فینچر اعتقاد داشت که او برای این نقش جوان است. در نهایت فینچر هلنا بونهام کارتر را بر اساس نقشش در فیلم بالهای فاخته برای این نقش انتخاب کرد.

محتوای فیلم:

شخصیت های بسیار کمی در تاریخ سینما وجود دارند که وقتی درباره آنها مینویسیم یا صحبت میکنیم در اصل داریم درباره یک دوره تاریخ و یک نسل حرف میزنیم.نسلی که به قول تایلر داردن "هیچ جنگ بزرگی" را تجربه نکرده و "هیچ رکود اقتصادی شدیدی" را پشت سر نذاشته اند و "بزرگ شده تلوزیون" هستند.تمام سخنانی که تایلر در باشگاه خطاب به افرادش میگوید گویی از دهان جوانان امروز در جهان بیرون آمده است.باشگاه مشت زنی فیلمی است که جلوتر از نسل خودش حرکت میکند.شخصیت اصلی بی نام فیلم به چنان حدی از پوچی گرایی رسیده است که برای خلاصی از روزمرگی و کسل کننده بودن زندگیش شخصیتی ساختار شکن در ذهن خود خلق کرده و آنقدر با او زندگی میکند تا سرانجام تبدیل به خود او شود.شخصیتی که به گفته خود تایلر "در رفتن هر راهی آزاد است" و میتواند کارهایی را بکند که راوی قادر به انجامش نیست.برعکس نکته ای که خیلی ها فکر میکنند آنچه در مورد محتوای روانشناسانه ی فیلم بیش تر از همه خود نمایی میکند،نه اختلال شخصیت راوی بلکه نحوه اجرا و مواجه با آن و دلیلش است.قبل از ورود رسمی تایلر به فیلم ما در چند صحنه فیلم (از جمله صحنه ای که راوی در مورد بی خوابی اش با دکتر صحبت میکند) شاهد هستیم که تایلر داردن لحظه بسیاری کوتاهی در قاب تصویر غیب و ظاهر میشود که نشان از شروع بیماری شخصیت اصلی دارد.راوی از بیماری اختلال تجزیه هویت رنج میبرد.او فردی حقیقتا روانپریش است که نمیتواند جلوی خود را بگیرد،دوره هایی از ولخرجی در او که در ابتدای فیلم نشان داده میشود،که در آن به طرز وسواس گونه ای لوازم خانگی مدرن و گرانقیمت را میخرد و سرانجام خانه اش را به همراه همه ی آنها منفجر میکند.اگر چه این مطلب برای تماشاگر تقریبا تا آخر فیلم مبهم است که چرا و چه کسی خانه اش را منفجر کرد،همچنین نام نقش اول فیلم(راوی/تایلر داردن)تا اواخر فیلم جز برای فرد خیالی که او در ذهنش ساخته(تایلر داردن)استفاده نمیشود.هنر کارگردان هم اینجا به اوج میرسد و این نکته که بدون دانستن نام نقش اول تا پایان داستان همه چیز در ذهن بیننده طبیعی جلوه میکند نیز این اثر را به شاهکار مبدل نموده.هنگامی که مارلا(هلنا بونهام کارتر) در اوایل داستان،تلفن او را بدون داشتن نام روی کارت چاپ شده میبیند از او نامش را میپرسد که پاسخ راوی با انتقال فیلم به پلان بعد ناگفته میماند و جالب اینکه چون اسم جک توسط او تکرار شده،با همین تصور که نام او جک است داستان ادامه میابد تا آنکه سرانجام تایلر طی یک تماس تلفنی از زبان مارلا میشنود که نامش تایلر است.حقیقت داستان فیلم چنان استادانه در پس حوادث پنهان شده که ذهن تماشاگر متوجه شواهد واضح و روشن حاکی از روانپریش بودن راوی/تایلر نمیشود.در جریان فیلم او بارها خودزنی میکند،دختری که عاشقش شده را میراند،و حتی برای ۶ ماه خوابش نمیبرد.اما تایلر،که فرد آرمانی و البته خیالی اوست،به ظاهر بسیار روشن فکر و مطمئن مینماید،او هرگز نمیترسد و حرف هایش همان است که راوی میخواهد بشنود،کمی مرموز و پیش بینی ناپذیر است،اما حقیقتا انتخاب برد پیت به سبب جذابیتش هوشمندانه است،حرف های دیوانه وار او بسیار متفکرانه و پخته اند،طوری که توجه هر مخاطبی را جلب میکند اما این که آنها غیر قابل اجرا و شامل تبعات سنگینی هستند ذهن مخاطب را از تفکر بیشتر در مورد آنها باز میدارد.هر گاه که او وارد میشود،فیلم روندی تند و رو به خشونت میی گیرد،در مقابل خود راوی تلاش میکند انسان محترمی باقی بماند و موجه جلوه کند،این تقابل در آخر فیلم،هنگامی که تایلر خیالی در تلاش است همه چیز را در جهان تغییر دهد،یک ارتش از افراد خرابکار میسازد که همه جا را به آتش میکشند و در مقابل راوی سعی میکند این روند را متوقف کند،با برملا شدن این حقیقت که هر دو شخصیت یکی هستند معنایی جدید میابد.اینبار بر خلاف ابتدای فیلم،تایلر واقعی موجه و عاقل بنظر میرسد و خوی کمال طلب و اکستریم او-برد پیت-دیوانه و خرابکاربه نظر میرسد.نکته ی جالب در مورد فیلم این است که همزاد پنداری تماشاگر با یک فرد روانپریش غیر قابل اجتناب است و در آخر با معلوم شدن این واقعیت حس منفی به تماشاگر دست میدهد که این را هم میتوان میل کارگردان به بازی دادن ذهن مخاطب دانست که ممکن است به مذاق برخی خوش نیاید.

اثرات فرهنگی[ویرایش]

باشگاه مبارزه یکی از جنجالی‌ترین فیلم‌های دههٔ نود بود. انتشاردی‌وی‌دی فیلم و تبلیغات باعث افزایش محبویت فیلم شد. موفقیت فیلم باعث افزایش شهرت نویسنده رمان شد.

بعد از منتشر شدن فیلم، چندین باشتگاه مبارزه در ایالات متحده شروع شد، تعدادی از این باشگاه‌های مبارزه ویدئوهای خود را به صورت آنلاین منتشر کردند که باعث دخالت مقامات و جلوگیری از این حرکات شد. در سال ۲۰۰۳ "باشگاه مبارزه به عنوان یکی از ۵۰ فیلم مردانه تاریخ توسط "مجله مردان" شناخته شد.

در سال‌های ۲۰۰۴ و ۲۰۰۶ فیلم توسط امپایر به عنوان نه و هشتمین فیلم برتر تاریخ شناخته شد.

جوایز[ویرایش]

نامزد جایزهٔ اسکار جلوه‌های ویژه برای رن کلیمس و ریچارد هینز که آن را به فیلم ماتریکس در آن سال باخت.

منابع[ویرایش]

  1. "Empire's 500 Greatest Movies Of All Time". Empireonline.com. 2006-12-05. Retrieved 2012-12-30. 

پیوند به بیرون[ویرایش]