آرمان‌گرایی در نظریه روابط بین‌الملل

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

در نظریه ایدئالیسم یا لیبرالیسم ارتباطات بین‌الملل به عنوان وسیله‌ای برای کنار هم قراردادن ملت‌ها و به عنوان قدرتی که به سازمان‌های بین‌المللی در انجام خدمات خود به جامعهٔ جهانی کمک می‌کند، نگریسته می‌شود. از این دیدگاه، ارتباطات با ایده‌آل‌ترین شکل آن به عنوان زمینه‌ساز درک متقابل میان ملت‌ها و صلح مورد توجه قرار می‌گیرد.[۱]

آرمانگرایی کلاسیک[ویرایش]

ایدئالیسم کلاسیک یا آرمانگرایی آمریکایی پس از جنگ جهانی اول بر پایه سه گزاره عمده شکل گرفت:

  • ماهیت بشری صرفا بر پایه انگیزه خودخواهی و برتری مادی نیست.
  • اهداف بشری حالت جهانی دارد.
  • از طریق مناطق و استدلال میتوان بر وضعیت حاکم بر روابط بین الملل غلبه کرد.

از نظر آرمانگرایی جنگ و بی نظمی بین المللی نتیجه شکستن ارتباطات عقلایی است. آنچه باعث بروز جنگ میشود حکومت ها هستند و نه سیستم، بنابراین با دموکراتیزه کردن حکومت ها میتوان از بروز جنگ جلوگیری کرد. دیپلماسی سنتی از نظر این مکتب دچار چند مشکل بود. این فرایند غیردموکراتیک و محرمانه بود و توازن قوا که در قالب کنسرت اروپا عامل جلوگیری از بی نظمی بین المللی بود خود باعث بروز و آغاز جنگ جهانی اول شده بود. ایدئالیسم خواهان جلوگیری از بروز مجدد شرایطی بود که منجر به شکل گیری رفتارهای تعرضی میشدند. در مقابل واقع گرایان خواهان محدود کردن پدیده جنگ بودند. از جمله تلاشهای آرمانگرایان باید به تعمیم داده رژیم های لیبرال دموکرات به تمام کشورها، اصل تعیین سرنوشت و سیستم امنیت دسته جمعی بود که در آن جامعه بین الملل استفاده غیر مشروع از خشونت را ممنوع میکرد.[۲] از مهمترین آثار این دوره باید به اصول چهارده گانه ویلسون اشاره کرد.

پانویس[ویرایش]

  1. باهنر، رسانه‌ها و روابط بین‌المللی، ۴۹.
  2. قاسمی، فرهاد. اصول روابط بین‌الملل، تهران ۱۳۹۱، نشر میزان: ص ۵۱

منابع[ویرایش]