گوساله

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به: ناوبری, جستجو

گوساله، به بچهٔ گاو یا گاوی که هنوز بالغ نشده‌است، گویند.[۱] در واقع به «گاو کم‌تر از یک سال» گوساله گویند.[۲]

فهرست مندرجات

[ویرایش] پیرامون واژه

واژهٔ «گوساله» از «گو» به معنای گاو و «ساله» (سال + 'ه «پسوند نسبت») به معنای «دارای یک سال» ساخته‌شده‌است. بنابراین گوساله یعنی گاو یک‌ساله.[۳]

[ویرایش] کاربرد برای انسان

انسان‌ها از گوشت گوساله برای تهیهٔ غذا استفاده می‌کنند. از پوست گوساله در گذشته به عنوان کاغذ برای نوشتن استفاده می‌شده‌است. امروزه معمولا گوساله را از مادرش جدا می‌کنند تا شیر مادر را بدوشند و از آن برای تولید شیر و لبنیاتی چون کره، پنیر، ماست و دیگر محصولات لبنی استفاده کنند. چرم گوساله به دلیل لطافت آن ارزشمند می‌باشد و برای ساخت کفش‌های با کیفیت بالا، استفاده می‌شوند.

[ویرایش] زبانزدهای گوساله

یک گوساله در حال مکیدن شیر از پستان مادرش.

زبانزدهای (ضرب‌المثل‌های) بسیاری در زبان فارسی دربارهٔ گوساله وجود دارد که برخی از آن‌ها را در اینجا می‌آوریم:

  • تا گوساله گاو شود دل مادرش آب شود (یا: دل صاحبش آب شود).
  • گاومان دو گوساله زاییده‌است.
  • گوساله بسته را میزنند.
  • گوساله به روزگار، گاوی گردد.
  • گوساله به زور میخ میجهد (یعنی حکم عرض دارد که قائم به غیر است).
  • گوساله به نردبان و اشتر به قفس.
  • گوساله گو نمی‌شود (این مثل در ملایر معمول است).
  • گوساله مادر حسن (تعبیر مثلی به معنی ابله)
  • گوساله من پیر شد و گاو نشد.
  • گوساله هرچند مِه، گاوتر.


[ویرایش] پیوند به بیرون

ویکی‌گفتآورد
مجموعه‌ای از نقل‌قول‌های مربوط به
در ویکی‌گفتاورد موجود است.


[ویرایش] پانویس

  1. فرهنگ فارسی معین
  2. فرهنگ فارسی دهخدا
  3. فرهنگ فارسی دهخدا

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ فارسی دهخدا
  • پ‍رورش‌ گ‍وس‍ال‍ه‌ه‍ای‌ ش‍ی‍ری‌، ت‍رج‍م‍ه‌ م‍س‍ع‍ود ه‍اش‍م‍ی‌، ف‍ره‍ن‍گ‌ ج‍ام‍ع‌، ۱۳۷۰.


این نوشتار خُرد است. با گسترش آن به ویکی‌پدیا کمک کنید.