کلاه پهلوی (مجموعه تلویزیونی)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
کلاه پهلوی
گونه تاریخی، سیاسی، اجتماعی
نویسنده سید ضیاءالدین دری
کارگردان سید ضیاءالدین دری
کشور سازنده ایران[۱]
فرانسه[۱]
زبان‌ها زبان فارسی
تعداد قسمت‌ها ۵۴
تولید
تهیه‌کننده محمدرضا تخت‌کشیان
توزیع کننده شبکه یک سیما
پخش کننده
شبکه اصلی شبکه یک سیما[۱]
اجرای اصلی ۲۴ شهریور ۱۳۹۱ – ۱۰ آبان ۱۳۹۲
پیوندهای بیرونی
وب‌گاه

کلاه پهلوی پس از کیف انگلیسی، دومین سریال تاریخی سید ضیاءالدین دری است که به تهیه‌کنندگی محمدرضا تخت‌کشیان برای پخش از شبکه اول سیما تولید شده است.[۱]

این سریال به صورت هفتگی، جمعه ها ساعت ۲۲ از شبکه اول سیما پخش می شود.

قسمت‌هایی از این فیلم در شهرک سینمایی غزالی و بخش‌هایی از آن در شهر ساوه تصویربرداری شده‌است.[۲]

خلاصه داستان[ویرایش]

خطر لوث‌شدن: آنچه در زیر می‌آید ممکن است قضیه یا پایان ماجرا را لو دهد!

«فرخ باستانی» جوانی ایرانی از طبقه فقیر جامعه است. او پس از تحصیل در مدرسه دارالفنون تهران، برای ادامه تحصیل به پاریس می‌رود. پاریس در روزهای پس از جنگ جهانی اول شرایط سختی دارد. این وضعیت فشار زیادی به فرخ می‌آورد. او طی حوادثی با دختری ایرانی ـ فرانسوی ) به نام بلانش آشنا می‌شود که از پدری فرانسوی و مادری ایرانی متولد شده است. فرخ طی ماجراهایی با بلانش ازدواج می‌کند و موفق می‌شود سمت منشی گری «حسن تقی زاده» سفیر وقت ایران در پاریس را در فاصله سال‌های ۱۹۳۳ تا ۱۹۳۴ به دست آورد. تقی زاده هنگام بازگشت فرخ باستانی به ایران، طی نامه‌ای خطاب به «علی اصغر حکمت» وزیر فرهنگ و معارف توصیه می‌کند از فرخ در دستگاه حکومت استفاده کند. حکمت نیز به «محمود جم» وزیر داخله توصیه فرخ را می‌کند و به این ترتیب فرخ باستانی به سمت فرماندار یک شهرستان کوچک کویری با نام «سامان» منصوب می‌شود. فرخ پس از حضور در آن شهرستان به مرور اقدام به تخریب بافت سنتی شهر و جایگزین کردن آن با خیابانی مدرن و مغازه‌هایی جدید می‌کند. حضور همسر فرانسوی او در آن شهر کوچک و مذهبی نیز به مرور باعث بروز تغییراتی در شهر می‌شود. چندی بعد با صدور فرمان کشف اجباری حجاب بانوان، اتفاق‌های تازه‌ای در شهر سامان رخ می‌دهد.

پایان خطر لوث‌شدن

بازیگران[ویرایش]

نظرات[ویرایش]

مخالفان[ویرایش]

  • خسرو معتضد:بسیاری از بخش‌های طراحی داستان این سریال واقعیت ندارد، در آن زمان زن‌های فرانسوی به ایران می‌آمدند و حتی در ایران زندگی می‌کردند اما اصلاً شرایط اینطور نبوده که بخواهند به زنان محلی آن هم در شهرهای کوچک فرانسه تدریس کنند. هیچ قصه مشابه این قصه در کتابی نقل نشده. من فکر می‌کنم انتخاب این قصه بیشتر برای این بوده که گروه یک سفر به فرانسه انجام دهد.[۳]

پانویس[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]