شیخ کمال‌الدین حسینی نقشبندی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

شیخ کمال‌الدین حسینی نقشبندی، ملقب به هادی الدین، اعظم خلفا و جانشین سید طه نهری و شیخ عبیدالله نهری است. همانگونه که میرزا محمد امین اشنوی در دیوان کردیش می گوید:

یادگاری شیخ عوبه یدوللاهی غازی ده ر جیهان / شیخ که ماله دین بوو پیر و مورشیدی دارولئه مان

او مؤسس خاندان و طریقه نقشبندیه نهریه کمالیه و از بزرگترین مروجین طریقت نقشبندی به ویژه در کردستان ایران، کردستان عراق و کردستان ترکیه بود و هم اکنون خاندان وی بزرگترین و محبوبترین مرجع و ملجاء مردم کردستان و حتی آذربایجان به شمار می رود.

محتویات

سلسله نسب و ایام جوانی [ویرایش]

سید کمال فرزند سید شامه بن سید رسول و از سلاله مبارز سید محمد زاهد معروف به (پیر خضر شاهو) است که نسبت ایشان از طریق امام موسی کاظم (ع) به رسول اکرم(ص) می رسد. پدر شیخ کمال خود سیدی متدین و مؤمن و مورد احترام خاص و عام بوده است.وی پس از مدتی، زندگی خانواده خود را از اشنویه به یکی از روستاهای لاجان بنام خالدار (نزدیک پیرانشهر) منتقل می‌کند و در آنجا به زراعت مشغول می شود.سید کمال به همراه برادر کوچک خود، سید خالد به پدرشان در کار کشاورزی به رسم معمول کمک می کنند ودر عین حال، سید کمال موفق می‌شود که در مدارس سنتی روستاهای منطقه تحصیلات مقدماتی آن دوره را طی کند.

وارد شدن ایشان به طریقت و اخذ اجازه ارشاد [ویرایش]

سرانجام در سنین 20 سالگی عشق و هوای درونی برای راه یافتن به حقیقت، سید کمال را از امور دنیوی باز می دارد.لذا در طلب راهنمایی به هر دری سر وبه هر بامی پر میزند و در هر کجا که بوی گلی استشمام می‌کند و اسم پیری را می شنود به سراغش می رود.اما کسی که قلب او را شکار کند نمی یابد.در نتیجه یک حالت سرگردانی برایش پیش می آید تا بالاخره نام شیخ سید طه نهری را در منطقه هکاری ترکیه می شنود و رهسپار آنجا می شود.

سید کمال همینکه وارد خانقاه سید طه نهری در منطقه شمزینان می‌شود و جمال شیخ را از دور می بیند یک آرامش نسبی در خود احساس می‌کند و پس از دو سه روز توقف در نهری به خالدار بر می گردد.ولی بیش از یک هفته نمی توان صبر کند. باز به عزم زیارت به شمزینان بر می گردد و این دفعه بیشتر در خانقاه توقف می کند.ولی باز به موطن خود خالدار باز می گردد.خلاصه تا سه دفعه می رود ومی آید. در دفعه اخیر که به خانقاه وارد می‌شود حضرت سید طه با اطلاع از رغبت سید کمال الدین وی را به وارد شدن به این طریقه دعوت می نماید، و سید کمال الدین با کمال میل، به دعوت وی لبیک می گوید. آنگاه سید طه نهری بی درنگ به شیخ کمال تلقین ذکر می‌کند و آداب و رسوم طریقت نقشبندی را به او می آموزد. سید کمال روز بعد به خالدار بر می گردد و در مدت کوتاهی مراحل ذکر و فکر و تصفیه نفس را از اماره به لوامه و ملهمه و مطمئنه طی می‌کند و از علم الیقین با مداومت ذکر ومخالفت نفس به عین الیقین و حق الیقین واصل می‌شود و با عنایات و الطاف خداوندی و توجهات مرشد و اجداد طاهرینش به حد کمال می رسد و در این فاصله مرتب به نهری می رود و می آید تا آنکه در یکی از سفرها از طرف مرشدش سید طه نهری به امر ارشاد و هدایت و راهنمایی طالبان و عاشقان راه حقیقت مفتخر می گردد و از دست ایشان اجازه نامه علمی دریافت نمود.

شیخ کمال به محض برگشتن از سفر اخیرش به قریه خالدار، در آنجا به امر ارشاد مردم مشغول می‌شود و یک مرکز آبرومند دینی که شامل مسجد، خانقاه و مدرسه علوم دینی بوده است در آنجا تأسیس می‌کند و از آن پس مردم از اطراف و اکناف برای استفاده از کمالات معنوی شیخ کمال به قریه خالدار می رفته اند.

توصیه مولانا خالد شهرزوری خطاب به شیخ سید طه نهری در قبال شیخ کمال [ویرایش]

همچنین شیخ کمال در همان دوران جوانی در یکی از سفرهای خویش به هکاری مفتخر شد در مدرسه استاد خود شیخ سید طه هکاری نقشبندی با مولانا خالد شهرزوری ملاقات کند و چون شیخ سید طه نهری از خلفای او در طریقه نقشبندی بود، مولانا خالد دستور داد تا شیخ نهری در تربیت دینی و اخلاقی سید کمال نهایت دقت و حساسیت را نشان دهد و او را برای ارشاد و تبلیغ طریقت آماده نماید، شیخ نهری نیز با توجه به دستورات مولانا خالد نقشبندی، نهایت دقت و حساسیت را در تربیت صحیح و اعتلای شخصیت شیخ کمال الدین انجام داد.


نقل مکان به عراق [ویرایش]

شیخ کمال پس از وفات مولانا خالد و شیخ سید طه نهری و شیخ محمد صالح ( قدس الله تعالی اسرارهم العلیه ) با شیخ عبید الله نهری که بر مسند ارشاد نشسته بود بیعت نمود و در سال 1880 و پس از مدتی به استان اربیل کردستان عراق مهاجرت نمود و روستایی را در اطراف شهر چومان و نزدیک مرز ایران به نام "زینوه" بنیان نهادند که این ده بعداً به نام "زینو شیخی" مشهور شد. حضرت شیخ کمال الدین در همان روستا شروع به احداث یک مرکز دینی شامل مسجد، خانقاه و مدرسه علوم دینی شدند و در همان جا به امر ارشاد پرداختند.


حضور در جهاد به همراه شیخ عبیدالله نهری [ویرایش]

حضرت شیخ کمال الدین علاوه بر انجام خدمت ارشاد که بر عهده داشته است در جنگ هایی که مرشدش شیخ عبیدالله نهری در ۱۲۹۴ قمری به عنوان جهاد علیه روسیه در منطقه قارص و بایزید انجام داده است، شرکت داشته است که بر اثر این جنگ اسلحه زیادی به دست اتباع شیخ عبیدالله نهری افتاد.چند سال بعد که شیخ عبید الله علیه ناصرالدین شاه قیام کرد که این جنگ بعدها زبانزد سالخوردگان بوده است و به نام "سال شیخ" مشهور شده است.

پس از شورش شیخ عبیدالله نهری علیه ایران در ۱۲۹۵ شمسی برابر ۱۲۹۸ قمری، شیخ عبید الله به تصریح " لرد کرزن " به تقاضای روس و انگلیس به اسلامبول احضار می‌شود .

پس از دستگیری شیخ عبیدالله نهری از طرف دولت عثمانی، شیخ کمال نیز که که یکی از خلفا و سرداران اوست، در معیت فرزند برومندش شیخ جلال، در کرکوک محبوس و زندانی می شود. شیخ پس از آزادی از زندان عثمانی به زینوه مراجعت می فرماید و در مدت کمی مردم از تمام نقاط ایران و ترکیه و عراق برای استفاده از محضر حضرت شیخ به زینوه شیخ رو می آورند.

فوت [ویرایش]

پس از اینکه شیخ عبید الله به مکه تبعید شد، خانقاه حضرت شیخ کمال در زینو شیخ، تقریبا تمام مراکز دینی دیگر را تحت الشعاع قرار داد.تا آنکه او در سال ۱۳۲۹ قمری درگذشت و در جنوب قریه زینو روی یک تپه به خاک سپرده شد.

منابع [ویرایش]

جستارها [ویرایش]

شیخ سید طه کمالی زاده نقشبندی