دانیل بل
| دانیل بل | |
|---|---|
| متولد | ۱۰ مهٔ ۱۹۱۹ ۲۰ اردیبهشت ۱۲۹۸ نیویورک سیتی , نیویورک |
| مرگ | ۲۵ ژانویه ۲۰۱۱ (۹۱ سال) کمبریج , ماساچوست |
| ملیت | آمریکایی |
| رشته فعالیت | جامعهشناسی |
| محل کار | دانشگاه شیکاگو , دانشگاه کلمبیا دانشگاه هاروارد |
| دلیل شهرت | جامعه فراصنعتی Post-industrial society |
دانیل بل (به انگلیسی: Daniel Bell) جامعه شناس آمریکایی و استاد بازنشسته دانشگاه هاروارد (۱۹۹۰)
محتویات |
زندگینامه [ویرایش]
متولد ۱۰ می ۱۹۱۹ در نیویورک و فرزند یک خانواده مهاجر یهودی است. ۲ فرزند اونیز استادان دانشگاه هستند. او همچنین مدیر بنیاد سانتوری و استاد آکادمی آمریکایی هنرها و علوم است. بل از ۱۶ دانشگاه معتبر عناوین دانشگاهی وعمدتاً افتخاری دریافت کردهاست. اواکنون به اتفاق همسرش پیرل بل که منتقد ادبی است، در کمبریج، مس(mass) زندگی میکند[۱].
بل از کودکی سختی و فقر را تجربه کرده واین، موجب شد تا او از نوجوانی افکاری افراطی و چپ پیدا کند و از ۱۳ سالگی به اتحادیه جوانان سوسیالیست بپیوندد و با توجه به شرایط و وضعیت اطرافش، خود تاکید کند که :این اجتناب ناپذیر بود که من جامعه شناس شوم. وی در اواخر دهه ۳۰ وارد سیتی کالج نیویورک شد و آنجا نیز به جمع دانشجویان رادیکال چپ پیوست و البته در جامعهشناسی تحصیلات خود را ادامه داد. بعد از این وی در دهه ۴۰ و ۵۰ میلادی عملاً روزنامه نگار شد و سردبیری مجله «فورچون» را عهده دار شد. کم کم عقاید تند بل، تعدیل شد و با نزدیک شدن به «میلز» در دانشگاه کلمبیا که تدریسی را در آنجا برعهده گرفته بود، اندیشههای افراطی سوسیالیستی و مارکسیستی در نظریاتش کم رنگ شد؛
در سال ۱۹۶۵ کتاب پایان ایدئولوژیها را منتشر ساخت و بیش از همه بر پایان ایدئولوژی سوسیالیستی تاکید کرد.این کتاب دانیل بل به همراه کتاب فرارسیدن جامعه فراصنعتی که در سال ۱۹۷۳ منتشر شد، از مهمترین آثار اندیشه اجتماعی در نیم قرن گذشته میباشد که صدها کتاب و نظریه بر مبنای آن شکل گرفتهاست. دیگر کتاب مطرح او که در سال ۱۹۷۶ منتشر شدهاست نیز تضاد فرهنگی کاپیتالیسم میباشد. به هر روی بل، با رواج این اندیشهها و نظریه پردازیها شهرت فراوانی را کسب کرد و بعد از آن بود که از سال ۱۹۸۰ به عنوان استاد دانشگاه هاروارد تدریس را آغاز کرد[۲].(افکاراین استاد بازنشسته دانشگاه هاروارد، در نظریات پست مدرنیسم، پست فوردیسم، جامعه اطلاعاتی، علوم ارتباطات اجتماعی و جامعهشناسی تأثیر زیادی داشته است[۳].
بل باتوجه به مواضع سیاسی، اجتماعی و سوابق خود، به عنوان یکی از روشنفکران نیویورکی و محافظه کاران جدید آمریکایی محسوب میشود. اوخود را در سیاست، لیبرال، در اقتصاد، سوسیالیست و در فرهنگ محافظه کار میداند. برخی از پیش بینیهایش نظیر کاربرد وسیع رایانهها در همه امور اجتماعی، رواج مصرف انبوه، رشد خدمات ونظیراینها محقق شده و برخی نیز باعدم صحت مواجه گردیدهاست.بل ۳ جایزه معتبر «موفقیت مادام العمر»(۱۹۹۲)، «تالکوت پارسونز»(۱۹۹۳) و «دوتوکویل»(۱۹۹۵) را دریافت کردهاست[۴].
جامعه پساصنعتی [ویرایش]
دانیل بل مبدع اصطلاح جامعه فراصنعتی بوده و حداقل این که او این اصلاح را برسر زبانها انداخته و باعث شدهاست تا آثار بسیاری در راستای شرح و تفصیل این گونه جامعه نوشته شود. جامعه پساصنعتی نوعی جامعه برآمده از گونهشناسی مبتنی بر شغل است. بل در تدوین کتاب فرارسیدن جامعه پساصنعتی از پژوهشها و مطالب فریتز مکلاپ و مارک پورات استفاده فراوانی بردهاست[۵].
یه اعتقاد او جامعه فراصنعتی به قلمروهای جداگانه تقسیم شده (PIS)یا post-industrial societyاز تغییرات ساختار اجتماعی پدیدار میشود ونه فرهنگی یا سیاسی. اوکل گراستیز وبراین باور است که جامعه جدید دارای استقلال قاطع قلمروهای اجتماعی است و تغییر در یک قلمرو لزوماً به تغییرات قلمروهای دیگر نخواهد انجامید. او همچنین به فروپاشی ناگهانی سیستم ارزش همگانی اعتقاد دارد. بنابراین عقیده، امور سیاسی، اجتماعی وفرهنگی (بل در تحلیلهای خود بروجود این ۳ قلمرو تأکید دارد و امور اقتصادی را در قلمرو اجتماعی منظور میکند) دارای ارزشهای خودساخته هستند و ارزشهای واحدی براین قلمروها حاکم نیست. بل به ظهور طبقه حرفه ای-مدیریتی باوردارد[۶].
ازنظر او حرفهایها گردانندگان راستین امور اجتماعی امروز به حساب میآیند. دانیل بل همچنین از پدیدهای به نام دانش نظری سخن میگوید که پیامد حاکمیت بی چون وچرای دانشگاهیان و روشنفکران در تعیین سمت و سوی زندگی اجتماعی به شمار میآیند. این دستاورد بشری به جای آزمون وخطا کنشهای علمی را هدایت میکند[۷].
خصیصههای دیگر این جامعه عبارتند از: رشد بهره وری و کارایی؛ تبدیل بازی انسان و زمین(کشاورزی) و انسان و مصنوعات صنعتی(صنعتی) به بازی انسان باانسان (خدمات). کاهش کارگران شاغل درصنایع؛ افزایش برونداد صنعتی به دلیل عقلانی سازی تغییرناپذیر؛ استمرار افزایش ثروتهای صنعتی وتداوم رهاشدن مردم از استغال درمشاغل صنعتی؛ ایجاد وتدارک بی پایان فرصتهای شغلی جدید درخدمات باهدف تأمین نیازهای نوین و... رفاه وتفریح(موافق باقانون انگل)[۸].
ویژگیهای برجسته دیگر جامعه فراصنعتی [ویرایش]
- ۱ – منبع اصلی تولید وکارجامعه صنعتی، ماشین و منبع اصلی جامعه فراصنعتی، دانش است.
- ۲ – نهاد اصلی در جامعه صنعتی، بنگاه سوداگری و در جامعه فراصنعتی، دانشگاه است.
- ۳ – تصمیم گیرنده اصلی در جامعه صنعتی، سوداگران و در جامعه فراصنعتی، متخصصان هستند.
- ۴ – اساس قدرت در جامعه صنعتی را دارایی تعیین میکند و در جامعه فراصنعتی دانش و تخصص.
- ۵ – جامعه صنعتی جامعه تولیدکنندگان است در حالی که جامعه فراصنعتی تشکیل شده از متخصصانی است که تصمیم مستقل میگیرند.
- ۶ – در جامعه فراصنعتی هماهنگی بیشتر و متمرکزتری وجود دارد.
- ۷ – با توجه به رونق دانش، در جامعه فراصنعتی، تفاوت کلی میان افراد کاهش مییابد و با کاهش نابرابریهای عمومی مواجهیم.
- ۸ – در جامعه فراصنعتی بر خلاف جامعه صنعتی در سه بخش اقتصاد، سیاست و فرهنگ، اتحاد و همگرایی وجود ندارد و هریک قوانین و هنجارهای خاص خویش را دارند.
- ۹ – در جامعه فراصنعتی، خدماتی مانند بهداشت، آموزش و پژوهش اهمیت فزاینده مییابد و مهارت و فنون تئوریک اهمیت بیشتری نسبت به ساماندهی تولید مادی پیدا میکند[۹]
ویژگیهای دیگر [ویرایش]
ویژگیهای جامعه فرا صنعتی ازنظر جرج ریتزر استاد دانشگاه مریلند:
• ۱- بخش اقتصادی: در جامعه فرا صنعتی، اقتصاد مبتنی بر تولید کالاها به اقتصاد خدماتی تبدیل میشود.
• ۲- توزیع اشتغال : در چنین جامعهای، طبقه حرفه ای- مدیریتی به وجود آمده و مشاغل حرفهای و تکنیکی، از لحاظ چگونگی اشتغال افراد، بر طبقات دیگر برتری مییابد.
• ۳- اصل محوری : در جامعه فرا صنعتی، معرفت (دانش) نظری به منزله منبع نوآوری و سیاست سازی جامعه، نقش کانونی و محوری پیدا میکند.
• ۴- روند آینده : در جامعه یاد شده، گرایش به کنترل تکنولوژی و ارزیابی تکنولوژی برای آینده بهتر رو به افزایش است.
• ۵- تصمیم گیری : در جامعه فرا صنعتی یک تکنولوژی فکری نوین، در جهت کمک به تصمیم گیری ایجاد میشود.
• ۶- نقش دانشگاه: در جامعه جدید دانشگاهها نقش کلیدی دارند و همه اقدامات دانگشاه محور است. این دانشگاه تربیت کننده نوآوران و خلاقانی است که کاراصلی شان تولید و کنترل تکنولوژیهای جدید تغییرآفرین است[۱۰].
ایرادات به نظریه جامعه فراصنعتی [ویرایش]
• تفکیک رادیکال قلمروهای اجتماعی از نظر اندیشمندان منتقد قابل قبول نیست و این باور وجود دارد که قلمروهای اجتماعی دارای همبستگی و پیوستگیهای نیرومند درونی هستند.
• جداکردن خدمات از تولید از نظر تجربه و تاریخ کار، قابل انتقاد است چراکه همواره در امور اقتصادی، تولید، توزیع و مصرف فرآیندهای واحدی را تشکیل داده و به صورت فعالیتهای یکپارچه وجود داشتهاند.
• ترسیم مسیر پیشرفت یکسان برای همه کشورها و توسعه و تکامل گرایی اجتماعی از نظر تجربی مردود است. در واقع، این تحلیل و رویکرد نظری واجد خصیصههای تاریخ گرایی و غایت اندیشی است که به لحاظ نظری پذیرفتنی نیست.
• برجسته سازی نقش حرفه ایها کارشناسان ودانشگاهها نمیتواند واقعیت تبعیت آنهارا از صاحبان قدرت و ثروت بپوشاند. بدون تردید واحدهای تحقیق و توسعه و مراکز علمی –پژوهشی و دانشگاهیان تابع سوگیریهای نظام کل بوده و دامنه اختیار و قدرت مانورشان محدود است.
• این نظریه دربردارنده وجوه نیرومندی از جبرگرایی تکنولوژیک است. به عبارت دیگر در این نظریه برای شغل و تکنولوژی قدرت مافوق اجتماعی در نظر گرفته شده که در عمل این امر درست نیست.
• بسیاری از تحقیقات و آمارها تأییدکننده ادعاها نیستند و در بسیاری از مواقع رشد مشاغل خدماتی متوفق و یا حتی کاهش یافتهاست. ضمناً رکودهای اخیر اقتصادی این گزاره را که خدمات رشدی توقف ناپذیر دارند زیر سئوال بردهاست.(وبستر۱۳۸۳)
منابع [ویرایش]
- ↑ [۱]
- ↑ [۲]
- ↑ وبستر، فرانک، نظریههای جامعه اطلاعاتی، ترجمه اسماعیل قدیمی(تهران: قصیده سرا: ۱۳۸۳چ۲)
- ↑ [۳]
- ↑ (فرانک وبستر1995)
- ↑ (فرانک وبستر1995)
- ↑ (فرانک وبستر 1995)
- ↑ وبستر، فرانک، نظریههای جامعه اطلاعاتی، ترجمه اسماعیل قدیمی(تهران: قصیده سرا: ۱۳۸۳چ۲)
- ↑ وبستر، فرانک، نظریههای جامعه اطلاعاتی، ترجمه اسماعیل قدیمی( تهران: قصیده سرا: ۱۳۸۳ چ۲)
- ↑ [۴]
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا، «Daniel Bell»، ویکیپدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۳ می ۲۰۱۱).
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا، «Post-industrial society»، ویکیپدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۳ می ۲۰۱۱).
^ Ritzer, George. The Coming of Post-Industrial Society. Second Edition. New York: McGraw-Hill, ۲۰۰۷.