خروس

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از خروس (حیوان))
پرش به: ناوبری، جستجو
جستار وابسته: مرغ خانگی
خروس
خروس
خروسی که اطراف پایش پر از پر است. (باغ پرندگان اصفهان)

خروس جنس نر پرندهٔ مرغ است. این پرنده از خود صدای قوقـولی قوقـو در می‌آورد .بهره هوشی این پرنده در مقایسه با گونه ماده اش بیشتر است.

خروس معمولاً بیشتر از یک جفت (مرغ) برای خود انتخاب می‌کند، و چون نمی‌تواند محافظت از تک تک لانه مرغها انجام بدهد، لذا عموماً منطقه‌ای را که مرغهایش در آنجا هستند مراقبت می‌کند و چنانچه خروس دیگری به محدوده او نزدیک شود به او حمله خواهد کرد. در طی روز خروس در جائی بلند تر از زمین (بین یکی دو متر) می‌نشیند و مراقبت از محدوده و مرغهایش را در مقابل خطر حمله دیگر جانوران و خروسهای دیگر انجام می‌دهد، و چنانچه احساس خطری بکند با درآوردن صداهایی از خود به مرغها اعلام خطر می‌کند. خروس دارای نژادهای متعدد ومتفاوتی است که در هر نژاد خصوصیات منحصربه‌فردی مشاهده می‌شود .نژادهای مرغ وخروس از لحاظ تقسیم بندی به پنج گروه زیر تقسیم می‌شوند:

نژادهای آمریکایی

نژادهای انگلیسی

نژادهای آسیایی

نژادهای مدیترانه‌ای

نژادهای متفرقه

وبا توجه به این که نژادهای خروس به تنهایی ذکر نمی‌شوند، معمولاً نژادهای مرغ (ماکیان) به معنی نژاد مشترک مرغ وخروس مطرح می‌شود، هرچند که در برخی از نژادها شکل ظاهری خروس با شکل ظاهری مرغ از همان نژاد تفاوت آشکاری دارد، اما معمولاً در اغلب نژادهای ماکیان شباهت‌های زیادی بین مرغ وخروس در یک نژاد مخصوص دیده می‌شود.

در ادبیات[ویرایش]

صادق چوبک در داستانی به نام قفس می‌نویسد: "مرغ و خروس‌های خصی و لاری و رسمی و کله‌ماری و زیره‌ای و گل‌باقلایی و شیربرنجی و کاکلی و دم‌کل و پاکوتاه و جوجه‌های ..."

وی ظاهراً از اصطلاحات خروس‌بازان برای بازگویی انواع مرغ و خروس استفاده کرده‌است.که در برخی از آن‌ها رنگ خروس ذکر می‌شود مثل گل باقلایی وشیربرنجی ودر برخی دیگر نژاد خروس ذکر می‌شود، مثل لاری وکاکلی وغیره [۱]

نگارخانه[ویرایش]

↑== منابع ==

  1. چوبک، صادق، انتری که لوطی‌اش مرده بود، تهران: انتشارات آزادمهر ۱۳۸۲. ص۷۹.

ریشۀ لغوی خروس و خروس در فرهنگ عامه
استفادهٔ غیرمنتظره از الگوی {{1}} - برای اطلاعات بیشتر الگو:1 را ببینید.

هنگام سپيده دم خروس سحري داني که چرا کند همي نوحه گري يعني که نمودند در آئينه صبح کز عمر شبي گذشت و تو بي خبري منسوب به خيام مرغ سحرخیز خروس، شب زنده داری است که بامدادان بانگ برمی دارد تا مردم را به ستایش خداوند بخواند، سحر خیزی از دیر باز جزء فضایل شمرده می شود، بنابراین خروس که سحرگاه با بانگ خود بشارت آمدن روز نو را به مردم می دهد از آنان می خواهد که تنبلی و خواب را از خود دور سازند و در راستی و درستی قدم بردارند.

   دوش مرغی به صبح می نالید                عقل و صبرم ببرد و طاقت و هوش
     یکی از دوستان  مخلص  را                   مگر  آواز  من  رسید  به  گوش
    گفت: باور نداشتم که  تو  را                      بانگ مرغی چنین کند مدهوش
    گفتم: این شرط آدمیت نیست                       مرغ، تسبیح گوی و ما خاموش

شکل دیگر خروس، که خروش است، از خروشیدن، گرفته شده است که از نظر لغت به معنی خروشنده ( به مناسبت بانگ وی) است. خروشیدن به معنای بانگ زدن، فریاد زدن، داد زدن، سرزنش کردن، خواندن، موعظه کردن می باشد. ماده ماضی آن خروشید و ماده ی مضارعش، خروش است. کلمه هایی نظیر: خروشان، خروشیده، خروشاندن، از همین ریشه است. کلمه خروس هنوز در لهجه های ایرانی؛ فارسي: (خروه، خروچ، خروز،) بلوچي، خوانساري ، گيلکي، فريزندي، یرنی، نطنزی، سمنانی، ترکي عاريتي و دخيل خروز، شکل اصلی خود را حفظ کرده است؛ حتی این نام از ایران به زبان های اسلاوی مانند روسی، رسیده است. مثال هایی در زبان فارسی وجود دارد که با استفاده از خروس ساخته شده است؛ شب بخروس گذاشتن: بکاري که متعلق به ديگريست دخالت نکردن. ميخ طويله پاي خروس: کنايه از قد بسیار کوتاه. دم خروس: دمي که خروس دارد و پرهاي آن بسيار زيباست .- || کنايه از جرمي که نشانه هایی از آن پيداست و از اينجاست اصطلاح معروف : «اگر قَسَمت را قبول کنم با دُم خروس چه کنم».

مي گويند مردي  خروسي را  دزديد و چون  مي خواست  فرار کند صاحب  خروس  سر مي رسد، دزد، سریع خروس  را در زير لباس  خود پنهان  کرد  ولي دُم  آن بيرون ماند. پس  از آن  دزد در مقابل  پرسش هاي  صاحب  خروس  قسم  مي خورد که  خروس  او را ندزديده  است . صاحب  خروس  که  دُم  خروس  خود را از زير لباس  او مي ديد اين  جمله را مي گفت. اين  جمله  براي  کسي  بکار مي رود که  جرمي  و گناهي  مرتکب  مي شود و با وجود آنکه آثار جرم  نزد او پيداست  باز قسم  مي خورد و انکار مي کند که  او مرتکب  جرم  نشده  است .

صداي خروس: بانگ خروس . از اين ترکيب است اصطلاح «آنقدر پول دارد که صداي خروس نشنيده است» و اين اصطلاح براي بيان پول بسياری که به شدت نهفته و پنهان شده بکار مي رود. مثلِ خروس جنگي: کنايه از افرادي «مثلِ خروس» آماده شده براي جنگ که به اندکی ناملايمي بمبارزه برمي خيزند خروسي را که شغال صبح مي برد بگذار سر شب بميرد. نظير: ديگي که بهر من نجوشد بگذار سر سگ بجوشد. مثل خروس است که در عزا و عروسي هر دو سر مي برند: کنايه از آدم بدبخت است. بانگ خروس; صداي خروس: کنايه از ساعات آخر شب و نزديک صبح است، چه دراين هنگام خروس براي آخر بار مي خواند. شب تيره هنگام بانگ خروس فردوسي جنگ خروس; از قديم الايام جنگ دو خروس يکي از وسائل سرگرمي بوده و گروه زیادی براي مبارزه حاضر مي شده اند و در جنگ دو خروس همواره از نژاد خاص و خروسهاي جوان استفاده ميشود. پس از آنکه ميدان جنگ آماده شد دو خروس به وسط ميدان برده مي شوند وآنها را آزاد مي گذارند که بيکديگر حمله کنند. دو خروس با قساوت و خشم هرچه تمامتر بهم مي پرند و آنقدر با چنگال و منقار خود بهم زخم مي زنند که تا جنگ با مرگ يکي و نعره گرفته ديگري که حاکي از پیروزی است خاتمه يابد. جنگ دو خروس همواره بصورت موضوع خاص درنقاشي نقاشان مورد توجه واقع شده است ‚ در چند موزه ی معروف دنیا تابلوهایی از مبارزه در خروس وجود دارد. چشم خروس ; کنايه از نهايت آراستگي و زيبائي : يکي پهن کشتي بسان عروس بياراسته همچو چشم خروس فردوسي خروس بي محل ; خروسي که در ساعت ها و اوقات غير معمول شب مي خواند. کنايه از شخص وقت نشناس . خروس جنگي ; کنايه از افرادي که به اندکی ناملايم بستيزه برمي خيزند.- || خروسهايي که براي جنگ با خروس ديگر تربيت ميشوند.

خروس  سحري ; خروسي  که  بوقت  سحر مي خواند :

هنگام سپيده دم خروس سحري داني که چرا کند همي نوحه گري يعني که نمودند در آئينه صبح کز عمر شبي گذشت و تو بي خبري↑1


مختاری، سلیمان. (1387). مقالۀ "خروس"، 15 آبان، ش 19223، در روزنامه کیهان.

جستجو در ویکی‌گفتاورد مجموعه‌ای از گفتاوردهای مربوط به خروس در ویکی‌گفتاورد موجود است.