خاطرات یک مغ
| نویسنده | پائولو کوئلیو |
|---|---|
| به کوشش | آرش حجازی |
| ناشر | انتشارات کاروان |
| محل انتشارات | تهران |
| چاپ | دوازدهم |
| شمارگان | ۵۰۰۰ نسخه |
| شابک | ISBN 964-7033-07-9 |
| زبان | پرتغالی |
| تعداد جلد | ۱ جلد |
| کتابخانهٔ ملی ایران | م۷۹-۱۳۱۷۱ |
خاطرات یک مغ نخستین رمان پائولو کوئلیو نویسنده برزیلی در سال ۱۹۸۷ نوشته شد.[۱] [۲] نام اصلی کتاب O diario de Um Mage، میتواند به «خاطرات یک جادوگر» برگردانده شود. ولی در ترجمه فارسی به نام «خاطرات یک مغ» برگردانده شده است.
محتویات |
[ویرایش] خلاصه داستان
این کتاب به بیان تجربه عرفانی پائولو کوئلیو در جاده سانتیاگو میپردازد، یکی از سه جاده مقدس مسیحیان که اعتقاد دارند با گذر از هر کدام از این جادهها نیرویی جادویی، فردی را که این جاده را پیموده در بر میگیرد، که این جادهها دارای آزمون هایی برای امتحان کردن فرد در طول جاده هستند. جاده سانتیاگو هم یکی از این سه جاده است که پائولو به دنبال سفری میرود که استادش به او دستور میدهد و به دنبال شمشیری گم شده میگردد که تجربیاتی عمیق چه از لحاظ عرفانی و چه از لحاظ فلسفی را به خواننده منتقل میکند. در پایان هر فصل کتاب پائولو روشهای عرفانی را به خواننده آموزش میدهد و در قسمت قبل آن رمان را به پیش میبرد. این کتاب به اتفاقات خارقالعادهٔ زیادی اشاره میکند که در زندگی انسانهای عادی رخ میدهد. یک ناشر کوچک برزیلی این کتاب راچاپ کرد و فروش نسبتا خوبی داشت، اما با اقبال کمی ازسوی منتقدان روبهرو شد.[۲]
[ویرایش] یادداشت مترجم کتاب
واژه لاتین «ماگو»، برگرفته از واژه ایرانی «مَغو» است که توسط ایرانیان غربی باستانی(پارت ها)، که به روحانیون نسبت داده میشد و بعد ها در دوره ساسانیان، به واژه «مٌغ» تبدیل شد. گزنفون در کتاب کوروش نامه، بنیان گذار طبقه مغان را کورش بزرگ میداند و ارسطو در کتاب درباره فلسفه میگوید : "مغان حتی از مصریان قدیم ترند." واژه مغ که پیش از زرتشت به طور عام برای روحانیون به کار میرفت، بعدها نشانگر طبقه خاصی به نام مغان شد که در آیین زرتشت، وظیفه روحانیت را بر عهده داشتند. مغان، روحانیون کیش ملی ایرانیان بودند، اما این واژه در سده پنجم پیش از میلاد، به شکل واژه مگوس (مجوس) به یونان رسید و واژه مجیک به معنای جادو از آن مشتق شد. چرا که در دوران باستان، مرز میان دین و جادو روشن نبود و روحانیون را جادوگر می پنداشتند. پس از ورود افکار ایرانیان به یونان، طبقهای به نام مجوسان در یونان ظهور کردند. بدین ترتیب، در جامعه الحاد و چندخدایی غرب در دوران باستان، مغان، آیین اسراری، و عرفانی متعالی برای ارتباط مستقیم انسان با خدا، به دور از مراسم و تشریفات رایج در جامعه آن دوران عرضه میکرد. مسیری برتر برای زندگی بشر پیشنهاد میکردند. دیوجنس لتریوس در تعریف مغان میگوید «مغان عمر خود را صرف پرستش خدا میکنند. قربانی میکنند، دعا می خوانند. بت پرستی و شمایل پرستی را محکوم میکنند. برای خدایان جنسیت قایل نمیشوند. به عدالت و تقوا پابندند. و سوختن اجساد مردگان را روا نمیدانند، غیب گویی میکنند، آویختن زینت آلات و طلا را بر خود مجاز نمیدانند. لباس سفید می پوشند. بستر خواب خود را بر زمین می گسترانند. در خوراک به سبزی و نان جو و پنیر اکتفا میکنند. می پندارند آدمی در آینده جاودانه خواهد زیست...»[۳]
[ویرایش] پانویس
- ↑ پائولو کوئلیو
- ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ وب گاه فارسی پائولو کوئلیو
- ↑ خاطرات یک مغ (مقدمه کتاب)
[ویرایش] منابع
- خاطرات یک مغ/پائولو کوئلیو؛ برگردان آرش حجازی_تهران:کاروان 1379 ISBN 964-7033-07-9