آسمان‌خراش

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو


آسمان‌خراش‌ها در لس آنجلس

آسمان‌خراش (به انگلیسی: Skyscraper) به یک ساختمان بسیار بلند که طبقات آن هر یک پس از دیگری قابل اقامت باشند آسمانخراش یا ساختمان بلندمرتبه گفته می‌شود. در فارسی در دهه اخیر واژه برج نیز برای اشاره به این مفهوم کاربرد یافته‌است.

هرچند برای تعریف آسمانخراش استانداردی رسمی در دست نیست اما بلندای دست کم ۱۵۰ متر به عنوان معیار تعریف آسمانخراش‌ها بکار می‌رود.

واژه آسمانخراش فارسی یک گرته‌برداری از واژه skyscraper انگلیسی است. این واژه نخستین بار در اواخر سده نوزدهم برای ساختمان‌های بلند شهر نیویورک آمریکا بکار رفت. بعدها تاریخنگاران معماری از کاربرد این واژه برای ساختمان‌های بلند آجری خودداری کرده و آن را تنها در مورد ساختمان‌های بلندمرتبه با اسکلت فولادی بکار بردند.

هزینه ساخت[ویرایش]

واقعیت مهم و غیر قابل انکار بلند مرتبه سازی، هزینه‌های بسیار گزاف و سرسام آور آن است. این هزینه‌ها تنها مختص ساختمان‌های بیش از ۲۰۰ متر نبوده و حتی در یک ساختمان ۴ طبقه نیز مشاهده می‌شود. اما هنگامی که ساختمانی با ارتفاعی بیش از ۲۰۰ متر یا ۴۰۰ متر ساخته می‌شود صحبت از مسایل تجربه نشده و مقیاس‌های بسیار بزرگ است. هزینه‌های این پروژه‌ها تنها محدود به مصالح یا موارد فنی نبوده و در دوران اجرا مسائل پیش بینی نشده بسیاری وجود دارد. به همه این هزینه‌ها یک فاکتور مهم دیگر هم اضافه می‌شود: ”هزینه نگهداری” که بار سنگین مالی دیگری را تحمیل می‌کند. این ساخت و سازها غالبا توسط دولت‌ها انجام می‌شود.

علت ساخت آسمان خراش (برج) ها[ویرایش]

مهم ترین دلایل ساخت برج‌هایی با این ارتفاع این طور ذکر می‌شوند:

کاربری[ویرایش]

یکی از مهم ترین دلایلی که برای برخی از برج‌های بلند مرتبه بیان می‌شود تامین کاربری‌هایی عمومی یا خصوصی است.

مسکونی[ویرایش]

واضح است که تامین کاربری مسکونی با هزینه‌هایی سرسام آور عقلانی نیست مگر در شرایطی خاص. شرایطی مانند کمبود شدید زمین در کشورهایی کوچک و متراکم یا جزیره‌ای مانند کره یا ژاپن. یا ایجاد شرایط خاصی برای برج جهت دربرگرفتن حجم بسیار عظیمی از جمعیت. که طبعا موجب هرمی تر شدن برج و اشغال محدوده بیشتری از زمین می‌شود. این قبیل طرح‌ها تنها در حد ارائه پیشنهاد مطرح شده است. با این وجود هنوز تجربه اجتماعی این چنینی وجود ندارد و عملا ریسک بزرگی برای هر کشوری محسوب می‌شود. البته لازم به ذکر است هزینه‌های اجرایی چنین پروژه‌ای بسیار گزاف خواهد بود. نتیجه‌گیری آن که عملا توجیه مسکونی برای این ساختمان‌ها منطقی نیست. و تنها یک برج از ۲۰ برج بلند مرتبه دنیا مسکونی است.

مخابراتی[ویرایش]

احتمالا بدترین کاربری در بین توجیهات مختلف برای این ساختمان‌های هزینه بر تلقی شوند. برج مخابراتی قاعدتا درآمد زایی خاصی ندارد. به علاوه می‌توان با مکان یابی مناسب و سازه‌هایی به مراتب کم هزینه تر (دکل یا …) همان کارایی را ایجاد نمود. چنین سرمایه‌گذاری “سخاوت مندانه‌ای” برای یک برج مخابراتی فقط در شرایطی خاص عقلانی به نظر می‌رسد. شرایطی جزیره‌ای یا شهرهای مسطح بدون ارتفاعات یا کاربری خاص نظامی. این مساله وقتی بغرنج تر می‌شود که عملا با پیشرفت فناوری نیاز به تجهیزات در ارتفاع بالا کمتر می‌شود. حتی ممکن است در طول دوره ساخت این گونه برج‌ها ضرورت آنها از بین برود.

اداری-تجاری-اقامتی[ویرایش]

این سه کاربری مقرون به صرفه ترین حالت برای برج‌ها است. اغلب طبقات یا اتاق‌های این برج‌ها به شرکت‌های تجاری یا بانک‌ها فروخته می‌شود. و یا به هتل‌ها واگذار می‌شود تا از نمای خاص طبقات بالایی عایدی کسب کنند. به این وسیله حجم مهمی از هزینه‌ها جبران خواهد شد. البته به شرط گذشت زمان و ارتفاع معقول برج (متوسط و پایین‌تر). اما در خصوص برج‌های مرتفع نمی‌توان با قاطعیت گفت این کاربری‌ها از پس هزینه‌ها برخواهند آمد. به هر حال الزاما باید یک دوره زمانی را برای سود دهی مشخص کرد. یعنی برای جبران هزینه‌ها از طریق فروش یا اجاره باید زمان سپری شود، که این خود ممکن است در شرایط اقتصادی خاص ضرری مضاعف محسوب شود.
درنتیجه می‌توان گفت بطور کلی جز در موارد خاص کاربری دلیلی اصلی و قانع کننده برای ساخت این برج‌ها نیست. با وجود تامین مالی از کاربری‌های تجاری-اداری-اقامتی نمی‌توان با یقین این کاربری‌ها را دلیل موجه ساخت دانست. این کاربری‌ها معمولا می‌توانند اهداف ثانویه‌ای در کنار دلیل اصلی تلقی شوند.

نشانه شهری[ویرایش]

یکی دیگر از مرسوم ترین دلایل، ساخت یک “نشانه شهری” است. این لغت دو مفهوم کلی را متبادر می‌کند. اول به معنای بنایی هویت بخش، غرور آفرین و نمادی برای شهر و دوم به معنای نشانی که بتوان با آن موقعیت سنجی کرد یا به زبان ساده‌تر آدرس داد.

هویت، غرور، نماد[ویرایش]

بسیاری از این بناها پس از اتمام به نماد شهر تبدیل شده و اگر طراحی خوبی داشته باشند شاید بتوانند پس از چند دهه هویت بخش هم باشند. اما در این باره تردیدهایی نیز وجود دارد. چرا که ساخت یک برج ۳۰۰ متری تنها روش هویت سازی نیست. هویت سازی فرایند بسیار پیچیده ایست و احتمال این که یک برج به هویت یک شهر تبدیل شود قطعی نیست. اما بیشتر برج‌های مرتفع به نمادهای شهرشان تبدیل شده‌اند. اما از سوی دیگر بسیاری از نمادهای شهری ارتفاع زیادی ندارند. اوپرای سیدنی، کلیسای سن پیتر، مجسمه آزادی، آکروپولیس و … درغرب و مساجد جامع و عالی قاپو و از همه مهمتر میدان نقش جهان نمادهایی جهانی کم ارتفاع هستند که غالبا هویت بخش و غرورآفرین نیز هستند.
نتیجه آنکه هرچند برج سازی نمادسازی است اما روش‌های دیگری هم برای نمادسازی وجود دارد که با هزینه‌هایی به مراتب کمتر انجام می‌شوند. البته واضح است که نماد سازی خود نشانی است بر بی نمادی و عقبه ضعیف تاریخی. به هر حال صرف این همه هزینه برای نمادسازی عقلانی نیست و دلیل فرعی محسوب می‌شود.

جذب گردشگر[ویرایش]

شاید موفقترین نمونه در این زمینه برج‌های دوقلو پتروناس در مالزی باشد. این برج‌ها که در سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۴ بلندترین برج‌های جهان بودند یکی از دلایل اصلی جذب گردشگر برای مالزی شدند. هرچند طراحی خاص سزار پلی و مانورهای تبلیغاتی مختلف مثل فیلم ماموریت غیر ممکن بی تاثیر نبودند اما همین لقب “بلندترین” کافی بود تا گردشگرها را به مالزی بکشاند. اما نکته جالب اینکه همان برج امروز در رتبه ۲۷ جهان است! و تنها پس از چند سال این لقب را از دست داد. امروزه با فشردگی رقابت، ریسک باقی ماندن در صدر به کمتر از دو سه سال رسیده است. عملا جذب گردشگر با لقب “ترین” احتمال کمی دارد.

پشتوانه فلسفی[ویرایش]

مهم ترین دلیل ساخت آسمان خراش‌ها در غرب و اوج گرفتن روند بلندمرتبه سازی ظهور مدرنیسم بود. در این باره شباهت‌هایی بین آسمان خراش‌های مدرن و برج بابل وجود دارد. این همان نیت اصلی و جوهره برج سازی است:”قدرت نمایی”. از این روست که برج سازی در هیچ کجا مانند آمریکا رشد نکرد. متروپلیس جدید تحقق یوتوپیا بود. موج برج سازی بخصوص در نیویورک که مساله کمبود اراضی راهش را هموارتر می‌کرد، سراسر آمریکا را در نوردید و رشک و رقابت همسایگان تمدنی را برانگیخت. لندن، پاریس، فرانکفورت و دیگر دولت‌های اروپایی با همین رویکرد اما با چاشنی رقابت اقدام به ساخت برج‌ها نمودند. به بیان دیگر انگیزه فتح آسمان کم‌کم به رقابتی برای اثبات توانایی بین دولت‌ها تبدیل می‌شد. لازم به ذکر است برج سازی تنها یک جنبه از برتری جویی مدرنیسم در غرب است. پل‌سازی، تونل سازی، اتوبان سازی عرصه‌های دیگر سرمستی انسان بود. بلندترین، طولانی ترین، سریع ترین، بیشترین، اولین، بزرگترین و هزاران “ترین” دیگر کلمات پرتکرار دوران مدرنیسم اند.

امروز با افول دوران مدرنیسم ساخت آسمان خراش‌ها در آمریکا نیز به سردی گراییده است. از بیست برج بلند ۲۰۲۰ ده برج در چین، پنج برج در خاورمیانه، چهار برج در باقی آسیا، تنها یک برج در آمریکا قرار دارد. برج شارد در لندن به عنوان بلندترین برج اروپا در رتبه ۵۶ دنیا قرار دارد. آمریکایی که در ۱۹۸۰ همه صد برج را در خود داشت در ۲۰۱۲ به ۲۴ برج رسیده است و چین به تنهایی با ۴۵ برج و خاورمیانه با ۲۷ برج میدان دارند. اگرچه پشتوانه فلسفی مدرنیسم در غرب علت اصلی این ساخت و سازها بوده است اما در شرق علت اصلی نیست. بعضی از این کشورها حتی توان و تکنیک لازم را هم ندارند وپروژه‌ها توسط شرکت‌های خارجی انجام می‌شوند. در واقع مهم ترین دلیل ساخت آسمان خراش‌های بسیار بلند در این کشورها تلاش برای شباهت به همتایان غربی است.

پیوند به بیرون[ویرایش]

نمودار آسمان خراش‌های تهران (و جهان)

منابع[ویرایش]

دلیل واقعی ساخت برج‌های بلندمرتبه چیست؟ http://miandisham.ir/کی-بلند-قدتره؟/
آسمان کبک کلاغ- بررسی چرایی برج سازی در غرب و آسیا http://miandisham.ir/آسمان،-کبک،-کلاغ/
http://www.ctbuh.org/TallBuildings/HeightStatistics/AnnualBuildingReview/Trendsof2012/tabid/4212/language/en-GB/Default.aspx ۲۰
مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، "Skyscraper"، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد. (نسخهٔ ۲۷ ژوئیهٔ ۲۰۰۶).

جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ آسمان‌خراش موجود است.